بازدید از کتابخانه نابینایان فرهنگسرای خاوران و مصاحبه با خانواده اسلامی شرار

بازدید از کتابخانه نابینایان فرهنگسرای خاوران
و مصاحبه با خانواده اسلامی شرار

روز پنجشنبه 25 فروردین ماه 1401 به دعوت مدیر کتابخانه نابینایان فرهنگسرای خاوران(کتابخانه طلوع) خانم دکتر نرگس اسلامی شرار از این کتابخانه بازدیدی انجام شد.
این کتابخانه چند سال است به خدمات‌دهی به نابینایان پرداخته و شامل کتاب‌های به خط بریل، کتاب صوتی و برخی آثار کاغذی و بینایی است. در مذاکرات بین مدیریت دفتر فرهنگ معلولین و این کتابخانه قرار شد یک نسخه از کتاب‌های منتشره در دفتر فرهنگ معلولین و نیز یک نسخه کتاب‌های صوتی تولید شده و کتاب‌های صوتی موجود در کتابخانه این دفتر به کتابخانه خاوران داده شود.
نیز درباره اقدامات مشترک و همکاری در زمینه‌های فرهنگی برای نابینایان مثل برگزاری رونمایی برای کتاب‌های جدید، برگزاری نشست درباره موضوعات مهم و سرنوشت‌ساز، بحث شد و قرار شد اولین نشست رونمایی و نقد و بررسی دو کتاب نویسنده نابینا آقای صادق صالحی در دستور کار قرار گیرد.

جلسه با آقای عباس اسلامی شرار
پنجشنبه 25 فروردین 1401 با شاعر و پژوهشگر و از پیشکسوت‌های نابینایان ایران آقای عباس اسلامی شرار جلسه‌ای برگزار شد. در چند موضوع با ایشان مشورت شد از جمله در زمینه افرادی که چند سال از عمرشان نابینا شده‌اند، آیا می‌توان آنها را نابینا نامید؟ بحث شد و به نتایج خوبی رسیدیم همچنین در مورد توانمندی‌های کسانی که در زمان بینایی به آن دست یافته‌اند، آیا می‌توان این توانایی‌ها را مرتبط به نابینایی داشت. مثلاً کسی که شاعر بوده و بعداً نابینا شده آیا می‌توان گفت نابینای شاعر است؟
در این مورد بحث شد، اگر در دوره‌ای که نابینا شده، آن توانایی تداوم نداشته، و یا نتوانسته آن را ادامه دهد، نمی‌توان او را نابینا و همراه آن توانمندی داشت. ولی اگر آن توانمندی تداوم داشته، می‌توان او را نابینای ملازم آن توانایی دانست. کسی که شاعر بوده و پس از نابینا شدن هم شعر گفتن را ادامه داده قطعاً می‌توان او را نابینای شاعر دانست.
در مورد نامیدن افراد به معلولیت بعضی معتقدند فردی را می‌توان ملتبس به معلولیتی دانست که از ابتدای تولد یا از کودکی این وضعیت را داشته است مثلاً کسی را می‌توان نابینا نامید که از تولد نابینا بوده است. اما کسی که در اواسط یا اواخر عمر نابینا شده این فرد را نمی‌توان نابینا نامید.
در مقابل دیدگاهی هست که می‌گوید هر فردی هر زمان ملتبس گردید می‌توان به همان تلبس نام‌گذاری کرد. مثلاً کسی که در سی سالگی نابینا شده و پنجاه سال عمر داشته می‌توان او را نابینا نامید.
دیدگاه سومی هست که می‌گوید او را می‌توان ملتبس دانست و مثلاً نابینا نامید مشروط به اینکه زمان نابینا شدن او را ذکر کرد.
مبحث دیگر که از ایشان مشورت گرفته شد درباره انجمن‌های ادبی و شعر مربوط به نابینایان بود. پرسش مشخص از ایشان این بود که آیا نابینایان انجمن ادبی طی این دهه‌ها داشته‌اند؟
پاسخ ایشان این بود که در گذشته تعداد نابینایان شاعر بسیار کم بود و در برخی شهرها هیچ یا یک یا دو نفر بودند ولی انجمن‌هایی بوده، که به عنوان مثال آقای شرار با همکاری شاعران بینا در تهران با کمک مرحوم رضا سحبان تشکیل داده بودند.
موضوع دیگر درباره معلمان نابینایان بود و از ایشان سؤال شد آیا ممکن است فهرستی از این معلمان به ما بدهید؟ که ایشان به آقای ظروفی و آقای رفیعی ارجاع دادند.
پس از دو ساعت بحث و اخذ مشاوره ملاقات با ایشان را به اتمام رساندیم.

جلسه‌ با آقای هاتف اسلامی شرار
پنجشنبه 25 فروردین 1401 با آقای هاتف شرار جلسه‌ای درباره موضوع مهم دانشنامه موسیقی نابینایان برگزار شد. دانشنامه موسیقی نابینایان یکی از ضرورت‌های جامعه هدف است. راجع به شیوه تکمیل و ادامه کار و دیگر جوانب این اثر بحث شد. پس از بررسی‌های مختلف قرار شد طرح‌نامه همراه با قرارداد برای هاتف ارسال گردد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.