معلولان در حسرت اجرای قانون

روایت مدیرکمپین معلولان از سالی که گذشت، با نگاهی به مطالبات حال و آینده افراد دارای معلولیت
معلولان در حسرت اجرای قانون

روزهای پایانی سال، فرصتی مغتنم برای محاسبه و بررسی میزان پاسخگویی به مطالبات جامعه هدف است و ازآنجایی‌که معلولان در هر کشوری به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه اقلیت آن باید در برنامه‌های رفاهی و خدمات اجتماعی از اولویت ویژه‌ای برخوردار باشند، ضرورت ایجاب می‌کند که سازمان‌های متولی با هماهنگی و تعامل سازنده گام‌های مؤثر و یکپارچه‌ای در جهت ارتقاء و اعتلای وضعیت معلولان بردارند. هرچند خواسته‌ها و انتظارات افراد دارای معلولیت به‌کرات مطرح‌شده اما یادآوری دوباره آن‌ها خالی از لطف نیست، ازجمله توجه جدی به امر اشتغال معلولان به‌ویژه افراد تحصیل‌کرده که بی‌تردید بیکاری آن‌ها ریشه بسیاری از نابسامانی‌های زندگی اجتماعی‌شان را موجب می‌شود و یا لزوم ایجاد مشارکت و حضور حداکثری معلولان در جامعه و رفع تبعیض‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، شغلی و فرهنگی معلولان در عرصه‌های کلان جامعه و تأکید ویژه‌بر گسترش و تسریع مناسب‌سازی یکپارچه در همه وجوه شهرهای کلان و خرد ایران و رفع موانع فرهنگی و نگرش‌های غلط جامعه باهدف آماده‌سازی شرایط اجتماعی برای حضور معلولان در جامعه.
اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان نیز به‌رغم تصویب آن در اسفندماه ۱۳۹۶ از سوی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی و لازم‌الاجرا شدن آن در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷، مورد غفلت قرارگرفته و کمپین حمایت از افراد دارای معلولیت در نامه‌ای خطاب به رئیس سازمان برنامه‌وبودجه، این غفلت را ناشی از عدم حاکمیت قانون یادشده دانسته و نوشته است: «بخش عمده‌ای از قانون حمایت از حقوق معلولان ازجمله بند یک ماده ۲۷ آن در خصوص الزام دولت به پرداخت حداقل دستمزد حقوق کار به افراد دارای معلولیت شدید و بسیار شدید و تکلیف سازمان بهزیستی به پرداخت حق پرستاری به افراد دارای معلولیت شدید و خیلی شدید و افراد دچار معلولیت‌های چندگانه به بهانه کمبود بودجه تا تحقق و اجرای کامل فرسنگ‌ها فاصله دارد.» براین اساس، بهروز مروتی- مدیر کمپین حمایت از افراد دارای معلولیت، در گفت‌وگو با «رسالت» میزان تحقق مطالبات را مطرح و از انتظارات جامعه معلولان برای سال آینده سخن گفته است.

امسال برای افراد دارای معلولیت چگونه سپری شد و کدام‌یک از خواسته‌های حیاتی آن‌ها هنوز محقق نشده؟
واقعیت این است که سال 1400، برای افراد دارای معلولیت به‌خوبی سپری نشد و چهارمین سال است که به موعد20 اسفندماه، سالگرد تصویب قانون حمایت از حقوق معلولان نزدیک می‌شویم اما در تمام سال‌های گذشته هیچ‌کدام از بندها و مواد این قانون به‌صورت کامل و دقیق اجرایی نشده است. ماده 31 این قانون دستگاه‌های اجرایی را مکلف می‌کند که گزارش اجرای آن را ارائه دهند و تاکنون باید حداقل چهار گزارش از اجرای قانون به دست مجلس می‌رسید تا خلاصه آن را مطالعه و منتشر کنند که این مسئله اتفاق نیفتاده و بودجه‌های اختصاص‌یافته نیز به آن میزانی نبوده که از معلولان حمایت شود، ضمن اینکه با تورم شدید و مضاعفی که هرروز شاهد آن هستیم، وضعیتمان نسبت به سالیان قبل بغرنج‌تر شده است. انتظار داشتیم به مددجویان بیشتر رسیدگی شود اما این مسئله هم محقق نشد و برای سال آینده درمجموع 2 هزار و 870 میلیارد تومان بودجه در نظر گرفتند و کمیسیون تلفیق، مقداری این رقم را افزایش داد و به رقم 3 هزار و 400 میلیارد تومان رساند که این عدد شاید حدود 5 درصد بودجه موردنیاز باشد.

وضعیت در حوزه سلامت به چه صورتی است؟
امسال 100 میلیارد تومان در بخش سلامت بودجه داشتیم که از این میزان حدود 30 میلیارد تومان هزینه شده، به عبارتی چیزی در حدود 97 درصد آن هزینه نشده و این درحالی است که افراد دارای معلولیت در سراسر کشور از نرخ‌های گفتاردرمانی و کاردرمانی، شکایت می‌کنند و قاعدتا بودجه باید برای این خدمات در نظر گرفته می‌شد اما متأسفانه سوء مدیریت سبب شده در بخشی هم که مبلغ ناچیزی اختصاص‌یافته، هزینه نشود. از طرفی در حوزه حمل‌ونقل نیز اتفاق خاصی نیفتاده؛ برخلاف اینکه بودجه‌ای 25 میلیاردی برای تهیه ون در شهر تهران داشتیم، اما شهرداری با خلف وعده از پرداخت این بودجه شانه خالی کرد و دوباره این رقم برای سال بعد اختصاص داده‌شده است، درحالی‌که می‌دانیم نرخ‌های سال بعد، با امسال بسیار متفاوت است.
ما می‌دانیم که مصائب معلولان به همین موارد ختم نمی‌شود و آن‌ها در تهیه لوازم توانبخشی نیز با مشکلات بسیاری دست‌به‌گریبان‌اند!
بله همین‌طور است و در کمال تأسف هرروز گران‌تر می‌شود. تمام سعی‌مان این بود که ارز 4200 تومانی به لوازم توانبخشی اختصاص پیدا کند اما این مسئله محقق نشد. در حال حاضر ویلچری استاندارد و قابل‌استفاده کمتر از 3تا 4 میلیون تومان نیست. این درحالی‌ است که بهزیستی برای تهیه آن در حدود 800 تا 900 هزار تومان کمک می‌کند. یعنی افراد دارای معلولیت بعد از 5 سال اگر بخواهند ویلچر تهیه کنند، کمک‌هزینه‌ای از سوی بهزیستی دریافت خواهند کرد و این باعث می‌شود که معلولان ما نتوانند به ویلچر موردنیاز خود دسترسی داشته باشند، برای خریداری ویلچر برقی نیز به همین ترتیب است و درنهایت سازمان بهزیستی مبلغ 2 تا 3 میلیون تومانی را به‌شرط داشتن بودجه کمک می‌کند اما امسال قیمت آن حداقل 30 میلیون تومان بوده است، این مسئله سبب شده بسیاری از افراد دارای معلولیت نتوانند این ویلچر را تهیه کنند، بنابراین قادر به تردد در شهر و مستقل شدن و یا یافتن شغل نیستند.
در بحث سمعک نیز همین اتفاق افتاده و نوع استاندارد و قابل‌استفاده آن حدود 3 میلیون تومان است که این رقم پایین‌ترین قیمت یک سمعک استاندارد است. معلولان باید سمعکی که بهزیستی می‌دهد را بلافاصله چند برابر زیرقیمت در بازار آزاد بفروشند و مابه‌التفاوتی را روی آن بگذارند تا بتوانند سمعکی را خریداری کنند.
موضوع ناکافی بودن مستمری هم گلایه‌های فراوانی را به دنبال داشته و گفته می‌شود برخی افراد دچار معلولیت برای تأمین معیشت خود ناچارند به زباله گردی روی بیاورند!
اگرچه مستمری مددجویان به طرز قابل‌ملاحظه‌ای افزایش‌یافته است و از حدود 125 هزار تومان به 350 هزار تومان رسیده ولی این رقم نسبت به تورم بازهم پاسخگو نیست. یک معلول با این میزان مستمری چگونه می‌تواند زندگی خود را اداره کند، ما تصاویر و فیلم‌های مستندی داریم که نشان می‌دهد معلولان به زباله گردی روی آورده‌اند تا به‌نوعی بتوانند هزینه‌های معیشت خود را تأمین کنند و این‌ها واقعا دردآور است. از طرفی ما در تخصیص بودجه‌های نصف و نیمه‌ای هم که پرداخت می‌شود، دچار مشکل هستیم.

اشاره شما به کدام بودجه است؟
منظورم مابه‌التفاوت مستمری فروردین‌ماه مددجویان است که نیمی از آن را پرداخت کرده‌اند و اگر تا انتهای سال نپردازند، سال دیگر مشمول پرداخت نخواهد بود. حدود دو ماه پیش آقای کوچک نژاد نماینده رشت در مجلس مطرح کرد که 1600 میلیارد تومان بودجه معوقه داریم. سوای این‌ها، هنوز از عیدی مددجویان هم خبری نیست و این عیدی طبق روال هرساله، یک ماه مستمری است. تخصیص‌های مربوط به جرائم رانندگی و عوارض و افزایش پیامک، به‌منظور پیشگیری از معلولیت نیز پرداخت‌نشده و گویا کسی نمی‌خواهد شنونده مطالبات باشد و این‌طور به نظر می‌رسد که معلولان به حال خود رهاشده‌اند و توجهی نمی‌شود. همه این‌ها نشان می‌دهد سال 1400 همانند سال‌های گذشته به‌خوبی و خوشی سپری نشده و انتظار داریم برای سال آینده کاستی‌ها جبران شود، البته با بودجه‌ای که در نظر گرفته‌اند، بازهم وضعیت بر همین منوال خواهد بود، چراکه از میزان بودجه اختصاص‌یافته مشخص است که چه نقشه راهی برای معلولان ترسیم کرده‌اند و این درحالی است که حلقه فشارهای زندگی و تورم بر معلولان تنگ‌تر می‌شود. واقعیت آن است که افراد دارای معلولیت مسئله‌ای غیرقانونی را مطالبه نمی‌کنند، بلکه خواهان اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان هستند. این گروه به مسائل و مشکلات کشور آگاه‌اند و می‌دانند وضعیت اقتصادی خوب نیست، به همین دلیل به حداقل‌ها رضایت داده‌اند و می‌گویند در بحث معیشت، ماده 27 و 7 را به‌صورت اولویت‌دار اجرایی کنید تا برای تأمین نان شب خود مشکلی نداشته باشیم، اما متأسفانه به مطالبات توجهی نمی‌شود و برای سال آینده باتوجه به رقمی که در نظر گرفته‌اند، سرانه بودجه افراد دارای معلولیت چند عدد تخم‌مرغ است.

شما بارها وضعیت اشتغال معلولان را بسیار بحرانی توصیف کرده‌اید، در این رابطه برای سال پیش رو چه اقداماتی باید در دستور کار باشد و آیا آماری از تعداد شاغلان و بیکاران دارای معلولیت موجود است؟
متأسفانه یکی از بحث‌های ما با سازمان بهزیستی و دولت همین است که سامانه جامع شغلی برای افراد دارای معلولیت وجود ندارد تا بدانیم چه تعداد از آن‌ها شاغل‌اند و چه تعداد بیکارند و یا چه تعداد واجد اشتغال هستند؛ این از ضعف‌های بزرگ سازمان بهزیستی است، اخیرا مسئول دبیرخانه کارآفرینی و اشتغال سازمان بهزیستی گفته است که در حال برنامه‌ریزی هستیم. به خاطر دارم که چندین سال قبل یک اینفوگرافی از بهزیستی منتشر شد و طبق آن از میان جمعیت یک‌میلیون و 600 هزارنفری تحت پوشش، بیش از یک‌میلیون نفر از افراد دارای معلولیت بیکار بودند. اما درمجموع، آماری در این زمینه نداریم که به‌صورت مستند بگوییم، نرخ بیکاری افراد دارای معلولیت چند برابر سایر اقشار است، ولی فکر نمی‌کنم که کمتر از 6- 5 برابر سایر اقشار باشد. در افراد دارای معلولیت به دلایل بسیاری ازجمله موانع فیزیکی و فرهنگی بیکاری بیشتر است و برای یافتن شغل؛ بیشتر با تبعیض و نابرابری روبه‌رو هستند و فرصت‌های شغلی برای آن‌ها بسیار محدود است. معمولا نگرش فرهنگی باعث شده این تصور ایجاد شود که معلولان توانایی ندارند و از سوی دیگر موانع محیطی نیز مزید بر علت شده، به‌عنوان‌مثال برای رفت‌وآمد به محل کار، متروها دسترس‌پذیر نیستند و یا محیط‌های کار مناسب‌سازی نشده. مناسب‌سازی فقط بحث پله‌ها نیست. بسیاری از مراکز، سرویس بهداشتی مناسبی ندارند و معلولان یا باید در طول روز مرخصی بگیرند و یا آب و غذایی نخورند تا به سرویس بهداشتی احتیاجی پیدا نکنند و همین باعث به وجود آمدن عوارض دیگری می‌شود.
همین موانع سبب شده تا معلولان به‌رغم جستجوی فراوان، کمتر شغلی که مناسب وضعیتشان است را بیابند و لذا دایره انتخابشان بسیار محدود است. براین اساس دچار تبعیض مضاعفی هستند و در بخش‌هایی که پذیرش‌شده و امکان اشتغال برای آن‌ها فراهم است، یک‌سوم حقوق وزارت کار را دریافت می‌کنند، بنابراین معلولان ناچارند که این شرایط را تحمل کنند.

آیا به سهمیه 3‌درصدی استخدام معلولان توجهی شده است؟
فکر نمی‌کنم بیشتر از یک تا 2درصد سهمیه استخدامی اجرایی شده باشد، درحالی‌که این مسئله باید یک‌بار برای همیشه حل شود. سازمان بهزیستی اخیرا اعلام کرده است که وقتی طبق ماده 31 به دنبال دریافت گزارش اجرای قانون از دستگاه‌ها بوده، 9 دستگاه هیچ پاسخی نداده‌اند و یا بنیاد مسکن که نهاد عمومی است در سهمیه استخدامی خود معلولان را لحاظ نکرده و یا وزارت بهداشت و سازمان صداوسیما و سایر دستگاه‌ها ،حقوق افراد دارای معلولیت را در بحث 3 درصد استخدام دستگاه‌های اجرایی نادیده گرفته‌اند.

از وام‌های خوداشتغالی چه خبر، آیا اثربخش بوده است؟
اتفاقا بیشترین شغلی که ایجادشده و به‌شخصه آن را به‌عنوان شغل پایدار به رسمیت نمی‌شناسم، این است که بهزیستی وام خوداشتغالی را به افراد دارای معلولیت پرداخت می‌کند، که البته معلولان برای دریافت آن باید از هفت‌خوان رستم، گذر کنند. چندین ماه است که رقم این وام به 100 میلیون تومان افزایش‌یافته، تا قبل از این، 50 میلیون تومان بود. اما چگونه یک فرد دارای معلولیت می‌تواند دو ضامن کارمند بیاورد؟ این درحالی است که معلولان ما مهارت فنی هم آموخته‌اند و دارای دیپلم فنی‌اند و اگر به فرض بتوانند ضامنی پیداکرده و وام دریافت کنند، همیشه این دغدغه رادارند که آن حداقل مستمری دریافتی به‌واسطه وام خوداشتغالی قطع نشود و بهزیستی هم صراحتا دستورالعملی در این زمینه ندارد که آیا با دریافت وام، مستمری قطع می‌شود یا نمی‌شود. اگرچه سود این وام 4 درصد و بهره آن پایین است، اما مهم‌ترین مشکل، پیدا کردن ضامن است و به این دلیل، بسیاری از افراد قادر به دریافت وام خوداشتغالی نیستند. برای امسال
2 هزار و 100 میلیارد تومان در بهزیستی اعتبار داشتیم، که از این نظر هزار و 750 میلیارد تومان آن محقق شده و گفته می‌شود برای حدود 43 هزار نفر از مجموع کل مددجویان شغل ایجادشده است، که مشخص نیست چه تعداد از دریافت‌کنندگان وام خوداشتغالی از افراد دارای معلولیت بوده‌اند.اما در حال حاضر با مبلغ 100 میلیون تومان نمی‌توان شغل پایدار ایجاد کرد و ممکن است افراد پس از دریافت این وام، آن را برای مباحث درمانی و معیشتی و تهیه وسایل توانبخشی صرف کنند و پرداخت قسط این وام نیز، هزینه مضاعفی را به آن‌ها تحمیل می‌کند.
صندوق حمایت از فرصت‌های شغلی افراد دارای معلولیت چقدر می‌تواند کمک‌کننده باشد؟ شما اخیرا مطرح کرده‌اید که این صندوق ماهیت خود را ازدست‌داده و به صندوق فرصت‌سوزی تبدیل‌شده است!
طبیعتا انتظار داشتیم در سال 1400، صندوق فرصت‌های شغلی که در قانون ماده 10 آمده، شروع به کار کند اما فرصت سوزی‌ها باعث شد که چهار سال پس از تصویب این قانون و تهیه اساسنامه صندوق، به ایرادات آن پی ببرند و در حال حاضر، دوباره به دنبال تهیه و تدوین اساسنامه هستند که این پروسه، مشکلات مضاعفی دارد. در صورت آغاز به کار این صندوق، بهزیستی می‌توانست با ضمانت معلولان برای آن‌ها شغل ایجاد کرده و یا وام‌های خوداشتغالی را اختصاص دهد. در این صورت نیازی به ضامن نبود و می‌توانستند از محل یارانه و مستمری بهزیستی، ضمانت‌های موردنظر را اخذ کنند که این مسئله هم در سال 1400 محقق نشد و یکی از انتظارات این است که اساسنامه صندوق فرصت‌های شغلی تهیه و تصویب و آغاز به کار کند.

فکر می‌کنم تمامی موضوعات مهم مطرح شد، آیا نکته‌ای باقی‌مانده است که بخواهید به آن اشاره‌کنید؟
بله، متأسفانه اغلب دستگاه‌هایی که در امر اجرای قانون حمایت از حقوق معلولان دارای تکلیف یا وظیفه‌ای هستند به تکالیف قانونی خود عمل‌نکرده‌اند و مجلس نیز نظارتی بر اجرای این قانون ندارد. در طول سال ۱۴۰۰ فقط چند مورد تذکر کتبی یا شفاهی داده‌شده است. در دولت جدید نیز تا به اینجای کار، به‌غیراز تغییر و تحولات در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و جابه‌جایی‌های دیرهنگام مدیران ارشد سازمان بهزیستی چیزی مشاهده نشده و وعده‌های اولیه وزیر کار نیز فعلا عملی نشده است. امیدواریم سال آینده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی برای افراد دارای معلولیت اقدامات عملی در دستور کار باشد. نکته دیگر هم مربوط به مددجویان پشت نوبتی است که تا انتهای سال جاری حدود ۵۰۰ هزار نفر مددجو برای دریافت مستمری پشت‌نوبت مانده‌اند که این افراد شغل و هیچ‌گونه درآمدی ندارند و از دریافت مستمری ناچیز هم محروم هستند، بنابراین امیدواریم سال آینده در چرخه حمایتی قرار بگیرند.

منبع: سایت روزنامه رسالت، 9 اسفند 1400

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.