نشست “توانبخشی فرهنگی معلولان و وظایف خیریه ها”

نهمین نشست خیر و خرد با موضوع “توانبخشی فرهنگی معلولان و وظایف خیریه ها”

سخنران: محمد نوری، مدیرعامل دفتر فرهنگ معلولین
زمان برگزاری: سه شنبه 28 اردیبهشت ماه 1400
ساعت برگزاری: 18:30 الی 20
محل برگزاری: موسسه دارالاکرام تهران
محور نشست: “دفتر فرهنگ معلولین”، موسسه ای بین المللی و غیرانتفاعی است که در زمینه ارتقای دانش و فرهنگ در بین جامعه معلولین کشور و افزایش خلاقیت و توانایی آنها فعالیت می کند. در این نشست به این موضوع پرداخته خواهد شد که آنچه معلولین به آن نیاز دارند تغییر ذهنیت، باور، درک و یافتن قدرت های فراوانی است که در آنها به ودیعه گذاشته شده است. بدین ترتیب لازم است تا خیریه ها نیز رسالت خویش را در همین سمت و سو تعریف کرده و از روش های پیشین دست بردارند. در کشورهای توسعه یافته با استفاده از چنین دیدگاهی توانسته اند به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنند. خیر خردمندانه برای این جامعه در چنین فضایی باید دیده و تعریف شود.

گزارش نهمین نشست از سلسله نشست های خیر و خرد
سه شنبه 28 اردیبهشت ماه 1400، نهمین نشست از سلسله نشست های خیر و خرد با موضوع “توانبخشی فرهنگی معلولان و وظایف خیریه ها” در موسسه دارالاکرام و با همکاری نشر نی برگزار شد. محمد نوری، مدیر عامل دفتر فرهنگ معلولین با حضور در دفتر ستاد موسسه دارالاکرام برای مخاطبان و علاقه مندان این برنامه به صورت آنلاین به ارائه سخنرانی پرداختند.
من قبل از هرچیری تشکر کنم از جناب آقای میراحمدی که زحمت این بحث را کشیدند. من خودم معلولیت دارم و معذرت خواهی میکنم چون صدای خوبی ندارم. بحث توانبخشی بحث مفصلی است. دامنه گسترده ای دارد. هنر و مجلات و … که به آنها خواهیم پرداخت. بحث از اینجا شروع کنیم که ما در حال حاضر در ایران واژه ای داشتیم به نام فیزوتراپی که به معنای درمان فیزیک یا جسم انسان است که در مقابل فرهنگ درمانی است. در دنیا کم کم به این نتیجه رسیدند که فرهنگ درمانی مکمل یا جایگزین فیزیک درمانی باشد. بجای قرص خواب داستان میخوانند . فیلم میسازند. بچه ها وقتی شلوغ بازی میکنند یک بزرگتری مگوید فیلم بگذارید ساکت شوند. این کار کرد دارد. این نگاه در ساماندهی معلولین هم کارکرد دارد. ما میتوانیم با فکر و اندیشه و روح و روان ….
ما در دوحه بودیم. مرکز اوتیسم ها.. هنوز جوانبش روشن نیست. یک پسر دوازده ساله بود که خودش را به در و دیوار میزدو … هر کار کردند ارام نگرفت. تا از دور یک خانمی آمد. اسمش را صدا زد. آرام شد. پسره آرام شد. خانمه داستانی را ادامه داد. معلوم شد این خانم داستانی گفته و امروز که دیر رسیده بچه بی قرار شده چون منتظر ادامه داستان بوده است. این شیوه مکمل جدی است. انشاالله امروز به آن بپردازیم بویژه از نظر خیریه ها…
همین که این خیریه در جهت تحصیل قدم برداشته. قبلا میگفتن ببرید زیارت.. تحصیل مهم است. یا کتاب خوانی یا …

مجری: البته این موارد گذشته را نقض نمیکند.
فیزوتراپی یک مقداری نقد شد. در برنامه های رسمی بهزیستی. مسئولان گفتند که باید روش های منسوخ را تغییر دهیم. بالاخره ایران هم در این مسیر است. یه بخشی است طبیعی است که باید باشد ولی بخش فرهنگ درمانی کارکرد دارد باید برویم به سمت آن. تا از این طریق حل کنیم.
دانش آموزان معلولان معروفی داریم از ایران… محمد نباتی… آن کسی که محمد نباتی را به مدرسه برده بود میگفت از پدرش کتک خورده میگفت این باید چوپان شود…. اسکندر آبادی و آزاده آبادی … پدرشان سپردشان به مدرسه ای در اصفهان و الان سمت های مهم فرهنگی دارند. بنابراین این کارها خیلی تاثیر دارد. معلولان مهم از طریق فرهنگی …
مجری: معلولان زمانی به جایی میرسند که اطرافیان حواسشان باشد. خانواده. مردم و دولت… مسائل فرهنگی نجات بخش است.
بله. همینطور است. معلولیت همیشه در تاریخ انسان ها وجود داشته. حتی در تصاویر غار ها هم تصاویر از معلولان وجود دارد. از همان ایام دو نگاه وجود داشته. یکی اینکه اینها زاید هستند. هنوز هم هست. تفکر مقابلش هم هست. هیتلر میگفت اینها زاید هستند باید حذف شوند. هنوز هم خیلی گفته میشود. این دو تفکر به موزات هم پیش آمدند تا اینجا.. تا کنون تاریج جامع و تکمیلی از معلولیت وجود ندارد. ما دنبالش هستیم.

مجری: علت پیشرفت جوامع غربی و توجهشان به معلولان چیست؟
نوری: از اواسط قرون وسطی ادیان گفتند کشتن انسان ها مجاز نیست. و موسسات نگهداری معلولان تاسیس شد. حدود سیصد چهار صد سال وجود داشت. با زندگی محدود. یک زندگی نباتی که نمیرند. حداقل امکانات. تا قرن نوزدهم میلادی که کلا دیدگاه ها تغیر کرد و این نگاه به ایران هم آمد. اولین بار امیر کبیر …. در روسیه… تابلوی مدرسه نابینایان را دید و بسیار تعجب کرد و در بازگشت به ایران به پادشاه گزارش داد. اینها کتابش را ما چاپ کردیم و در سایتمان است. امیر کبیر و دو سفیر شروع کننده این نگاه در ایران بودند. اولین مدرسه نابینایان در تبریز توسط یک کشیش مسیحی تاسیس شد.
در غرب اولین مدارس با این نگاه آغاز شد که اولا این نگاه دینی که اینها شیطانی اند درست است. در عهدین آمده است که شیطان وقتی نفوذ میکنند معلولیت پیش می آید. تحول غرب از این نکته شروع شد که اینها شیطانی نیستند بلکه سرمایه ملی اند. چون اینها ابتکارات زیادی از خود نشان میدادند.
کم کم این نظر مطرح شد که معلولین یک ضرورت برای جامعه هستند. مثل انتی بیوتیک کنترل شده که بدن شما را مقاوم میکند. این ها ضرورت بقاع جامعه هستند. ب
بعد ها دیدگاه های دیگری آمد که اینها با سایری تفاوتی ندارند.
بحث این است که دقیقا در همان زمان که در ایران یک خیری وقف معلولان کرده . مثلا در اصفهان یک خانه بزرگ وقف نابینایان شد. در آمریکا هم همین اتفاق افتاد. یک خانه … الان آن خانه شده یک شهرک. ولی این خانه تبدیل به ملک شخصی شده است. چرا؟ خیلی از موقوفات اصفهان متعلق به معلولان بود. ولی در به مرور سوء استفاده شد و شخصی شدند. خلی از املاک اصفهان از این جهت … خب غرب اینگونه در این زمینه پیشرفت کرد.

مجری: آقای نوری پشتیبانی قانونی در ایران چگونه است؟
ریشه از همین جا شروع میشود. در ایران خیریه ها مثل همین خیریه شما باید مراکزی درست کنند که تجربیات غرب را منتقل کنند. در هر شهری کلی معلول هست که سالانه کلی خرج میشود و خروجی مشخصی ندارد. سالانه رقم بالاییییی خرج سفر معلولان میشود. ما نیا مدیم به مدیران خیریه اموزش دهیم که به معلول چه چیزی یاد بدهد. سفر و گذران وقت نباید اولویت اصلی نباید باشد بلکه مهم توانبخشی است.
ما قانون آنچنانی نداریم. خود دولت هم سرمایه گذاری این چنینی نکرده که مدیران خیریه و بهزیستی آموزش ببنید. که حالا بحثش مفصل است. رانت دارند و … مردم باید خودشان پیشگام بشوند. باید موسسات هدفمند تشکیل شود. ما آمادگی راهنمایی و همکاری داریم.
مجری: این حرکت حتما سختی ها و مشکلاتی دارد. ما باید مدیران مدبری داشته باشم. خیریه ها تا آنحا که میتوانند سعی دارد توانمند سازی کند….
ما اگر آموزش و انتقال تجارب را جدی بگیریم. ما قانون مصوب مجلس 96 هیچ بحثی از خیریه ها نشده. این متنش است. هیچ جایی ندارد. اما در کنوانسین داریم. قانون داریم. 2006 قانونی وضع شد در حقوق معلولین 1387 مجلس شورای اسلامی ایران ما را ملحق کرد به این کنوانسیون . ولی خبری از اجرای آن نیست. مثلا در افغانستان و تاجیکستان گفتند ما قانون مجزا تصویب نمیکنیم. همین کنوانسیون بهترین است. ما ولی هیچ اقدامی نکردیم. آن را اجرا نکردیم. قانونی در زمان احمدی نژاد تصویب شد که دولت نوشت من این را اجرا نمیکنم.
من خود با محمود حرف زدم گفت اصلا اس معلولین را پیش من نیار. بدم میاد. گفتم اینها نخبه اند. گفت هیچی نگو . قانون ما راه را از ابتدا خطا رفت. در ماده 1 معلول را اینگونه تعریف کرده که فردی که کارایی ندارد و از نظر دارایی استقلال ندارد.

مجری؟ مگر سازمانش بهزیستی نیست. چرا آنها کاری نمیکنند؟
مفصل است. بحث مجزا میخواهد. یک برنامه بود که مفصل گفتیم. دوباره هم حاضریم بیاییم. کلا ساختار بهزیستی و پزشکی ایران با روح کنوانسیون مغایرت جدی دارد. من حاضرم اثبات کنم این قانون فعلی تبعیض زا ترین قانون است. حاضرم اثبات کنم. هرکی میخواد بیاد بگه.
حالا بحث فعلا این نیست . برگردیم به بحث خودمان.
تاریخچه بحث را گفتیم. حالا درباره بحث دینی بگویم تنها دینی که پیامبرش گفت برا ی معلولان آموزشگاه بزنید. سفره مشترک بندازید. اسلام بود. ائمه ما اینجور بودند. امام علی اولین حمایت های حاکمیتی از معلولان را داشت.
گزنف اولین کتاب درباره کوروش را نوشت. خودش رومی بود ولی شیفته کوروش شد و عضو سپاهش شد. کتابی نوشت درباره کوروش. زندگی کوروش. در این کتاب که حدود دو سه قرن قبل از میلاد نوشته شده است. کوروش دستور داد که برای معلولین اسایشگاه بزنند. این دو نمونه فرق دارند.

مجری/ شما گلایه داشتید که ما هیچ معاونت فرهنگی ویژه معلولان نداریم.
ما در قانون خودمان معلولیت را یک مقوله شخصی و پزشکی دانستند نه یک پدیده اجتماعی و فرهنگی. مثلا فلانی نابینا است و پزشک باید تلاش کند بینا شود اگر نشد باید کمک کنیم یه جوری زنده بماند. اما نگاه سازمان ملل این است که این یک فرد صاحب حقوق است. همه باید کمک کنند این بتواند به معنای کاملش زندگی کند. درس بخواند . رشد کند. مثل سایرین تردد کند. امکانات بهره ببرد. اما نگاه بهزیستی ما این نیست. نمی رود دنبال تغییر فرهنگ .

خیریه ها چه نقشی میتوانند داشته باشد؟
خود مردم باید بیایند وسط. خیلی اقدام میشود انجام داد. مثلا ما برای معلولین کتاب مرجع تا قبل سال 90 نداشتیم. بعد ما شروع کردیم. الان در ایران حدود سی تا کتاب موجود است. بدون این کتاب ها نمیشود. خیلی مهم هستند. کتب عادی هم خیلی نیست.. خیلی کم است. واقعا کم است. ما چهار میلیون کتاب باید میداشتیم. الان حدود دو سه هزار تا…
ما در دانشگاه رشته ویژه معلولیت نداریم. در غرب بسیار است. رشته های ویژه معلولیت داریم. حتی دانشگاه های ویژه معلول داریم. دانشگاه ویژه ناشنوایان. این ها از یک خانه ساده شروع شدند. در ایران وزارت علوم دانشگاه ویژه معلولان تاسیس نکرده است. تولید کتاب هم خیلی کم است. چون کتاب اساس فرهنگ است. ما خودمان هر معلولی در هر جای ایران کتاب بنویسد ما چاپ میکنیم. رایگان. درباره معلولان هر کتابی باشد چاپ میکنیم. ما یک کتاب ویژه با زبان اشاره برای کودکان معلول نداریم. برای بزرگسالان هم یک کتاب داریم. چون خرجش زیاد. …
مجری: از آنجا که ما نه قانون حامی داریم و نه دولت دغدغه مندی ناچاریم خود مردم و افراد دست به کار شوند. شما پیشنهاد میکنید خیریه ها برای معلولان کار فرهنگی کنند. برای خانواده ها و شرکت ها و مراکز علمی و فرهنگی و تجاری و … جای کارهای جدی وجود دارد. شما فرمودید بهتر است خیریه پیش قدم شوند و کارهای فرهنگی برای ترویج این کارها انجام دهند. خیریه ها جمع شوند و مدیران را آموزش دهند. این خیلی مهم است. این اقدامات هزینه آنچنانی هم ندارد. ولی مهم هستند. بعضی خیریه ها دکان هستند که هیچ. ولی خیریه های خوب و با انگیزه خیر خیلی زیاد است ولی عموما آموزش ندیدند. من خودم در هلند آموزش دیدم. در دانمارک… در زمان پهلوی چند مدیر خیریه را فرستادند انگلستان آموزش ببینند. هنوز هم هستند. این ها خیلی تاثیر داشتند. الان نه تنها کسی را نمی فرستند بلکه ارتباط با غرب را درست نمی دانند.

سوالات :
آیا تاسیس دانشگاه های تخصصی موجب جدا سازی نمیشه.
بحث بسیار مهمی است. کنوانسیون تاکید دارد. ولی تا پارالمپیک تاسیس نشد توانمندی معلولان در ورزش دیده نشد. در واقع این دانشگاه ها قرار نیست جدا سازی کنند بلکه باید شرایط و زمینه مناسب را فراهم کنند و تسهیل گرباشد.

آیا در قانون داخلی برای کودکان معلولان امتیاز خاصی در نظر گرفته شده است؟
کنوانسین ذاتا ضد تبعیض است ولی قوانین ما سراسر تبعیض است. برای نابینایان مسابقات قرآن میگذارند ولی برای ناشنوایان نه. حوزه فقط مجروحان جنگی را راه میدهد. به معلولان جنگ حقوق و امکانات داده میشود ولی به معلولان غیر جنگی نه…

آیا مشاوره تلفنی برا معلولین وجود دارد؟
بله یک رادیو هست. مشاوره تلفنی هم دارد. ولی حرفای ما را نمیزند.

معلولان از کجا باید شروع کنند؟
از آموزش…

آیا…
ما حدودا هفت هشت میلیون معلول داریم. نباید توقع داشته باشیم دولت با بودجه مستقیم دادن این را حل کند. اصلا نمیوشد. مردم باید خودشان به لحاظ فرهنگی تغییر کنند. چون دایره و وسعت مسائل خیلی زیاد است. ما باید در فرهنگمان یک تغییر نگاه داشته باشیم.
ما باید بداینم با آموزش میتوان به یک فرد معلول همه چیز یاد داد. هرچند متفاوت. ما همانطور که برای فرد سالم وقت و انرژی میگذاریم باید برای همه بگذاریم و خواهیم دید که همه آموزش پذیرند.
در ایران فیلم های خوبی وجود دارد. کتاب گویا هم تا حدی داریم. کار اورژانسی این است که اینها در شهرهای مختلف تجمیع و سرویس دهی شوند. من پیشنهاد میکنم یک خیریه برای این کار پیش قدم شود که این خدمات را ارائه دهد. ما خودمان هر کتابی داشته باشیم با یک تلفن ارائه میدهیم. دفتر فرهنگ معلولین…
اساسا اطلاعات معلولین در ایران یا جمع آوری نشده یا در دسترس نیست. ما اولین بانک اطلاعات را زدیم. حدود هزارتا مرکز در این رابطه داریم.

مهمترین آسیب خیریه ها خدمت رسانی به معلولان چیست.
بهترین موسسات در آمریکا هستند. بررسی شده که است که چرا؟ اینها از راه تولید پیشرفت کردند. یعنی سرمایه اولیه خیریه را خرج نکردند و تبدیلش کردند به یک نهاد تولیدی که از در آمد آن صرف امور خیریه و توسعه سرمایه شود. به مرور خب افزایش پیدا کرد. چون مستقل و بی نیاز بودند و توانستند خوب کار کنند.

تعداد جانبازان در ایران موجب تغییری شده است؟
آنها خودشان را معلول نمیدانند. اصلا مراجعه نمیکنند. متاسفانه به تبعیض هم دامنه زدند.

آیا کلمه معلول اشکال دارد؟
این بحث قدیمی است ولی در مجموع با توجه به کلیه اسناد و قوانین و …. که معلول استفاده شده است ما عملا نمیتوانیم استفاده نکنیم. ضمن اینکه هر کلمه جایگزین هم همین ایرادات را دارد. باید ذهنیت ها را تغییر دهیم تغییر کلمه فایده ای ندارد. ضمن اینکه کلمات خیلی دستور پذیر نیستند. طبیعی رشد و تغییر دارند.

ما چطور باید با معلولین رفتار کنیم. در حوزه های مختلف روزمره…
متاسفانه در جامعه ما جا نیافتاده که چطور رفتار شود. هنوز در مدارس بحث تلفیق مشکل دارد. خانواده ها اعتراض میکنند. بچه ما از فلان بچه معلول میترسد! چرا؟ چرا چنین حرفی اصلا گفته میشود. ما متاسفانه در این حد دور هستیم از ایده آل ها…

پیغمبر به نابینا حکم داده است. آیا مسئولان ما حاضرند چنین حمایتی داشته باشند؟
کودکان خیلی راحت با معلول ها و کلا متفاوت ها ارتباط بر قرار میکنند. ظاهرا مشکل از ما بزرگترها است.
صحبت های پایانی: مجددا تشکر میکنم از موسسه دارالاکرام. خدمات مهمی انجام میدهند. ما حاضریم همکاری جدی داشته باشیم. در این وادی تجربه داریم. سی سال. میتوانیم با دارالاکرام کارهای مشترکی داشته باشیم. بالاخره معلولین سرمایه های این جامعه اند.ما نمیتوانیم چشم روی هشت میلیون جمعیت کشور ببندیم. معلولان نیاز به رشد و آموزش دارند. دارالاکرام هم به عنوان حمایت گر آموزش نسبت به این افراد …

منبع: سایت الفبای فردا، 29 اردیبهشت 1400

نهمین نشست سلسله جلسات به مهربانی

قوانین مربوط به معلولان در ایران دارای اشکالات اساسی است

نشست آنلاین با موضوع «توانبخشی فرهنگی و وظایف خیریه ها»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *