افزایش گرایش به پذیرش فرزند خواندگی معلولان

افزایش گرایش به پذیرش فرزند خواندگی معلولان

حبیب‌الله مسعودی‌فرید
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور

موضوع فرزندخواندگی بعد از قانون مصوب مجلس در سال ۹۲ که آیین‌نامه‌های آن نیز درسال ۹۴ در هیأت دولت مصوب شد، روند اجرایی مطلوبی را آغاز کرد، چراکه در قانون جدید، فرزندانی که دارای سرپرست غیر‌مؤثر یا بدسرپرست بودند هم می‌توانند به فرزندخواندگی پذیرفته شوند.

براساس قوانین قبلی تنها خانواده‌هایی می‌توانستند برای فرزندخواندگی درخواست دهند که دارای فرزند نبودند، اما در قانون جدید هم خانواده‌های دارای فرزند و هم زنان مجرد بالای ۳۰ سال می‌توانند در این زمینه اقدام کنند، ضمن اینکه سن فرزندخواندگی از ۱۲ سال به ۱۶ سال تغییر کرده و از این منظر تعداد واجدین شرایط افزایش یافته است. سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر رویکرد فعالانه‌تری نسبت به موضوع فرزندخواندگی داشته است، به طوری‌که سرعت رسیدگی به پرونده‌ها و پایش وضعیت کودکانی که دارای شرایط لازم بودند، را سرعت بخشیده است تا افرادی که پشت نوبت قراردارند سریع تر به نتیجه برسند. از طرفی با اطلاع رسانی، تبلیغات و آگاهی بخشی میان افراد مختلف جامعه، افکار عمومی نسبت به گذشته تمایل بیشتری به فرزندخواندگی پیدا کرده است، به طوری‌که علی‌رغم پیشرفت‌های مناسبی که درحوزه ناباروری اتفاق افتاده است، اما افرادی که به هر دلیلی امکان بچه‌دار شدن، ندارند، ترجیح می‌دهند که برای فرزند‌آوری اقدام کنند. این نگاه حتی به حوزه فرزندان دارای معلولیت هم معطوف شده است و ما اکنون با اقشار متفاوتی از طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی مواجهیم که در این زمینه بدون قضاوت و ترس ورود پیدا می‌کنند؛ حتی خانواده‌های دارای فرزند هم برای سرپرستی فرزند اقدام می‌کنند که درگذشته چنین باوری وجود نداشت. در حوزه معلولین اتفاقاً نگاه خیرخواهانه‌ای شکل گرفته است. بسیاری ازخانواده‌ها در ابتدا برای پرداخت هزینه درمان کودک مراجعه می‌کنند، اما بعد از مدتی به کودک علاقه‌مند شده و برای سرپرستی او اقدام می‌کنند. ما با پرونده‌های متعددی در این زمینه مواجهیم. مثل پزشک ارتوپدی که چندین جراحی مختلف را روی کودک انجام داد و با وجود اینکه پدر دو فرزند بود، اما این کودک را هم به سرپرستی پذیرفت یا موارد دیگری که کودکان نیاز به عمل جراحی داشتند و خیرین ابراز تمایل کرده و بعد از پروسه درمان، کودک را هم به فرزندی قبول کرده‌اند. براین اساس تمام تلاش ما این است که در حوزه معلولیت، پرونده‌های تشکیل شده را تسریع بخشیده و تمام خدمات و مزایایی که در اختیار افراد دارای معلولیت قرار می‌دهیم، به این خانواده‌ها نیز تعلق گیرد، اگرچه افرادی که در این زمینه مراجعه می‌کنند، نسبت به دریافت این مزایا هیچ رغبتی ندارند. علاوه بر این، با اجرای طرح شامل‌سازی تلاش می‌کنیم تا کودکانی که دارای معلولیت هستند تا جایی که امکانپذیر است، در کنار سایر کودکان قرار بگیرند، در اینصورت امکان اینکه کودک در معرض فرزندخواندگی قرار بگیرد، بیشتر می‌شود. البته با وجود سیاست شامل‌سازی و تلفیق اما در برخی مراکز ویژه، افراد دارای معلولیت و بدون سرپرست بزرگسال نگهداری می‌شوند که دارای معلولیت‌های شدید هستند، اما ما سعی می‌کنیم تا شرایط اجتماعی را در این مراکز ایجاد کنیم، اغلب دیده شده است فردی که قادر به صحبت کردن نیست، وقتی در کنار سایر افراد و در محیط اجتماعی قرار می‌گیرد، در کنار گفتار درمانی، توانایی صحبت کردن پیدا می‌کند. ما با موردی مواجه بودیم که کودک دارای سندروم داون بود و نمی‌توانست صحبت کند، اما وقتی فرزندخوانده شد و آن احساس مادر و فرزندی شکل گرفت، قدرت تکلم پیدا کرد، درحالی‌که اگر به سرپرستی پذیرفته نمی‌شد، ممکن بود این اتفاق بسیار دیر یا هرگز نیفتد. درحال حاضر فرآیند پذیرش کودکان دارای معلولیت با کودکان دیگر متفاوت نیست، اما از آنجا که تقاضا برای این کودکان کمتر است، سرعت اجرای کار بیشتر است. درحالی‌که درباره نوزادان و کودکان زیر سه سال این روند طولانی‌تر می‌شود و طبیعی است که با توجه به تعداد متقاضیان و وجود هزار و ۵۰۰ کودک زیر سه سال، پشت نوبت ماندن نیز به درازا می‌کشد. هم‌اکنون به ازای هر نوزاد، حدوداً ۱۵ خانواده در صف قرار دارند. شخصاً به خانواده‌های متقاضی مشورت می‌دهم که اگر کودک بالای ۵ سال یا بالاتر هم به فرزندخواندگی بگیرند، هیچ نگرانی برای پذیرش عاطفی و اجتماعی وجود ندارد و اتفاقاً افرادی که این کار را انجام می‌دهند، بسیار احساس رضایت داشته‌اند. درباره فرزندان دارای معلولیت هم با وجود سختی‌هایی که به خانواده تحمیل می‌شود هم این کار انجام می‌شود. براساس آخرین آمار در سال ۹۷، حدود ۹۵ خانواده برای پذیرش کودک دارای معلولیت (خفیف تا شدید) اقدام کرده‌اند که در سال ۹۸، تعداد پرونده متقاضیان به حدود ۱۶۸ مورد افزایش یافته است، این موضوع نشان‌دهنده تمایل بیشتر خانواده‌ها به پذیرش کودکان دارای معلولیت است. هم‌اکنون روش‌های درمانی متعددی برای درمان برخی معلولیت‌ها کشف شده است و اگر ما بتوانیم در بدو تولد، در حوزه نظام سلامت، به خانواده‌هایی که دچار استیصال و درماندگی شده‌اند، مشاوره و همفکری درستی ارائه بدهیم، از رهاکردن این کودکان یا سپردنشان به مراکز شبانه روزی جلوگیری کرده‌ایم. قطعاً برخی معلولیت‌ها مثل شکاف لب با یک جراحی قابل درمان است، حتی اگر خانواده‌ای استطاعت مالی هم نداشته باشد، می‌تواند با مراجعه به مراکز خیریه، از حمایت‌های خیرین برخوردار شود. خوشبختانه خانواده‌هایی که کودکان دارای معلولیت را به فرزندی می‌‌گیرند با جان و دل از او مراقبت می‌کنند ما بندرت و انگشت شمار با خانواده‌هایی روبه‌رو بودیم که کودک را به مراکز بهزیستی بازگردانده باشند؛ حتی در یکی از موارد، خانواده پزشکی که سرپرستی یک کودک سی‌پی (فلج مغزی) را قبول کرده بودند، بعد از سه سال به خاطر بی‌قراری‌های کودک به ناچار و با ناراحتی به مرکز ما مراجعه کردند. حتی مواردی داشته‌ایم که کودک به علت معلولیت پیشرونده فوت کرده است، اما خانواده تا لحظه آخر درکنار او بوده و تنهایش نگذاشته‌اند. هم‌اکنون حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کودکانی که در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند، دارای معلولیت با درجات مختلف هستند که امکان فرزندخواندگی دارند و خانواده‌ها می‌توانند برای سرپرستی آنها اقدام کنند.

منبع: سایت روزنامه ایران، 9 مهر 1399

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *