کمیته ملی پارالمپیک در ایران فرزند انقلاب است

مصاحبه با حجت الاسلام سید محسن حسینی مرادآبادی معاون فرهنگی کمیته پارالمپیک ج.ا.ا
کمیته ملی پارالمپیک در ایران فرزند انقلاب است

توضیح: مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن حسینی مرادآبادی به هنگام بازدید ایشان از «دفتر فرهنگ معلولین» در 22 خرداد 1399 در شهر قم انجام شد. در این مصاحبه آقایان محمد نوری، علی نوری و سیدیوسف حکیم از طرف دفتر فرهنگ معلولین حضور داشتند.

متن گفت‌وگو

* لطفاً درباره زندگی‌نامه کاری خودتان توضیح و گزارش مختصری بفرمایید؟
ـ سید محسن حسینی مرادآبادی هستم و از سال 1386 از پرسنل جامعه المصطفی قم هستم، و نزدیک به ده سال به عنوان مدیر تربیت بدنی و سلامت جسمانی جامعه المصطفی العالمیه فعالیت داشتم. سپس چند سالی در بخش قرآن جامعه المصطفی فعالیت نمودم. یک سال، مأمور به خدمت در موسسه تربیت بدنی آستان قدس رضوی در مشهد شدم و اکنون نیز یک سالی است مامور به خدمت در کمیته ملی پارالمپیک ج.ا.ا هستم. البته در جامعه المصطفی هم درس می‌خوانم. یعنی هم پرسنل آنجا هستم، و هم در رشته قرآن و علوم گرایش مدیریت در مقطع دکترا درس می‌خوانم ولی الآن درسم تمام شده است و مشغول تدوین رساله‌ام دکترا هستم.
الآن دومین سالی است که با کمیته ملی پارالمپیک مشغول به همکاری هستم و در محدوده مسائل فرهنگی معلولین و جانبازان ورزشکار کار می‌کنیم، در سمت معاون فرهنگی کمیته ملی پارالمپیک.

* مرادآباد در کدام شهر و استان است؟
ـ «مرادآباد» یک روستای کوچکی است در سیزده کیلومتری شهر اراک. معروف ترین امام زاده شهر اراک امامزاده محمد عابد است و روستای مرادآباد در سه کیلومتری آن امامزاده قرار دارد.

* محل استقرار معاونت فرهنگی کمیته پارالمپیک در تهران کجا است؟
ـ کمیته ملی المپیک قبل از وزارت ورزش و جوانان و نزدیک نمایشگاه دائمی مستقر است. یعنی در مجموعه ورزشی انقلاب واقع است. کمیته ملی پارالمپیک در واقع متولی ورزش جانبازان و معلولین کشور است و برای اعزامشان به مسابقات پارالمپیک جهانی برنامه‌ریزی می‌کند.
طبق اساسنامه کمیته ملی پارالمپیک که مصوب مجلس و هیئت وزیران و ابلاغ رئیس‌جمهور است، جامعه هدف ما کلیه جانبازان و معلولین کشور هستند. که دارای نوعی معلولیت بوده و تحت پوشش و حاکمیت کمیته بین‌المللی پارالمپیک باشند. یعنی هر آنچه در این چارچوب‌ها قرار بگیرند، وظیفه ما است که پیگیر باشیم، منتها با نگاه ورزشی و تمرکز بیشتر بر بحث مسابقات پارالمپیک، پاراآسیایی و جوانان. البته بر اساس اساسنامه کمیته درصدد تعمیم آن هم هستیم، و در تعاملاتمان داریم همگانی سازی ورزش جانبازان و معلولین را هم دنبال می‌کنیم.

* چگونه و از چه طریقی با «دفتر فرهنگ معلولین» آشنا شدید؟
ـ در تعاملات با مراکز همسو سال گذشته کتاب عشق آهنی به دست ما رسید، رمانی که یک خانم معلول به نام خانم مهناز صوفی آن را نوشته بود. چون دنبال تدوین و نشر رمان‌های ورزشی بودیم، سراغ ناشر این رمان و دفتر را گرفتیم.
در فضای ورزش خیلی ادبیات اثرگذار نبوده است. متأسفانه نه آنهایی که در ادبیات و بحث هنری هستند خیلی با ورزش رفیق‌اند، نه ورزشکارها با این مقوله کار دارند. در صورتی که در بحث همگانی شدن و همگانی کردن ورزش، ادبیات خیلی مؤثر است. یعنی یک نوجوان اگر یک رمان ورزشی جذاب را بخواند، معمولاً به آن آدم و کاراکتر علاقه‌مند می‌شود، و کارهایی که انجام داده اگر ورزشی باشد به ورزش علاقه‌مند می‌شود، و آرام آرام آشنا می‌شود.
ما با جانبازان در زمینه امور فرهنگی و ارزشی مشکل کمتری داریم، چون به جهت اینکه خودشان آدم ارزشی هستند، و حتی به دیگران هم انرژی می‌دهند. اما معلولان معمولاً این گونه نیست و هرچه معلولیت بیشتر باشد محرومیت‌هایشان هم بیشتر است، و حتی گاهی پدر و مادر او را از دیدار با اقوام نزدیک هم محروم می‌کند. این آدم اگر بخواهد بیاید در اجتماع، باید در اندیشه او کار بشود و یکی از ابزارهای جدی برای اندیشه‌سازی و فرهنگ‌سازی ورزش است. معلولان با ورود به ورزش از این رو به آن رو می‌شوند. ما نمونه‌هایی داریم در بین ورزشکارهایمان که خودش خجالت می‌کشیده بیاید بیرون و با دیگران ارتباط بگیرد، و خانواده هم رویش نمی‌شده و خجالت می‌کشیده او را نشان دیگران بدهد. اما الآن وقتی به کشور خارجی می‌رود، خودش را با افتخار مطرح می‌کند و وقتی می‌آیند تا با او عکس ‌بگیرند با افتخار از کارهایش صحبت می‌کند. نماد و نشانه و افتخار شهرشان، خانواده، استان و کشورش شده است. مواردی داریم به عنوان مثال در اهواز، به خاطر گرد و خاک خوزستان شخص معلول یک گاهی ماه از خانه بیرون نمی‌آمد یا بیشتر ایام را در بیمارستان بوده است، ولی پس از ورزش یواش یواش، الآن ورق برگشته است و همین معلول کوه دماوند را فتح کرده، بیمارستانش تعطیل شده، بسیار اخلاقش بهتر شده، با نشاط و اجتماعی‌تر شده است.
ورزش آدم‌ها را متحول می‌کند. در بحث معلولیت یک ویژگی خاصی دارد آن هم این که ورزش باعث می شود غربت آنها و غریبی‌شان هم از بین می‌رود. ما در بحث همگانی کردن دنبال این تعاملات هستیم. با کتاب عشق آهنی وصل شدیم به مجموعه انتشارات توانمندان. گفتیم این انتشاراتی که علاقه‌مند بوده که این اتفاق بیفتد، خب اینها را دعوت کنیم که بحث رمان ورزشی را با کمک یکدیگر دنبال کنیم، و سپس برای قهرمانان به‌عنوان یک هدیه و جایزه معنوی در نظر بگیریم. مثل مرحوم پهلوان سیامند رحمان که تازه فوت کرد، یا افراد شاخصمان که هم در زندگی شاخص بودند و هم در ورزش، ما الآن جانباز داریم که قهرمان المپیک و قهرمان جهان بوده است و اکنون بازنشست شده، بازهم الآن رفته کارآفرینی می‌کند، در کارآفرینی هم موفق است. یعنی آدم خاصی است؛ یعنی زندگیش واقعاً قابلیت این را دارد که دیگران از آن ایده و الگو بگیرند. مشغول استخراج شاخص‌های اینها هستیم. تا به مرور زندگیشان را رمان کنیم. با افرادی که این کاره هستند و در رمان نویسی قوی هستند داریم تعامل می‌کنیم. از آن حیث وارد این قصه شدیم و دیدیم که انتشارات توانمندان زیرمجموعه شما است. زحمت دادیم و خدمتتان رسیدم تا بیشتر آشنا بشویم. این نگاه مجموعه پارالمپیک به بحث فرهنگی در ادبیات و ارتباط آن با ورزش است که ما این حلقه مفقوده بین ادبیات و ورزش را می‌خواهیم در مجموعه خودمان ترمیم کنیم.
در بحث اخلاقی هم همین حلقه مفقوده وجود دارد. یکی از شاگردان آیت ‌الله بهجت و آیت الله حق شناس که استاد اخلاق است را با ایشان تعامل کردیم و داریم وصل می‌کنیم به بدنه ورزش پارالمپیک و فدراسیون های تابعه آن.
ما استاد اخلاق ورزشی و ورزشی فهم نداریم. یک موقع‌هایی برای مسابقات بچه‌های ورزشکار و تیم‌های ملی را می‌بریم پیش یک استادی، ایشان هم یک حرف‌های کلی می‌زند، آن ورزشکار هم خیلی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. به جهت اینکه اینها ادبیات و زبان مشترک ندارند. اما داریم این کار را می‌کنیم که این ارتباط در این بخش هم شکل بگیرد.
داریم مربیان فرهنگی تربیت می‌کنیم این مربیان هم در بحث های تخصصی اخلاقی و مشاوره اگر نیاز به مشاور تخصصی داشتند آن ها را مصل می کنیم و ارجاع می دهیم به این اساتید متخصص اخلاق.
این که دفتر فرهنگ معلولین هم در امور فرهنگ ورزش معلولین تخصصی وارد شده است و این کار را تحت اشراف دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی انجام می دهد موجب افتخار ما است.

* همان‌طور که شما گفتید، ما هم به همین نتیجه رسیدیم که جامعه‌گرایی، تحول اجتماعی، تحول آفرینی، غربت زدایی، درمان بیماری‌های روانی مثل افسردگی در معلولین با ورزش امکان‌پذیر است. بدون ورزش جامعه معلولین سلامت‌دار نمی‌شود. شروع کردیم کارهایی که می‌توانستیم و می‌شد و امکاناتش بود شروع کردیم یکی از کارهایی که شروع کردیم، این بود که تاریخ تحولات و پیشینه ورزش معلولان را تدوین کنیم. چون هویت یک سازمان به تاریخ آن بستگی دارد. هویت معلولان با ثبت رخدادهای ورزشی در طول یکصد سال اخیر ممکن است.
مثلاً مرحوم سید رضاقلی «شهیدی» شاگرد باغچه‌بان از بنیانگذاران ورزش در بین ناشنواهاست. پس از اینکه شناسایی و پیدایش کردیم درباره ایشان یک کتاب تدوین کردیم.
بعد چندین تیم را ما دعوت کردیم، و دعوت ما به خاطر این بود که تجارب اینها را بگیریم و به بقیه منتقل کنیم که موفق‌ترین کارمان انتشار کتاب ویلچرنشینان مدال‌آور بود. از این نوع کارها در این مرکز انجام شده است.
یک جلسه‌ای در کتابخانه ملی گذاشتیم، برای نقد و بررسی رمان عشق آهنی، که آنجا آقای خسروی وفا هم تشریف آوردند و تعدادی از این کتاب را از نویسنده خریداری کردند. این حضور و اقدام آقای خسروی وفا مایه مباهات بوده و همیشه گفته‌ایم که ایشان از معدود مدیرانی است که خالصانه و دلسوزانه از معلولین و جانبازان حمایت و فعالیت کرده است.
ـ همان طور که عرض کردم من حدود یک سال است که رسماً به عنوان معاون فرهنگی در کمیته ملی پارالمپیک هستم، قبلش هم به مدت پنج شش ماه رفت و آمد می‌کردیم، آقای خسروی وفا ریاست محترم پارالمپیک دعوت کرده بود. من آن موقع در موسسه تربیت بدنی آستان قدس رضوی در مشهد بودم، از آن جا هر دو هفته سه روز می‌آمدم تهران و می‌رفتم. آن موقع هم که می‌آمدم درگیر تدوین ضوابط و قوانین و اینها بودیم و خیلی به بحث‌های جاری نمی‌رسیدم.
آخرین مسئولیت آقای خسروی وفا ریاست فدراسیون جانبازان و معلولین بود. ولی الآن رئیس کمیته ملی پارالمپیک ج.ا.ا هستند. کمیته ملی پارالمپیک دو سال است که مستقل شده‌است. و از کمیته ملی المپیک جدا شده است، از تاریخ 3 شهریور 1397.
الان افرادی که در جنگ آسیب دیده‌اند، سنشان بالا رفته و به تدریج در ورزش قهرمانی و حرفه ای رو به انتها هستند ولی وقایع جدید مثل اقدامات ایذایی ضد انقلاب و جنگ‌های جاری در منطقه موجب پیدایش نسل جدید، جانبازان و آسیب‌دیدگان جنگی شده است.
یعنی معلولان جنگ، تمام نشده‌اند، ما غافل بوده‌ایم. الآن در نیروی انتظامی که رشد جهشی داشته‌اند. برای جانبازان و معلولین جدید باید اقداماتی بکنیم؛ البته برای این نسل جدید جانباز کار زیادی هم نکرده‌ایم. پارسال در جلسه با مسئول محترم تربیت بدنی نیروز انتظامی بحث‌ کردیم و برایشان گفتیم اول آمار بدهند که آمار آسیب‌دیدگان و جانبازان آنها چقدر است؟ جالب بود پنجاه هزار نفر جانباز و معلول دارند. این چرخش دارد؛ به خاطر اینکه نیروهای انتظامی همیشه با افراد مختلف درگیر هستند و احتمال آسیب دیدن زیاد است. این چرخش همیشه هست و کار زیادی برایشان نکرده‌اند، چون اصلاً شناخت دقیقی نداشته‌اند. الآن داریم به فدراسیون‌ها وصلشان می‌کنیم. قرار است بیایند از نظر فنی تقویت بشوند و در بحث بودجه‌ها و برنامه‌ها هم برنامه بدهیم. امسال در برنامه‌هایشان بحث جانبازان و معلولین را گذاشته‌اند که قبلاً نبود. بعد به خاطر اینکه کار بالادستی اینها راه بیفتد، داریم با ستاد مشترک وارد مذاکره می‌شویم که یک تفاهم‌نامه شکل بگیرد و آنها بیایند یک ابلاغ‌های داخلی هم داشته باشند که دست بخش های صفی در اجرا بازتر بشود. بهرحال لازم است برای این گروه، اقدامات ورزشی جدی داشته باشیم.

* بهرحال امور معلولین بدون ورزش به هیچ وجه اصلاح پذیر نیست و باید در این زمینه ان‌جی‌اُهای امثال دفتر فرهنگ معلولین (که حدود سی سال است کار فرهنگی انجام می‌دهد در زمینه معلولین) بتوانیم با امثال شما یک پیوندهایی برقرار بکنیم. بدون پیوند و همکاری این امر امکان‌پذیر نیست. حالا ما مثلاً چند تا کار انجام دادیم، ولی اگر با هم بودیم شاید ده‌ها برابر بیشتر از این کارها انجام می‌دادیم.
یک بانک اطلاعات ایجاد کردیم که در آن بانک اطلاعات آمدیم تمام اطلاعات معلولین ازجمله ورزشکاران معلول، مثلاً همین سیامند رحمان را زندگینامه‌اش را آوردیم تجاربش را آوردیم، برای اینکه بیشتر بتوانیم انتقال تجربه به دیگران بدهیم.
حالا آن بحث رمان شما یا بحث‌های ادبیات خیلی خوب است، ضروری است، لازم است. ولی اطلاع‌رسانی هم لازم است. مثلاً نابینایان حافظ و قاری قرآن و دارای معلولیت اینها را یک کتاب تدوین کردیم و حدود چهارصد پانصد معلول را که در این زمینه تجربه دارند و شناخته شده هستند، معرفی کردیم؛ و اینها برای دنیا خیلی مهم است که بدانند در ایران چنین افرادی هستند.
ـ اعتقاد مدیریتی ما این است که ضرر نکرده‌ایم، گرچه زمان‌بر است، خیلی کارها را ما نمی‌توانیم به تنهایی انجام بدهیم، اما اگر باهم باشیم می توانیم آن ها را به راحتی انجام ‌دهیم. نه به ما فشار می‌آید، نه به شما فشار می‌آید و نه به دیگران و کارهای بزرگی انجام می‌شود.
من مدیر تربیت بدنی جامعةالمصطفی بودم، جام وحدت حوزه و دانشگاه را طراحی کرده بودیم. گفتیم در فضای وحدت حوزه و دانشگاه صرفا حرف نزنیم، بلکه کار عملی بکنیم. اولش یک مقدار سخت بود، ولی با هماهنگی همه بخش‌های حوزوی و دانشگاهی را دعوت کردیم؛ و چند سال این برنامه برگزار شد. بودجه‌ها خورد زمین، بودجه‌ها در یک سری بخش‌ها صفر شد. بعد دیدیم این کار «کار جدی» است و تعطیل کردنش حیف است. با مسئولین تربیت بدنی مراکز حوزوی و دانشگاهی تقسیم کار کردیم و تصمیم گرفتیم اقدامات دبیرخانه‌ای و جوایز و مثل اینها را ما انجام ‌دهیم، بقیه‌اش را این مرکز انجام دادند. هرکسی که توانمندی داشت یک بخش را گرفت. مثلا دانشگاه قم گفت «من پینگ‌پنگش را برگزار می‌کنم، سالن و داور و اینها از خودم، پذیرایی هم می‌کنم.» هزینه ای برایش نداشت و برگزار کرد. این جام وحدت با حداقل هزینه، شاید یک پنجم هزینه‌ای که هر سال می‌کردیم، با همان کیفیت شاید یک مقدار هم بهتر برگزار شد و به هیچ کس هم فشار نیامد. اگر هرکدام از ما می‌خواستیم به تنهایی این کار بزرگ را انجام بدهیم قطعاً برگزار نمی‌شد.
اعتقاد دارم که با همکاری اتفاقاً گستره کار خیلی بیشتر می‌شود. منتها یک خورده باید فهم کار مشترک را داشته باشیم؛ یعنی ما توقع نداشته باشیم همه کارها را شما انجام بدهید، یا برعکس، ولی هرکسی باید پتانسیل خودش را بگذارد.

* خیلی خوب است، شما هم مثل ما فکر می‌کنید. مثلاً پیشنهاد شد که احکام ورزشی متناسب با ورزشکارهای معلول یک کتاب بشود. بهرحال این جزء نیازهایی است که درخواست فراوان دارد.
ـ در مجموعه ما دو سال است که موزه «ورزش، المپیک و پارالمپیک» که در همان مجموعه اداری ماست رسماً توسط معاون اول رئیس‌جمهور افتتاح شده است. الآن ما برای سیامند یک بخش ویژه در موزه اختصاص داده ایم. اتفاقاً سالگرد تاسیس موزه یک ماه پیش بود و خانم ساره جوانمردی دو سه تا مدال‌های المپیکی و جهانی‌شان را در مراسمی که به همین مناسبت ترتیب داده شده بود هدیه کرد به موزه. بعضی ورزشکارهای دیگر هم همین‌طور. این موزه الآن راه افتاده. یک سال و خورده‌ای است که فعال است. الآن حتی دارند بحث نرم‌افزاریش را انجام می‌دهند که کسی که می‌آید مثلاً به صورت اتوماتیک توضیح بدهد که این چیزی که شما می‌بینید چیست و مربوط به کجا است.
جانبازان با انرژی و معنویت در تیم های ورزشی آمدند و بسیار تأثیرگذار هم بودند ولی در بخش معلولین قصه متفاوت است و معلول شروع کارش این است که خدا چرا من را معلول کرده است؟ یعنی من اول از خدا طلبکار هستم، بعد پدر و مادرم که چرا آنها باعث شدند من معلول شوم، نگاه‌ها گاهی این‌جوری از نگاه ارزشی جانبازان به نگاه طلبکاری معلولین عوض شده. تا بخواهی این نگاه ها را برگردانی انرژی بیشتری می‌خواهد تا اینکه من در کنار چند جانباز باشم. یک معلول که با جانبازان رفت و آمد می کند نگاهش عوض می‌شود، فرهنگش ارتقا پیدا می‌کند، آن توقعاتش هم تنظیم می‌شود.
ما مشکلات ریشه‌ای‌مان در مباحث فرهنگی این است که تعداد ورزشکاران جانبازمان به شدت کم شده، به خاطر اینکه سنشان بالا رفته و بعضی‌ها هم شهید شده‌اند؛ به همین خاطر است که ورزش پارالمپیکی را در نیروهای نظامی دنبال می‌کنیم، بچه‌های مدافع حرم و جانبازان نیروی انتظامی الآن کار زیادی برایشان انجام نشده، ولی می‌دانیم ورزشکاران آماده‌ای هستند، ورزیده بودند، ورزشکار بودند و خیلی زود به فضای قهرمانی در پارالمپیک می‌رسند. چون قبلا آمادگی بدنی داشته اند.

* گفتید برای انتشار زندگینامه ورزشکاران خاص با رمان نویسان صحبت کرده‌اید؟
ـ با آقای داود امیریان که شاید قوی‌ترین رمان ورزشی کشور را ایشان نوشته و جزء بهترین‌ رمان نویسان کشور است، صحبت کرده‌ایم. ایشان رمان «جام جهانی در جوادیه» را نوشته است که تا الآن دویست هزار نسخه از این رمان چاپ شده است. ایشان از طرح ما استقبال کرد. از پارسال زمینه‌ تیم کار را داریم آماده می‌کنیم.
نویسندگان مشهور معمولاً چون فضای جدیدی است و می‌گویند در این فضا رمان نبوده، قلم نمی‌زنند، سختشان است. باید توجیه بشوند. آقای امیریان آمده پای کار، یعنی اعلام آمادگی کرده در جلسه، پیشنهاد داد مثلاً با کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان هم وارد مذاکره بشویم، دعوت کرده‌ایم تا جلسه‌ای با هم داشته باشیم و ببینیم در چه زمینه‌هایی می‌شود کمک گرفت.
* در بین معلولین افراد خبره در داستان و رمان‌ نویسی زیاد داریم که بتوانند دست به قلم باشند. مثلاً یک نفر به نام آقای صالحی که نابینای مطلق اصفهانی است و بازنشسته بهزیستی است. این نابینا دو جلد کتاب منتشر شده دارد و دست به قلم رمانش خوب است. یک سوژه بدهی دستش یکی دو ماهه می‌نویسد. از این‌جور آدم‌ها خیلی داریم.
ـ به نظر مسئولین کمیته پارالمپیک در شروع کار، باید از نویسندگان مشهور و درجه یک استفاده کرد. مثال عرض می‌کنم، ما بحث مربی فرهنگی را در تیم‌های ملی داریم جا می‌اندازیم، ضوابطش را هم تنظیم کرده‌ایم. با این ادبیات، در تیم ملی برای تغذیه شما می‌گویید مربی تغذیه، در بدن سازی می‌گویید مربی بدن سازی. مربی فنی خودش بدن سازی هم یک مقدار کار کرده تغذیه هم یک مقدار کار کرده، می‌گویند نه، مربی تخصصی تغذیه، مربی تخصصی روانشناس. به بحث فرهنگ که می‌رسند چه؟ تعطیل است. فرهنگ چقدر اهمیت دارد؟ وقتی می‌رسیم به بحث تیم ملی و شما می‌روید در خارج از کشور، فرهنگ گاهی از خود آن ورزش اهمیتش بیشتر می‌شود. یک‌دفعه با یک حرکت طرف نگاه همه دنیا خدایی می‌شود، یا که نه با یک حرکت طرف آبروی ما را جلو چشم همه دنیا می‌برد. پس مهم است بحث، چون خروجیش مهم است و در جلو چشم همه مردم دنیا است.
در بحث رمان هم عقیده داریم گام اول را آدم‌های قوی باید بردارند. جا که افتاد فضا باز می‌شود برای بقیه نویسندگان. به خاطر همین رفته‌ایم چندتا از قوی‌ترین رمان‌نویس‌های کشور را شناسایی کرده‌ایم. بهترینش آقای امیریان هستند که می‌گویند قلمشان یک مقدار حالت طنز هم دارد. به نظرم کارهای اول چون به چشم می‌آید و پیشانی کار است، اگر خراب بشود مجموعه هم یک مقدار کارش عقب می‌افتد.

* منظور از آموزش تربیت مربی فرهنگی چیست و شرایط آن را توضیح دهید؟
ـ پنج سال روی این طرح در حوزه کار کرده‌ایم زمانی که آنجا بودم. در دفتر تبلیغات در قالب کارگروه ورزش دفتر، سه سال به‌ عنوان دوره تربیت مبلغ ورزشی، وقت گذاشتیم. معاون فرهنگی وقت دفتر که عوض شد، رویکرد دفتر تبلیغات هم عوض شد و گفتند دوره های تربیت مبلغ تخصصی بودجه سنگینی می‌خواهد، ما بجای اینکه بیاییم عمومی کار بکنیم روی نخبگان هر گروه کار می کنیم و بحث تبلیغ نخبگانی را پیش کشیدند،
پس از این با هماهنگی با دفتر تبلیغات اسلامی ما نیز دو سال در تربیت بدنی جامعه المصطفی با همکاری بخش آموزش های کاربردی المصطفی روی آن کار کردیم و فضای ورزشی و تبلیغیش را تقویت کردیم و استاندارد دوره‌های تربیت مبلغ ورزشی را در دو سطح عمومی و تخصصی تدوین نمودیم. آن استاندارد یک دوره‌اش به تقاضای فدراسیون تکواندو برای طلبه‌ها برگزار شد؛
بعد آمدیم در آستان قدس آن را بومی سازی و یک مقدار تعدیلش کردیم. یک دوره هم تعدیل شده و فشرده شده آن برای تربیت بدنی حوزه های علمیه سراسر کشور تدوین نمودیم. همچنین در کمیته ملی پارالمپیک این اسناد بومی سازی و بازبینی شد و دوره بومی سازی شده در یک دوره یک هفته‌ای، حدود شصت ساعتش مطالعاتی و شصت ساعت هم عملی مصوب گردید. قرار بود اسفند ماه 1398 در آکادمی کمیته ملی پارالمپیک برگزار شود که دیگر کرونا تعطیلش کرد. ان‌شاءالله تابستان اگر فضا باز شود اجرایش می‌کنیم.
بعضی از دوستان می‌گویند اجازه بدهید الآن ما وارد تیم‌ها و اردوها و اعزام‌های ورزشی پارالمپیکی بشویم، ما می‌توانیم کمک کنیم. گفتیم نه، اجازه بدهید دوره تربیت مربی فرهنگی برگزار بشود. کار اول است، گام اول را باید قوی برداریم.

* بهرحال فعالیت‌هایی که در دفتر فرهنگ معلولین انجام شده در حد تخصصی خدمت شما معرفی کردیم. ما در زمینه‌های مختلف نیرو و امکانات و توانمندی داریم و می‌توانیم با همکاری شما کارهایی انجام دهیم.
ـ شما چون انتشارات دارید از این جهت کار راحت تر است. یعنی کاربلد هستید. مشخصاً در بحث رمان‌هایی که مرتبط با افراد دارای معلولیت و جانباز باشد آیا انگیزه کار دارید و جزء برنامه شما است؟

* معمولاً افراد فعال و نویسنده در جامعه هدف کارشان را به ما می‌سپارند. به عنوان مثال آقای صالحی که نابینا و از اصفهان و داستان نویس است یک کتابش چاپ شده، یک کتاب زیر چاپ هم توسط ما دارد. در این مرکز تاکنون حدود 200 عنوان کتاب تألیف شده و بیش از هفتاد عنوان از این کتاب‌ها توسط انتشارات توانمندان تاکنون منتشر شده است.
مهم‌ترین کار در ورزش معلولین کارهای زیرساختی و کارهای فرهنگ سازی است. خود معلولین نسبت به امور ورزشی اطلاعاتشان کم است و نمی‌دانند چه ورزشی برایشان خوب یا بد است، چه ورزش‌هایی وجود دارد، پیشینه ورزش‌ها چه بوده در ایران، چه کارهایی می‌توانند انجام بدهند، از چه راه‌هایی می‌توانند بروند، بهرحال اطلاعاتشان کم است. از آن طرف مدیران انجمن‌های مردمی و حتی ادارات بهزیستی هم اطلاعات چندانی ندارند. لذا فرهنگ سازی و مطلع کردن معلولان در موضوعات ورزشی یک کار مهمی است که باید انجام بشود.
ـ قوانین بالادستی خوبی داریم؛ یعنی شورای انقلاب فرهنگی مصوباتی دارد که تمام ارگان‌های مرتبط را مکلف کرده که مثلاً در برگزاری روز ملی پارالمپیک همکاری کنند. ما یک روزی داریم، روز بیست و چهارم مهر، روز ملی پارالمپیک که مصوب شده و در تقویم وجود دارد و هر سال در کلیه استان ها به این مناسبت برنامه‌ای دارند. البته پارسال به خاطر آلودگی هوا در تهران برگزار نشد، اما نزدیک پنجاه هزار نفر جانباز و معلول از سراسر کشور در آن شرکت نمودند؛
ارگا‌ن‌های مؤثر حتی وزارت نفت می‌آید، بهزیستی می‌آید، آموزش و پرورش می‌آید، صداوسیما می‌آید، نمایندگانشان را می‌فرستند که تعاملات شکل بگیرد. ولی تعاملات فعلاً در همان سطح برگزاری مسابقه یا جشنواره است و تمام می‌شود. کاری که بماند، منجر بشود به ورزش یک معلول، یعنی معلول از غربت خارج بشود و بیاید در اجتماع، اجتماعی بشود، زندگی عادی خودش را بتواند انجام بدهد، اینها ضعیف است. ما متولی مستقیمش نیستیم، اصلاً این‌قدر این بحث با واقعیت فاصله دارد که در اساسنامه یک جور تکلیف ما است که باید آن را پی گیری نماییم.
در بحث همگانی کردن ورزش، باید مشکلات استان‌ها را هم با واسطه پیگیر شد تا حل بشود که آخرش آن کسی که در آن شهر کوچک است بتواند ورزش کند و نتیجه‌اش بیاید به قهرمانی شما نزد برسد.
حالا این فرهنگ به نسبت جا افتاده است و در خود کمیته هم تاحدودی پذیرفته شده است، یک مقدار فضای کار دارد باز می‌شود به همین خاطر هم ما الآن خدمت شما رسیده‌ایم.
به نظرم در بحث انتشار کتاب زندگینامه ورزشکارهای شاخص‌مان بشود باهم کار کنیم. حتی ما ستاد بزرگداشت سیامند را تشکیل داده‌ایم که هر ماه معمولاً یکبار برگزار می‌شود. چون سیامند اعجوبه ورزشکارهای معلول بود و شاید تا صد سال آینده دیگر هیچ فردی مثل او نیاید، یعنی فاصله پرس 310 کیلو سیامند رحمان با نفر دوم 70 کیلو فاصله دارد. یعنی تا بخواهند این فاصله را پر کنند زمان زیادی طول خواهد کشد.
انتشار رمان سیامند را بعد از تدوین زندگینامه‌اش و کار پژوهشی می‌خواهیم انجام بدهیم. ممکن است شما بگویید ما این توانمندی را داریم، آدمش را داریم، انگیزه‌اش را هم داریم، این کار را مثلاً بشود باهم وصل بشویم، زندگینامه‌اش از طریق شما، ما یک سری مطالب و اسنادش را هم جمع کرده‌ایم.. بعد از آن ما رمانش را هم دنبال می‌کنیم. یعنی این اطلاعات که جمع بشود، بر اساس آن اطلاعات آن شخص راحت‌تر می‌تواند رمان را بنویسد.
می‌شود از این مدل کارها برای زندگی افراد خاص انجام دهیم. شما اولویت‌هایتان را اگر مشخص کنید، ما هم اگر بتوانیم کمک بکنیم در آن بخش وارد بشویم. ما هم یک سری جاها اولویت داریم، پیشنهاد می‌دهیم. اگر شما هم تمایل داشتید کار مشترک می‌کنیم.

* ما چاپ را مشکل نداریم. یعنی ما کار اجراییش را اینجا انجام می‌دهیم، حالا بودجه و اینها یک بحث دیگر است. هم نیرویش را داریم، هم تکنولوژیش وجود دارد، کار هم کرده‌ایم. چندین کتاب قصه و رمان اختصاصی موضوعات معلولیت تا حالا منتشر کرده‌ایم. ولی کتاب‌های مرجع مثل دانشنامه پارالمپیک، جزء ضروری‌ترین کارهای شما و ما است.
ـ قوی‌ترین اطلاعات را هم ما داریم. ما یک بانک اطلاعاتی سی آر ام داریم که چند سال روی آن کار کرده‌اند. سی آر ام تمام اطلاعات المپیکی‌ها در آن ثبت شده است، همه اطلاعات مثل مدال‌هایشان. ثبت این اطلاعات بسیار حساس و وقت‌گیر است.

* در همه کشورها، دایرت‌المعارف نگاری مشکل‌ترین رشته فرهنگی است. شما اگر بخواهید کارنامه‌تان را به دنیا عرضه کنید، بالاخره باید یک سند مکتوبی داشته باشید. آن دایرة‌المعارف یا دانشنامه پارالمپیک یک کارنامه برای معرفی فعالیت‌ها و توانمندی ایران به جهان است.
ـ حسنش هم این است که کمیته ملی پارالمپیک در ایران فرزند انقلاب است. یعنی بعد از انقلاب تشکیل شده. بعد تفاوتش این است، پارالمیک در سی و چند سال گذشته پنج و نیم برابر المپیک مدال گرفته است. منتها با هزینه‌هایی به شدت کمتر از کمیته ملی المپیک. یعنی همان کار انقلابی در کمیته ملی پارالمپیک شکل گرفته. خروجی بسیار بهتر با هزینه بسیار کمتر.
من پانزده سال کار پژوهشی غیرمتمرکز در حوزه احادیث ورزشی داشته ام تا دانشنامه حدیثی ورزش را بنویسم. دو سال پیش نسخه پیش‌ درآمدش از چاپ خارج شد. منتها قالب دانشنامه‌ای کردنش خیلی وقت می‌گیرد. برش هایی از دانشنامه جامع حدیثی ورزش در قالب کتاب “اخلاق شخصی مربیان ورزشی” و کتاب “اخالق جوانمردی و پهلوانی” و پیروزی در کلام معصومین علیهم السلام تدوین گردیده است.

* در دفتر فرهنگ معلولین ما نیروهایی داریم که در دایرت‌المعارف بزرگ یا دانشنامه جهان اسلام یا دایرت‌المعارف تشیع عضو علمی هستند و مقاله نویس هستند. بهرحال این توانایی وجود دارد. روش کار این‌گونه است که ما طرحی را می‌دهیم، شما آن طرح را تصویب می‌کنید، یا می‌گویید فلان جایش را اصلاح کنید، بعد از تصویب طرح می‌رویم برای اجرا. حالا اجرا دو بخش دارد. یک بخش تدوین است، که تدوینش به عهده ما است و بعد از تدوین می‌دهیم شما می‌بینید. یک بخش مالی هم دارد. همه مراکز الآن مشکل بودجه دارند، ما هم داریم و بخشی از تأمین بودجه را به شما می‌سپاریم.
ـ انشاء الله در این پروژه‌ها تعامل خواهیم داشت. حالا خوب است بدانید نگاه دنیا به ما چگونه است. ما ان پی سی هستیم، کمیته ملی پارالمپیک ایران. آی پی سی هم کمیته بین‌المللی است. در بین کشورهای دنیا ما جزء مجموعه‌هایی هستیم که صاحب ایده هستیم. یعنی مرجع حساب می‌شویم از یک جهتی. مثلاً روز پارالمپیک را ما برنامه ریزی اعلام و اجرا کردیم، بعد دنیا از ما این ایده را گرفت. بعضی از برنامه‌ها را ما به دنیا پیشنهاد دادیم، و دنیا پذیرفت. در پارالمپیک این نگاه انقلابی از این جهت هم جلو بود. سه کشور را کمیته بین المللی پارالمپیک چند سال پیش اعلام کردند که اینها در دنیا برتر هستند و از نظر گسترش ورزش های پارالمپیکی شاخص هستند، چین، برزیل و ایران، که خوب کار کرده‌اند. ما به نسبت بضاعت و به نسبت جمعیت و گسترش کار در بین این سه کشور هم شاخص هستیم.

* اگر شما یک طرح جامعی به سازمان‌های جهانی مثلاً یونسکو بدهید عالی است. شما برای پارالمپیک کل دنیا می‌توانید طرح بدهید، بگویید ایران حاضر است یک دایرت‌المعارف برای کل پارالمپیک بنویسد به انگلیسی، بعد در کشورهای مختلف ترجمه بشود.
ـ بخش فرهنگی تازه در ساختار مجموعه آمده و یک سال و خورده‌ای است که از ابلاغ رسمی آن می گذرد. بعضی‌ها می‌گویند معاونت فرهنگی خیلی مهم نیست، اگر هم هست به کارها خیلی وارد نشود و دخالت در کار ما نکند. ما و آقای خسروی‌وفا برعکس، نظرمان این است که اصل کار، کار فرهنگی است. مخصوصاً در بیرون کشور ارزش‌های ما باید حفظ بشود. به خاطر همین کارمان را ریشه‌ای رفتیم جلو و دیدیم با تعارف نمی‌شود کار کرد. من هرچه مدیریت کرده‌ام مدیریت ستادی بوده. در یک سال و خورده‌ای زیرساخت‌هایمان را آمدیم درست کردیم، ابلاغ نمی‌کردند. یعنی فرض کن شما آیین‌نامه‌ات را نوشته‌ای، سند را نوشته‌ای آماده شده، یک سال، یک سال و خورده‌ای رویش وقت گذاشته‌ای، ابلاغ نمی‌کردند، مقاومت کردیم تا الآن ابلاغ انجام شده. یعنی الآن ما سند پیوست فرهنگی برای اعزام‌های ورزشی‌مان به خارج کشور و داخل کشور داریم و مشخص است آنجا چه کار فرهنگی باید انجام بدهیم، متولیش چه کسی است و کارهای فرهنگی برای زمان های مختلف مشخص شده است.

* می‌شود این پیوست‌های فرهنگی را به ما هم بدهید؟ چون این پیوست‌ها خیلی حساس است.
– بله.

* آیا سایت «بانک جامع اطلاعات معلولان» را شما بررسی کرده‌اید؟
ـ بله دیده‌ام. اتفاقاً خانم زهرا نعمتی را در آن سایت جستجو کردم. هرچه «زهرا» و «نعمتی» و بعضی جاها در متن مقالات این کلمات آمده بود، شاید دویست سیصد تا عنوان را آورد. دوم سومیش زهرا نعمتی تیرانداز با کمان ما بود. چون می‌دانید، ایشان چند سال است که نماینده یونسکو هم است. یعنی جزء ورزشکارهای شاخص ماست.

* گویا شما هم مثل ما به ضرورت و کارآیی بانک اطلاعات باور دارید؟
ـ اصلاً یکی از مراجع قدرت در بحث مدیریت اطلاعات است، یکی دیگر هم تخصص است. شما هردو را دارید.
ما مثل شما بانک اطلاعات داریم، بانک ورزشکاران را داریم، سی آر ام ما کارش همین است. ما یک نگاه مدیریتی داخلی داریم که باید ما سامانه جامع مدیریتی هوشمند داشته باشیم. کمیته ملی پارالمپیک سایت دارد ولی در حال به روز رسانی و ارتقا به سایت جدید است.

* فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین با انتشارات بامداد کتاب برخی قوانین رشته‌ها را چاپ کرده‌اند. ولی غیر از این دیگر من ندیده‌ام کارهای علمی پژوهشی نهایی و منتشر کرده باشند؟
ـ در دوره قبل که فعالیت ورزش های جانبازان و معلولین متمرکز در فدراسیون جانبازان و معلولین بوده است احتمالاً این کارها شده ولی در این دوره که کمیته ملی پارالمپیک ج.ا.ا به عنوان یک نهاد مستقل تشکیل گردیده است باید ضوابط و قوانین تدوین و یا به روز رسانی و ابلاغ گردد.
مرجع بالادستی و ستادی ورزش جانبازان و معلولین در کشور ما هستیم. یعنی آخرین قوانینی که می‌آید، بخش بین‌الملل ما به روز رسانی می‌کند و در اختیار فدراسیون ها و نهادهای مرتبط قرار می دهد، بنابراین خیلی راحت ما می‌توانیم جزء برنامه‌های فرهنگی‌مان قوانین به روزرسانی شده را منتشر کنیم. ما فرهنگ را خیلی وسیع می‌بینیم، ریشه فرهنگ هم یک بخش‌هایی از رفتارهای ماست. یعنی ما قانون‌مدار و منظم باشیم یک رفتار فرهنگی است. ریشه بداخلاقی یک جاهایی از بی‌قانونی است، از بد نظمی و بی‌نظمی است. در بسیاری از مسابقات ورزشی به خاطر ابهام قانونی یا ضعف ضوابط اختلاف درست می‌شود و دعوا می‌شود. کتاب “قوانین رشته‌های توپی” را که ما در تربیت بدنی جامعه المصطفی چاپ کردیم، در مقدمه‌اش هم من آورده‌ام که دلیل یک بخش از بداخلاقی ها در ورزش نبود یا ابهام قانون است. خب این را درستش کنیم بسیاری از بداخلاقی ها خود به خود اصلاح می گردد. دلیل اینکه این کتاب را چاپ کردیم برای این بود که نگاه فرهنگی به آن داشتیم.
حالا قوانین مختلف ورزش های پارالمپیکی را می‌توانیم کتاب بکنیم. این را هم می‌شود یک فازی باز کرد در همکاری با شما که ما با همکاری شما آخرین قوانین را کتاب کنیم و هر وقت نیاز بود آن ها را به روز رسانی کنیم.

* گویا در پارالمپیک قوانین اصلی و قوانین ملی دارید؟
ـ در پارالمپیک قوانین از بالا به پایین است، البته ضوابط داخلی هم داریم. یعنی کمیته بین‌المللی قوانین را به ما اعلام می‌کند، ما هم داخلیش را.
در شرایط ورزش، می‌دانید که، قوانین ورزش از قوانین حاکم بر هر کشور هم محکم‌تر است. یعنی ممکن است در دولت در شرایط عادی یک استثناهایی مدیر بتواند داشته باشد و دستش باز باشد. اما در سیستم ورزشی این‌طوری نیست. مثلاً فرض کنید راستی آزمایی دوپینگ نمایندگان جهانی این موضوع یک‌دفعه بدون خبر می‌آید در کشور و اعلام می‌کند ورزشکار باید مثلاً دو ساعت دیگر اینجا باشد.. یعنی قوانین ورزشی گاهی بر قوانین جاری کشور هم حاکم است.

* در ایران خیلی از ورزشکارها دیده شده وقتی به مسابقات جهانی می‌روند از عدم آگاهی قوانین مصوب جدید ضربه میخورند و امتیاز از دست می‌دهند. به نظر شما آیا مدیریت فدراسیون‌هایشان ضعیف بوده، کامل منتقل نکرده‌اند یا نتوانسته‌اند از متن انگلیسی خوب ترجمه کنند؟
ـ «آخرین قوانین» را ما باید ترجمه یا تدوین کنیم. این اصلاً کار ستادی است که ما انجام می دهیم. ممکن است بگوییم این کار، کار بخش فرهنگی نیست، با نگاه کلان فرهنگی می‌گوییم ما باید دنبال در اختیار گذاشتن آخرین قوانین ورزش های پارالمپیکی باشیم. کار فنی سر جای خودش، ولی این یک فاز جدید در بخش فرهنگی است. لازم است آخرین قوانین کتاب‌هایش چاپ بشود، یا بعداً مجموعه بشود و به عنوان کتاب مرجع باشد. این کتاب ها را چون نیاز نیست به تعداد زیاد چاپ ‌کنیم قابلیت اصلاح سالانه را نیز دارد. یعنی سال آینده دوباره نسخه جدید را چاپ کنیم. این کار درستی است و وقتی این کتاب ها رفت به اقصی نقاط کشور نشان می‌دهد که یک پشتوانه ستادی وجود دارد.

* آیا درست است به قانون، مقدمه و مؤخره فرهنگی اضافه کرد؟ و به نظر شما با این کار ورزشکار به درستی توجیه می‌شود و قوانین را خوب متوجه می‌شود؟
ـ قوانین در بخش فرهنگی نیاز به توضیح دارد. این توضیح را با ضمیمه یا پیوست فرهنگی انجام می دهیم. با آمدن این توضیحات ورزشکاران بهتر متوجه می‌شوند و عمل آنها به قانون بیشتر در بخش فرهنگی بیشتر می شود.
به نظر می‌رسد کمیته ملی پارالمپیک ج.ا.ا با دفتر فرهنگی معلولین فضاها و موضوعات بسیاری برای همکاری دارند و هرچه به هم نزدیک‌تر بشویم می‌توانیم بهتر به یکدیگر کمک نموده و یکدیگر را در رسیدن به اهداف سازمانی خود بیشتر کمک کنیم.

* با تشکر از حضور شما در این مصاحبه.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *