دوران کرونایی و وظایف تاریخ نگارانه با محوریت مردم

دوران کرونایی و وظایف تاریخ نگارانه با محوریت مردم

مدتی است که گرفتار ویروس همه گیر کرونا شده ایم و آنچنان تغییراتی در اوضاع و احوال بشری بوجود آورده که آن را به عنوان شروع یک مرحله یا دوره تاریخی قلمداد کرده اند که عملا شکل و شمایل زندگی سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و غیره را به ناچار عوض شده است و هر روز انسان های کره زمین در حال آزمودن تدبیرها و شیوه هایی هستند که زندگی را با این شرایط وفق و تطبیق دهند تا اصل بقا و حفاظت پایدار بماند و بشر بتواند به امور همیشگی خود رسیدگی کند . همین شرایط سوالات و مسایل زیادی را طرح کرده و همه به فکر پاسخ این سوالات برآمده اند و در تکاپوی حل این مسایل اند . فعلا در حال طی کردن این دوران هستیم و هنوز نتیجه بخشی و کامیابی این اقدامات و اندیشه ها نامشخص است و هیچ امری در این باره قطعی نیست .
در حوزه تاریخ نگاری و تاریخ نگری هم سوالات و مسایل متعدد و متنوعی مطرح شده که هر کدام از استادان و فرهیختگان و دانش آموختگان این رشته از دید خود آرای ارزشمندی را ارایه داده اند .
بر اساس تجربه پژوهشی شخصی انجام شده در حوزه تاریخ معلولان ، از زاویه دیگری این قضیه را بررسی کرده ام . در ابتدای دهه نود این پژوهش را آغاز کردم . به سختی و دشواری بسیار به مطالب مورد نیاز دست یافتم به چند دلیل ؛ تاریخ اجتماعی و مسائل آن در تاریخ ما خوشبینانه در اولویت های آخر بود و در صدر همه تاریخ سیاسی و نظامی و قبیله ای قرار داشت . غالب منابع و اسناد تاریخی توسط دربارها و دستگاه های حکومتی تهیه و تدوین می شد و خیلی علاقه مند به مسائل اجتماعی و طرح و حل آن نبودند . مورخان هم تابع این نگاه و این خواسته های ملوکانه بودند بطوری که حتی یک منبع معتبر اجتماعی درباره مردم زمانه اشان خلق نکردند . این نگاه آن دوران است و حرجی برای آنها نیست . امیرکبیر با وسعت دید و تجربیاتش به امور اجتماعی توجه ویژه ای نمود و روزنامه وقایع اتفاقیه او منبع مهمی برای تاریخ اجتماعی دوران خودش است . نهضت مشروطه نیز این نگاه اجتماعی مردم مدارانه را پررنگ تر کرد و تاریخ نگاران جدید با محور مردم ، تاریخ را نگاشتند . پزشکی مدرن با تمام وجود به مبارزه با اپیدمی ها و بیماری های مرگبار و معلولیت ساز زمانه پرداختند و مطالب و مدارک ارزشمندی به جای گذاشتند -رجوع به خاطرات پزشکان غیرایرانی ؛ پولاک و تولوزان و غیره ، تاریخ طب و طبابت در ایران به روایت اسناد به همت محسن روستایی مطلب ارزشمند و مهمی درباره جدال طب جدید و ستنی و جدال طب جدید با خرافه ها و اعتقادات مردم بازگو می کنند . در دوره پهلوی توجه خاصی به مسائل و امور اجتماعی شد دوران فرح پهلوی اوج این خدمات بود هر چند که رنگ تبلیغات شاهانه در آن غلیظ بود . با این حال منابع و اسناد زیادی در این حوزه تولید شد . نگاه های اجتماعی محور کمونیست ها و پیروانش در طرح ویژه مسایل اجتماعی اهمیت ویژه ای دارد . هنوز تاریخ اجتماعی مرتضی راوندی بی بدیل است .
سفرنامه ها و خاطرات غیر ایرانی در بیان مسایل اجتماعی این دوران بسیار راهگشا بوده اند و آنها حاملان فکری و فرهنگی غرب بودند که به امور اجتماعی بیشتر اعتنا داشتند و در کنار آنها مطالب و مدارک میسیون های مسیحی نیز مهم تلقی می شود که در کارهای پزشکی ، بهداشتی و توانبخشی به بیماران و معلولان ایرانی کوشا بوده اند(مانند کریستوفل کشیش آلمانی که بانی نگهداری و آموزش نابینایان در ایران دوره قاجاریه و پهلوی بود) .
ولی در کل قلت منابع داخلی سوال برانگیز است . ما درباره اپیدمی های مختلف طاعون ، وبا ، آبله ، دیفتری ، تیفوس و مالاریا و غیره با ابهامات بسیار مواجه هستیم . دقیقا چه تعدادی مبتلا بودند؟ نمی دانیم. چه کسانی بودند؟ نمی دانیم .چه گونه مردند؟ نمی دانیم. آنهایی که زنده ماندند چه ذهنیت های از این دوره و پس از آن داشته اند؟ نمی دانیم. چه گفته اند و چه نوشته اند؟ نمی دانیم. چرا با این همه ابهام و جواب های کلی مواجه هستیم؟

به نظر تنها نگاه به مرحله تاریخ نگاری برای نیل به نتیجه کفایت نمی کند ما باید بطور جدی به مرحله گردآوری منابع و مدارک تاریخی هم بپردازیم . اکنون میزان سواد هم کمی و هم کیفی افزایش یافته است . رسانه های واقعی و مجازی با تعداد زیاد و تنوع بسیار حتی تا دورافتاده ترین مکان ها در دسترس هستند . باید به مانند خیلی قضایا ، تاریخ هم «برون سپاری» شود . به جامعه آموزش های لازم داده شود تا مطالب تاریخی را بنویسند و اسناد ، مصاحبه ها ، عکس ها ، فیلم ها و غیره را خودشان ثبت و انتقال دهند و با فنون و شیوه های این کارها آشنا شوند . باید بیشتر به مسائل اجتماعی معط
وف شد وگرنه دیگران به مسائل سیاسی و اینها الی ماشاءالله می پردازند . خود مردم جامعه باید مستندسازی زندگی و امور مهم اش را انجام دهند و در سطوح عالی پژوهشگران و مورخان با دیدی تبیینی ، تحلیلی و تعلیلی به بررسی این ماجراها بپردازند .
این پیامد برای همه رشته های نیازمند رجوع به گذشته نیز اهمیت دارد و برای آنها هم داده های اطلاعاتی و تاریخی ارزشمندی برای بررسی ها و قضاوت های میان رشته ای ایجاد می کند .
این دوره نیز برای تاریخ نویسان و تاریخ پژوهان همین وجه را دارد و باید آحاد جامعه را و نه فقط متخصصان و تحصیل کردگان این رشته را بطور فنی و ساده آموزش داد تا در گردآوری منابع و مدارک به یاری تاریخ بیایند . این را حرف باید جدی انگاشت «ما تنها متولیان تاریخ نیستیم» . تاریخ متعلق به همه مردم است و با سرنوشت همه آنها گره خورده است و باید از توان ، نظر و رای آنها در تهیه و تدوین تاریخ ها یاری گرفت . باید زیرساخت های ذهنی و عملی مستند سازی را در جامعه ایجاد نمود تا «با هم و برای هم تاریخ» را بنویسیم .

پیشنهاد های زیر را در همین جهت می توان ارایه داد:
۱- منابع و مدارک تاریخی را با چه اهداف و منظورها و اولویت هایی گردآوری کنند و چگونه آن را در قالب های تاریخ پزشکی ، تاریخ محلی ، تاریخ خانواده و تاریخ اجتماعی و فرهنگی و غیره بنویسند ؛
۲- چگونه نقد منابع و مدارک را انجام دهند و آن را تحریف و انحراف دور نمایند و مطالب و مدارک سره را از ناسره تمیز دهند ؛
۳-کانال ها و گروه های مجازی با حضور مردم همسو شوند یا شکل گیرند و به آنها آموزش های قابل فهم ، انجام شدنی و کاربردی داده شود ؛
۴-تهیه و تدوین سوالات اصلی و فرعی برای انجام مصاحبه های صوتی و تصویری توسط جامعه درباره موضوعات مهم این دوره در حوزه های مختلف ؛
۵-ایجاد کمپین هایی برای گردآوری مطالب ، اسناد ، مدارک ، عکس ها و سایر مستندات موجود این دوره مربوط به همه وجوه زندگی و از مردم خواسته شود در این کار مشارکت و همیاری کنند ؛
۶-استفاده از تجربیات و شیوه های مشابه خارج از ایران ؛
۷-جهت دهی تاریخی به جامعه پزشکی و پرستاری و بهیاری و نیروهای داوطلب در مستند سازی های تاریخی ؛
۸-جهت دهی به روانشناسان ، روانپزشکان و روانکاوان در جهت مستند سازی ذهنیت های تاریخی این دوران و توجه جدی به این قضیه همیشه مغفول در تاریخ ؛
امید است با گذشتن به سلامت از این گردنه تاریخی و با تاکید بر توانایی مردمی در ثبت و حفظ تاریخ این دوره ، حرف های زیادی برای گفتن داشته باشیم و جامعه را در برابر وقایع مشابه آتی ، آگاه و آماده نگاه داریم .

کامران عاروان؛ دکترای تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی (ره)، فروردین 1399

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *