نگاه برابر به معلول یا درک انسانیت

نگاه برابر به معلول یا درک انسانیت

محمد حشمتی‌فر

امروزه جامعه با پیشرفت تکنولوژی دید روشن‌تری نسبت به گذشته یافته و یک معلول دیگر زیر نگاه‌های مردم آنچنان له نمی‌شود. اما خواننده عزیز، شما با مشاهده‌ی شخصی که ظاهر متفاوتی دارد چه به ذهنتان خطور می‌کند؟ صادق باشید و بدانید جوابتان نشان دهنده‌ی آن است که به معنای انسانیت پی بردید یا نه.
خداوند آدمی را در دو جنس و چندین نژاد مختلف آفریده که تقدیر ممکن است سلامت جسمش را هر آن بگیرد. اما قدرت اندیشیدن قادرش ساخته تا پله های ترقی را مانند استیون هاوکینگ، بتهوون، هلن کلر، وحید رجبلو یا دیگران طی کند و در مواردی حتی بالاتر از آنهایی بایستد که برخوردار از سلامتند. با شناختی جزئی از زندگی شخصیت‌های نام برده نتیجه می‌گیریم به جای بی‌توجهی به معلولان باید زیر بال و پر آنها را گرفت. زیرا این بزرگان ثابت کردند که با اراده‌ی خود و حمایت‌های کسب کرده، توانستند جهان را به تعجب وادارد. حال تأسف‌بار است که بگوییم معدود بودن توانمندان ایرانی از عدم شناخت خانواده‌ها، بی‌خبری دولت، فراموشی رسانه‌ها، نمایشی بودن انجمن‌ها، نامناسب سازی‌های شهری و صدها موارد ریز و درشت دیگر پرده برمی‌دارد!
نمی‌توان انکار کرد که یک معلول هم عضوی از این جامعه است و در تمام شهرهایی که نادیده گرفته شده حق شهروندی دارد. او آرزوهایی دارد که خود آنها را می‌شناسد و به دنبال شکوفا کردن استعدادهایی هست که خداوند بذر آن را در وجود آدمی می‌کارد. از همین رو کارآفرینی احساس برابری به چنین شخصی می‌بخشد و بی‌توجهی بدترین ستم به انسانیست که مشقت‌بارتر از سایرین می‌کوشد. کوشش‌هایی که اگر بی‌نتیجه بمانند ناامیدی می‌آورند و عاملی می‌شوند تا فرد معلول در دوره‌ی نوجوانی یا جوانی از رویاپردازی دست بکشد و اهدافش را به فراموشی بسپارد. حقیقت تلخ این است که باید گفت دست کشیدن از رویا و هدف، یعنی پذیرفتن مرگ و نفرت از حیات!
نکته‌ی دیگری که نیاز مبرم به توجه دارد، مسئله ازدواج در این گروه از جامعه است. شناخت نیازهای مادی و روحی آدمی به ما کمک می‌کند تا مخالفت‌ها و بهانه‌های بنی اسرائیلی خانواده‌ها را در خصوص ازدواج معلولان کنار بگذاریم و به همت مسئولین و خیرین، شرایط آسانی را مهیا سازیم تا آنها بتوانند در کنار همنوعی از خود یا شخصی سالم زندگی برابری را تجربه کنند. زیرا خداوند در اشرف مخلوقات خود قوه‌ی عشق و احساس را قرار داده که همانند دست، پا، چشم و سایر اعضای بدن حتی در کالبدشکافی‌ها هم قابل دیدن نیست. اما وجودش شناخته شده است و می‌دانیم هرگاه زن یا مردی در کنار شریک زندگیش، نیمه‌ی پنهان خود را بیابد؛ این قوه نیز رشد می‌کند تا آدمی در مواقع فشار روحی بتواند سر به روی شانه‌ای بگذارد که قادر است مقابله با دشواری‌ها را آسان کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *