فیلم توانا

print

فیلم توانا

محمد نوری
دفتر فرهنگ معلولین، ۲۴ بهمن ۱۳۹۸

فیلم بسیار جذاب درباره زندگی دو نابینا با دوبله فارسی اخیراً در ایران پخش شد که بسیار آموزنده است و از همه فعالان امور معلولان و خود نابینایان استدعا می‌نماییم این فیلم را مشاهده کنند.
فیلم قابل یا توانا (به هندی: काबिल؛ Kaabil؛ به انگلیسی: Capable) یک فیلم هندی زبان در ژانر جرم و جنایت و درام، محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی سانجی گوپتا، نوشته شده توسط ویجی کومار میشرا و تولید شده توسط راکیش روشن در فیلم‌کرافت پروداکشنز است. این فیلم عشقی میان دو فرد نابینا را با بازی‌های هریتک روشن و یامی گوتام به تصویر کشیده است. موسیقی فیلم اثر راجیش روشن است. فیلمبرداری اصلی این فیلم در ۳۰ مارس ۲۰۱۶ آغاز شد و در ۲۵ ژانویه ۲۰۱۷ این فیلم منتشر شد.
داستان فیلم این‌گونه است که پسر جوان نابینا به نام روهان باتنگاد Rohan Batngar، مشغول صداگذاری روی فیلم‌ها است و شغل اصلی او دوبلری است. هنرمندی است که توانایی تقلید صداهای مختلف را دارد.
فیلم این‌گونه شروع می‌شود که خانمی از فعالین امور مدنی واسطه شده تا روها با دختر نابینایی به نام سوپ ریا ازدواج کند. سوپریا هنرمند و نوازنده و دخترک پر احساسی است. اولین جلسه آشنایی و گفت‌وگوی آنان در رستورانی است. بالاخره پس از گفت‌وگوها با هم عروسی می‌کنند و زندگی شیرین داشتند.
یک شب وقتی از گردش برمی‌گشتند دو جوان سر راه آنها سبز شده و به آنها متلک می‌گویند. این دو نفر، یکی برادر نماینده شهر و مسئول دفتر برادرش و دومی از اقوام‌ نماینده و شاغل در دفتر نماینده است. ساختار سیاسی هم به گونه‌ای است که نماینده شهر با نفوذترین فرد است. یک روز وقتی روهای سرکار رفته و سوپریا در خانه تنها بوده همان دو جوان مخفی به خانه‌اش آمده و به او تجاوز می‌کنند. ریاست پلیس شهر تحت نفوذ نماینده شهر است و به جای دستگیر کردن متجاوزین سعی می‌کند آثار جرم را پاک کند. و نه تنها به شکایت زوج نابیناتوجه نمی‌کند بلکه آنها را شارلاتان و سوءاستفاده کننده از نابینایی خطاب می‌کند. از طرف دیگر پزشک قانونی به آنها می‌گوید باید ظرف ۲۴ ساعت شواهد و مدارک جرم را ارائه دهند.
وقتی زوجه نابینا با ماشین پلیس به طرف پزشکی در راه بودند، با همکاری پلیس، توسط افراد ناینده دزدیده و به دریا انداخته می‌شوند. آنان به سختی خود را نجات داده و وقتی با لباس خیس به اداره پلیس می‌آیند. پلیس آنها را متهم می‌کند که به شنا و خوشگذرانی رفته‌اند برای اینکه پرونده پزشک قانونی را تکمیل نکنند.
بالاخره تلاش‌های آنان به نتیجه نمی‌رسد و از شکایت خود صرف نظر می‌کنند.
زندگی آنها گرمی سابق را ندارد. روزی روهان از سرکار به خانه می‌آید و به محض ورود سو را صدا زده و به او می‌گوید از اینکه سرد بودم و نتوانستم اشکهایت را پاک کنم و مرحمت باشم معذرت می‌خواهم. که ناگهان متوجه می‌شود سو حلق آویز شده، تلاش می‌کند تا او را نجات دهد اما او مرده است.
وقتی پلیس به خانه‌اش می‌آید، یکی از مسئولین پلیس به دو بار تجاوز به سو اشاره می‌کند و تازه روهان متوجه می‌شود پس از تجاوز دوم، سو خودش را حلق آویز کرده است. سپس از جستجو نامه‌ای به خط بریل زیر تختش پیدا می‌کند که نوشته است من در خانه تنها بودم که همان دو نفر هجوم آوردند و چون دیدم ماندن من موجب ناراحتی و دردسر بیشتر تو می‌شود، تصمیم به خودکشی گرفتم.
روهان پس از مراسم همسرش تصمیم می‌گیرد با متجاوزین و افراد با نفوذ در شهر و پلیس که مسبب همه این بدبختی‌ها هستند مقابله کند. به اداره پلیس می‌رود و با رئیس پلیس حرف می‌زند و می‌گوید که شما به وظیفه خود عمل نکردید و از ما حمایت نکردید و در عوض از متجاوزین حمایت کردید و ادامه می‌دهد که تصمیم گرفته اقدامی انجام دهد.
روهان با استفاده از توانمندی‌اش یعنی هنر تقلید صدا، به اسم دوستان و آشنایان خطاکاران به آنها تلفن زده و با همین صدای آنها، یکی یکی آنها را به جاهای دلخواه کشانده و آنها را می‌کشد. البته هیچ ردّ پا و سندی از خود بر جا نمی‌گذارد.
با کشتن آخرین فرد یعنی شلار نماینده آن شهر، خیالش آسوده و لبخند بر چهره‌اش می‌بندد و به زندگی عادی ادامه می‌دهد.
این فیلم نخستین فیلمی است که به صراحت تأکید می‌کند، خوشبختی و موفقیت نابینایان مرهون اتکاء آنان بر توانایی‌های خودشان است. به امید دیگران نشستن خطا است. فیلم خوش ساخت و جذاب است و توصیه می‌شود همه معلولان و خانواده‌ها و عموم مردم ببینند.
*.م.ن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *