فرهنگ ما معلول است!

فرهنگ‌ما معلول است!
در حاشیه آیین اختتامیه “دومین جشنواره رسانه ایی معلولان کشور” استان اصفهان

شهرزاد بهادری (خبرنگار روشن دل)

باز انسانهایی زمینی با روحی آسمانی پَر پرواز گشودند به سرزمین انسانهایی بزرگی ،که بی ادعا چون همیشه در سایه بزرگ نماها محو و کمرنگ شده اند.
آنها برای خود هیچ نمی خواهند نه به دنبال نام هستند و نه مقام ، اما خوب‌می دانیم که محبت نا خواسته قدرت می آورد و فاتح قلب ها می گردد ، قدرتی که هیچ صاحب قدرتی یارای مقابله اش را نخواهد داشت .و این زنان و مردان قدرتمند دست در دست هم پا پیاده و دست خالی باز دل به دریا زدند تا توانمندی ،دریا دلانِ گوشه گوشه کشورمان را به رخ همه کشانده و فخر فروشی کنند.
:small_blue_diamond:گرچه تعدادشان شاید از انگشتان دست و پا تجاوز نمی کرد اما با اراده خود خستگی را خسته کردند و نگاهی کوتاه به عملکرد هیات اجرایی،اطلاع رسانی و داوری آثار، تصدیق این ادعاست.
:small_blue_diamond:هوا سرد است اما پا به سالن که می گذاری گرمای وجود میهمانان و شور شعف شان در لابه لای نگاه خستگی ناپذیر میزبان، آرامش وصف نشدنی را به قلبت هدیه می دهد.
:cherry_blossom:همه چیز عالی، تعداد شرکت کنندگان در مسابقه و حضورشان از راه های دور و نزدیک قابل تقدیر است .سالن کاملا پُر است جوری که بسیاری از بچه های آشنا سر پا ایستاده اند.
:small_red_triangle:از روی صندلی نیم خیز می شوم تا همکارانم را ببینم.. خیلی جایشان خالیست!!
🖌سعی می کنم فکرم را متوجه سخن رانی کوتاه بعضی از میهمانان کرده تا بتوانم بهترین جمله طلایی را شکار کنم…
:large_orange_diamond:یکی از روشن دلان جوان به بالای سن هدایت می شود و گزارش زیبایی را با قلم طنز اما تلخ خود، درباره گفتگو و مصاحبه با معلولان و مسئولان می خواند…

جمله ایی وجودم را می لرزاند؛
فرهنگ ما معلول است……..
با خود فکر می کنم اگر صد صفحه مطلب هم می نوشتم‌ هرگز نمی توانستم به این صراحت و جسارت (( فرهنگ حاضر در جامعه ام را نقد کنم))
در ردیف جلوی من چند روشن دل جوان و برومند نشسته اند، در گوشی پچ پچ می کنند و از ته دل می خندند.. آن طرف تر دختر جوان و زیبا رویی با موهای قهوایی و گونه هایی گلگون شده ،سرا پا شور و شعف سخنان دوستانش را نکته برداری می کند، یکبار دیگر به سالن نگاه می کنم ، من‌معلولی ندیم ،آنچه بود نماد قهرمانان خستگی ناپذیری بود که گرمای اراده شان ،همه ما به ظاهر (سالم های) جسمی را می سوزاند،
فهمیدم معلولیت در جسم نیست بلکه در تفکر است،
به قول جوان خبرنگار روشندل(( در فرهنگ ))است ،
خیلی دلم می خواست مسئولانی که سبیل تا سبیل در ردیف جلو هر برنامه جلوس می کنند و بانوان مدیریتی که گوش تا گوش کنار هم چون دانه های انار در چنین برنامه هایی در کل کشور چیده می شوند ،در برنامه آن شب به قید قرعه به شرکت کنندگان؛ تقبل جهیزیه دختران دم بخت، هزینه دانشجویی،سفر مشهد مقدس یا…. هدیه دهند،
اما خوب هر چه گوش دادم نشنیدم !شاید آنها هم برای شنیدن این سرمایه های اجتماعی خود را به نشنیدن زده اند.
فیلمی از مرد جوانی حدود ۲۵ ساله اکران می شود جوانی که با جمع آوری مبلغ ناچیز برای معلولان در سرتا سر کشور که مشکل مالی دارند ویلچر می خرد.
:small_red_triangle:قابل توجه مسئولانی که با وجود بودجه و کمک خیران برای کمک به این قشر محدویت دارند!
شاید به جرات بتوان گفت که همکاران خبرنگار اصفهانی با عدم حضور خود در این اختتامیه خستگی را بر تن تیم اجرایی این جشن که از جنس رسانه بودند ماندگار کردند اما امیدوارم روزی همه کمر همت ببندند تا شاید بتوان ((معلولیت فرهنگی )) را از جامعه خود برای همیشه ریشه کن کنیم.

منبع: کانال تلگرامی دومین جشنواره ملی رسانه ای معلولان، آذر ۱۳۹۸

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *