روبات‎سازهای جوانِ دغدغه‎مند

گپی با یک گروه نخبه نوجوان درباره روباتیک، معلولیت و ارتباط بین این دو
روبات‎سازهای جوانِ دغدغه‎مند

نویسنده : الهه توانا| روزنامه نگار

محمدپور بعضی‎ها فکر می‎کنند بچه زرنگ‎ها همیشه سرشان توی کتاب است و جز درس و نمره به هیچ چیز دیگری اهمیت نمی‎دهند. مهمان‎های این هفته «جوانه» این تصور را به چالش کشیدند. «سیده‎مریم حسینی»، «طهورا صفری»، «فاطمه علیزاده»، «صبا فرزام» و «سارا مقدس» اعضای یک گروه روباتیک ۹نفره هستند که به تازگی در لیگ جنگجوی هوشمند، مقام سوم کشوری را به دست‎ آورده‎اند. دخترها، حالا سهمیه حضور در مسابقات جهانی کره جنوبی را هم دارند و قرار است به‎زودی، افتخار جدیدی به‎دست بیاورند البته به‎شرطی که حامی مالی پیداکنند. مسئله این روزهای رفقای ۱۶ساله ما، اسپانسر است ولی این تنها دغدغه‎شان نیست. وقتی قرار می‎شود برای میزگردمان سوژه‎ای پیشنهاد بدهند، همه‎شان روی معلولیت و چالش‎های آن توافق می‎کنند. این گفت‎وگو را از دست ندهید:

معلول‎ها را ببینیم
راه‎حل‎ها از کجا پیدا‎ی‎شان می‎شود؟ از آن‎جایی که مشکلات به چشم می‎آیند و یک‎عده تصمیم می‎گیرند غیر از خودشان، دنیا و دیگران را هم ببینند. بچه‎ها بحث‎ را با گفتن از چالش‎های پیش‎روی معلول‎ها شروع می‎کنند. صبا تعریف می‎کند: «بعضی روزها که از مدرسه برمی‎گردم، پسر همسایه‎مان دم در حیاط‎شان نشسته‎است و مردم را نگاه می‎کند. هربار می‎بینمش ناراحت می‎شوم که نمی‎تواند با خیال راحت با ویلچرش از خانه بیرون برود». مریم اضافه می‎کند: «این‎ به دلیل رفتار ترحم‎آمیز ماست. نگاه‎مان به کسی که روی ویلچر می‎نشیند، فرق دارد با دیدمان به کسی که با پای خودش راه می‎رود». فاطمه می‎گوید: «خاله من معلول ذهنی است و وقتی با هم بیرون می‎رویم، رفتار و نگاه دیگران واقعا اذیت‎کننده است. او خیلی خوب احساسات را می‎فهمد. همیشه اولین کسی است که متوجه ناراحتی‎ام می‎شود و به‎روش خودش آرامم می‎کند اما این چیزها برای دیگران قابل درک نیست. من سعی می‎کنم حداقل درک اشتباه اعضای فامیل را نسبت به خاله‎ام و معلول‎ها تصحیح کنم». مریم هم به‎جای فقط غصه خوردن، کارهایی انجام داده‎است: «جوی در فضای مجازی راه‎ افتاده‎است که شنواها را به یادگرفتن زبان اشاره تشویق می‎کند تا ناشنواها در ارتباط برقرارکردن این‎همه مشکل نداشته‎باشند. فکر کن توی کشور خودت باشی و کسی حرفت را نفهمد و مثلا نتوانی در خیابان از کسی آدرس بپرسی. من زبان اشاره را یادگرفته‎ام، اصلا سخت نیست». طهورا توضیح می‎دهد: «من هم موافقم که باید دیدمان را به معلولیت اصلاح کنیم اما کافی نیست. باید باور داشته‎باشیم که امکانات عادلانه حق همه است. شهر برای معلول‎ها مناسب نیست. مسیرهایی مخصوص نابیناها در پیاده‎روها ایجاد شده‎است که بعضی جاها به مانع برخورد می‎کند و ممکن است حتی باعث آسیب‎شان بشود.
نرده‎های توی پیاده‎روها، اجازه عبور ویلچر را نمی‎دهد». سارا حرف دوستش را تکمیل می‎کند: «حالا ما درباره مسیرهای مخصوص‌حرف می‎زنیم درحالی‎که‌راه‎های معمولی هم پر از چاله و ناهمواری است».
روبات‎ها در راه‎اند
دوستان باهوش ما، ایده‎هایی هم دارند. کسی چه می‎داند؟ شاید روبات بعدی‎شان ، گره ای از کار افراد دارای معلولیت باز کند. مریم می‎گوید: «نرم‎افزارهایی وجود دارند که صدا ‌را به متن تبدیل می‎کنند. نمی‎دانم چقدر اجرایی است ولی شاید بشود از این نرم‌‎افزارها استفاده کرد تا دانش‎آموزهای ناشنوا هم بتوانند سر کلاس کنار شنواها بنشینند و درس را راحت بفهمند». طهورا پیشنهاد می‎کند: «بعضی خودروها سنسورهایی دارند که مسیر را اعلام می‎کند. از این طرح می‎شود در ساخت روباتی برای نابیناها استفاده کرد که محیط اطراف را برای‎شان توصیف کند». سارا یاد چیزی می‎افتد: «در موزه‎های بزرگ دنیا فناوری جالبی وجود دارد که بازدیدکننده‎ها می‎توانند با اسکنر گوشی، اطلاعات مجسمه‎ها و نقاشی‎ها را به‎صورت صوتی دریافت کنند»، فکری به ذهن صبا می‎رسد: «از همین امکان می‎شود در فروشگاه‎ها استفاده کرد؛ یعنی نابیناها اطلاعات محصولات را بشنوند و بتوانند تنهایی خرید کنند». فاطمه می‎گوید: «من از بچگی همیشه سرم توی کامپیوتر بود. یکی از سوال‎های بی‎جوابم این بود که آدم‎ها بدون دست، چطور باید با کامپیوتر کار کنند. بزرگ تر که شدم به کامپیوتری فکر کردم که پیکسل‎هایش به حرکات چشم حساس باشد. شبیهش البته ساخته شده‎است ولی نه به آن خفنی که من توی ذهنم دارم». مریم اضافه می‎کند: «خیلی از این ایده‎ها که گفتیم عملی شده‎اند، حتی نسخه اولیه‎شان هم وجود دارد اما مهم‎ این است که گسترده و کاربردی شوند».

منبع: زندگی سلام، ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *