ساز توانخواهان در عمارت هنرمند

ساز توانخواهان در عمارت هنرمند

حیاط «عمارت هنرمند» خلوت است. خبری از تشریفات مرسوم نیست و این نوید یک برنامه صمیمی و خودمانی را می‌دهد. در همان ابتدای ورود رمپی برای ویلچرها دیده می شود. شاید اینجا جزء معدود مکان های هنری شهر باشد که چنین امکانی را برای قشر توانخواهان فراهم کرده است. هنرمندان یکی یکی به عمارت می آیند. دختری روشن دل دست در دست پدرش. مرد ویلچرنشینی که ساز گیتار را میان دستانش گرفته است و مرد روشن دل دیگری که همیشه لبخند بر لب دارد و آرام آرام عصایش را به زمین می‌زند تا در گوشه ای بنشیند. بیشتر آنها به اتفاق خانواده و دوستانشان به این برنامه آمده اند و تقریبا همه همدیگر را می‌شناسند. مهمانان ویژه ای هم در لابه‌لای برنامه‌ها می آیند و خیلی زود می‌روند و مجری بلافاصله پشــــت میکروفن با ذکر نام و سمتشان به آنها خوش آمد می‌گوید یا آنها را بدرقه می‌کند و تنها دوستان و خانواده‌ها هستند که تا انتها می‌مانند و اجرای فرزاندشان را عاشقانه تماشا می‌کنند.

تمام شهر عرصه حضور توانخواهان است
مدیرعامل سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری اصفهان سخنش را در این مراسم را این گونه آغاز می کند:«در مجموعه شهرداری به دنبال این هستیم که اصفهان جهانشهر شود و این نکته را هم باید مورد توجه داشت که جهانشهر نه کلانشهر است و نه شهر جهانی.»محمــــــد عیــــــدی درباره خصلت‌های جهانشهر می افزاید: «جهانشهر دو خصلت دارد: اول اینکه ظرفیت های بومی آن تبدیل به امر جهانی شود و دوم اینکه به نیازهای فرهنگی شهروندانش فارغ از قشربندی یا مخاطب شناسی پاسخ‌های جهــــــانی بدهد.» معاون فرهنــــــگی و اجتماعی شهردار اصفهان، توسعه پایدار را مهم‌ترین عامل برای تحقق جهانشهر شدن اصفهان می داند:«توسعه پایدار یعنی حرکت همگانی و برخورداری از تمام ظرفیت هایی که در شهر موجود است.»

موسیقی باید جزء برنامه درسی باشد
اهورا کرباسی نوازنده ای است که سابقه آموزش موسیقی به توانخواهان را دارد و در میان تشویق حاضرین صحبت هایش را آغاز می کند. او با اشاره به تاسیس اولین انجمن موسیقی درمانی در ایران در سال ۸۰، لزوم توجه به این رشته در جامعه کنونی ایران را حیاتی می داند:«در جامعه کنونی ایران بسیاری از بیماری‌ها ریشه عصبی دارند و آرامش حاصل از موسیقی باعث از بین رفتن بسیاری از دردها می شود.»کرباسی همچنین به تجربه خودش در تاثیرگذاری موسیقی بر کودکان استثنایی و لزوم قرارگرفتن آموزش موسیقی در برنامه درسی این گروه از جامعه اشاره می‌کند: «چند سال پیش که در مدرسه استثنایی موسیقی درمانی کار می‌کردیم و آثار معجزه وارش را در روند بهبودی بچه‌های توانخواه دیدیم همگی به لزوم قرار دادن درس موسیقی در برنامه درسی بچه ها و همچنین عجین شدن موسیقی با زیست روزمره آنها رسیدیم.» این پژوهشگر موسیقی استفاده از موسیقی درمانی را در دو حالت غیرفعال و فعال امکان‌پذیر می‌داند:«حالت غیرفعال یعنی اینکه تنها موسیقی را بشنویم و حالت فعال آن زمانی است که موسیقی می‌نوازیم. در این موقعیت نوازنده از دستانش استفاده می‌کند و در عین واحد دو نیم‌کره مغزش را به کار می‌اندازد. موسیقی را گوش می‌دهد و حرکات موزون با آن تولید می‌کند و سعی می‌کند که حرکت کند و این حرکت خود نشاط به‌وجود می‌آورد.

چند روایت معتبر از عشق
روایت اول: «تا کنون رنج پدر فهمیده‌ای؟» مصراع آغازین غزلی است که اعظم السادات نکویی دختر روشن دل برای پدرش می‌خواند. پدر که حالا در میان جمعیت نشسته از شنیدن شعر دخترش بغض کرده و به او نگاه می‌کند. غزل تمام می شود و پدر حالا برای آوردن دخترش از پشت تریبون می‌رود. دختر تنها با پدر می تواند جایی برود، گویی که پدر چشم دختر شده است.روایت دوم: اسم مسعود کاوشانی را مجری می خواند و او به احترام تشویق حاضرین می ایستد و تعظیم می کند. با عصای سفید آرام بر صندلی می‌نشیند و گیتار را در دست می‌گیرد و شروع به نواختن می کند.دست هایش را به روی سیم ها نمی بیند، اما زیبا می نوازد.روایت سوم: کمی پیش آفتاب بود و حالا ابرها بیشتر شده اند. محمد زواره ای با ویلچر به پشت تریبون می‌رود و داستان زندگی اش را برای حاضرین تعریف می‌کند که دو سال پیش در تصادفی قطع نخاع شده و به مرگ، بسیار نزدیک بوده است اما با کمک خانواده‌اش برخاسته است و حالا دارد امیدوارانه تلاش می‌کند به آرزوهایش برسد. میان حرف هایش لحظه‌ای سکوت می‌کند و گاهی بغض گلویش را می گیرد.
منبع: روزنامه اصفهان زیبا، ۲۶ خرداد ۱۳۹۸

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *