داستان زندگی استیون هاوکینگ

استیون هاوکینگ

دفتر فرهنگ معلولین

تی. اس. لی کتابی مصور درباره استیون هاوکینگ نوشت و به زبان انگلیسی در ۲۰۰۹ منتشر شد. همین اثر در ایران ترجمه و منتشر گردید:
داستان زندگی استیون هاوکینگ، تی. اس. لی، ترجمه محبوبه عسکری، تهران، انتشارات فاطمی، چاپ اول: ۱۳۹۲؛ چاپ دوم: ۱۳۹۵، ۱۸۲ص.
این کتاب در هشت فصل، زندگی‌نامه و آراء فیزیکی و نجومی و فعالیت‌هایش را توضیح می‌دهد. او در ۲۰ سالگی، عضله‌های اندام‌های حرکتی‌اش مختل شد و بیماری، پیش‌رونده‌ای به او عارض گردید. بر اثر فلج شدن اندام‌های حرکتی از ویلچر استفاده می‌کرد. اما به رغم معلولیت، فعالیت‌های علمی‌اش را رها نکرد.
کتاب حاضر به روش کُمیک آماده شده و در هر صفحه گزارش‌ها همراه با عکس است.

استیون هاوکینگ
استیون هاوکینگ، معروف به «نابغه فیزیک»، در روز هشتم ماه ژانویه سال ۱۹۴۲ در شهر آکسفورد انگلستان به دنیا آمد. مردمِ دنیا او را «فیزیکدانی معلول که بیشتر از هر کسِ دیگر به اسرار جهان پی برده است» می‌شناسند. با وجود جثّه کوچک و نحیف مادرزادی‌اش، استیون پسری شاد و سر حال بود و بسیار راحت با دیگران دوست می‌شد. چون پدر و مادرش علاقه فراوانی به کتاب خواندن داشتند، استیون نیز از همان کودکی به خواندن کتاب علاقه‌مند شد. او پسری بسیار کنجکاو بود. دوست داشت اسباب‌بازی‌ها یا ابزار و وسایل خانه را از هم باز کند و از کار آنها سر در بیاورد. هرگاه در خانه دستش به وسیله‌ای جدید می‌رسید، فوراً قطعه‌های آن را از هم جدا می‌کرد تا ببیند چگونه کار می‌کند.
پدرِ استیون، دانشمند و محقق بیماری‌های واگیردار منطقه‌های گرمسیری بود. او توجه استیون را از اسباب‌بازی‌ و وسایل منزل به سوی آسمان و ستاره‌ها جلب کرد. او استیون را با خود به موزه‌ها و جاهایی می‌برد که بتواند زیبایی‌ها و عجایب طبیعت را به خوبی ببیند و تجربه کند. طولی نکشید که استیون تصمیم گرفت یک کیهان‌شناس شود. به همین دلیل، وقتی وارد دانشگاه شد رشته فیزیک را انتخاب کرد. پس از مدتی کوتاه متوجه شد درس‌های دانشگاه برای او بسیار ساده و پیش پا افتاده‌اند. پس به جای اینکه کلاس برود و درس بخواند، به موسیقیِ کلاسیک گوش می‌داد و داستان‌های علمی ـ تخیلی می‌خواند. در این زمان بود که استیون متوجه تغییراتی عجیب در بدنش شد، ولی به آنها اهمیتی نداد. او تحصیلات خود را در رشته کارشناسی با کسب رتبه اول به پایان رساند و برای ادامه تحصیل، وارد دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه کِیمبریج شد. در طول دوره تحصیلش در کِیمبریج، بدنِ استیون کاملاً دچار بیماری شد. پزشکان، بیماری او را لوگریگ تشخیص دادند. لوگریگ نوعی بیماری است که بافت‌های بدن به تدریج تحلیل می‌رود. طبق نظر پزشکان، استیون فقط یکی دو سالِ دیگر زنده می‌ماند. با شنیدن این خبر، استیون بسیار ناامید شد؛ ولی طولی نکشید که با کمک و تشویق خانواده و همچنین عشق و علاقه نامزدش، جِین وایلد، بر ناامیدی و افسردگی خود پیروز شد.
با اینکه بیماری لوگریگ به سرعت در بدن استیون پیشرفت می‌کرد، او همچنان به تحقیقاتش ادامه می‌داد. در سال ۱۹۶۷، استیون به همراهِ ریاضیدانی به نام راجِر پِن رُز، «قضیه تَکینگی» را به چاپ رساند. سپس، در سال ۱۹۷، مقاله‌ای تحتِ عنوان «نظریه تبخیر سیاه چاله‌ها» چاپ کرد. این نظریه باعث شد در درکِ ما از سیاه چاله‌ها تحولی عظیم به وجود آید. مقاله استیون، تأثیری عمیق بر جامعه علمی آن زمان گذاشت و توجه بسیاری از مؤسسات علمی را به خود جلب کرد. چیزی نگذشت که استیون، از شهرت علمی خاص برخوردار شد. همزمان با این موفقیت، نشانه‌های بیماری در استیون شدت گرفت، به گونه‌ای که پزشکان مجبور شدند نایش را جراحی کنند و آن را برش دهند. بدین ترتیب، استیون صدای خود را از دست داد. او برای اینکه بتواند صحبت کند باید از یک دستگاه الکترونیکی تولیدِ صدا استفاده می‌کرد.
امروزه، استیون هاوکینگ، به دلیل علاقه شدیدش به کشفِ اسرار جهان و به دلیل اراده راسخش برای ادامه زندگی، بیش از پیش فعال است و به کارهای خود ادامه می‌دهد. او نمونه بارز یک انسانِ از خود گذشته است که برای نسلِ امروز، نمادِ امید و برای نسل‌های آینده، نمونه‌ای الهام بخش است.
رویدادهای مهم زندگی هاوکینگ
در تاریخ ۸ ژانویه، استیون هاوکینگ در شهر آکسفورد انگلستان به دنیا آمد.
هاوکینگ واردِ مدرسه سِینت آلبانز شد.
او و همکلاسی‌هایش کامپیوتر ساختند.
هاوکینگ بورسیه تحصیلی گرفت و واردِ دانشگاه آکسفورد شد.
هاوکینگ با دیدنِ مسابقه قایقرانی شگفت‌زده شد و سُکان‌دار تیم دانشگاه ایت شد.
هاوکینگ دوره لیسانس را تمام کرد و برای ادامه تحصیل واردِ دانشگاه کِیمبریج شد.
او متوجه از کار افتادگی عضله‌های دست‌ها و پاهایش شد.
پزشکان، بیماری او را لوگریگ (اِسکلُروزِ جانبیِ آمیوتروفیک) تشخیص دادند و گفتند فقط ۱ تا ۲ سال دیگر زنده می‌ماند.
هاوکینگ با جِین وایلد ازدواج کرد.
تحقیقاتش را به همراه راجر پِن رُز بر روی تکینگیِ سیاه چاله‌ها آغاز کرد.
به همراه راجر پِن رُز قضیه تکینگی را ثابت کرد و گفت جهان از یک تکینگی شکل گرفته است.
پسر اولش، رابرت هاوکینگ، به دنیا آمد.
برای راه رفتن از چوبِ زیرِ بغل استفاده کرد؛ این کار برایش دشوار بود.
دخترش، لوسی هاوکینگ متولد شد.
نشانه‌های بیماری تشدید شد و هاوکینگ مجبور به استفاده از صندلیِ چرخدار شد.
هاوکینگ «نظریه تبخیرِ سیاه چاله‌ها» را ارائه کرد. او گفت: «حتی سیاه چاله‌های جمع و کوچک شده نیز در نهایت منفجر و به تدریج تبخیر می‌شوند.»
هاوکینگ به عنوانِ جوان‌ترین دانشمند، به عضویت انجمن سلطنتی در آمد.
هاوکینگ به سمت استاد فیزیک گرانش در دانشگاه کیمبریج منصوب شد.
از دانشگاه آکسفورد، دکترای افتخاری دریافت کرد.
هاوکینگ به سِمَت استاد ریاضیات لوکاسین در دانشگاه کِیمبریج منصوب شد.
هاوکینگ به همراه جیم‌ هارتِل «طرح بدون مرز» را ارائه کرد. طبقِ این طرح، با اینکه زمان و فضا متناهی‌اند، ولی لبه و مرزی ندارند.
هاوکینگ عملِ جراحیِ برشِ نای را انجام داد. او دیگر بدون دستگاه تولید کننده صدا، نمی‌توانست صحبت کند.
هاوکینگ کتابِ تاریخچه مختصرِ زمان را منتشر کرد.
هاوکینگ بخشی از نظریه تبخیرِ سیاه چاله‌ها را تصحیح کرد.
(داستان زندگی‌ استیون هاوکینگ، تی. اس. لی، ترجمه محبوبه عسکری، تهران، فاطمی، ۱۳۹۵، ص ۱ و ۱۸۰ـ۱۸۱)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *