شبکه ملی معلولان ایران: دغدغه ها و چالش ها

شبکه ملی معلولان ایران: دغدغه‌ها و چالش‌ها

یادداشت‌هایی درباره شبکه ملی معلولان
محمد نوری، دفتر فرهنگ معلولین، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

در ماده یکم قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب سال ۹۶ مجلس شورای اسلامی ذیل بند ج آمده است:
ج ـ شبکه‌های ملی تشکل‌های مردم نهاد معلولان: شبکه‌هایی ملی (کشوری هستند) مرکب از تشکل‌های افراد دارای معلولیت گروه‌های اصلی معلولیتی (آسیب دیدگان بینایی، شنوایی، جسمی، ذهنی، اعصاب و روان) که به منظور هماهنگی و یکپارچه سازی فعالیت تشکل‌های عضو و ایجاد صدای واحد ملی تشکیل می‌شوند.
بنابراین در این بند، هدف و فلسفه وجودی شبکه‌های ملی را هماهنگی، یکپارچه‌سازی فعالیت‌ها و ایجاد صدای واحد ملی می‌داند. در همین رابطه و جهت توضیح این هدف چند نکته عرض می‌شود.

ضرورت هماهنگی
اینکه معلولین ایران بالقوه دارای پتانسیل و ظرفیت‌های فراوان هستند ولی در عمل نتوانسته‌اند اقدام جدی داشته باشند، مهم‌ترین علت آن عدم هماهنگی و یکپارچگی است. تا وقتی معلولان سراسر ایران تبدیل به یک هسته و سازمان متشکل صنفی و اجتماعی نشوند، اقتدار لازم را پیدا نخواهند کرد و تا وقتی اقتدار نداشته باشند، قدرت چانه زنی برای دریافت حقوق و احقاق شؤون خود را نخواهند داشت.
معلولین ایران بالقوه شرایط و امکاناتی دارند که می‌تواند تبدیل به فعلیت گردد و این بُنیه و توانمندی اصلی‌ترین عامل برای تحقق اقتدار است.

عوامل پیشرفت
قبلاً از ضرورت هماهنگی گفتیم، اما لازم است بدانید معلولین ایران داشته‌ها و سرمایه‌هایی دارند که به راحتی می‌توانند هماهنگی ملی به اهداف خود دست یافته و مقتدرانه به پیشرفت برسند. این دارایی‌ها در واقع عامل ترقی و پیشرفت آنها است و عبارت‌اند از:
۱ـ نیروی فکری و خلاقیت و ابتکار
معلولین از ضریب هوشی مطلوب برخوردار هستند و در دهه‌های اخیر با ورود به تحصیلات عالی و اشغال پست‌های علمی و فرهنگی، توانسته‌اند خود را به عنوان یک قشر فرهیخته و نخبه معرفی کنند. اینان در عرصه‌های هنری، ورزشی و علمی درخشش داشته و توانمندی‌های برتری از خود به نمایش گذاشته‌اند.
با توجه به اینکه در جهان مدرن، فکر و خلاقیت ثروتی برتر از حتی طلا و نفت است و کشورهایی هستند که معادن و نفت ندارند ولی با تمرکز نیروی‌های انسانی خلاق توانسته‌اند به پیشرفت برسند، بنابراین معلولین با اتکای بر این داشته، شرایط مطلوبی برای تبدیل به یک سازمان مقتدر را دارند.
۲ـ دومین داشته و دارایی معلولان ایران، جمعیت معتنابه آنها است. حدود ده درصد جمعیت متعلق به اینها است و علی القاعده ده درصد امکانات کشوری و ملی هم باید به اینان تعلق گیرد.
البته کثرت جمعیت صرفاً مدنظر نیست بلکه پراکندگی جمعیت معلولین در همه شهرها و روستاها و در لابلای همه قشرهای جامعه بر نفوذ اجتماعی آنها افزوده است.
۳ـ پشتیبانی اجتماعی عامل دیگری است که معلولین ایران از آن برخوردار هستند. این حمایت و پشتیبانی سرمایه و دارایی بزرگی است که ریشه در باورها و اعتقادات مردمی دارد. زیرا مردم ایران اکثریت مسلمان هستند و اسلام حمایت از معلولان را لازم شمرده و حتی در متون قرآنی و روایی از حقوق و شؤون آنان به عنوان یک بخش از جامعه انسانی حمایت شده است. از این‌رو مردم ایران خود را موظف می‌دانند در کنار معلولان باشند. البته گاه برخی از سَر ناآگاهی به درستی حمایت نمی‌کنند؛ این موارد شاذ و استثنایی را باید با فرهنگ‌سازی اصلاح کرد و نیز ضرورت دارد این سرمایه اجتماعی را افزایش داد.
۴ـ بالاخره آخرین دارایی معلولان ایران ثروت‌ها و اموالی است که از طریق مختلف به آنها اختصاص یافته ولی فقط اسماً و در عمل این ثروت‌ها و اموال در دست دیگران است.
در ایران زمین‌ها، خانه‌ها و مغازه‌های بسیاری توسط مردم وقف امور معلولین شده است. همچنین بالقوه و با اندک تبلیغ و فرهنگ‌سازی می‌توان اموال بسیار دیگری را به سمت معلولین آورد. بر اساس آمارهای بهزیستی کشور، مردم سالانه به اندازه بودجه دولتی بهزیستی و گاه بیشتر به این سازمان کمک می‌کنند، تشکل‌های مردمی هستند که چندین برابر سازمان بهزیستی فعالیت برای معلولین داشته و تماماً توسط مردم تأمین شده است.
اگر روزی معلولین بتوانند در هر شهر اموال موقوفه و دیگر دارایی‌هایی که اختصاص به آنها دارد را احیاء کنند هیچ نیاز به حقوق از دولت ندارند و به روش خودکفا می‌توانند زندگی‌های متوسطی داشته باشند.
این چهار سرمایه و عامل می‌تواند جامعه معلولین را مقتدر و نیرومند سازد، به طوری که جامعه پویا و پر انرژی و خلاق گردد و نه تنها دستش برای درمان و دیگر نیازهای ضروری دراز نباشد بلکه در عرصه ملی حلال مشکلات دیگران هم باشد؛ یعنی یک جامعه پیشرو و فعال. اما تحقق همه اینها به یک عامل اساسی دیگر بستگی دارد و آن عامل رهبری و مدیریت است. اگر معلولین ایران اختیار خود را به مدیران باکفایت، دلسوز، عاقل و با تدبیر بدهند قطعاً آینده درخشان در پیش روی آنها است. الآن دقیقاً در شرایطی هستیم که می‌خواهیم شبکه ملی ایجاد کنیم و مدیریت مطلوب برگزینیم.

رهبری مدبر و هوشمند
هر کارشناسی در یک نگاه به شرایط معلولین ایران به این نتیجه می‌رسد که اینان همه عوامل اساسی برای یک زندگی مطلوب را دارند؛ یعنی قانون، حمایت اجتماعی، اموال اختصاصی و تفکر و نخبگی را دارند ولی اشکال در کجا است که هنوز نتوانسته‌اند به حداقل‌های یک زندگی خوب برسند. باید اذعان کرد تنها و تنها مشکل معلولین ایران نداشتن رهبری و مدیریت هوشمند، مستقل، باکفایت است. نداشتن به معنای نبودن نیست، در جامعه معلولین افرادی چون سید محمد موسوی هستند که نسبتاً شرایط خوبی برای رهبری دارند. فردی مثل سید محمد موسوی، مستقل است، دلدار و با ظرفیت است، تحلیل دارد، تدبیر و امید دارد و دلسوز است و می‌خواهد برای جامعه هدف کاری انجام دهد.
به هر حال افرادی مثل ایشان وجود دارند ولی دست‌هایی نمی‌گذارد، ایشان مدیریت و رهبری را به دست گیرد. کسانی نمی‌خواهند معلولین تبدیل به یک جریان مستقل شوند، چون چنین رویدادی به ضرر آنها است، زیرا اموال اختصاصی معلولین را باید به آنان برگردانند و حقوق مالی و معنوی آنها را اعطا کنند، این اشخاص از بالا آمدن سید محمد و امثال او وحشت دارند. این دست‌ها درصدداند افراد ضعیف، بی‌تجربه، غیر مستقل و وابسته و غیر کارآمد را به عنوان مدیر و رهبر روی جریان معلولین بگمارند.
آحاد معلولین ایران در این شرایط باید آگاه و هوشیار باشند، به سوابق افراد نگاه کنند، کارنامه افراد را بررسی نمایند و آگاهانه شبکه ملی را شکل دهند و مدیر لایق برای آن تعیین کنند.

شبکه ملی و جامع‌نگری

تفاوت شبکه ملی با تشکل‌های محلی در این نکته است که شبکه ملی برای همه شهرها و روستاها و همه معلولان تحت پوشش از هر قوم و ملیت و از هر مذهب و تفکر است و برای همه اینها تصمیم‌گیری می‌کند. اما یک NGO در یک شهر در محدوده آن شهر تلاش می‌کند. بنابراین افرادی که در شبکه ملی مسئولیت می‌پذیرند لزوماً باید ملی و کشوری بیندیشند و تصمیم بگیرند. ویژگی چنین افرادی اینگونه باید باشد:

– تفکر کشوری
افرادی که به هر عنوان به شبکه ملی رفته و در آنجا مسئولیت می‌پذیرند، باید دغدغه‌های شهری و تعلقات محدود خود را رها کرده و برای عموم معلولین کار کنند و دغدغه همه معلولین کشور ایران را داشته باشند.

– خواسته‌های مشترک
معلولین خواسته‌هایی شهری یا شخصی دارند، نیز آنان خواسته‌های عام‌تر و کشوری هم دارند که مشترک بین آنها است. مسئولین شبکه ملی باید این خواسته‌های عمومی و کشوری را شناسایی و برای آنها برنامه‌ریزی کنند.

ـ شناخت و اطلاعات
اعضاء شبکه ملی باید افرادی را انتخاب کنند که درباره مسائل کشور اطلاعات کافی داشته و شناخت لازم را داشته باشند. کسی که اطلاعات کافی از شهر خود ندارد چگونه می‌تواند برای معلولین کشور تصمیم بگیرد.
البته افرادی با اطلاعات کامل قطعاً نداریم ولی نسبت به افراد لازم است فردی که مطلع‌تر است انتخاب گردد.

ـ جامعیت مدیریت شبکه
شبکه ملی وقتی موفق است که از طیف‌ها و از تخصص‌های مختلف در آن حضور داشته باشند. از این‌رو اعضاء شبکه می‌باید افرادی یک دست و دارای یک گرایش خاص را انتخاب نکنند بلکه افرادی از گرایش‌های مختلف و از شهرهای مختلف باید انتخاب شوند.

ـ همکاری همگانی
شبکه ملی وقتی موفق است که با اقشار مختلف و با جریان‌های گوناگون مردمی و دولتی ارتباط برقرار کند و بتواند از همه ظرفیت‌های ملی و کشوری در استان‌ها برای پیشرفت معلولان بهره‌برداری و استفاده کند.

ـ در نتیجه
اجرای پنج سرفصل فوق موجب ایجاد شبکه‌ای جامع و فراگیر در سراسر کشور برای معلولین خواهد شد و می‌تواند مشکلات و کاستی‌های آنان را در ظرف زمانی چند ساله برطرف کند.

آسیب‌شناسی شبکه ملی

هدف از ایجاد شبکه ملی در قانون حمایت از حقوق معلولان، یکپارچگی و هماهنگی دانسته شده و به صراحت بر این هدف تأکید شده است (ماده یکم قانون حمایت از حقوق معلولان). اما روشن است اگر معلولان در این عرصه درست عمل نکنند شبکه ملی محلی برای اختلافات و جدایی‌ها خواهد شد. بنابراین لازم است به آسیب‌هایی که متوجه شبکه ملی است و ممکن است شبکه ملی را با مشکل مواجه سازد، توجه نماییم. اینجا به اهم این آسیب‌ها می‌پردازم:

ضرورت گفت‌وگو
برای نزدیک شدن دل‌ها و اتحاد در رویه‌های عملی و ایجاد صدای واحد آنگونه که در قانون آمده لازم است، معلولان جلسات بحث و گفت‌وگو را در تهران و دیگر شهرها افزایش دهند. همچنین نمایندگان آنان هر مقدار وقت دارند به بحث و گفت‌وگو بپردازند. تا اولاً دیدگاه‌های آنان به هم نزدیک گردد و دوم اینکه به هم‌اندیشی و وحدت رویه برسند.
امروزه اتحاد بزرگترین عامل موفقیت معلولین است و در مقابل اختلاف آفت و مانع پیشرفت آنان می‌باشد. البته گفت‌وگوها هم وقتی موفقیت‌آمیز است که به این نکات توجه شود. وگرنه خود جلسات گفت‌وگو هم موجب و زمینه اختلاف و دوری‌ها را فراهم می‌آورد:
۱ـ احترام به یکدیگر و پرهیز از هر نوع بدگویی، دشنام، مسخره کرده و دیگر روش‌های غیر اخلاقی لازم است. به هنگام صحبت، اخلاق کاملاً مراعات گردد، حرف‌های بدون سند و مدرک، و سخنان نیش‌دار و تمسخرآمیز گفته نشود و با دلیل و مدرک و منطقی حرف زده شود.
۲ـ در آغاز هر گفت‌وگو موضوعی تعیین و همه پیرامون آن موضوع صحبت کنند و از پراکنده گویی و تشتت در گفتار جلوگیری شود.
۳ـ از وقت حداکثر استفاده بشود؛ این ممکن نیست مگر اینکه افراد سخنان سنجیده و بدون تکرار بگویند.
۴ـ تلاش شود در پایان هر گفتگو نتیجه‌گیری ملموس انجام شود.
با رعایت این شرایط می‌توان با گفت‌وگو قلب‌ها و دیدگاه‌ها را به هم نزدیک کرد و جامعه متشکل قدرت‌مندی را شکل داد.

افزایش ظرفیت و تسامح
قطعاً همه افراد یک سلیقه و یک طرز فکر ندارند و هر کس دیدگاه و نظر خودش را دارد؛ نیز دیدگاه هر کس چه درست یا غلط برایش عزیز است. افراد نباید توقع داشته باشد که دیگران، باورها و افکار او را بپذیرند. بلکه باید همگان ظرفیت خود را بالا ببرند و یکدیگر را به رغم اختلاف در عقیده و فکر تحمل کنند و به همزیستی مسالمت آمیز برسند. این هدف هم فقط با تسامح‌ورزی به دست می‌آید.

توجه به اشتراکات
افراد دارای نگاه‌ها و تحلیل‌ها متفاوت‌اند اما لازم است به رغم این اختلافات با هم یک جامعه متحد را تشکیل دهند. تشکیل چنین جامعه‌ای از طریق تمرکز بر مشترکات و مواردی که بر سر آن توافق دارند ممکن است. از اینرو ضرورت دارد نخست مشترکات شناسایی گردد و بر اساس آنها پایه‌های سازمان را شکل دهند؛ سپس باید تلاش کرد تا این اشتراکات افزایش یافته و در همه حوزه‌ها تعمیم پیدا کند.

هم‌شناسی و افزایش شناخت
افرادی که می‌خواهند شبکه ملی را شکل دهند لازم است یکدیگر را به خوبی بشناسند و از سوابق و افکار یکدیگر مطلع باشند تا بتوانند درک و فهم متقابلی با همدیگر داشته و درست و سریع تصمیم‌ بگیرند. بنابراین لازم است خود افراد در معرفی خودشان کوشا باشند و مدارک و اسنادی که گویای پیشینه آنها است را معرفی کرده و به اشتراک گذارند.

واسپاری مسئولیت‌ها
اگر همه افراد بخواهند به مدیریت دست یابند و همگان خود را لایق بدانند، اختلافات تشدید خواهد شد اما اگر هر فرد خودش را با دیگران بسنجد و اگر کس دیگر را صالح‌تر و کارآمدتر از خودش دید، او را معرفی و خودش را کنار بکشد از این طریق مسئولیت‌ها به افراد مطلوب واسپاری خواهد گردید.

نقد و انتقادپذیری
فعالین شبکه ملی هیچکدام بدون خطا و فاقد اشتباه نیستند؛ لذا باید برادرانه و خیرخواهانه به رفع خطاها و رسیدن به کمال کمک کرد. مچ‌گیری و در بوق کردن خطای دیگران بدترین آسیب و آفت است اما انتقاد محترمانه و با زبان نرم می‌تواند به تصحیح عمومی بینجامد و تشکیلات را فعال‌تر نماید.

در نتیجه
شبکه ملی راهی به سوی وحدت و یکپارچگی و اتحاد معلولین کشور است تا بتوانند به همبستگی کامل برسند. اما اگر دقت نشود و به آسیب‌ها توجه ننماییم شبکه ملی خود عامل تفرقه و اختلاف خواهد شد و مانع پیشرفت معلولین می‌گردد.

ضرورت اطلاع‌رسانی کامل

وقتی گزارش خانم بابایی را در برنامه تلگرام درباره نشست هم‌اندیشی ۲۵ اردیبهشت ۹۸ دیدم، خودم را قانع کردم دراین باره یادداشتی بنویسم. البته خانم رقیه بابایی روزنامه‌نگار قابلی است و از معدود خانم‌های با استعدادی است که به رغم معلولیت توانسته در حرفه روزنامه‌نگاری پیشرفت کند. کارهای خوب او را نباید فراموش کرد. اما گزارش او از جلسه ۲۵ اردیبهشت تک بُعدی و یک سویه بود. از این‌رو چند نکته لازم است در این باره بنویسم.
* آگاهی رسانی همگانی
بسیاری از آحاد جامعه از بسیاری از رخدادهای جامعه معلولین خبردار نمی‌شوند، حتی خود معلولین نسبت به بسیاری از حوادث اطلاع ندارند. درباره انتخابات سال گذشته، من تا یک ماه بعد چیزی نمی‌دانستم یا حساس نشده بودم. اولین بار در اواخر اسفند ۹۷ آقای مروتی به من اطلاع داد و حساس شدم.
البته اطلاع با حساسیت‌ هم فرق می‌کند؛ گاهی انسان خبرهایی را می‌شنود ولی به قول معروف دُزاری او نمی‌افتد و به عمق و ماهیت رخداد پی نمی‌برد.
از این‌رو وظیفه روزنامه‌نگاران و کسانی که متصدی اطلاع‌رسانی هستند بسیار سنگین است باید اخبار معلولین را به گونه‌ای ارسال کنند که حساسیت برانگیز هم باشد و به افراد تحرک و پویایی دهد و افراد با شنیدن آن خبر احساس مسئولیت کنند.
برای نمونه مطمئن هستم هنوز بسیاری از معلولین اهمیت انتخابات شبکه ملی را متوجه نیستند. چون خبرنگاران اطلاعات لازم را نداده و به ویژه آگاهی‌های محرک نداده است.
* یک رویه‌نگری
در گزارش جلسه ۲۵ اردیبهشت بدون پرداختن به اصل ماجرا و اینکه اساساً این جلسه چرا و به چه دلیل تشکیل شده و بدون مقدمه به سراغ آقای معینی رفته و سخنان او را به تفصیل نقل کرده است.
با اینکه درست این بود که نوشته می‌شد در پی برگزاری انتخابات شبکه ملی در شهرها و اعتراض بسیاری و استعفای دو تن از منتخبین، آقای سید محمد موسوی، تشکل‌های فعال را از سراسر ایران دعوت کرده تا به راه کار جدیدی برسند و اگر امکان‌پذیر باشد انتخابات جدیدی را برگزار نمایند و این جلسه در این ارتباط تشکیل شده است. نیز تشکل‌ها و مدیران حاضر را یکی یکی معرفی و از هر کدام رزومه مختصری نقل می‌شد.
البته در مطلبی که ایشان از سخنرانی آقای موسوی در سایت و تلگرام نقل کرده اند تا حدودی علت برگزاری این جلسه و لزوم برگزاری مجدد انتخابات شبکه ملی گفته شده، ولی به نظر می‌رسد باید بیشتر در اینباره توضیح داده شود و هرچه بیشتر نظرها را به ضرورت این انتخابات جلب کرد.
* لزوم آگاهی دادن
شبکه ملی متکی به آحاد معلولین در سراسر ایران و نیز متکی بر حمایت‌های مردم است، اما بدون فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی جامع نمی‌توان آحاد معلولین را به صحنه آورد؛ همچنین جلب مشارکت مردمی منوط به اطلاع‌رسانی است. بنابراین باید مسائل و رخدادها و گفتارهای هر جلسه را به تفصیل برای مردم و برای معلولین اطلاع‌رسانی کرد. اگر همراه با عکس و تصاویر و حتی فیلم باشد بسیار کارآمدتر خواهد شد.

راه درست

مهم‌ترین کارکرد شبکه ملی، اولاً مشارکت همگانی خود معلولان و در پی آن آحاد جامعه در سرنوشت جامعه ۱۰ درصدی معلولان ایران است. زیرا بدون مشارکت فراگیر ملی، مشکلات در هم تنیده و بر هم انبار شده طی چند دهه معلولان مرتفع نمی‌گردد. دولت جمهوری اسلامی اگر همه امکانات خود را بسیج کند به تنهایی نمی‌تواند اشتغال، رفاه، درمان، مواد و تحصیلات و ده‌ها مشکل دیگر این قشر را به سامان برساند. لذا تنها راه این است که با ایجاد مشارکت همگانی خود افراد دارای معلولیت و مردم در یک پروسه زمانی چند ساله مشکلات و مصائب معلولین را سامان‌دهی کرد. از این‌رو مشارکت یک شعار و یک تفنن نیست بلکه یک ضرورت است. از این نگاه می‌خواهم درباره را درستی که به انتخاب شورای شبکه ملی می‌انجامد و نیز نقد اقدامات پیشین، چند نکته بنویسم.
* نقد اقدام بهزیستی
شبکه ملی محصول مشترک همه شهرها و روستاهای کشور باید باشد و همه معلولین باید در ایجاد و پدید آوردن آن خود را سهیم بدانند. به طوری که به آن تعلق خاطر داشته و آن را از دارایی‌های خود بدانند؛ حتی شبکه ملی را دوست داشته و همواره به آن وفادار بمانند. اما روشی که بهزیستی در بهمن سال ۱۳۹۷ اجرا کرد و بدون اطلاع بسیاری از معلولین و با کنار گذاشتن بسیاری از آنها در شهرها و یواشکی عده‌ای را در تهران تجمیع و انتخاباتی را با عجله و نسبتاً در سکوت خبری برگزار و اعلام شبکه ملی، با اصل و اساس شبکه ملی در تضاد است. چون این‌گونه شیوه‌ها نه تنها مشارکت را افزایش نمی‌دهد بلکه مشارکت را از بین می‌برد.
معلولانی که سال‌ها عمر خود را در خدمت این جامعه بوده‌اند وقتی دیدند بهزیستی کوچکترین اعتنایی به آنها و تشکل آنها نکرد و حتی آنان را دعوت هم نکرد بسیار آزرده شدند و افرادی را می‌شناسیم که دلسرد و ناامید شده و گفتند جای ما نیست و کنار کشیدند.
در انتخابات جدید لازم است در همه شهرها و حتی روستاها، همه معلولین با احترام دعوت شوند و در سرنوشت خود شرکت کنند. اما چگونه؟ روش و چگونگی آن را توضیح می‌دهم.
* انتخابات همگانی
گروه نخبگان که به عنوان مجمع هم‌اندیشی در تهران جلسه دارند می‌توانند کمک کنند تا معلولین هر شهر افرادی را انتخاب و به استان بفرستند، سپس در هر استان انتخاب برگزار و از هر استان یک نفر انتخاب شود و عازم تهران گردد. سپس در تهران از ۳۲ نفر نمایندگان استان‌ها، ۵ نفر انتخاب شده و مرکزیت شبکه ملی معلولین را شکل دهند. برای جلوگیری از تشتت لازم است یک گروه سه نفره که همگان تقریباً روی آنها توافق دارند، آیین نامه‌ای را تدوین و شرایط کاندیداها و روش انتخاب را در چند ماده توضیح دهند. این آیین نامه مبنای انتخابات در شهرها و استان‌ها باشد.
نیز زمان محدودی برای اعلام کاندیداتوری و تبلیغ کاندیداها داده شود. مثلاً گفته شود از ۲۰ تا ۲۵ خرداد ۹۸ کاندیداهای معلولین در شهرها می‌توانند خودشان را معرفی کنند. و روز ۲۷ خرداد در همه شهرها انتخابات برگزار گردد.
در آن آیین نامه شیوه شمارش آراء و رسیدگی به شکایات و دیگر ابعاد انتخابات هم دیده شود تا در جریان انتخابات مشکلی پیش نیاید.
نیز در ۳۰ خرداد انتخابات استانی برگزار گردد. و سپس در پنجم تیرماه نمایندگان استان‌ها در تهران تجمع داشته و ظرف دو روز خودشان را معرفی کنند. و روز ۸ تیرماه انتخابات در تهران برگزار و ۵ نفر از بین نمایندگان استان‌ها انتخاب خواهد شد.
البته این انتخابات و اساساً شبکه ملی به عنوان اولین اقدام کشوری حتماً با مشکلات و آسیب‌هایی مواجه خواهد شد. ولی درس‌ها و تجربه‌های خوبی می‌توان برای دوره‌های بعدی آموخت.
طرح فوق صرفاً یک پیشنهاد است و می‌توان روی آن بحث کرد و به نتیجه رسید.
* شعور و فرزانگی
مدیران کشوری و استانی به ویژه مدیران بهزیستی مترصداند ببینند، معلولان، انتخابات شبکه ملی چگونه برگزار می‌کنند و فرزانگی و شعور و اخلاقیات آنان چه اندازه است؟
اگر معلولان و تشکل‌های فعال با وسواس و دقت این پروژه را به خوبی طی کنند؛ یعنی انتخاباتی بدون حاشیه، بدون منازعات و کاملاً رقابتی را برگزار کنند، هم مسئولین و هم مردم متوجه فرزانگی و شعور بالای این قشر خواهند شد.

سرفصل‌های جلسه آتی

اولین جلسه به منظور شکل دادن به شبکه ملی معلولین ایران در تهران به دعوت آقای سید محمد موسوی در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ در هتل المپیک برگزار گردید. در این جلسه گفته شد افراد پیشنهاد بدهند که در جلسه آینده درباره چه موضوعاتی بحث شود.
به نظر می‌رسد چند موضوع اساسی وجود دارد که لازم است ابتدا تکلیف اینها را مشخص کرد:
۱ـ برنامه انتخابات در شهرها و استان‌ها
دفتر فرهنگ معلولین یک برنامه برای انتخابات در مقاله «راه درست» نوشت. بالاخره نیاز است در یکی دو صفحه رؤوس برنامه انتخابات نوشته شود.
این برنامه چند سرفصل دارد:
* مراکز برگزاری انتخابات
* شرایط منتخبین
* شرایط انتخاب کنندگان
* زمان و مکان و روش رأی گیری
* مدیریت انتخابات
* ناظران انتخابات
۲ـ شرح وظایف اصلی شبکه ملی
شبکه ملی وقتی ایجاد شد باید چکار کند و چه خط‌مشی‌ای داشته باشد.
۳ـ طرح جامع زمابندی شده برای اصلاح امور معلولین
تاکنون برای جامعه معلولین هیچ طرح و برنامه بلند مدت و کوتاه مدت ارائه نشده و لازم است شبکه ملی طرح و برنامه دراز مدت داشته باشد تا بداند هر ماه و هر فصل و هر سال باید چه کارهایی انجام دهد و به کجا برسد.
در نتیجه
این سه موضوع به عنوان اصلی‌ترین سرفصل‌هایی است که لازم است در جلسه بعد صحبت شود. البته به ترتیب اولویت نوشته‌ام.

اولویت رفاه و معیشت

محمد نوری، ۲ خرداد ۱۳۹۸
مهم‌ترین دغدغه و اولین نیاز معلولان کشور معیشت، رهایی از فقر و رسیدن به رفاه است. خواسته آنها از شبکه ملی هم همین است که در این عرصه فعال باشد؛ اما آیا شبکه ملی توان و استعداد و آمادگی بر آوردن چنین خواسته‌ای را دارد؟ در پاسخ گفت بله شبکه ملی به راحتی می‌تواند حداکثر ظرف پنج سال رفاه مطلوب، اشتغال و زندگی آبرومندی را در جامعه هدف تحقق بخشد. اما چگونه؟ و به چه روش؟ در این باره لازم است طرح و برنامه جامعی تدوین گردد و اینجا نمی‌خواهم برنامه جامع بدهم بلکه فقط کلیات و چشم‌انداز عام از چگونگی رسیدن به یک زندگی نرمال و مطلوب را معرفی می‌کنم.
شبکه ملی ابتدا باید منابع مالی معلولین را شناسایی کند و مواردی که مردمی است و در سیطره دولت نیست در اختیار بگیرد. چون ایجاد زندگی مطلوب بدون تزریق منابع مالی ممکن است. منابع مالی هم دو دسته‌اند: دولتی و مردمی.
مردم هر سال به سازمان بهزیستی بیش از بودجه دولتی‌اش، کمک و مساعدت می‌کنند. شبکه ملی می‌تواند برای این بخش به دولت برنامه بدهد تا آن بودجه مردمی ذیل این برنامه‌ها مصرف شود یا به مردم اعلام کند که خود معلولین برای انجام اقدامات، برنامه دارند و بودجه‌ها به صندوقی که وابسته به شبکه ملی است واریز گردد.
بخش دیگر منابع مالی مردمی، موقوفات و اموال دیگری است که مردم بر اساس باورهای خود در گذشته به معلولین اختصاص داده یا در آینده اختصاص می‌دهند.
سومین منبع مالی معلولین، منابع بین‌المللی است. ایران هر سال به برخی سازمان‌های بین‌الملل حق عضویت می‌پردازد و آن سازمان‌ها باید به معلولین ایران مساعدت‌های مالی بدهند. به راحتی می‌توان این منابع را شناسایی و از آنها بهره بُرد و شبکه ملی می‌تواند با رایزنی با آن سازمان‌ها به این منابع دست یابد. البته منابع مالی دیگری هم هست که شبکه ملی می‌تواند اجرایی کند؛ ولی اگر همین سه منبع احیا گردد و در راه مقاصد زندگی و رفاه معلولین به کار گرفته شود بسیاری از مشکلات مرتفع می‌گردد.

نقطه عطف تاریخی

محمد نوری، ۲ خرداد ۱۳۹۸
بحث شبکه ملی و تأسیس و فعال‌سازی شبکه ملی در بین حداقل بخشی از معلولان ایران مطرح است و در جلسات خود کم و بیش درباره آن بحث می‌کنند. همین فضا در سال ۹۳ تا ۹۶ مطرح بود اما با محوریت قانون. هر جا می‌رفتیم درباره «قانون معلولان» بحث داغ بود. اما پس از تصویب قانون، چند ماهی بحث‌ها خوابید و دوباره بحث اجرای قانون معلولان رواج یافت و همه جا درباره آن بحث، رونق داشت.
معلولین فکر می‌کردند با مطالبه‌گری در زمینه اجرای قانون، دولت و سازمان بهزیستی این قانون را اجرا خواهد کرد و مشکلات آنان مرتفع خواهد شد. اما با مواجه شدن با موانع بسیار از جمله فقدان یا کمبود بودجه، یواش یواش متوجه شدند دلخوش کردن به دولت حداقل در این شرایط فایده ندارد و کم‌کم به نتیجه‌ای رسیده‌اند که ضرورت داشت قبلاً حتی قبل از تصویب به این نتیجه می‌رسیدند و آن «اتکا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های خود» است.
تلاش برای شبکه ملی و خواستن شبکه ملی به این معنا است که معلولین پس از برخورد با درهای بسته و برخورد با موانع بسیار به «خویش و به ظرفیت‌های جامعه خودی» بازگشت کرده‌اند. و این یک نقطه عطف تاریخی در تاریخ معلولیت و معلولان ایران است.
وقتی سرگذشت معلولان در دیگر کشورها را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم هر جا، معلولین به خودشان اعتماد پیدا کردند و با اتکای بر توانایی خود حرکت کردند، موفق شدند ولی در هر دوره به دیگران و حتی به دولت کشورشان اتکا کردند، شکست خوردند. این نکته در آموزه‌های دینی هم هست، قرآن می‌فرماید ان‌ الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. یعنی سرنوشت قومی تغییر نمی‌کند مگر اینکه خودشان را تغییر دهند.
بنابراین معلولین ایران در حساس‌ترین دوره تاریخی هستند و باید با سامان‌دهی به شبکه ملی در شورای هماهنگی مقتدرانه شرکت کرده و از این طریق به بهزیستی و حتی به تشکل‌های معلولیتی ایده و خط بدهند.
اما اگر معلولین به سرنوشت و آینده خود بی‌توجه باشند و با جدیت شبکه ملی را تشکیل ندهند، حتی اگر شورای هماهنگی را با فشار و تدبیر بهزیستی تشکیل گردد، همان راه گذشته ادامه یافته و مجدداً مدیران دولتی با همان رویکرد گذشته بر شئون معلولین حاکم خواهند شد و چیزی عوض نخواهد شد.

ضرورت‌های شبکه ملی

محمد نوری، ۳ خرداد ۱۳۹۸
آیا با شکل‌دهی و تأسیس شبکه ملی و انتخاب جمعی در رأس شبکه ملی کار تمام شده و معلولین باید بروند دنبال کارشان و پس از مدتی رفاه و سعادت به ارمغان خواهد آمد؟
قطعاً چنین نیست، شبکه ملی معلولین آغاز یک حرکت و قدم اول در یک راه است. اگر معلولین می‌خواهند حرکتی نکنند و راهی را آغاز نکنند، از ابتدا به سراغ شبکه ملی نروند.
تجربه شبکه ملی در نابینایان و ناشنوایان به ما می‌گوید، شبکه ملی صرفاً یک تشکیلات است و اگر انسان‌ها آن را فعال کنند، به اهداف مطلوب می‌رسند ولی اگر رها کنند، هیچ تأثیر مثبتی نخواهد داشت.
اما برای اینکه شبکه ملی فعال داشته باشیم؛ یعنی شبکه‌ای که برای اشتغال، رفع مشکلات، ایجاد رفاه نسبی و ده‌ها مشکل معلولین گره‌گشایی و چاره‌اندیشی کند را اگر بخواهیم تشکیل دهیم لازم است به این ضرورت‌ها توجه نماییم:
۱ـ افراد دلسوز، متفکر، با اراده و با تجربه را انتخاب کنیم. به منظور توضیح باید بگوییم، نخبگان در جامعه هدف چند دسته‌اند: عده‌ای از نظر سنی و چند دهه فعالیت، تاب و توانی برایشان باقی نمانده، انگیزه و تحرک لازم را هم ندارند؛ علاوه بر آن حوصله اینگونه کارها را هم ندارند.
دسته دیگر با نزدیک شدن به مراکز دولتی و بهره‌گیری از برخی فرصت‌ها زندگی و رفاهی برای خودشان ایجاد کرده‌اند و دغدغه دیگران را هم ندارند. اینان اغلب وارد مقولات اجتماعی نشده و اهتمام به امور معلولین ندارند. خودشان را کنار کشیده و سر در برف کرده و می‌پندارند کسی هم آنها را نمی‌بیند.
دسته سومی هستند که هنوز علاقه دارند که وارد فعالیت‌های اجتماعی شده و در جلسات معلولین شرکت کرده و گاه سخنرانی دلسوزانه هم دارند اما اولاً قصد و هدفشان این است که از این نمد، کلاه برای خود بسازند و شبکه ملی را نردبانی برای ترقی خود می‌دانند؛ دوم سابقه اینان نشان می‌دهد طی چند دهه، اقدام و فعالیت مهم و مؤثر نداشته‌اند.
دسته چهارم افرادی هستند که جوان و تازه کار هستند و هنوز تجربه لازم را ندارند و معلوم نیست چه کارکردی خواهند داشت.
بالاخره یک دسته هستند که درگذشته برای جامعه هدف کوشیده‌اند، از مال و همه چیز خود برای جامعه هدف مایه گذاشته‌اند و هنوز مهیای فداکاری و تلاش هستند.
افرادی را که می‌خواهیم برگزینیم و در رأس شبکه قرار دهیم باید ببینیم از چه دسته‌ای هستند. افرادی نباشند که وقتی در رأس قرار گرفتند، معلولان را فراموش کنند و فقط به فکر پیشبرد اهداف شخصی خود باشند.
۲ـ دومین ضرورت این است که شبکه ملی تبدیل به یک نهاد کارآمد نه یک محل برای جلسات دوره‌ای گردد.
تشکیلات دو گونه‌اند: بعضی فقط هر هفته یا هر ماه چند ساعت برای یک یا دو جلسه مدیران گشوده و مجدداً تعطیل می‌گردد. اما بعضی مثل یک ماشین اتوماتیک، دائم مشغول فعالیت‌اند.
اما شبکه ملی می‌تواند مشکلات پیچیده معلولین را سامان‌دهی کند که یک تشکیلات و نهاد فعال شود. ساختار آن به گونه‌ای طراحی گردد که دائم در حال پیشرفت و گره‌گشایی باشد، اما چگونه؟ در یادداشت دیگر چگونگی و روش کارآمدی و فعال بودن شبکه ملی را خواهم گفت.
۳ـ شبکه ملی وقتی موفق خواهد شد که دارای خط‌مشی و اهداف و بالاخره طرح و برنامه باشد، یعنی معلوم باشد می‌خواهد چه کارهایی انجام دهد و به چه اهدافی برسد؛
ـ برای انجام هر کاری زمان‌بندی داشته باشد؛
ـ هر تجربه‌ای را از صفر شروع نکند و بر تجارب پیشین مسلط باشد.
نتیجه‌گیری
به نظر می‌رسد اگر شبکه ملی معلولین این سه ضرورت را داشته باشد، قطعاً به موفقیت خواهد رسید.

اولین جلسه هماهنگی مدیران تشکل‌های معلولان برای برگزاری شبکه ملی معلولان ایران 

1 پاسخ
  1. مسعود ورزنده
    مسعود ورزنده گفته:

    بسمه تعالی
    جناب آقای محمد نوری
    وجود جنابعالی و امثال شما درجلسات و برنامه ریزیهای کلان معلولان فرصت مغتنمی است که همگان باید قدرآن را بدانند. یادداشت مرتبط با شبکه معلولان ایران و راهکارهای ارائه شده را برای ادامه فعالیت تمامی تشکل های معلولان بمنظور دستیابی به یک شبکه قوی و هوشمند معلولان را کاملا”مفید و صحیح می دانم.
    اززحمات آن برادربزرگوارو دیگردوستان متعهد که صرفا”از سروظیفه و نه خودنمایی, دراین باب متحمل سختی می شوند صمیمانه تشکرمی کنم.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *