تاریخ آموزش و پرورش استثنایی قم

تاریخ آموزش و پرورش استثنایی قم
گفت‌وگو با حجت الاسلام و المسلمین عباس خاک

دفتر فرهنگ معلولین

توضیح
در سال 1393 خدمت رئیس آموزش و پرورش استثنایی استان قم بودیم و از ایشان پرسیدیم، اولین رئیس و مدیر اداره آموزش و پرورش استثنایی در قم چه کسی بوده، ایشان اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند. نیز درباره سیر مدیران و رؤسا تا آن زمان هم اطلاعی نداشت.
در سال 1397 مجدداً جهت گفت‌وگو نزد رئیس آموزش و پرورش استثنایی رفتیم و همان پرسش‌ها مطرح شد و پاسخ همان‌گونه بود. اما پیگیری‌ها متوقف نشد و پس از پرس‌وجوهای فراوان مشخص شد بنیان‌گذار و نخستین رئیس این اداره حجت الاسلام و المسلمین آقای عباس خاک بوده است. ایشان الآن نماینده ولایت فقیه در سازمان جهاد کشاورزی استان قم است. پس از یافتن شماره تلفن ایشان و هماهنگی 22 اسفندماه به دیدارشان رفتیم و قرار شد 27 اسفند به دفتر فرهنگ معلولین جهت انجام گفت‌وگو تشریف بیاورند.
ساعت شش و سی دقیقه بعدازظهر آمدند. پرسش‌هایی توسط آقایان حسین ملکی و محمد نوری مطرح و آقای خاک پاسخ می‌دادند. البته قرار شد چند مصاحبه دیگر با ایشان داشته باشیم. ایشان دارای تجارب ارزنده فرهنگی و اجتماعی است ولی جامعه معلولین ایران و استان قم نسبت به ایشان کمتر شناخت دارند. امید است این گفت‌وگو زمینه استفاده از تجارب ایشان را فراهم آورد.

* خدمت حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای عباس خاک هستیم. ایشان در زمینه‌های مختلف فعالیت و خدمات دارند ولی ما فقط به خدمات ایشان در زمینه آموزش و پرورش استثنایی کار داریم.
در زمینه کودکان استثنایی تحصیل کرده و سال‌ها در آموزش به کودکان و نوجوانان دارای معلولیت فعال بوده سپس ایشان در زمینه مدیریت واحدهای استثنایی تلاش کرده است. اکنون از ایشان خواهش می‌کنیم به معرفی خودشان بپردازند.
ـ اینجانب عباس خاک هستم، متولد دوم شهریور 1339. فوق دیپلم کودکان استثنایی، لیسانس الهیات، فوق لیسانس مدیریت، دکترای مبانی فقه و حقوق. حدود پانزده سال معلم استثنایی بودم، پنج سال مدیر آموزش و پرورش استثنایی استان قم بودم و حدوداً سه سال هم مدیر فرهنگی معلولین کشور در سازمان استثنایی بودم. الآن هم نماینده ولی فقیه در سازمان جهاد کشاورزی استان قم هستم.

* متولد کدام شهر هستید؟
ـ متولد یکی از روستاهای توابع رشت هستم، بخش «خشک بیجار» روستای «رود پشت». این روستا 25 کیلومتر با شهر رشت فاصله دارد.

* انگیزه شما برای تحصیل در رشته کودکان استثنایی چه بود؟
ـ ابتدا یک کسانی در من برای خدمت به معلولین ایجاد انگیزه کرده بودند. مهم‌تر انجام وظیفه بر اساس تکلیف دینی است، زیرا احادیثی از پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام رسیده که مثلاً فرموده‌اند: «اشرف الأعمال أهمزها» یعنی شریف‌ترین عمل‌ها سخت‌ترین آنها است. کار در استثنایی و با این بچه‌ها بسیار سخت است. کار معلمی در ذات خودش سخت است، اما کار با این بچه‌های نابینا و ناشنوا و کم‌توان ذهنی سخت‌تر است. من تخصص اصلیم ناشنوایان است، فوق دیپلم من فوق دیپلم ناشنوایان است. به هرحال کار سخت است. اما چون دستور و توصیه بزرگان دین است من هم اطاعت کرده و دوست داشتم که بالاخره کارهای سخت را بپذیریم و بلکه ان‌شاءالله از فیوضات پروردگار عالم بیشتر برخوردار بشویم.

* چه سالی فوق دیپلم گرفتید؟
ـ فوق دیپلم استثنایی را در تربیت معلم شهید رجایی گذراندم و در سال 1361 فوق دیپلم گرفتم. حدود سال 60-59 وارد دانشگاه شدم و سال 61 فارغ التحصیل شدم.

* ورودتان به حوزه چه تاریخی بوده است؟
ـ سال 1364 وارد حوزه شدم. فوق دیپلم را که گرفتم در استان گیلان معلم استثنایی شدم؛ اما سال 1364 به قم آمدم و هم در حوزه تحصیل کردم و هم معلمی را ادامه دادم. زمانی که به قم آمدم و جذب حوزه شدم، می‌خواستم معلمی و کار استثنایی را رها کنم و فقط به حوزه مشغول باشم. خدمت آیت‌الله جوادی آملی رسیدم و با ایشان مشورت کردم. ایشان گفتند نه، رها نکن، در کنار آن کار، درس حوزوی را بخوان و تلاش کردم همه را همزمان انجام دهم. ایشان تقدیر و تشویق کرد که کار معلمی کار مقدسی است، خصوصاً این کار که دیگر خیلی ارزشمند است.
من در سال 1364 به قم آمدم و در تمام سال‌های اقامت در قم، هم تحصیل در حوزه داشتم و همزمان تدریس و نیز بعضاً تحصیل در دانشگاه داشتم.

* آن مرکزی که از آن فوق دیپلم استثنایی را گرفتید اسمش چه بود؟
ـ مرکز تربیت معلم استثنایی بلال حبشی واقع در تهران، خیابان حنیف نژاد در نزدیک پارک شهر بود.

* لیسانس و فوق لیسانس را چه زمانی و از کجا گرفتید؟
ـ لیسانس الهیات و معارف را از دانشگاه قم در سال 1374 گرفتم. فوق لیسانس مدیریت را از دانشکده‌ای که جنب ترمینال قم واقع است، فکر کنم اسمش دانشگاه پردیس است. دکترای فقه و حقوق را هم از دانشگاه تهران گرفتم.
از سال 1362 معلمی را در رشت شروع کردم. بعد آمدم قم ادامه دادم، سال 1372 یا 1374 (دقیق یادم نیست) مدیر آموزش و پرورش استثنایی در قم شدم.

* اسم مدارسی که در آن تدریس کرده‌اید را ممکن بفرمایید؟
ـ چهار سال در مدرسه استثنایی شهید اصغری شهرستان فومن گیلان معلم استثنایی بودم. بعد آمدم قم و در مدرسه استثنایی بلال فعالیتم را تا سال 1372 ادامه دادم.

* آن موقع رئیس مدرسه بلال چه کسی بود؟
ـ اول آقای فاضلی رئیس بود، بعد ایشان رفت و آقای حسنخانی آمد. سپس در سال 1372 آموزش و پرورش استثنایی تشکیل شد و مرا به عنوان مدیر آموزش و پرورش استثنایی قم برگزیدند. ابتدا آموزش و پرورش قم، زیر نظر اراک بود، بعد زیر نظر استان تهران شد؛ اما زمانی که من آمدم آموزش و پرورش قم مستقل شد. زمان دولت آقای خاتمی بود که آموزش و پرورش استثنایی قم مستقل شد و زیر نظر سازمان آموزش استثنایی کشوری فعالیت می‌کرد.

* رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور هم آقای مجید قدمی بود؟
ـ درست است، آقای قدمی رئیس بود و همو حکم من برای ریاست استثنایی قم را داد.

* با توجه به اینکه آقای پوستچی در شکل‌دهی به آموزش کودکان و نوجوانان دارای معلولیت نقش بسیار داشت، شما از چه زمانی با او آشنا شدید؟
ـ با مرحوم احمد پوستچی رفیق بودیم و در مدرسه بلال همکار بودیم و باهم کار می‌کردیم و ایشان معلم نابیناها بود و من هم معلم ناشنوایان.

* آیا شما اطلاعی از فعالیت‌های آقای پوستچی پیش و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دارید؟
ـ فعالیت‌های ایشان به قبل از انقلاب، فکر کنم سال 1354 برمی‌گردد؛ یعنی از سال 54 کار آموزشی و فرهنگی در آسایشگاه معلولین را شروع کرد. طبق اطلاعاتی که خودم پیگیری کرده‌ام، اولین کلاس استثنایی آن هم برای نابینایان در سال 1349 در قم تشکیل شد. این کلاس چون داخل یک مدرسه عادی تشکیل شده بود به آن ضمیمه می‌گویند. به نظر می‌رسد مدرسه بلال نخستین مدرسه مستقل استثنایی در قم بود که برای ناشنوایان و نابینایان ساخته و راه‌اندازی شد؛ اما پیش از مدرسه بلال در دو مدرسه یک یا دو کلاس برای استثنایی‌ها به صورت ضمیمه تشکیل شده بود.

* مدرسه بلال گویا ساخت آن از سال 1359و 1360 آغاز شد و ظرف چند سال به بهره‌برداری رسید؛ و شما از سال 1364 در این مدرسه تدریس داشتید. آیا از مرحوم پوستچی خاطره‌ای در این مدرسه دارید؟
ـ آقای پوستچی هم تحصیلات حوزوی و هم تحصیلات دانشگاهی داشت و به دلیل درس طلبگی که خوانده بود مبلغ هم بود و به تبلیغ دینی می‌پرداخت. آدم دلسوزی و مهربانی بود؛ ادبیات خوب می‌دانست و شاعر هم بود. شعر می‌گفت، بیان خوبی داشت. مشوق افراد بود. علاوه بر آقای جوادی آملی یکی از افرادی که من را تشویق کرد که معلمی را ادامه بدهم ایشان بود. ایشان می‌گفت آقای خاک، همین‌جا باش و این کارها را ادامه بده، درس‌هایت را هم بخوان. دلسوز بود، مهربان بود، صمیمی بود، مشوق بود و افراد را تشویق می‌کرد، خیرین را جلب می‌کرد. این طرف آن طرف می‌رفت و آدم‌هایی که تمول مالی داشتند را متوجه این موضوع می‌کرد.
به هر صورت من خاطرات خوشی از ایشان دارم. با خانواده‌شان هم ارتباط دارم، بچه‌هایشان را می‌شناسم و اندکی ارتباط دارم.

* الآن هم این ارتباط را دارید؟
ـ الآن هم یک ارتباط مختصر با پسر بزرگش امیر دارم که به نظرم ایشان دبیر شیمی و زبان انگلیسی است.

* درباره همکاری‌های خود با آقای پوستچی بفرمایید یا اگر مباحثه و گفت‌وگوی علمی با ایشان داشتید بفرمایید توضیح دهید؟
ـ به خاطر دارم بعضی خانواده‌ها بچه‌های نابینایشان را مدرسه نمی‌آوردند. آقای پوستچی به من می‌گفت که برویم و با پدر و مادرشان صحبت بکنیم. می‌رفتیم و روش او این‌گونه بود که از تجارب خودش صحبت می‌کرد و می‌گفت ببینید، من خودم نابینا هستم، درس خوانده‌ام، لیسانس گرفته‌ام، معلم شده‌ام و الآن درآمد دارم. به من هم می‌گفت با هر روشی می‌توانی فرهنگ‌سازی کن تا نابینایان جذب مدرسه شوند و دانش آنان ارتقا پیدا کند. به هر حال او در ایجاد فضای درس و مدرسه در معلولین و به ویژه نابینایان خیلی مؤثر بود.

* بنابراین شیوه مرحوم پوستچی اولویت به فرهنگ و آموزش بود و برای این هدف از چه روش‌ها و ابزارهایی کمک می‌گرفت؟
ـ آن مرحوم حلّ مشکلات و بدبختی‌های آسیب‌مندان را گسترش دانش و علم و فرهنگ می‌دانست؛ اما برای رسیدن به این هدف از فرهنگ بومی خود مردم بهره می‌گرفت. به سراغ عقاید و باورهای مردم می‌رفت و روی آنها تمرکز می‌کرد؛ مثلاً مردم به معصومین علیهم السلام علاقه و اعتقاد دارند، او با نقل سخنان و با نقل سیره معصومین علیهم السلام، ضرورت دانش و سواددار شدن را تبیین می‌کرد.

* درباره اخلاقیات مرحوم پوستچی و جذابیت اخلاقی او را بفرمایید؟
ـ در یک کلمه روحیه گرم و با صفایی داشت و به قول معروف مثبت اندیش بود و به آینده امیدوار بود. منفی باف و منفی‌گرا نبود. به دلیل همین روحیه و تفکر، به همه امید و اطمینان و اعتماد قلبی می‌داد. از این رو توانست افراد بسیاری را جذب کند و جریان استثنایی را در قم ریشه‌دار نماید.

* شما برای نابیناها هم تدریس می‌کردید؟
ـ من برای نابیناها تدریس کتاب کلاسی نکرده‌ام، ولی مربی پرورشی آنها بوده‌ام، کارهای فرهنگی و دینی آنها را بر عهده می‌گرفتم. آنها را به اردوهای مناطق مختلف کشور می‌بردم؛ برای نمونه به اصفهان، تهران، روستاهای اطراف قم و گیلان رفتیم.

* به نظر شما فرد نابینا و ناشنوا از جهت روحی چه تفاوتی باهم دارند؟
ـ بالاخره هر گروه از افراد دارای معلولیت، ویژگی‌های خاص خود را دارند. ناشنوایان به اعتقاد همه کارشناسان به دلیل نداشتن ارتباط کلامی و گفت‌ و شنود با جامعه، مشکلات بیشتر دارند؛ اما نابیناها به درجات تحصیلی بالاتری دست می‌یابند چون به خاطر فقدان بینایی از گوش و شنوایی استفاده بهتری می‌کنند، ارتباط کلامی نابینایان خوب است؛ از این‌رو آموزش‌پذیری بیشتر دارند. بچه‌های نابینا به درجات لیسانس، فوق لیسانس و دکتری می‌رسند. اما بچه‌های ناشنوا اغلب حداکثر تا لیسانس پیش می‌روند. البته بعضاً فوق لیسانس و دکترا در بین ناشنوایان داریم. اما آمار ناشنوایان با تحصیلات عالی نسبت به نابینایان بسیار کمتر است.
روحیات نابینایان یک مقداری عاطفی‌تر است، یک مقداری حساس‌تر هستند و در ارتباط با مسائل درسشان و روابط عاطفی‌شان باید یک مقداری بیشتر دقت بشود.
از آن طرف بچه‌های ناشنوا پر جنب و جوش‌تر و اکتیوتر و دارای فعالیت‌های بدنی بیشتر می‌باشند. فعالیت‌های ورزشی‌شان یک مقدار بیشتر است. بالاخره یک تفاوت‌های این‌جوری بینشان است.

* در آموزه‌های اسلامی و به ویژه در شیعه، مطالب و نکات بسیار درباره معلولیت‌ها و معلولان هست، به طوری که می‌توان استنباط کرد که اسلام دیدگاه و رویکرد خاص دارد؟
ـ درست است؛ در نگاه دین بین معلولان تفاوت و تبعیض نیست. نگاه دین یعنی نگاه قرآن، نگاه پیغمبر خدا و ائمه علیهم السلام، نسبت به همه آنها مساوی است. پیغمبر خدا می‌فرماید شما اگر یک معلولی را، حالا این معلول نابینا یا ناشنوا یا کم توان ذهنی باشد، شما قدمی را اگر برای این بردارید، به ازای هر قدم خداوند پاداشی را برایتان می‌نویسد، گناهانی را از تو محو می‌کند، فضائل و کمالاتی را به تو می‌دهد. این عمومی و برای عموم معلولین است.
به هر حال خدمات‌رسانی به معلولان یک وظیفه عمومی در اسلام است. چون از این طریق می‌خواهد معلولان را به سطح مردم عادی برساند و اختلاف بین عادی‌ها و معلولان را برطرف نماید. البته به زبان و با فرهنگ آن دوره با مردم سخن گفته است.

* امام علی علیه السلام در بین رهبران وضعیت خاص‌تر دارد چون عملاً مدیریت دولت را بر عهده داشته و مسائل عینی جامعه را می‌دانسته است؟
ـ امیرالمؤمنین در عهدنامه مالک اشتر یک دستور حکومتی بین‌المللی داده است. حضرت علی به هنگام اعزام مالک اشتر برای حکومت مصر به او می‌گوید که ای مالک رفتی آنجا به نابیناها و ناشنواها، کم‌توان ذهنی و زمین‌گیرها توجهت زیاد باشد و سی دستورالعمل یا یک قانون سی ماده‌ای به او می‌دهد تا در مصر اجرا کند.
سازمان ملل عهدنامه مالک اشتر را به همه زبان‌های دنیا ترجمه کرده است. سازمان ملل دیگر خیلی کاری به اسلام و شیعه ندارد، ولی فهمیده که این کتاب، کتاب خوبی است برای اداره کشورها، این کتاب را به همه زبان‌های دنیا ترجمه کرده و در آن کتابی که بین‌المللی است و دنیا آن را به‌عنوان یک کتاب بین‌المللی پذیرفته، آنجا امیرالمؤمنین به نابینا و ناشنوا و کم توان ذهنی و نیازمندان زمین‌گیر توجه دارد.

* امام حسین علیه السلام هم در سیره‌اش درباره معلولیت و معلولان نکات قابل توجه انسانی دارد؟
ـ یزید و حاکمیت یزیدی کسانی فرستاد که در مدینه از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرند؛ یعنی تأیید برای حکومت یزید بگیرند، اما امام نپذیرفت و به مکه عزیمت کرد. در عرفات نخبگان و مشاهیر را جمع کرد. و سخنرانی مهمی برای آنان بیان کرد. در این سخنرانی به معلولین پرداخته است. در واقع محور این سخنرانی معلولین است.
امروز شاخص کارایی یک دولت را وضع معلولین می‌دانند، یعنی معلولین، رفاه و زندگی آنان دستگاه سنجش کارایی و عدالت محوری یا ظالم بودن و تبعیض داشتن یک دولت است. امام حسین علیه السلام در چهارده قرن قبل همین دستگاه سنجش را به کار برده است و با نشان دادن وضع عینی معلولین، اثبات کرده که حکومت یزید ظالم، تبعیض‌گرا و ضد عدالت است. سخنرانی امام حسین علیه السلام از نظر جامعه‌شناسی بسیار مهم است و می‌تواند توسط جامعه‌شناسان از جهات مختلف بررسی گردد.

* جناب استاد خاک با اینکه چنین متون مهمی در فرهنگ بومی خودمان داریم چرا نهادهای دولتی مثل سازمان آموزش استثنایی و سازمان بهزیستی به این متون توجه نمی‌کنند و اینها را در متون درسی نیاورده‌اند؟
ـ غفلت از این میراث پر بار و مهم موجب بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی است و به نظر می‌رسد باید این غفلت تبدیل به آگاهی گردد. به نظر می‌رسد مدیران این نهادها چون این متون را نمی‌شناسند به آن هم اهتمام نداشته‌اند.

* جمع‌بندی شما از احادیث معصومین علیهم السلام درباره معلولین چیست؟
ـ احادیث مردم را توجه می‌دهد که اگر به حقوق معلولین عنایت نشود و ظلم و بی‌عدالتی نسبت به آنان تداوم یابد، پیامدهایی در پی خواهد داشت. یعنی گرفتاری‌ها و بدبختی‌هایی که دامن‌گیر جامعه مسلمین شده به خاطر بی‌توجهی به معلولین است. ریشه مشکلات و آسیب‌ها در همین نکته است.
نخست باید این احادیث تجمیع و طبقه‌بندی شوند سپس غربال شوند و احادیث ضعیف کنار گذاشته شوند.

* در روایات بر آموزش و مهارت‌آموزی و حرفه‌آموزی به معلولین تأکید شده؛ البته عقل هر کس بر این نکته صحه می‌گذارد و همین نکته را می‌گوید؟
ـ مهم‌ترین مشکل معلولین اشتغال آنها است و به تبع آن مهارت و حرفه‌آموزی اهمیت دارد. البته هنرستان‌ها و مدارس آموزش حرفه‌ای برای معلولین رو به گسترش است. من هم وقتی رئیس آموزش استثنایی بودم تلاش کردم مراکز حرفه‌آموزی را گسترش دهم مثلاً آموزشگاهی در شهر قائم ایجاد کردم.
مهم این است که بپذیریم که اغلب معلولان توان تحصیلات تا مراحل بالای آموزش عالی را ندارند و بهتر است حرفه و مهارت ساده‌ای یاد بگیرند و درآمدی داشته باشند. حتی کشورهای پیشرفته هم همین ایده را دارند و طرحی به نام مشاغل ساده را اجرا کرده‌اند.
امروزه مشاغلی هست که بسیار ساده است مثلاً دستگاه کوچکی به اندازه یک دستگاه کامپیوتر و یک حلقه سیم مفتولی جلوی یک ناشنوا قرار می‌گیرد و گیره تولید می‌کند.
البته درصدی از معلولین توانایی رسیدن به مدارج عالی علمی را دارند و باید مستقلاً برای آنها برنامه‌ریزی کرد.

* تشکل‌هایی در کشور شکل گرفته‌اند که دغدغه اصلی آنها حرفه‌آموزی به معلولان است؟
ـ مثلاً آسایشگاه معلولین کهریزک یکی از آنها است، من از آنجا بازدید کردم در آنجا معلولین حرفه آموزی دارند و کارها و هنرهای خوب پر درآمدی هم دارند.

* شما گویا در خارج از کشور هم پیگیر حرفه‌آموزی به معلولان بودید؟
ـ در سفری که به چین داشتم، دیدم، برنامه‌های گسترده برای حرفه‌آموزی داشتند. نیز در نیوزیلند هم دیدم که یک مراکزی را برای حرفه‌آموزی بچه‌های کم‌توان ذهنی راه انداخته بودند. برزیل رفتم مدرسه استثنایی‌شان را دیدم. باز آنجا هم دیدم که یک سری آموزشگاه‌های خاص برای آنها راه‌اندازی کرده بودند. ما هم در ایران در همه مراکز آموزش و پرورش استثنایی استان‌ها مراکز حرفه‌آموزی داریم، منتها نیاز به توجه بیشتر دولت دارد، نیاز به این دارد که تجهیزات بیشتری فراهم بشود و با طرح و برنامه کار کنند.

* معلولان مخصوصاً ناشنواها، از نحوه آموزش حرفه به آنها ناراضی هستند؛ و می‌گویند به ما به صورت تئوری یاد داده‌اند و کار عملی نمی‌دانیم؛ و عملی به ما یاد نمی‌دهند، از ما کار نمی‌خواهند، برای ما اشتغال ایجاد نمی‌کنند.
طرح‌های ساده و عملی و زود بازده مثلاً به یک بچه با پنج ساعت آموزش قارچ، بتواند با تولید قارچ در خانه و در فضاهای بیکار خانه به درآمد برسد. مثلاً در نیوزیلند و انگلستان، در گوشه حمام خانه یا در قسمت پاسیو، قارچ تولید می‌کند؛ و با درآمد مختصر، زندگیش اداره می‌شود.
ـ این کار خیلی خوب است. مثلاً من چیزی که در چین دیدم، حرفه‌های خیلی ساده برای اینها راه انداخته بودند. مثلاً یک دستگاه را گذاشته بودند آنجا و معلول با این دستگاه کلیپس کاغذ تولید می‌کرد. یا یکی دیگر سوزن. یا مثلاً یکیشان را من دیدم که قوطی در شامپو، یک دستگاه پیشش بود، این مایع را می‌ریختند، این می‌زد دستگاه را. اینها کارهای ساده‌ای است که از اینها برمی‌آید. یعنی به جهت اینکه اینها ذهنشان محدود است، یک کار ساده را می‌تواند یاد بگیرد و همان را تکرار کند.

* اما فرهنگ‌سازی هم مهم است و تا فرهنگ‌سازی نباشد، حرفه‌آموزی جواب نمی‌دهد؟
ـ بله، فرهنگ‌سازی اولویت باید بشود. اگر بگوییم که چکار بکنیم اینها کارشان در کشور رونق بگیرد، فرهنگ سازی می‌خواهد. فرهنگ سازی چطوری می‌خواهد؟ در همه دنیا رهبران کاریزما پیش مردم محبوب هستند. یعنی عیسی مسیح پیش مردم محبوب است، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هم پیش همه مردم دنیا محبوب است. من پیشنهادم به شما این است. باید مردم و مسئولین را توجیه کرد که بابا بزرگان عالم بشریت که خدایی بوده‌اند به اینها توجه داشته‌اند دیگر. چه کنیم این کار رونق بگیرد؟ چه کنیم مسئولین متوجه بشوند؟ اینها باید نگاه مردان بزرگ را، حتی نگاه مردان بزرگ غیر دینی را، غیر مسلمان را هم در کشورهای دنیا خیلی آدم‌ها هستند که مسیحی هستند، اما به معلولین خدمت می‌کنند. باید به مردم ایران آنها را هم معرفی بکنیم. اشکالی ندارد، الگو می‌گیرند. مردم ما هم بفهمند که غیر مسلمان‌ها که مسیحی هستند به معلولین توجه می‌کنند. پس ما مسلمان‌ها که پیغمبرمان هم تأکید دارد باید جدی‌تر توجه بکنیم.
پس این فرهنگ سازی می‌خواهد. باید حرف‌های خوب کارهای خوبی را که بزرگان عالم بشریت کرده‌اند را به مردم معرفی بکنیم. مردم کشور ما چون مسلمانند، مسلمانان از پیغمبر و ائمه علیهم السلام حرف شنوی دارند. وقتی مسئولین ما بفهمند که امام باقر علیه السلام این‌جوری گفته، امام صادق علیه السلام این‌جوری گفته، حضرت علی علیه السلام این‌جوری گفته، امام زمان علیه السلام این‌جوری گفته، امام رضا علیه السلام این‌جوری گفته، مردم رغبت دارند که به اینها عمل بکنند.
امام صادق علیه السلام امام رضا علیه السلام پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حضرت علی علیه السلام، این جمله را که من می‌گویم هر سه چهارتایشان گفته‌اند. گفته‌اند حرف‌های ما را به مردم بگویید. مردم اگر حرف‌های ما را بشنوند از ما پیروی می‌کنند. امام رضا می‌گوید که من به شما دعا می‌کنم، خدا رحمت کند آنهایی که ما را یاری می‌کنند. چه کسانی یاری می‌کنند؟ گفت آنهایی که حرف‌های ما را می‌شنوند و از ما پیروی می‌کنند.
اگر ما به مردم بگوییم، فرهنگ سازی. چه کنیم معلولین کشور رونق بیشتری داشته باشند، به اینها کمک بیشتر بشود؟ حرف‌های بزرگان و خادمین این بخش را، هم از مسلمین، هم از مسیحی‌ها، اینها را در قالب کتاب، در قالب سی‌دی، در قالب سخنرانی، در قالب مصاحبه، در قالب تلویزیونی و مطبوعاتی، سریال و فیلم توضیح دهیم.

* بنابراین فکر و طرح جنابعالی فرهنگ‌سازی از طریق الگوسازی است؟
ـ آن یک کار است و کار دیگری که باید کرد این است که جامعه دانشگاهیان را متوجه کرد. مدارس کشور را، معلمان کشور را، دانش‌آموزان کشور را، باید اینها را روشن کرد، تفهیم کرد که اینها به این بچه‌ها توجه کنند. بعضی از این دانش‌آموزان می‌توانند کنار دانش‌آموزان عادی بنشینند، یعنی نیاز نیست که همه در مدارس استثنایی باشند. این فرهنگ سازی آن بخش را لازم دارد که مدارس عادی دانش‌آموزان عادی معلمان عادی این بچه‌ها را که بهره هوشی‌شان نزدیک به بهره هوشی بچه‌های عادی است.
یا بعضاً دانش‌آموزان نابینایی در کشور داریم که اینها مدرسه نمی‌روند. به دلیل اینکه در روستا هستند و روستا مدرسه استثنایی ندارد، این بچه را نمی‌پذیرند، برخورد خوب نمی‌کنند.
یک کار دیگری که برای فرهنگ‌سازی پیشنهاد می‌کنم این است که یک برنامه‌ریزی ملی می‌خواهد؛ یعنی با مصاحبه‌های تلویزیونی یا بالاخره آوردن مطالبی در کتاب‌ها. الآن ما دانش‌آموزان استثنایی در سه بخش، نابینا، ناشنوا، کم‌توان ذهنی، هنوز هم در کشور جمهوری اسلامی داریم که در روستاها مدرسه نمی‌روند. اینها چرا باید از تحصیل محروم باشند؟
زمانی که خواندن و نوشتن در زمان صدر اسلام راه افتاده بود، پیغمبر دید که یک عده‌ای نابیناها ناشنواها بیکار هستند. پیغمبر گفت بروید آنها را بیاورید که یکی گفت که این نابینا چطوری بیاید؟ گفت ولو شده یکی برود او را بردارد بیاورد. گفت ولو شده یکی برود از خانه‌اش تا مدرسه طناب ببندد، این طناب را بگیرد بیاید مدرسه درسش را بخواند. پیغمبر خدا گفته این نابیناست مسجد نمی‌آید، گفت یکی برود او را بیاورد. حتی طناب ببندید از درب خانه تا مسجد. ببینید، این‌قدر پیغمبر توجه داشته به هم نابینا هم ناشنوا و هم کم توان ذهنی.
عرض من این است، دنیا پذیرش حرف رهبران کاریزما و محبوب را دارد. حالا ما کاری نداریم یکی از یک جای دنیا بلند بشود به پیغمبر ما توهین بکند، ما اصلاً به آن کاری نداریم. ولی مجموع همه مردم عالم برای ادیان الهی احترام قائل هستند.
فرهنگ سازی دیگری که نیاز است، در دنیا این کار را کرده‌اند، من دیده‌ام، در بعضی از کشورها که سفر کرده‌ام دیده‌ام که دانش‌آموزی در یک روستایی بوده، یک معلم بلند می‌شده می‌رفته آنجا؛ یعنی آموزش و پرورش تأمین کرده بود که این معلم بلند بشود برود آنجا و آن دانش‌آموز را درس بدهد. اینها فرهنگ سازی می‌خواهد، کمک می‌خواهد.
آقا اینها سرمایه است، هزینه نیست. بعضی‌ها فکر می‌کنند که برای یک دانش‌آموز مقرون به صرفه نیست. بابا خدا از ما خواسته، اگر نکنیم می‌شود بی‌توجهی. خدا وقتی ببیند که به یک مخلوقش بی‌توجهی می‌شود غضب می‌کند و غضبش هم این می‌شود که بعضاً می‌بینیم مشکلاتی ما در کشور داریم.

* با بررسی‌هایی که ما کردیم دیدیم طلاب و وعاظ حالا حوزوی در منابر هیچ، تقریباً صفر درصد از معلولیت احادیث می‌گویند. حالا اگر یک توصیه‌ای هم در این زمینه داشته باشید ممنون می‌شویم.
ـ پیشگیری از معلولیت باید جدی گرفته شود. من یک بخشی در کتابم به نام پیشگیری از معلولیت آوردم. من خدمت آیت‌الله آقا موسی زنجانی رسیدم و گفتم آقا این احادیث هست؛ ایشان تأیید کردند. این روایات باید قبل از ازدواج به جوان‌ها گفته بشود. علما باید در منابر مساجد و سخنرانی‌ها که مؤثر هم هست اینها را بگویند. چون علی‌رغم اینکه بعضاً تبلیغ علیه آخوندها می‌شود، ولی هنوز مردم از آخوندها حرف شنوی دارند.
در این کتاب، احادیثی را آوردم که چکار کنیم، ارتباط زناشویی حین انعقاد نطفه منجر به معلولیت نشود.
مثلاً بچه آبریزش دهان دارد. اطبای جدید هم این را بعضاً نمی‌دانند. اینجا از امام معصوم حدیث آورده‌ام که این آبریزش دفع بلاها و مصیبت‌هاست. بچه را می‌برند پیش پزشک که یک دارویی بدهد این آبریزش قطع بشود. بچه تا دو سال بعضاً تا سه سال آبریزش دهانش را اگر دارد و کم است، نباید شما قطع بکنید. چون بسیاری از آفات و مصیبت‌ها و بلاها از آن دارد بیرون می‌آید.
در کتابم احادیثی را آوردم که انعقاد نطفه چه شب‌هایی از ماه اگر بشود، این علمی هم هست. دختر همین آقا موسی زنجانی پزشک زنان است، نظر ایشان هم این است که اینها درست است.
مثلاً من اینجا حدیث آوردم، علم جدید می‌گوید که در عادت ماهیانه نطفه منعقد نمی‌شود. ولی یکی از احادیث می‌گوید یکی از دلایل معلولیت این است که نطفه هنگام عادت ماهیانه منعقد می‌شود. این تعارض دارد که! علم می‌گوید نمی‌شود، اما حدیث می‌گوید که یکی از علل معلولیت این است که نطفه در دوران عادت ماهیانه منعقد می‌شود. این را در مجامع علمی از من قبول نمی‌کردند. بعد رفتم با چند تا از پزشک‌ها صحبت کردم، پزشکان زنان زایمان. گفتن نه، ما الآن به این نتیجه رسیده‌ایم که بعضاً قدرت اسپرم مرد اگر قوی باشد یا قدرت زن اگر قوی باشد، آن روزهای اول و آخر می‌گیرد، نطفه منعقد می‌شود و بچه معلول می‌شود. آقای زنجانی چون حدیث شناس درجه یک است، گفت آقا این حدیث صحیح است سندش صحیح است. گفتم حاج‌آقا، علم می‌گوید نمی‌شود، ولی حدیث می‌گوید می‌شود. گفت حدیث سندش صحیح است، شما باید دنبال توجیهش باشید. بعد من با صبیه ایشان که پزشک زنان و زایمان است صحبت کردم، ایشان گفت بله می‌شود.
من حدیث اینجا آوردم که حین انعقاد نطفه یک سری کارها باید انجام بشود که اگر آن کارها نشود ممکن است مشکلاتی به وجود بیاید. الآن یک مشاوره قبل از ازدواج برای پسرها و دخترها می‌گذارند. من توصیه کردم گفتم این احادیث را برای این بچه‌ها بگویید.
مثلاً ما داریم که با شکم پر آمیزش می‌کنید، چند تا بیماری می‌آید، علاوه بر اینکه ممکن است بچه مشکلاتی برایش پیش بیاید. مثلاً پروستات یک بیماری شایع در مردان است. می‌گوید وقتی غذا خوردی و خیلی شکمت پر است، اگر آمیزش بکنید، ممکن است پروستاتت خراب بشود، ممکن است بچه معلول شود.
یا در حال جنابت جماع نکنید. جنابت بدن را بیمار می‌کند. این بدن بیمار دارد.
این است که یکی از کمک‌ها ترویج این احادیث است. تلاش کرده‌ام بهترین احادیث را در کتابم بیاورم و با ترویج این کتاب می‌توان راه کارها و شیوه‌های صحیح را ترویج کرد.

* لطفاً اگر تجربه خاصی از دیگر ملت‌ها دارید بفرمایید؟
ـ من در سفری که به چین رفته بودم، مسیحی‌ها در یک کلیسا جمع شده بودند و من رفتم برایشان صحبت کردم، دیدم یک تعدادی معلول هم آنجا در کلیسا هستند؛ یعنی کلیسا یک معلول‌خانه داشت. من وقتی آنجا نگاه‌های پیغمبر را و نگاه‌های امامان را راجع به معلولین گفتم، اینها لذت بردند. آنجا چند تا از این متمولینشان را جمع کرده بودند، من هم در صحبت‌هایم گفتم که پیغمبر ما این‌جوری می‌گوید. البته به جهت اینکه دلشان را به دست بیاورم، مقایسه کردم که قرآن ما راجع به عیسی چه می‌گوید، راجع به مریم چه می‌گوید، بعد اینها را گفتم کیف کردند. همان‌جا یک تعداد از آدم‌ها بلند شدند و گفتند ما برای معلولین چین این کار را می‌کنیم.
من می‌خواهم بگویم این کار اثرگذار است. آنکه مسیحی بود حرف پیغمبر ما را شنید و تأثیر پذیرفت. اگر این کتاب به زبان‌های مختلف دنیا انگلیسی آلمانی چینی پرتقالی اسپانیایی ترجمه بشود تأثیر دارد؛ یعنی شما دارید یک کار بین‌المللی معلولین می‌کنید.

* جنابعالی تجارب اجرایی و علمی زیادی دارید؟
ـ من از اول انقلاب همیشه موقعیت‌های اجتماعی بالا داشته‌ام. فرمانده سپاه بوده‌ام، فرمانده بسیج بوده‌ام، مدیر فرهنگی بوده‌ام، کمیته امداد بوده‌ام، خیلی کارها کرده‌ام. ولی هیچ کاری برای من لذت‌بخش‌تر از کار برای معلولین نبوده. عشق می‌کنم برای معلولین کار ‌کنم. از جمله برای آنان کتاب نوشته‌ام. این بچه معلول‌ها را که می‌بینم، دلم می‌خواهد کف پای اینها را ببوسم، نه سرشان را، نه دستشان را، نه پایشان را، کف پایشان را ببوسم. من کمک می‌کنم به شما، از انرژی علمی خودم، از توان اجرایی خودم استفاده می‌کنم کمک می‌کنم.
کار فرهنگی برای معلولین ایران و قم و دنیا زمین مانده است و خوب است که این کارها انجام بشود. باید پولدارهای کشور را متوجه اینها کرد.
من سه چهار سالی مدیر فرهنگی معلولین کشور بودم در سازمان استثنایی. یک پنج سال اینجا بودم، بعد از اینجا رفتم سازمان استثنایی. سپس در دولت آقای احمدی‌نژاد به وزارت جهاد کشاورزی رفتم.
امام خمینی می‌گوید خدمت به معلولین خدمت به پیغمبر اسلام است. پیغمبر خدا می‌گوید معلولین بهشتیان روی زمین هستند.

* با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.

بازدید حجت الاسلام والمسلمین عباس خاک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *