مشکلات و محدودیت های توانمندان هنرمند

مشکلات و محدودیت های توانمندان هنرمند

روزنامه اطلاعات در روزهای یکشنبه و دوشنبه هفته جاری (۳۰ دی و ۱ بهمن)، گزارشی تفصیلی از مشکلات و مسائل هنرمندان معلول در گفتگو با تنی چند از ایشان تهیه و منتشر کرد.
در این گزارش که همزمان با برگزاری نمایشگاه آثار هنرمندان معلول در گالری انجمن آشیانه مهر در هفته معلولین تهیه شده، با این هنرمندان گفتگو شده است:
– آرش رزقی بارز، نقاش
– زهره اعتضاد السلطنه، نقاش
– محسن بهمن آبادی، معرق کار و پیکر تراش
– محود بیات، گرافیست و نقاش
– اعظم عزیزی، معرق کار
– ویدا معظمی، نقاش
و نیز گفتگو با دکتر محمد کمالی، استاد دانشگاه و فعال در حوزه معلولین

***

بعضی روزها در سال اهمیت ویژه‌ای در تقویم زندگی دارند مثل روزهای بزرگداشت، مناسبت‌ها و… و همیشه ما را به یاد افراد و ارزش‌هایی می‌اندازند که در تمام سال از یاد برده بودیم و با رسیدن به آن روز به یاد آن می‌افتیم، اندک تلاشی می‌کنیم و برای بعضی‌هایشان می‌خواهیم با شعار دادن و سرو صدا کردن فراموشی یک ساله‌مان را سرپوش بگذاریم. روز جهانی معلول یکی از آن روزهاست. اما هنوز سازمان‌ها و افرادی هستند که حتی یک روز هم موضوعات و افرادی را که برایشان مهم است را فراموش نکرده‌اند و تمام اوقات را برای آسایش و رفاه آنان که همانا هدف اصلی‌شان است، تلاش می‌کنند. انجمن احیای ارزش‌ها سازمان عام‌المنفعه‌ای است که سال‌هاست برای رفاه افراد توانیاب کوشیده و تمام تلاش خود را کرده تا با خدماتی که ارائه می‌دهد این قشر بتوانند به زندگی کم آسیب‌تری دست یابند و روی پای خود بایستند و نه تنها باری بر دوش خانواده و جامعه نباشند که یاری رسان هم باشند و مانند بقیه افراد جامعه از یک زندگی طبیعی مناسب که حق طبیعی آنان است، بهره‌مند شوند. در این راستا سه سال است که به مناسبت هفته معلول نمایشگاهی از آثار توانیابان در گالری این انجمن (آشیانه مهر) برگزار می‌شود تا هم این عزیزان گرد هم آمده، باهم آشنا شوند و هم از ایشان تجلیل شود و مهم‌تر آن که توانمندی‌های این قشر به جامعه نشان داده شود تا گامی باشد برای برداشتن انگ ناتوانی از این توانمندان. در اختتامیه این نمایشگاه با چند تن از این هنرمندان هم صحبت شدیم تا از مشکلات و محدودیت‌هایشان برایمان بگویند ولی این عزیزان توانمند مایل بودند به آنان ابتدا به عنوان هنرمند و در مرحله بعد به عنوان یک فرد دارای محدودیت نگاه شود.

آرش رزقی بارز ـ نقاش
اول مایلم به عنوان یک هنرمند به سؤال شما پاسخ دهم چون برای من معلولیت و محدودیت معنا ندارد. من سالم به دنیا آمدم و حرفه‌ام را هم از نوجوانی انتخاب کردم. زمانی که دچار معلولیت شدم بعد از چند ماه دوباره مشغول کار شدم زیرا اعتقاد دارم هنرمند باید ذهن سالمی داشته باشد، دراین صورت می‌تواند از پس هر شرایط و مشکلی برآید.
پس اول به عنوان یک هنرمند به سؤال شما پاسخ می‌دهم. ما در کشورمان با معضلاتی روبرو هستیم، مهمترین آن، نبود آموزش صحیح از پایه است. بحث آموزش هنر قبل از دبستان مطرح می‌شود و ما دراین زمینه ضعف زیادی داریم. کودکان از ابتدا در تمامی زمینه‌ها با عدم شناخت و عدم آموزش صحیح رو به رو می‌شوند و بیشترین مخاطبان آثار هنری به خصوص نقاشی منتظرند تا آثار واضح و مشخص و شاید هم بدون پیام ببینند اما به نظر من رسالت هنرمند، این است که بتواند در آثارش پیامی برای مخاطبانش داشته باشد. در هنر خلاقیت حرف اول را می‌زند و کسانی که ذهنی کار می‌کنند با این سؤال از طرف مخاطبان مواجه می‌شوند که اهمیت این کار چیست و یا این اثر چه معنایی دارد.
با یک مثال از موسیقی بیشتر توضیح می‌دهم، اگر افراد با یک موسیقی بی‌کلام ارتباط برقرار کنند و غمگین، خوشحال یا آرام شوند یعنی به حس هنرمند نزدیک شده‌اند، هدف موسیقیدان برایشان در رتبه بعدی قرار دارد. در نقاشی هم همین‌طور است اول ارتباط ولی چون مخاطبان نمی‌توانند آن را درک کنند، ارتباط هم برقرار نمی‌کنند متأسفانه جوانان به خاطر عدم خلاقیت و کمبود مطالعه بیشتر به کارهای واقع گرایانه و فتورئالیستی علاقه نشان می‌دهند و این بسیار دردناک است.
من ۲۸ سال است که آموزش می‌دهم و بیش از ۹۰ درصد از هنرجویان می‌خواهند تا نقاشی پرتره را به آنان بیاموزم و فضای خلاقانه در کار نداریم و کمتر کسی می‌خواهد نوآوری داشته باشد. جای بسی تأسف است در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که قشر جوان تنبل شده‌اند و کم کاری و کمبود مطالعه گریبان جوانان را گرفته است. اگر در سنین پائین یعنی زیر ۱۱ سال به بچه‌ها آموزش بهتری داده شود، درصد رشد خلاقیتشان بالا می‌رود و نوآوری در وجودشان نهادینه می‌شود. وقتی به این شکل آموزش نمی‌بینند، رویاها و خلاقیتشان شکوفا نمی‌شود و به سمتی که دیگران دوست دارند، می‌روند. دوباره یک مثال از موسیقی بزنم، بچه‌ها با سروصدا کردن موسیقی را تجربه می‌کنند و به خاطر بی‌حوصلگی بعضی از والدین مورد تنبیه قرار می‌گیرند و وقتی که یک آهنگ از ضبط ماشین یا تلویزیون پخش می‌شود، آن را تکرار می‌کنند، مورد تشویق قرار می‌گیرند. به همین شکل به سمت کپی کاری می‌روند. در کشورهای دیگر بچه‌ها کارهای گروهی می‌کنند و برای یافتن پاسخ سؤال به تنهایی یا گروهی تحقیق می‌کنند و از یاد گرفتن لذت می‌برند ولی متأسفانه در ایران چنین نیست.
در مورد محدودیت و مشکلات توانیابان باید بگویم مهمترین مشکل، مسأله اقتصادی است و با درآمد هنر نمی‌توان زندگی کرد، هم از باب فروش آثار و هم از بابت فقر فرهنگی چون کارهای خلاق و ذهنی مخاطبان زیادی ندارد. در کل عده زیادی توان خرید کار هنری را ندارند و کسانی هم که می‌توانند به سمت خرید بروند به سراغ آثار افراد مشهور می‌روند. مسأله بعدی عدم هماهنگ سازی گالری‌ها با وضعیت هنرمندان است. یک هنرمند باید بتواند از آثار سایر هنرمندان بازدید کند ولی گالری‌ها حتی در تهران هم مناسب سازی نشده، نه آسانسور دارند نه رمپ. من خودم سال‌هاست که نتوانستم برای دیدن کارهای دیگران به گالری‌ها بروم. بحث مهم دیگر بحث ابزار و وسایل است. یک توانیاب برای انجام بعضی از کارها نیاز به وسایل کمکی دارد و متأسفانه هیچ وسیله‌ای وجود ندارد. من سال ۷۰ دچار معلولیت شدم و زمانی که خواستم کارم را شروع کنم چون انگشتانم کار نمی‌کرد، مجبور شدم قلمو را با چسب و باندکشی به دستانم ببندم ولی کارآمد نبود و به این فکر افتادم که حتماً باید وسیله‌ای برای این کار وجود داشته باشد. به خیلی جاها سرزدم حتی به دانشکده توانبخشی که تحقیقاتی هم در زمینه‌های مختلف انجام می‌دهند، مراجعه کردم ولی هیچ وسیله‌ای وجود نداشت و من خودم به کمک همسرم و دوستانم دست به اختراع شدیم و وسیله‌ای را ساختیم ولی نتوانستم آن را به ثبت برسانم. از طریق یکی از دوستانم که فیزیوتراپ هستند هم اقدام کردیم اما باز هم نتوانستیم آن را به عنوان اختراع ثبت کنیم. من اگر بدانم کسی به این وسیله نیاز دارد برای او می‌سازم یا کمکش می‌کنم بسازد. سال ۱۳۷۵ با یک نقاش جوان آشنا شدم که مشکل من را داشتند و این وسیله را به او معرفی کردم و در حال حاضر خارج از ایران کارهای بسیار ارزنده‌ای انجام می‌دهد. افرادی مثل من در خانه هم با مشکلاتی روبرو هستند برای مثال من خودم مایلم کارهایی در ابعاد بزرگ انجام دهم ولی نه مکان مناسب دارم و نه وسایل مناسب. برای رفت و آمد هم توانیابان با موانع معماری در شهر، ادارات و آموزشگاه‌ها و حتی دانشگاه‌ها روبرو هستند. من زمانی که دچار معلولیت شدم، نفر نوزدهم کنکور نقاشی بودم و چون کلاس‌های ما طبقه ششم بود و دانشگاه آسانسور نداشت، از ادامه تحصیل بازماندم و متأسفانه بدتر از همه بی‌توجهی به مشکلات این افراد است. در شهر تهران که پایتخت هست آیا سالن تئاتر یا سینماهایی داریم که مناسب افراد دارای محدودیت باشد. چند درصد از اماکن و خیابان‌ها مناسب‌سازی شده‌اند وچه خدماتی برای این قشر صورت گرفته؟

زهره اعتضادالسلطنه ـ نقاش
توانایی و توانمندی در وجود هرانسانی وجود دارد حتی اگر مشکلات بسیاری سر راه او باشد، اما باید آن را باور داشت و برایش سد نساخت، آن وقت است که می‌توان دم از انسان و انسانیت زد. من زمانی که می‌خواستم مثل هر کودک دیگر وارد مدرسه شوم با مخالفت‌ها و ممانعت‌های شدید مسئولان آموزش و پرورش مواجه شدم و نتوانستم از آموزش رایگان بهره‌مند شوم. اولیای مدرسه می‌ترسیدند، من آسیب ببینم و نمی‌خواستند مسئولیت سلامت من را به عهده بگیرند. کمی که بزرگتر شدم اجتماع من را نپذیرفت و من نمی‌توانستم در بیرون از خانه رفت و آمد کنم و با بچه‌های دیگر صحبت کنم و با آنان دوست شوم، همه با دید دیگری به من نگاه می‌کردند و از نظر روحی آسیب دیدم، واکنش‌های دیگران مرا حساس کرده بود و آرامش نداشتم. برای ورود درهر مقطع تحصیلی با مشکل مواجه می‌شدم ولی از سرسختی‌های خانواده، پایداری و صبر را آموختم و یاد گرفتم که ثابت کنم من هم مانند افراد سالم به عنوان یک شهروند حق زندگی دارم حق تحصیل، حق کار، حق ورزش، تفریح و…. برای استخدام در آموزش و پرورش هم با مخالفت مسئولان رو به رو شدم. چون عضو مهمی را نداشتم و به من گفتند، نمی‌توانم به عنوان دبیر مشغول کار شوم و با ایستادگی موفق شدم با توانایی‌هایم مسئولان را متقاعد کنم که نباید چنین قانونی گذاشت باید به توانایی‌های افراد توجه شود و با دیدن ظاهر افراد نباید انگ ناتوانی به آنان زد. معلولیت محدودیت نیست، باید به افراد فرصت داد.
از ابتدا می‌خواستم به عنوان یک شهروند خودم را ثابت کنم، به دانشگاه رفتم و در رشته روانشناسی فارغ‌التحصیل شدم و اواخر بازنشستگی‌ام در مرکز جسمی حرکتی، دبیر و کارشناس بودم و مشکلاتی را که بچه‌ها با آن مواجه بودند، می‌دیدم و می‌خواستم یک مرکز داشته باشم که به افراد دارای محدودیت آموزش بدهم تا بتوانند توانمند‌تر شوند. دنبال خواسته‌ام رفتم، مراحل اداری را هم انجام دادم و جالب اینکه طی نامه‌ای به من ابلاغ شد که شما صلاحیت هنری ندارید چون رشته تحصیلی‌تان مغایرت دارد، حال این همه سال سابقه هنری کجا رفت، نمی‌دانم.؟
زمانی که در کلاس زبان شرکت کردم از مسئول آموزشگاه خواستم یک صندلی تک نفره به من بدهند چون صندلی‌هایی که به میز چسبیده‌اند، مانور را از پای من می‌گیرد و به راحتی به من گفتند، برایمان امکان ندارد و برایم خیلی دردناک بود که دادن یک صندلی آنقدر سخت است که یک فرد را از آموزش باز دارد. من به خاطر مشغله زیاد هرگز فرصتی نداشتم که زندگی‌ام را بنویسم تا افرادی که بعد از من و با محدودیت من پا به عرصه زندگی می‌گذارند، برایشان راه گشا باشد. در زمینه رانندگی هم با ممانعت سازمان راهنمایی و رانندگی مواجه شدم و به من گفتند یا باید دست بگذاری یا به کشورهای همسایه بروی و گواهینامه بین‌المللی بگیری. در زمینه ورزش هم حق من نادیده گرفته شد و نتوانستم در مسابقات پارا المپیک شرکت کنم. من در رشته تنیس روی میز شرکت کردم ولی حتی در کلاس بندی هم من را در جای خودم قرار ندادند و چون تنها بودم و ورزشکاری شبیه به خودم حضور نداشت به من اجازه ندادند در مسابقات پارا المپیک شرکت کنم. در کشورهای دیگر افرادی مثل من از فرصت‌های زیادی برخوردار هستند برای مثال دونده‌هایی را داریم که پا ندارند ولی در مسابقات دو با پای فنری شرکت می‌کنند و با آدم‌های سالم مسابقه می‌دهند. به نظرمن یک فرد استثنایی هم باید این حق را داشته باشد که در مسابقات ورزشی حتی با افراد سالم شرکت کند نه اینکه چون همراهی ندارد، بسوزد. در حال حاضر هم در منزل به مادرم که بیمار هستند، رسیدگی می‌کنم و دریک اتاق هم کارهایم را انجام می‌دهم، امیدوارم روزی برسد که جامعه، قانون، مردم… با افراد دارای محدودیت مهربان‌تر باشند و با آنان به‌عنوان یک شهروند سالم که باید از همه حقوق طبیعی بهره‌مند شود، رفتار کنند.

محسن بهمن آبادی ـ معرق کار و پیکر تراش
به عنوان یک هنرمند مشکل بزرگ این است که صنایع دستی با وجود قدمت چند هزار ساله بسیار مظلوم و مهجور واقع شده و هیچ حمایتی در این هنرصورت نمی‌گیرد و این بزرگترین معضل هنرمندان صنایع دستی کار است. متأسفانه کالاهای چین و تایلند بسیار زیاد شده و به دلیل گران بودن تولیدات داخلی و منافع عده‌ای از افراد این جنس‌ها وارد بازار شده و کارهای داخلی از رونق افتاده. چند سال پیش یک تولید کننده به من گفت که ما صنایع دستی تولید می‌کردیم که مشتری نداشت و شخصی پیشنهاد کرد تا یک لیبل چینی روی کارهایمان بزنیم اول نپذیرفتم ولی در نهایت مجبور شدم و استقبال خوبی از کارهایم شد و چند سالی است که با این روند کارم را ادامه دادم، برای هنر و صنایع‌دستی داخلی یعنی فاجعه.
اما مشکلات افرادی مثل من که خیلی زیاد و متعدد است. عدم دسترسی محلی، عدم مناسب‌سازی شهر و اماکن، ادارات، بانک‌ها و مراکز ورزشی و تفریحی. بهزیستی هم در ماه برای افراد توانیاب حقوق و مزایای اندکی در نظر گرفته، معادل ۱۶۳ هزار تومان. خودتان قضاوت کنید، فردی که در ماه از هزینه حمل و نقل گرفته تا دارو و درمان و گاهی هم جراحی با این مبلغ چند روز می‌تواند امورات خود را بگذراند. بسیاری از توانیابان مجبورند عمل‌های متعددی داشته باشند که هزینه‌اش خیلی بالاست.
مسأله اصلی ما اشتغال زایی است، در بین افراد توانیاب افرادی که دارای مدارک تحصیلی بالا هستند و رزومه خوبی هم دارند، کم نیستند اما برای استخدام دولتی مورد قبول قرار نمی‌گیرند و خیلی از ادارات معتقدند وجهه خوبی ندارد که یک معلول به ارباب رجوع پاسخ بدهد و شأن آن اداره یا سازمان پایین می‌آید. من خودم کارآفرین هستم ولی همه نمی‌توانند خودکفا باشند. من با هزینه شخصی از یک فضای ۶ متری به یک کارگاه صد متری رسیدم. اول خودم تنها بودم ولی الان شش نفر در کارگاه با من کار می‌کنند ولی متأسفانه از ما حمایت نمی‌شود. ما از کسی کمک نمی‌خواهیم نه از دولت نه از مردم ولی حمایت چرا ولی متأسفانه این را هم از ما دریغ می‌کنند.
اگر سازمان‌ها و ارگان‌ها برای تهیه هدایای خود از ما خرید کنند، می‌توانیم کارمان را گسترش بدهیم. من برای فروش و بازاریابی تولیدات، خودم باید با مغازه دار و مشتری‌ها مستقیماً صحبت کنم. در شهری که با توجه به موانع معماری برایم رفت و آمد بسیار سخت است. در سال فقط ۱۴ روز ما مورد توجه هستیم فقط همین آن هم برای تهیه عکس و گزارش رسانه‌ها سراغ ما می‌آیند. آیا همین کافیست؟

محمود بیات ـ گرافیست و نقاش
محدودیت داشتن افرادی مثل من چیزی نیست که تمایل داشته باشم راجع به آن صحبت کنم مثل این است که کسی چشمان آبی داشته باشد همه آن را ببینند ولی باز بخواهد به همه بگوید که من چشمانم آبی است. باید از توانایی‌ها گفت من به عنوان فردی که با محدودیت توانسته‌ام تا مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کنم، کار کنم و دریک روزنامه به عنوان گرافیست فعالیت داشته باشم. تا به حال یک نمایشگاه انفرادی و چند نمایشگاه گروهی هم داشته‌ام و دوست دارم در آینده بتوانم یک دفتر تبلیغاتی از خودم داشته باشم و خواسته‌ام مانند خواسته هر فرد دیگر یا هر فرد عادی برای آینده‌ام این است که بتوانم پیشرفت کنم.
مشکلات نه تنها برای افراد دارای محدودیت که برای آدم‌های سالم هم زیاد است. در شرایط فعلی کشور جوانان با توان و تحصیلات بالا که قادرند در بسیاری از زمینه‌ها کارهای قابل توجهی انجام دهند، حمایتی از آنان صورت نمی‌گیرد چه برسد به افراد توانیاب. این درست است کسی که در زمینه‌ای دارای محدودیت است همه مسائلش تحت‌الشعاع این امر قرار می‌گیرد ولی کسانی که هدف داشته باشند، معلولیت در حاشیه قرار می‌دهند. بعضی از معلولان آنقدر توانمند هستند که تنها تفاوتشان با دیگران در ظاهرشان است.
نکته مهم این است که ما با دیگران تفاوت داریم ولی چیزی کم نداریم. از نظر من مشکل افراد دارای معلولیت خودباوری است. اگر وسیله‌ای را در اختیار یک معلول قرار بدهند که بهتر راه برود یا بشنود یا کاری انجام بدهد ولی انگیزه نداشته باشد، آن وسیله عملاً به کار نمی‌آید، معلولان اول باید به خود باوری برسند اگربه خودشان و علایقشان توجه کنند، بزرگترین مشکلشان حل می‌شود. بشر آنقدر قدرتمند است که نمی‌تواند تصور کند. اگر یک عضو محدودیت پیدا کرد یا وجود نداشت، دلیل بر نقص و کمبود نیست و نه اینکه فرد خودش را ببازد.
اگر آدم سالم هم کاری را دوست داشته باشد ولی باور نداشته باشد که می‌تواند آن را انجام دهد، هرگز نمی‌تواند موفق شود چه برسد به کسی که دارای محدودیت است. به نظر من نباید بین آدم معلول و آدم سالم تفاوت قائل شد. من از صبح که از خانه خارج می‌شوم با نگاه‌ها، آه‌ها و افسوس‌ها و آخ و واخ‌ها و خیلی چیزهایی که خوشایند نیست روبه رو می‌شوم ولی یاد گرفتم خودم را درگیر مسائل بیهوده از خنده یک آدم کوته بین گرفته تا تبعیض مدیر یک سازمان نکنم و این‌ها را به عنوان چالش قرار ندهم و فقط به رشد خودم در تمام زمینه‌ها توجه کنم و به هدفم فکر کنم. من وقتی که راکت دستم می‌گیرم اول همه ترحم می‌کنند ولی من در همان لحظه فقط به هدفم که رفتن به تیم ملی است، فکر می‌کنم.

اعظم عزیزی ـ معرق کار
ما مشکلات زیادی داریم که شاید اگر همه را بخواهم بگویم از حوصله شما خارج باشد. اول اینکه اکثر ما جای مناسبی برای اینکه کارهایمان را انجام دهیم، نداریم. من در خانه کار می‌کنم و بعد از کار باید زمان زیادی را به نظافت اختصاص دهم و خوب برایم سخت است.
شهرداری می‌تواند مکان‌هایی را در اختیار ما قرار دهد که بتوانیم به‌عنوان کارگاه از آن استفاده کنیم، خانه‌ها که آنقدر بزرگ نیست که یک اتاق را به کار اختصاص دهیم. اتفاق جالبی چند روز پیش برایم پیش آمد، من حدود ۲۰ سال است که دریک منطقه زندگی می‌کنم ولی کانون معلولان منطقه خودم از وجود من کاملاً بی‌اطلاع بودند و چند روز پیش که به آنجا مراجعه کردم و مدارک، گواهینامه‌ها و لوح‌هایم را دیدند، شوکه شدند و گفتند ما اصلاً اطلاع نداشتیم چنین کسی در منطقه ما زندگی می‌کند. در حالی که اطلاعات ما در سیستم‌ها وجود دارد و من تا به حال در چند برنامه تلویزیونی هم شرکت کردم ولی کانون معلولان منطقه خودم از وجودم بی‌خبر بودند.
من در خانه سرویس بهداشتی و حمام مناسب ندارم ولی برای خودم نمی‌خواهم کاری انجام دهم، من فعال حقوق معلولان هستم و سالهاست که در این زمینه فعالیت می‌کنم البته مورد بی‌مهری زیادی هم قرار گرفته‌ام که عامل نشده از کارم دلسرد شوم. برنامه هزار داستان از من دعوت کردند و زمانی که با همسرم در پشت صحنه بودیم من به تهیه کننده برنامه گفتم آرزوی من این است که در برنامه خندوانه به همراه افرادی که مشکل من را دارند، شرکت کنم یعنی به همراه دوستانم از انجمن دیستروفی. ایشان همانجا به آقای جوان زنگ زدند و خواسته من را به ایشان انتقال دادند و آقای جوان هم پذیرفتند و بعد از هماهنگی‌ها یک روز با عده‌ای از افراد مبتلا به دیستروفی در برنامه خندوانه شرکت کردیم که تأثیر زیادی در روحیه دوستانم داشت ولی متأسفانه این اتفاقات نادر است. یکی از معضلات ما نداشتن بیمه است و من به خاطر یک آزمایش ژنتیک هفت و نیم میلیون باید پول می‌دادم و مقداری از این مبلغ را انجمن دیستروفی متقبل شدند و بقیه را خودم دادم ولی وقتی من کلیپی در صفحه‌ام در اینستاگرام گذاشتم و انتقاد کردم جناب وزیر بهداشت صفحه‌ام را بلاک کردند و من بسیار متأسف شدم که به جای شنیدن درد ودلم تنبیه شدم.
اعظم عزیزی معرق کاردر ادامه گفت: همسرم به خاطر نگهداری از من بیکار شده چون باید ساعاتی در روز به من سربزند، جایی به او کار نمی‌دهند. تمام خانواده‌هایی که از فرزندان یا همسرانشان نگهداری و حمایت می‌کنند با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند و متأسفانه هیچ کس به فکر مشکلات آنان نیست.
خانواده‌های ما به روحیه احتیاج دارند، هیچ‌گونه خدماتی به خانواده‌های ما ارائه نمی‌شود. ما زمانی که در جشن نمادین ازدواج معلولان شرکت کردیم به خاطر اینکه همسر من سالم بود به او فقط یک شاخه گل دادند، حتی می‌توانستند برای تشویق ازدواج افراد سالم با یک فرد معلول از او قدردانی کنند ولی متأسفانه دریغ کردند. بهزیستی هم سازمان را مسئول افراد توانیاب می‌داند و می‌گوید خدماتی به خانواده‌های ما نباید بدهد، خب برای معلولان هم مگر چه کاری انجام می‌شود. مدتهاست که من درخواست پرستاردارم ولی هنوز رسیدگی نشده. در ایران یک بنیاد به نام بنیاد بیماریهای نادر وجود دارد که متأسفانه دیستروفی زیر مجموعه آن نیست. برای فردی در شرایط من توانبخشی، فیزیوتراپی و دارو بسیار مهم است. داروهای ما اگر در دفترچه هم نوشته شود، آزاد حساب می‌شود. یک فرد حداقل بین ۴ تا ۵ میلیون درماه هزینه دارد و بدتر این که افراد معروفی که می‌خواهند کاری انجام بدهند ولی بدتر با رفتارشان به ما توهین می‌کنند. سال گذشته یک خیر من و همسرم را به کربلا فرستاد.
در کاروان با ما آقایی همسفر بودیم و ایشان وقتی فهمیدند که من معرق کار می‌کنم به من گفتند که شخصی یک کافه گالری دارند و با ایشان درباره من صحبت می‌کنند وقتی برگشتیم به من اطلاع دادند به گالری ایشان بروم و ما هم رفتیم و خودشان با من صحبت کردند و شماره مدیر برنامه شان را به من دادند تا زمان نمایشگاه را هماهنگ کنیم ولی بعد از یک هفته که به ایشان پیام دادم بدون اینکه جواب بدهند، بلاکم کردند. من که نه از ایشان و نه از هیچ کس درخواستی نکرده بودم اگر نمی‌خواستند، اصلاً بازگو نمی‌کردند چرا باید با رفتارشان توهین کنند ما نه نیاز به کمک کسی داریم نه ترحم ما فقط حمایت می‌خواهیم و این که مانند یک شهروند سالم با ما رفتار شود. امسال روز معلول هیچ جا حتی به ما تبریک هم نگفتند آن وقت فکر می‌کنید حرف زدن درباره مشکلات دردی را دوا می‌کند.

ویدا معظمی ـ نقاش
مشکلات بزرگ معلولان و توانیابان بیکاری است و اینکه کسی حمایتمان نمی‌کند. معلولیت محدودیت نیست. ما توانایی‌هایی داریم که افراد سالم ندارند. بسیاری از معلولان توانایی‌هایشان را در صنایع دستی، نقاشی و هنرهای دیگر توانسته‌اند به نمایش بگذارند و توانایی‌شان را به جامعه نشان دهند. اکثریت توانیابان دارای مدرک تحصیلی دانشگاهی هستند ولی دولت سه درصد استخدامی را که به معلولان اختصاص داده، اجرایی نکرد. ادارات و شرکت‌های دولتی ما را نمی‌پذیرند چون هم آن ادارات مناسب سازی نشده و هم به معلولان به چشم آدمی که توانایی ندارد به آنان نگاه می‌کنند. بعضی‌ها به ما ترحم می‌کنند و فکر می‌کنند با کمک کردن به عنوان خیر دل معلول را شاد می‌کنند در صورتی که ما نیاز به ترحم نداریم ما می خواهیم توانمندی‌هایمان را نشان بدهیم، شاید مردم باور نکنند ولی توانمندی‌های ما ازافراد سالم خیلی بیشتر است اما متأسفانه بیشتر توانیابان به خاطر نبود امکانات و اینکه شغل مناسبی ندارند، دچار مشکلات زیادی هستند. دیگر این که توانیابان خانواده‌هایی دارند که یک عمر برای فرزندانشان زحمت می‌کشند وقتی که می‌بینند با جگر گوشه‌هایشان چگونه رفتار می‌شود، خدا می‌داند چه بر آنان می‌گذرد. سالی یک مرتبه به مناسبت هفته معلول همه رسانه‌ها و شهرداری به یاد ما می‌افتند و سراغ ما می‌آیند، آن هم به خاطر عکس و خبر برای خودشان، نه برای ما چرا که اگر برای ما بود تمام سال به یادمان بودند. من خدا رو شکر می‌کنم که در زمینه نقاشی فعالیت دارم و توانسته ام چند مقام استانی و کشوری به دست بیاورم اما به خاطر اینکه نمی‌شنوم و نمی‌توانم با تلفن کار کنم، نمی‌توانم جایی مشغول به کار شوم. من سعی کردم وارد جامعه شوم و از مشکلات هم ترسی ندارم چون به لطف خدا آنقدر توانمند هستم که می‌توانم روی پای خودم بایستم و کار کنم.

مشکل اجرایی نبودن قانون
دکتر محمد کمالی استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران و عضو هیات امنای انجمن احیای ارزش‌ها دراین زمینه گفت:‏
معلولیت و ناتوانی مسأله‌ای است که از ابتدای زندگی بشر با او همراه بوده و افرادی که دچار نقص یا کمبودی بوده‌اند باعث ایجاد تفاوت بین آنان و دیگران شده و این تفاوت نگرش منفی به همراه داشته است. در طول تاریخ برخوردهای متفاوتی با این گونه افراد صورت گرفته و در بعضی از دوران این افراد را به قتل می‌رساندند یا در جایی دور از جامعه از آنان نگهداری می‌کردند. اما بعد از جنگ جهانی دوم نگاه جوامع به معلولیت تغییر پیدا کرد و افرادی در پی احقاق حقوق این افراد و بهبود شرایط برآمدند. در زمینه پزشکی و توانبخشی هم رشد بسیار زیادی صورت گرفت. این افراد با وجود محدودیت‌هایشان توانستند از سایر توانمندی‌هایشان را نشان‌دهند البته در گذشته‌های دور هم افراد معلول توانسته بودند از توانمندی‌هایشان استفاده کنند و آنان را به نمایش بگذارند اما به ندرت ولی این رشد بعد از جنگ جهانی دوم گسترش پیدا کرد. امروزه جمعیت جهان بیشتر از گذشته دچار معلولیت می‌شوند و نمی‌توان آنان را از جامعه جدا کرد یا به خواسته‌هایشان بی‌توجه بود.‏
بنابراین نهادهای مختلف مانند آموزش و پرورش، مراکز پزشکی، شهرداری‌ها و مراکز تفریحی وظیفه خودشان می‌دانند تا برای راحتی بیشتر این افراد تلاش کنند تا آنان بتوانند بهتر زندگی کرده و پیشرفت کنند. بخش هنر در بین این قشر طرفداران زیادی دارد از ناشنوایان و نابینایان گرفته تا معلولان ذهنی و جسمی. البته در جوامع مختلف شرایط برای این افراد متفاوت است ولی آنچه که مشخص است، این است که فضای هنر می‌تواند فضای مناسبی برای ظهور و تجلی هنر در افراد دارای معلولیت باشد. زمانی که من در بهزیستی مسئولیت داشتم، تلاش کردم تا این فضاها بیشتر شود و چندین نمایشگاه از آثار این هنرمندان برگزار کردیم که مورد توجه دولت وقت و رهبری قرار گرفت. همچنین جشنواره موسیقی معلولان و تئاتر معلولان را ایجاد کردیم و خدا را شکر که تا به امروز به کارشان ادامه داده اند. فضای هنر می‌تواند توانمندی این عزیزان را به نمایش بگذارد و نکته قابل تامل اینکه در شرایط کنونی امکان موضوعی به نام اشتغال برای این افراد بسیار محدود است و کار هنری هم نیاز به استخدام و کارفرما ندارد و در واقع هنرمند آزاده است و متناسب با روح خودش کارمی کند و از تلفیق جسم محدود و روح آزاد آثار بسیار زیبایی خلق می‌شود. مثل آثار ارزنده‌ای که در نمایشگاه چکاد شاهد آن بودیم. به نظر من فضای هنر می‌تواند قدرت لایتناهی جسم را هم به نمایش بگذارد. ظرفیت جسمی و روحی انسان بسیار نامحدود است. همانطور که گفتم پدیده نگرش به معلولیت همچنان منفی است و با این که معلولان توانستند به کنوانسیون حقوقی دست یابند ولی هنوز در سراسر دنیا حتی در کشورهای توسعه یافته‌ای مانند آلمان برخوردهای منفی ادامه دارد. در آلمان نئو نازی‌ها به افراد معلول را مورد حمله قرار می‌دادند و معتقد بودند این افراد نژاد آریایی را خدشه دار کرده‌اند ولی با قانون و مخالفت‌های اجرایی توانستند این موضوع را تا حدی حل کنند. در کشور ما وضع بسیار بهتر است هم قانون خوبی داریم و هم مهربانی ولی مشکل اجرایی نبودن قانون است، مهربانی هم گاهی به ترحم تبدیل می‌شود که قابل قبول توانیابان و سازمان‌های مربوطه نیست، چون این افراد نیازی به ترحم ندارند. در مجلس قانون سه درصد استخدام افراد معلول تصویب شد و به ۵ در صد هم رسید ولی همچنان اجرایی نشده است. برخی از سازمان‌ها از به کار گرفتن این افراد سر باز می‌زنند زیرا حضور این افراد برای کار یا پاسخگویی را خلاف شأن سازمان خود می‌دانند. آموزش و پرورش باید ۱۲۰۰ نفر از این افراد را استخدام می‌کرد ولی وزیر وقت موافقت نکردند. همین امر باعث شده افراد توانیاب با وجود تحصیلات بالا به سمت مشاغل غیردولتی و آزاد روی آورند.‏
‏در کل وضعیت نسبت به سال‌های گذشته بهتر شده و امروزه این عزیزان به جایی رسیده‌اند که برای احقاق حقشان دست به تجمع می‌زنند و از دولت مطبوعشان تقاضای افزایش بودجه دارند و اتفاقاً موفق هم می‌شوند، این کار بزرگ و ارزشمندی است. البته این فعالیت‌ها برای خود افراد ثمره کمتری دارد و نتیجه‌اش بیشتر نصیب آیندگان می‌شود. اما همین که این بچه‌ها به قدرتشان پی برده‌اند و به شکل منطقی و درست از آن استفاده می‌کنند، قابل ستایش است و ما اگر بخواهیم این روند رو به رشد را ادامه دهیم، دو راه پیش‌رو داریم اول، آگاه سازی کل افراد جامعه و دوم اینکه افراد توانیاب را تقویت کنیم تا با تلاش موفقیت و مبارزه برای پیشرفت به راه خود را ادامه دهند.
در خاتمه نگاهی می‌اندازیم به قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که متن آن به شرح زیر است: ‏
ماده ۱ـ دولت موظف است زمینه‌های لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم و حمایت‌های لازم را از آنها به عمل آورد.‏
تبصره ـ منظور از معلـول در این قانون به افرادی اطـلاق می‌گردد که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارآیی عمومی وی ایجاد گردد، به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی شود.‏
ماده۲ـ کلیه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، تولید و احداث ساختمان‌ها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهره‌مندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.‏
تبصره ۱ـ وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند جهت دسترسی و بهره‌مندی معلولان، ساختمان‌ها و اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چارچوب بودجه‌های مصوب سالانه خود مناسب سازی نمایند.‏
تبصره ۲ـ شهرداری‌ها موظفند از صدور پروانه احداث و یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمان‌ها و اماکن عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکرده باشند خودداری نمایند.‏
تبصره ۳ـ سازمان بهزیستی کشور مجاز است بر امر مناسب سازی ساختمان‌ها و اماکن دولتی و عمومی دستگاه‌های مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نماید.‏
تبصره ۴ـ آیین نامه اجرایی ماده فوق ظرف سه ماه مشترکاً توسط وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.‏
ماده ۳ـ سازمان بهزیستی کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد:‏
الف ـ تأمین خدمات توان بخشی، حمایتی، آموزشی و حرفه آموزی مورد نیاز معلولان با مشارکت خانواده‌های معلولان و همکاری بخش غیر دولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه) و پرداخت یارانه (کمک هزینه) به مراکز غیر دولتی و خانواده‌ها.‏
ب ـ گسترش مراکز خاص نگهداری، آموزشی و توان بخشی معلولان واجد شرایط (معلولان نیازمند، معلولان بی سرپرست، معلولان مجهول الهویه، معلولان با ناهنجاری‌های رفتاری) با همکاری بخش غیر دولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه (کمک هزینه) به آنها.‏
ج ـ تأمین و تحویل وسایل کمک توان بخشی مورد نیاز افراد معلول.‏
دـ گسترش کارگاه‌های آموزشی، حمایتی و تولیدی معلولان و ارائه خدمات توان بخشی حرفه‌ای به معلولان جهت توانمند سازی آنان.‏
تبصره ـ کارگاه‌های آموزشی، حمایتی و تولیدی معلولان موضوع ماده فوق از شمول قانون کارـ مصوب ۲۹/۸/۱۳۶۹ـ مستثنی خواهد بود.‏
ماده ۴ـ معلولان می‌توانند در استفاده از امکانات ورزشی، تفریحی، فرهنگی و وسایل حمل و نقل دولتی (مترو، هواپیما، قطار) از تسهیلات نیمه بها بهره مند گردند.‏
تبصره ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیت بدنی و شهرداری‌ها موظفند کتابخانه، اماکن ورزشی، پارک و اماکن تفریحی خود را به نحوی احداث و تجهیز نمایند که امکان بهره‌مندی معلولان فراهم گردد.‏
ماده ۵ـ افراد تحت سرپرستی معلولان با معرفی سازمان بهزیستی کشور تحت پوشش بیمه خدمات درمانی و معلولان تحت پوشش بیمه خدمات درمانی و بیمه مکمل درمانی قرار می‌گیرند.‏
ماده ۶ـ یکی از فرزندان اولیایی که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو یا یکی از آنها معلول باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آنها ناتوان و معلول باشد از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف می‌گردد.‏
تبصره ـ همسرانی که زن ناتوان و معلول خود را سرپرستی می‌نمایند مادامی که سرپرستی همسر ناتوان و معلول را برعهده داشته باشند از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف می‌گردند.‏
ماده ۷ـ دولت موظف است جهت ایجاد فرصت‌های شغلی برای افراد معلول تسهیلات ذیل را فراهم نماید:‏
الف ـ اختصـاص حـداقل سه درصد (۳%) از مجـوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاه‌های دولتی و عمومی اعم از وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مؤسسات، شرکت‌ها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاه‌هایی که از بودجه عمومی کشور استفاده می‌نمایند به افراد معلول واجد شرایط.‏
ب ـ تأمین حق بیمه سهم کارفرما توسط سازمان بهزیستی کشور و پرداخت آن به کارفرمایانی که افراد معلول را به کار می‌گیرند.‏
ج ـ پرداخت تسهیلات اعتباری به واحدهای تولیدی، خدماتی، عمرانی و صنفی و کارگاه‌های تولیدی حمایتی در مقابل اشتغال افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص می‌گردد.‏
دـ پرداخت تسهیلات اعتباری خوداشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص می‌گردد.‏
هـ ـ پـرداخت تسهیلات اعتباری (وجوه اداره شده) جهت احداث واحدهای تولیدی و خدماتی اشتغال زا به شرکت‌ها و مؤسساتی که بیش از شصت درصد (۶۰%) سهام و سرمایه آنها متعلق به افراد معلول است.‏
وـ اختصـاص حداقل شصت درصد (۶۰%) از پست‌های سازمانی تلفنچـی (اپراتور تلفن) دستگاه‌ها، شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی به افراد نابینا و کم بینا و معلولان جسمی، حرکتی.‏
زـ اختصاص حداقل شصت درصد (۶۰%) از پست‌های سازمانی متصدی دفتری و ماشین نویسی دستگاه‌ها، شرکت‌ها و نهادهای عمومی به معلولین جسمی، حرکتی.‏
تبصره ۱ـ کلیه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مؤسسات و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی مجازند تا سقف مجوزهای استخدامی سالانه خود، افراد نابینا و ناشنوا و معلولین ضایعات نخاعی واجد شرایط را راساً به صورت موردی و بدون برگزاری آزمون استخدامی به کار گیرند.‏
تبصره ۲ـ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور موظف است سه درصد (۳%) از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مؤسسات دولتی، شرکت‌ها و نهادهای عمومی و انقلابی را کسر و در اختیار سازمان بهزیستی کشور قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی اختصاصی برای معلولین واجد شرایط با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور اقدام و معلولین واجد شرایط پذیرفته شده را حسب مورد به دستگاه مربوطه معرفی نماید.‏
تبصره ۳ـ سازمان بهزیستی کشور مجاز است در قالب اعتبارات مصوب خود، صندوق فرصت‌های شغلی معلولان و مدد جویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را به تصویب هیأت وزیران برساند.‏
تبصره ۴ـ سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور موظف است آموزش‌های لازم فنی و حرفه‌ای را متناسب با بازار کار برای معلولان به صورت رایگان و تلفیقی تأمین نماید.‏
ماده ۸ ـ معلولان نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف می‌توانند با معرفی سازمان بهزیستی کشور از آموزش رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاه‌های دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی، بهره مند گردند.‏
تبصره ـ آیین نامه اجرایی این ماده مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و وزارتخانه‌های مذکور و دانشگاه آزاد اسلامی ظرف مدت دو ماه پس از ابلاغ این قانون تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.‏
ماده ۹ـ وزارت مسکن و شهرسـازی، بانک مسکن و بنیـاد مسکن انقلاب اسلامی موظفند حداقل ده درصد (۱۰%) از واحدهای مسکونی احداثی استیجاری و ارزان قیمت خود را به معلولان نیازمند فاقد مسکن اختصاص داده و با معرفی سازمان بهزیستی کشور در اختیار آنان قرار دهند.‏
تبصره ۱ـ سیستم بانـکی کشور مکلف است، تسهیلات اعتباری یارانه دار مورد نیاز احداث و خرید مسکن معلولان را تأمین و به معلولان یا تعاونی‌های آنها و یا مؤسسات خیریه‌ای که برای معلولان، مسکن احداث می‌نمایند پرداخت کند.‏
تبصره ۲ـ سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد معلول فاقد مسکن را به نرخ کارشناسی تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونی‌ها و مؤسسات خیریه‌ای که برای آنان مسکن احداث می‌نمایند قرار دهد.‏
تبصره ۳ـ معلولان از پرداخت هزینه‌های صدور پروانه ساختمانی، آماده سازی زمین و عوارض نوسازی معاف می‌گردند.‏
تبصره ۴ـ سازمان بهزیستی کشور موظف است در قالب اعتبارات مصوب خود در قوانین بودجه سالانه و کمک‌های یارانه‌ای اشخاص حقیقی و حقوقی نسبت به احداث واحدهای مسکونی برای معلولان و مدد جویان اقدام و مالکیت یا بهره برداری آنها را مطابق آیین نامه‌ای که سازمان بهزیستی کشور با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد به معلولان و مدد جویان واجد شرایط واگذار نماید.‏
قانون فوق مشتمل بر شانزده ماده و بیست و چهار تبصره در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ شانزدهم اردیبهشت ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و نظر شورای نگهبان در مهلت مقرر موضوع اصل نود و چهارم (۹۴) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران واصل نگردید.‏

منبع: ‏زمرد زرکش، روزنامه اطلاعات، ۳۰ دی و ۱ بهمن ۱۳۹۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *