الگوگیری از طرح های اشتغال کمیته امداد استان قم

مصاحبه با محمود تلخابی معاون خودکفایی و اشتغال کمیته امداد استان قم

دفتر فرهنگ معلولین، 24 مهر 1396
مصاحبه‌کننده: محمد نوری

* ما در رابطه با اشتغال چند تا کار چاپ شده داریم که دادیم به جناب آقای میرشکار مدیر محترم کمیته امداد استان قم. عرضم به خدمت شما که مواردی که شما اینجا انجام داده‌اید و تجارب خوبی است، خب ما اینها را می‌خواهیم بگیریم و منتقل کنیم توی جامعه هدف معلولین. خب سه مورد را ایشان یک توضیحاتی دادند، خاتم انگشتر و عروسک و آن مورد پنل خورشیدی. ما حالا یک توضیحات بیشتر می‌خواهیم.
– خدمت شما عرض کنم که جامعه هدف ما معلولین نیستند، فقرا هستند. ما یک تفاوتی که با بهزیستی داریم این است که مددجوهای ما به لحاظ جسمانی خیلی مشکل ندارند. شاید به لحاظ اجتماعی و اقتصادی مشکل دارند که تحت پوشش ما هستند.
حالا کلیت کار توی بحث اشتغال، ما برای هر شغل و کسب و کاری که برای خانواده ایجاد درآمد بکند ما تسهیلات بهش می‌دهیم. کمکش می‌کنیم که کار انجام بشود، تسهیلات ما کلا قرض الحسنه است، چه از منابع بانکی و چه از منابع داخلی. بهزیستی منابع داخلی ندارد و بیشتر از منابع بانکی می‌دهد، در حالی که ما منابع داخلی هم داریم. یعنی اینکه ما بر اساس نیاز طرح تسهیلات به مددجو پرداخت می‌کنیم. در پاره‌ای از موارد شاید بگویم تا صد و صد و خورده‌ای هم می‌توانیم پرداخت کنیم، بر اساس شرایط مددجو و نوع طرحی که به ما ارائه می‌دهد. این کلیات بود که خدمتتان عرض کردم.

* آیا این تجاربی که شما دارید از جایی گرفتید یا خودتان دارید تجربه می‌کنید؟
– این موردی که کمیته امداد توی کشور دارد انجام می‌دهد موردی است که از صفر شروع شده، یعنی از زمانی که کمیته امداد تاسیس شد در زمان حضرت امام، آن جمله معروفش که کار امداد مدد به حیاط است مدد به کار است مدد به زندگی شرافتمندانه است، از همان جا شروع شده. یعنی این بوده که امام دستور دادند که مددجو باید توانمند بشود، باید کار بکند، باید تلاش بکند. یعنی این را جزء سرلوحه‌های اهداف امداد قرار دادند. یعنی امداد دنبال این کار است که انجام بشود. توی مقاطعی شاید خیلی موفق نبوده، ولی تقریبا از هفت هشت ده سال پیش یک برنامه منسجم و منظمی داشتند که مددجوها رسوب نکنند توی چرخه امداد. قرار نیست که مددجو بیاید و تا آخر عمر تحت پوشش باشد. شاید یک مدتی مددجو می‌آمد اینجا همه خدمات را می‌گرفت ولی از سیستم ما خارج می‌شد. ولی امداد به این نتیجه رسید که این روش روش درستی نیست، اگر مددجویی توی سیستم ما هست باید با توانمندی خارج شود، و سعی کند مددجوهایی که داخل چرخه ما می‌آیند، اولا اینکه نیایند، اگر هم می‌آیند کسانی بیایند که واقعا ناتوان هستند. ما همان به قول فرمایش آقای فتاح اورژانسی باید عمل کنیم. اگر فردی می‌آید اینجا مراجعه می‌کند به ما، می‌گوید یخچال ندارم، کولر ندارم، واقعا آن نیاز اصلی خانواده چه است. ممکن است اصلا بحث بیکاری باشد، بحث نداشتن سرمایه باشد. ما هم باید تسهیلات را در اختیارش قرار دهیم، اصلا مهلت نشود که خدمات دیگر هم استفاده کند. این را باید کسانی استفاده بکنند که واقعا هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. یک موردی است که توی امداد رشد کرده و به تکامل رسیده.

* این مدل را شما مکتوب دارید؟
– بله مدل داریم، مکتوب است دیگر.

* مثلا جزوه کتاب؟
– بله این هم جزوه است. مراحل مختلف از سال‌های مختلف آمده فرآیند شده، مدل شده، این کار دارد انجام می‌شود. اوایل شاید الزامات در حد یکی دو سه صفحه می‌آمد. ولی الآن الزامات مثلا در حد پانزده بیست صفحه الزامات می‌آید برای ما توی حوزه اشتغال. شاید توی هیچ حوزه‌ای همچین چیزی نباشد. یعنی در حوزه فرهنگی نباشد، در حوزه حمایت نباشد، ولی حوزه اشتغال چون که برنامه منسجم و مشخص است قشنگ الزامات را برای ما مشخص کرده. حتی در سیستم جامعی که ما داریم توی آن سیستم جامع فرآیند مشخص شده. یعنی اینکه مددجو توسط مددکار مستعد که شناخته می‌شود، مددکار وظیفه‌اش است که خدمات را به مددجو بدهد. اگر واقعا مددجویی مستعد اشتغال است، مستعد گرفتن خدمات اشتغال است، باید مددکار شناسایی کند برود حوزه اشتغال و خودکفایی. حوزه اشتغال و خودکفایی باید مشاوره را انجام بدهد ببیند این خانواده و این فرد

* اگر آن جزواتی که می‌فرمایید مثلا هشت سال ده سال پیش تدوین شده اینها را یک نسخه به ما بدهید،
– من یک پاورپوینتی دارم، پاورپوینتی که حالا ما به مددکارهایمان معمولا این آموزش‌ها را می‌دهیم، این یادآوری‌ها را برایشان می‌کنیم، بالاخره باید روز به روز اطلاعاتشان را افزایش دهیم.

* آموزش‌هایی که می‌گویید امکان ضبط و تهیه فیلم از آن هم هست؟
– می‌گویم، من یک پاوری آماده کرده‌ام که قرار است من از هفته بعد که مددکارها، یک جلسه‌ای با مددکارها می‌خواهم داشته باشم، آشنا هستند به کار، ولی می‌خواهم اطلاعاتشان کاملتر بشود. هرچقدر اطلاعاتشان کاملتر باشد، می‌توانند مددکار را بهتر راهنمایی و مشاوره بهش بدهند.
من کلیات را خدمتتان عرض می‌کنم. وقتی فرد مشاوره می‌شود، این فرد یا مهارت دارد یا ندارد. اگر مهارت نداشته باشد، ما مهارت را بهش یاد می‌دهیم. بستگی به شرایط فرد دارد، علاقه فرد، آن ظرفیتی که فرد دارد، آن آموزش مهارت را بهش می‌دهیم. ممکن است بفرستیم آموزشگاه‌های فنی حرفه‌ای و آموزشگاه‌های دیگر یک مهارتی را یاد بگیرد. کل هزینه‌اش را امداد پرداخت می‌کند. بحث هزینه‌هایش را هیچ نگرانی ما نداریم. یعنی از منابع خودمان می‌دهیم، حتی ایاب و ذهاب مددجو را بهش می‌دهیم. در نهایت منتج به صدور یک گواهینامه می‌شود.
ما اعتقادمان این است که فردی که یک گواهینامه دارد مثل یک دانشجوی فارغ‌التحصیل است، و نمی‌تواند همین که گواهینامه گرفت برود یک کار و کاسبی راه بیندازد. این باید برود جایی شاگردی بکند. ما سعی می‌کنیم برود یک کار تجربی هم یاد بگیرد. این ایده‌آل ما هستش، ممکن است اتفاق هم نیفتد.
ولی از آن طرف فردی که مهارت دارد، یا مهارت کسب کرد، ممکن است بگوید آقا من می‌خواهم برای خودم کار بکنم، یک کسب و کاری برای خودم راه اندازی بکنم، ممکن است بگوید نه، اصلا من نمی‌توانم یک کسب و کار را مدیریت بکنم، دوست دارم با این تخصص با این مهارت بروم پیش کسی کار بکنم. ما تفاهمنامه‌ای با مراکز کاریابی داریم و یک بسته تشویقی به خود کارفرماها می‌دهیم. فردی که از مددجوهای ما برود یک جایی مشغول بشود، اگر کاریابی بتواند اینها را ببرد آنجا مشغول کند به کاریابی یک حق الزحمه می‌دهیم که تشویق شود مددجوی ما را توی اولویت قرار دهد ببرد برای کارفرما معرفی کند. اگر کارفرما بیاید مددجوی ما را مشغول بکند آن حق بیمه کارفرما را ما سال اولش را صددرصدش را ما پرداخت می‌کنیم، و نیاز نیست کارفرما چیزی پرداخت کند. اگر این مددجوی ما برای سال دوم توی آن کارگاه ماندگار شد، برای سال دوم هم ما نصف حق بیمه را به کارفرما پرداخت می‌کنیم. برای سال سوم بالاخره کارفرما از کارگری که دو سال کار کرده راضی است معمولا نگهمیدارد و حق بیمه‌اش را خودش پرداخت می‌کند. این مسیر کاریابی.
برای کسی هم که می‌خواهد برای خودش کسب و کار راه‌اندازی بکند ما تسهیلات قرض‌الحسنه می‌دهیم. از منابع بانکی که دولت برای ما مشخص کرده، برای بانک‌ها مکلف کرده که پرداخت بکنند از آن منابع می‌توانیم بدهیم، از منابع داخلی خودمان که صندوق قرض‌الحسنه امداد و ولایت مثل یک بانک است و با راحت‌ترین ضمانت می‌توانند تسهیلات را دریافت کنند. این کل کاری است که ما انجام می‌دهیم.
بعد توی کسب و کارها نیروگاه خورشیدی که آقای میرشکار فرمودند یک کاری است که امسال توی کشور انجام شده، قم هم ما شروع کردیم. حتی ما توی استان‌های پایلوت نبودیم، ولی ما خودمان خواستیم که وارد پایلوت بشویم و این کار را انجام بدهیم. گفتیم آقا یک تعداد از خانواده‌های روستایی هستند که قادر نیستند هیچ کاری انجام بدهند، مثلا یک زن سالخورده یک مرد سالخورده از کار افتاده، نمی‌تواند هیچ کاری بکند، نه می‌تواند دامداری بکند، نه می‌تواند کشاورزی بکند، نه می‌تواند یک کسب و کار راه بیاندازد. گفتیم آقا ما بیاییم یک کاری بکنیم که حداقل درآمد برای این خانواده داشته باشد، یک درآمد مستمر. امسال این طرح را ما دو تا پایلوت انجام دادیم، یعنی دو تا نیروگاه پایلوت هم توی روستای سراجه و هم توی کهک دو تا پایلوت انجام دادیم، الآن مورد تایید کارشناسان است. این حداقل درآمد هشتصد هزار تومان برای هر خانواده روستایی ایجاد می‌کند. برای خانواده‌ای که هیچ کاری نمی‌تواند انجام بدهد.

* یعنی درآمد خالص است دیگه؟
– خالص هشتصد هزار تومان. یعنی هیچ کاری هم قرار نیست انجام بدهد.

* یعنی غیر از آن سهمی که می‌دهد برای وام؟
– ببینید الآن هشتصد‌هزار تومان خود شرکت توزیع برق ماهانه می‌ریزد توی حساب این بنده خدا. در حالی که هیچ کاری انجام نمی‌دهد، نه کار اقتصادی انجام می‌دهد، نه کار فیزیکی، هیچ کاری انجام نمی‌دهد. هشتصد‌هزار تومان به حسابش واریز می‌شود. یک بخشی از این مبلغ یعنی سیصد چهارصد تومان بابت اقساطش کسر می‌شود، و تقریبا ماهانه چهارصد هزار تومان تقریبا برایش می‌ماند. یعنی هیچ کاری فرد نمی‌کند، ولی چهارصد تومان ماهانه برایش می‌ماند. این اگر پنج سال دیگر اقساطش پرداخت شود، آن هشتصد تومانی که شرکت برق به حسابش می‌ریزد مال خودش است.
حتی من خودم پیشنهاد دادم به جای اینکه همینجوری یارانه به ملت بدهند بیایند این کار را بکنند. هم به نفع دولت است، هم به نفع مملکت است، هم به نفع مددجو. به جایی که مددجو سیصد چهارصد تومان یارانه بگیرد هشتصد تومان یارانه می‌گیرد.

* اینجوری می‌شود روزی سیزده هزار تومان.
– بیست‌و‌هفت هزار تومان. اگر اقساطش کم شود، چهارصد تومان می‌شود روزانه سیزده هزار تومان.

* یعنی دستگاه تعمیر و فرسودگی ندارد؟
– نه، هیچ. ماندگاری این دستگاه حداقل بیست‌و‌پنج سال است. شرکت توزیع برق بیست سال باهاش قرارداد می‌بندد.
ببینید یک پنل خورشیدی است، یک سری سیم آمده وصل شده به اینورتر که مثل حالت کنتور است. چیز پیچیده‌ای ندارد که من بیایم بگویم مثلا این خیلی پیچیده است. الآن توی کشورهای دنیا دارند انجام می‌دهند. یعنی دولت هم رفته به این سمت به خاطر این است که سال 2020 ما باید به لحاظ حالا آن نیروگاه‌هایی که داریم آلودگی هوایی که داریم باید به جامعه جهانی خسارت پرداخت بکنیم. الآن کشورهای اروپایی کشورهای پیشرفته چندین سال است که رفته‌اند به این سمت. الآن چهار پنج سال دیگر آنها می‌نشینند کشور خودشان از ما خسارت می‌گیرند. یعنی درآمدزایی برای خودشان و ما اینجا ضرر می‌کنیم.

* خب شما می‌فرمایید ما این را از کشورهای دیگر تجربه گرفته‌ایم. خب تجارب دیگه هم آنها دارند. یعنی کمیته تلاش کرده تجارب دیگر سایر کشورها را هم بگیرد؟
– ما چند تا مدل تعریف کردیم از همین کارهایی که شما می‌فرمایید. یعنی هیچ سرمایه بری ندارد، ولی برای خانواده درآمد خوبی دارد. مثلا یک سری کارها انجام دادیم، مثلا بحث تحقیقاتی هستش. شما الآن بحث نظرسنجی یک صداوسیما داری و یک جهاد دانشگاهی. گفتیم زنان سرپرست خانوار توی خانه بنشینند با همین تلفن نظرسنجی انجام بدهند. مثلا توی خود امریکا در بحث توزیع اقلام و مواد غذایی توسط افراد تلفنی انجام می‌شود. حتی یک فردی توی هند هم این کار را برای امریکا دارد انجام می‌دهد. در صورتی که طرف توی هند است و موقعیت مکانیش هیچ ربطی ندارد، ولی از طریق سیستم و اینترنت این کار را دارد انجام می‌دهد. یک سری این مدل‌ها را ما داریم. ولی خیلی مسیر سختی داریم که ما بتوانیم مرکز را راغب بکنیم که این کارها را برای ما انجام بدهند. بحث همین نظرسنجی یک خانم بنشیند یک فرم بگذارد جلویش، یک سری شماره تلفن بهش بدهیم رندومی زنگ بزند. اینها را علامت بزند، از افراد سؤال بکند. کارهای تحقیقاتی کارهای پرسشنامه‌ای کارهای پژوهشی را اینها می‌توانند تلفنی انجام بدهند. این کارها را برویم تا تهش از کارهای روتین خودمان می‌مانیم.
الآن مثلا یک طرحی که ما داریم بحث مطب غیرتهاجمی است. طرح طب غیرتهاجمی. بیماری‌هایی هست که پزشک سریع می‌رود، دکتر دارو می‌دهد جراحی می‌کند. ولی روش‌هایی هست که اصلا نیاز به دارو و جراحی ندارد. با یک سری حالا چیزی که شما فرمودید مثل همین بحث انگشت که سنوگرافی می‌کنند، این تقریبا همین کارها را انجام می‌دهند. با فیزیوتراپی یک نفری که دیسک دارد چون نیاز به عمل ندارد. یا با طب سنتی کار انجام می‌دهد. من اگر بخواهم این را ببرم اجرائیش بکنم از وزارت بهداشت باید مجوز بگیرم، یعنی یک فرد کمربسته می‌خواهد که این را بیاید به سرانجام برساند. آخر هم توی این گیرودار اداری می‌ماند. حالا یک نمونه‌ای است که ما برای هر مطبی تقریبا بیست‌و‌چهار نفر می‌توانیم اشتغالزایی بکنیم. این طرح را یک بنده خدایی داده، ولی متاسفانه بخواهیم برویم توی بحث اجرا به مشکل می‌خورد. از این تیپ طرح‌ها ما خیلی داریم.

مصاحبه با اکبر میرشکار مدیرکل کمیته امداد استان قم

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.