توجه، نه ترحم!

توجه، نه ترحم! : هیاهوی زیبای بازگشت به زندگی

برخی مواقع مشاهده می‌شود که جامعه به افراد دارای معلولیت به چشم موجودی عجیب نگاه می‌کنند. این نگرش که بر پایه اصل ناتوانی استوار است احساسات فرد دارای معلولیت را به گونه‌ای خدشه‌دار می‌کند که او همیشه سعی دارد از واقعیت و جامعه دور باشد و به همین خاطر به نظر می رسد‌ قادر نخواهد بود از اعتماد به نفس کافی برخوردار شود.
تصور اشتباه جامعه درباره افراد دارای معلولیت متاثر از تفاوت‌ها ظاهری و عملکردی آن‌هاست. از این بابت همواره با تبعیض مواجه می‌شوند و از بسیاری از امکانات که در دسترس افراد غیر معلول است محروم می‌گردند.
فرد دارای معلولیت به کسی گفته می شود که بر اثر نقص جسمی یا ذهنی، دارای تفاوت‌هایی با سایر افراد غیر معلول است.
اگرچه فرد دارای معلولیت از نظر جسمی یا ذهنی با دیگران متفاوت است اما نیاز های عاطفی و روحی او مانند دیگران است. شاید برخی به تصور آن ‌که انتظاری از افراد دارای معلولیت جسمی حرکتی و ذهنی نمی‌رود از توجه و احترام به آن‌ها خودداری می‌کنند.
اگر چه گاهی نیازهای یك فرد دارای معلولیت از یك فرد غیر معلول فراتر است. ولی آنچه باید در ارتباطات اجتماعی با وی در نظر گرفته می شود، این نکته است که ارتباط با آنها، باید همراه احترام و مبتنی بر واقعیات باشد نه از روی ترحم.
تفاوت این دو نوع رفتار در این است که در اولی، طرفِ موردِ احترام، انسانی بزرگ به شمار می آید؛ اما در گزینه ترحم، مخاطبْ انسانی ذلیل و خوار شمرده می شود که باید همواره دست او را گرفت و به شخصیت و روحیات وی، اندک توجهی نمی گردد.
به یاد داشته باشیم آنچه توانایی را می سازد، اراده است و اراده اگر بخواهد جاری شود، هیچ بهانه ای را نمی شناسد.
هر انسانی طبق تئوری‌های روانشناسی نیازی دارد كه نخستین نیاز آن نیاز جسمانی مثل احساس امنیت است كه در صورت برآورده شدن این نیاز است كه نیازهای اجتماعی مثل داشتن دوست یا حس مفید بودن در جامعه و غیره شكل می‌گیرد. این نیازها در افراد دارای معلولیت شدید‌تر و عمیق‌تر دیده می‌شود.
نگاه جامعه و مردم باید نسبت به افراد دارای معلولیت جسمی و ذهنی تغییر كند و با نگاه خاص به آن‌ها در جامعه برخورد نشود. احترام به آن‌ها همانند احترام به سایر افراد باید همواره مورد توجه قرار گیرد و سرزنش نشوند.
در بخش اشتغال تجربه نشان می دهد مشاغلی بسیار مناسب وجود دارد كه این افراد می‌توانند با اشتیاق فراوان از عهده انجام آن‌ها برآیند. اگر برنامه منظم و دقیقی برای‌شان تدوین شود بدون شك سرمایه‌گذاری جواب خواهد داد.
توانایی در هر فرد نسبی است كه باید آن را كشف كرد. و این جامعه است که در افراد دارای معلولیت و غیر معلول قابلیت های لازم را ایجاد كرده و آنها را توانمند می‌كند.
شاید فرد دارای معلولیت توانایی انجام كاری را داشته باشد كه از یك فرد غیر معلول بعید است. بنابراین لازم است توانایی‌ها شناسایی شده و به آن‌ها مهارت های لازم آموزش داده شود.
تا حدود یک قرن پیش، نه تنها افراد دارای معلولیت حقوقی نداشتند بلکه در بعضی مواقع حتی اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند و در انظار عمومی حاضر شوند. اما از اوائل قرن بیستم، آگاهی نسبت به حقوق آنان قوت گرفت و کارزارهای متعددی در این حوزه شکل گرفت. پیشرویان این کارزارها عمدتاْ کسانی بودند که عضوی از خانواده‌شان دارای معلولیت بود و به نوعی با محدودیت‌های زندگی افراد دارای معلولیت ز نزدیک دست و پنجه نرم کرده و از آن به خوبی آگاه بودند.
افراد دارای معلولیت باید فرصت یابند تا استعدادهای خلاّق هنری و فکری خود را رشد داده و آن را نه تنها برای منافع خود، بلکه برای غنی سازی جامعه به کار گیرند.
به این منظور، باید دسترسی آنان برای مشارکت در تمامی فعالیت ها از جمله فعالیت های فرهنگی تضمین شود.
از شمار این اقدامات، می توان تهیه وسایل کمک ارتباطی برای ناشنوایان، منابع و مطالب علمی به خط بریل یا نوارهای صوتی برای اشخاصی که دچار اختلالات بینایی در سطح مختلف هستند، و خواندنی هایی که از لحاظ کمی و کیفی باتوان و استعداد افراد کم توان ذهنی مناسب باشد را نام برد افراد دارای معلولیت باید در تصمیم گیری ها، به ویژه درخصوص سازمان هایی که اعضای آن از افراد دارای معلولیت تشکیل شده، یا در آن عضویت دارند و برای آنها خدمت رسانی می کنند، مشارکت جدی و تاثیرگذار داشته باشند.
کمک به تشکیل گروه های خودیار به منظور حمایت و توسعه جامعه خاص معلولان، از مهم ترین اقدامات برای مشارکت این گروه می باشد.
تمام شهروندان در یک جامعه باید بدانند که افراد دارای معلولیت هرگز نیازی به ترحم ندارند. هم نوعان غیر معلول باید همواره بکوشند تا کمبود موجود در افراد دارای معلولیت را به صورت یک جریان طبیعی ببینند و نشان دهند و کاری نکنند که این کمبود، زندگی او را از حالت طبیعی خارج کند و او را به فردی منزوی و جدای از جامعه تبدیل سازد.
باید این حقیقت را بپذیریم که اگر فرد دارای معلولیت به درون جامعه برمی گردد و به فعالیت می پردازد، حتما توان مندی دارد. پس نباید با ترحم یا تمسخر، هیاهوی زیبای بازگشت به زندگی را در او خاموش کنیم، بلکه باید او را بپذیریم و تشویقش کنیم تا کارهایش را درست انجام دهد و با درخواست انجام کار از آنها، آنان را در میان خود نگه داریم.
آنچه از مطالب فوق بدست می‌آید این است که افراد دارای معلولیت نیاز به پذیرفته شدن در اجتماع دارد نه طرد شدن و ترحم. توجه به توانمندی‌های معلولین، گسترش آموزه‌های عمومی، ترویج فرهنگ برابری و عادی سازی، فراهم سازی زمینه‌ها جهت مشارکت افراد دارای معلولیت در فعالیت‌های اجتماعی، اشتغال و .. همانند سایر افراد از حقوق خود برخوردار شوند.
منبع: مولود مولوی، سایت مجتمع رعد، 31 تیر 1397

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *