وحید شیرزاد: کاری می کنم که دیگران آرزوی من را داشته باشند

آرزو نمی کنم جای کسی باشم، کاری می کنم که دیگران آرزوی من را داشته باشند

وقتی کلمه ی معلول به گوش می خورد، بیشتر مردم این قشر را افراد ناتوان می پندارند در حالی که اگر شرایط و زمینه برای این افراد مهیا شود خود را اثبات می کنند و وارد صحنه زندگی می شوند و حتی می توانند قهرمان این صحنه ها شوند.
وحید شیرزاد سال ۱۳۷۰ در تبریز متولد شد. در همان زمان که خانواده شور و شوق اولین قدم برداشتن های او را داشتند متوجه شدند که فرزند آنها با بقیه هم سن و سال هایش متفاوت است، اما این تفاوت نه تنها باعث گوشه گیری و انزوای او نشد بلکه به موفقیت او نیز کمک کرد.
او از کودکی خود می گوید، زمانی که پر از انرژی کودکانه بودم و تمام اشتیاقم بازی و شیطنت با دوستانم بود معلولیت فلج اطفال انرژی مرا کم می کرد و باعث تفاوت من با دیگران می شد، بیشتر هم کلاسی ها و دوستانم شرایط مرا پذیرفته بودن ولی تعدادی از بچه ها بودند که مرا مورد تمسخر قرار می دادند و گاهی نگاه های سنگین و ترحم آمیز اطرافیان برایم سخت و دردناک بود. ناگفته نماند تعدادی از همان بچه ها که رفتار خوبی نداشتند با گذشت زمان و مشاهده توانمندی های من نظرشان تغییر کرد.

خودم را ثابت کردم
در سن ۱۵ سالگی با حمایت و تشویق های پدر و مادر عزیزم و اراده راسخی که داشتم وارد رشته پرورش اندام شدم و تا اواخر سال ۹۲ در این رشته ورزشی فعالیتم را ادامه دادم تا اینکه توانستم در مسابقات استانی پرورش اندام مقام سوم را کسب کنم.

معلولیتم را محدودیت خود ندانستم
سال ۹۳ با کمک دوستانم وارد رشته دو میدانی جانبازان و معلولان شدم تا بار دیگر ثابت کنم معلولیت محدودیت نیست، با توکل بر خدا توانستم در مسابقات کشوری دومیدانی در رشته دوی صد متر مقام سوم را از آن خود کنم.
در طول سال تمرینات پر قدرت ادامه پیدا کرد تا موفق شدم در مسابقات کشوری که در شهر مشهد مقدس برگزار شد شرکت کنم و مدال طلای دوی صد متر و مدال نقره دوی دویست متر کشوری را از آن خود و شهر تبریز کنم

مراسمی که سرنوشت مرا رقم زد
آذر ماه ۹۴ همزمان با روز جهانی معلولین، جشنی در تبریز برپا شده بود و من به این تصور که قرار است از معلولین فعال تجلیل شود، در آن حضور یافتم اما با کمال تعجب، مراسم مذکور برای تجلیل از مسئولان فعال در حوزه معلولان برپا شده بود!
اما گویا در این مراسم قرار بود سرنوشت من به گونه ای دیگر رقم بخورد: اواسط جشن سرکار خانم نازیلا ایران زاد بنام، از کارگردانان بنام تبریز نظر بنده را در خصوص فعالیت در رشته هنری تئاتر جویا شدند و من که چیزی از تئاتر نمی دانستم پذیرفتم.
پس از آشنایی بیشتر و ملاقات های حضوری، ایشان متن نمایشنامه «زیر زمین» اثر آرش عباسی را به بنده دادند تا بخوانم و با تمرین های مکرر و دورخوانی موفق شدم متن نمایشنامه را حفظ کنم.
با وجود بی مهری های صورت گرفته از سوی مسئولان بهزیستی، نمایش زیرزمین توانست به عنوان بهترین کارگردانی توسط خانم نازیلا ایران زاد بنام و بهترین بازیگری مرد توسط بنده را کسب و به عنوان بهترین نمایش انتخابی به جشنواره بین المللی تئاتر معلولین در اصفهان راه یابد.
این اما پایان کار زیرزمین نبود. خانم ایرانزاد با تلاش های خود توانست برای نخستین بار، مجوز نمایش زیر زمین را با دو معلول کسب و به مدت ۲۰ روز برای عموم به روی صحنه برد.
به طور حتم، استقبال پر شور مردم و اهالی تئاتر تبریز از این نمایش برایم روحیه بخش بود و انگیزه ای شد تا این راه را ادامه دهم.

نمایش زیرزمین برای جشنواره اصفهان آماده شد
این جشنواره با حضور گروه هایی از هفت کشور خارجی برگزار می شد و نمایش زیرزمین در روز افتتاحیه جشنواره اولین نمایشی بود که در مقابل داوران خارجی و داخلی روی صحنه رفت. زیرزمین در رقابت با نمایش کشورهایی از آلمان، ایتالیا، هند، ارمنستان، بلژیک و… بود توانستم عنوان بهترین بازیگری مرد را از آن خود کنم.

نمایش پاشا فرصت خوبی برای دیده شدنم بود
اگر نمایش زیرزمین آغاز موفقیت آمیز فعالیت تئاتری من محسوب شود، به طور حتم «پاشا» بهترین تجربه ای است که در آن دیده شده ام.
در این نمایش نیز بازیگران بزرگ و صاحب نام حضور داشتند و نقشی به نام «شابشال» که یکی از فرماندهان روسیه در زمان نهضت تنباکو بود برای من در نظر گرفته
نمایش پاشا روی صحنه رفت و برایم جالب بود بچه های گروه نگاهی به معلولیت من نداشتند و در کل تمرین و نمایش به من روحیه می دادند و می گفتند که کار در کنار تو به ما روحیه مضاعف می دهد و این باعث می شد اعتماد به نفس من بیشتر شود.

پاشا تمام جوایز را از آن خود کرد
این نمایش، در بیست و نهمین جشنواره تئاتر استانی آذربایجان شرقی به روی صحنه رفت و توسط هیئت داوران: آقایان دکتر لاله، نادر برهانی مرند و خانم پانته آ بهرام به عنوان نمایش برتر به جشنواره فجر انتخاب شد. پاشا در این جشنواره تمام جوایز را از آن خود کرد: جوایز بهترین کارگردانی، بهترین نویسندگی، بهترین آهنگساز و بهترین بازیگری جایزه سوم بازیگری مرد هم که ۱۰ نفر کاندیدا داشت با رای داوران به بنده اهدا شد.
این پایان راه من نبود بلکه آغازی بود برای کار در نمایش هایی چون پنچری، ملاقات بانوی سالخورده، چاه مسموم و طریق مغموم و فیلم سینمایی آوازه های مادرم که توانستم به خوبی ایفای نقش داشته باشم.

هدفم تغییر دید و نگرش جامعه به معلولیت است
خوشحالم که بار دیگر توانستم به همه ثابت کنم که معلولیت محدودیت نیست، هدفم برای آینده هم در ورزش و هم در تئاتر این خواهد بود که دید اقشار جامعه نسبت به ما معلولان تغییر کند و تا عمر باقیست این کار را انجام خواهم داد بازیگری برای معلولان عزیز کاری بسیار سخت اما شدنی هست با اراده و همت خود معلولان و اعتماد و کمک کارگردانانی چون خانم نازیلا ایرانزاد بنام این کار شدنی هست .

کلام پایانی
امیدوارم روزی فرا برسد که نگاه مردم نسبت به ما معلولان تغییر کند و به توانایی های ما ایمان داشته باشند.
خدای مهربان شاکرم که بنده را در این موقعیت قرار داده تا هر که مرا دید خدا را شکر کند.
در پایان یک جمله انگیزشی برای همنوعان خودم دارم: آرزو نمی کنم جای کسی باشم. کاری می کنم که دیگران آرزوی من را داشته باشند.

منبع: مهدیه برنگ، کانون معلولین توانا، تیر ۱۳۹۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *