معرفی کتاب “گلی در شوره زار”

گلی در شوره زار

محمد نوری، دفتر فرهنگ معلولین
13 تیر ماه 1397

این کتاب شامل مجموعه اشعاری از آقای اسلام یزدانی متخلص به خاموش است که با این مشخصات منتشر شده است:
گلی در شوره‌زار، اسلام یزدانی (خاموش)، تبریز، نشر اختر، 1396، 112ص. قطع رقعی. 125000 ریال.

اسلام یزدانی، ناشنوا، متولد 1353، معلم در تبریز و ساکن این شهر است. البته اسلام از گلستان از توابع مراغه است. قبلاً مجموعه اشعاری به نام «نگاه تو» منتشر کرد که با استقبال گرم نخبگان به ویژه معلولان مواجه گردید. اکنون کتاب دوم اسلام با عنوان «گلی در شوره زار» را پیش رو داریم. شعرهای زیبای او، جذاب، شوق آفرین و زیبا است.
افرادی که دنبال توانمندی ناشنوایان می‌گردند، کافی است سری به این کتاب بزنند حتماً خواهند فهمید که ناشنوایان و دیگر اقشار معلولین از ظرفیت‌ها و توانایی‌های خوبی برخوردارند. در سال‌های اخیر یک داوری غلط درباره ناشنوایان مطرح شده و می‌گویند سطح فهم پایین و دامنه لغات آنان کم است. هر شخصی دو جلد کتاب آقای اسلام را مطالعه کند خواهد فهمید دامنه لغات او با دیگران تفاوتی ندارد. البته افرادی در جامعه ناشنوایان هستند که فهم و دامنه لغت کمتر دارند ولی همه آنها اینگونه نیستند.
مقدمه این اثر شعری از جبّار محمودی متخلص به خیال در وصف اسلام یزدانی است. این کتاب شامل فصل اول با 33 غزل و فصل دوم با اشعاری که به مناسبت‌های مختلف سروده است.
اشعار اسلام، علاوه بر پختگی و برخورداری از آرایه‌های ظاهری و معنایی، شامل سوژه‌ها و محتوای شیرین و جذاب است. برخی از ویژگی‌های این اشعار چنین است:
1ـ دارای تنوع است. چون هر قطعه را به مناسبت خاصی سروده است. مثلاً به مناسبت روز پدر، یادی از زادگاهش، کشتار مسلمانان یمن، حادثه پلاسکو شعرهایی سروده است.
2ـ در اشعارش دفاع از حقوق انسان موج می‌زند و مدافع انسانیت و انسان با هر دین و آیینی است.
3ـ دارای شهامت است و سروده‌هایی درباره همسر، پدر و کسانی است که آنها را دوست می‌دارد. با شجاعت و شهامت عشق و مهربانی‌اش را ابراز می‌دارد. در وصف همسرش چنین سروده است:
ماه منی جان منی شاه منی
تار منی پود منی یار منی
بسته به یک تار مویت زندگیم
جان منی روح و روان منی
4ـ درباره معلولین چندین قطعه در این مجموعه سروده است. عناوین این اشعار اینگونه‌اند: مدافع معلول؛ درد ناشنوایان؛ به معلم کودکان ناشنوا علیرضا علی مردانی؛ برای شاگرد چند معلولیتی‌ام اصغر اوستار
او درباره شاگردش می‌گوید:
شاگرد خوب من اصغر اوستار
من تو را هستم عاشق و دوستدار
تو باید باشی مرد کارزار
بدار در زندگی بسی پشتکار
ناتوانی را به زانو در آر
ندانم کاری را بکش بردار
معلولیت را بکن شرمسار
ببین داشته‌ات، کن شکر دادار
همیشه باشی تو شاد و کامکار
امیدوارم که گردی تو رستگار

       

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *