نامه عده ای از نابینایان به مدیر مسئول روزنامه ایران سپید

جناب آقای سهیل معینی مدیر مسؤول روزنامه ایران سپید
سلام علیکم
چند سطری که در پی می آید، منعکس کننده ی نارضایتی گروهی از خوانندگان روزنامه ی ایران سپید است. تنها نشریه ای که به صورت روزانه در سراسر جهان وظیفه ی اطلاعرسانی به نابینایان ایرانی را بر عهده دارد و بیش از بیست سال از تأسیس آن می گذرد. بیست سالی که با فراز و نشیبهای سرنوشتسازی از تغییر مدیریتهای پی در پی تا تغییر اعضای هیأت تحریریه و تغییر سیاستهای خبری و تحلیلی نوسان داشته است. اوج این تغییرات را می توان در دوره ی دولتهای نهم و دهم ردیابی کرد. دوره هایی که سیاستهای کلی و کلان متولیان امر تصفیه ی بسیاری از کادرهای قدیمی و بکارگیری کادرهای کم تجربه تر را ایجاب میکرد. پس از طی شدن آن دوره امید به تغییر آن سیاستهای بعضاً افراطی در دل برخی از مخاطبان این نشریه زنده شد. با افتادن نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی تصدی مدیریت مسؤولی یا سردبیری این نشریه بر سر زبانها این امیدها هر چه بیشتر قوت گرفت, چرا که سابقه ی شما به عنوان یک فعال نابینا آن هم در عرصه ی اعاده ی حقوق از دست رفته ی معلولان طبعاً این انتظار را بالا می برد که با آمدن جناب عالی قطعاً این امید تحقق خواهد یافت. اما شما هم آمدید و تغییر عمده ای در خط مشی روزنامه اتخاذ نشد. کماکان خبرهای روزنامه یا بیانگر وعده ها و تبلیغات توخالی سازمان بهزیستی درباره ی اتمام ساخت یا در شرف ساخت بودن چند هزار و چند ده هزار مسکن اعطایی به معلولان و اعطای فلان تعداد سبد کالا و بن ارزاق به چند صد نفر معلول بود یا درباره ی مناسبسازی ناکجا آبادی شهرداری. من از دوره های قبل که خودتان سردبیر روزنامه بودید, شاهد مثال می آورم. در آن دوره علاوه بر خبررسانی که یکی از وظایف عمده ی روزنامه است, تحلیل عمیق نقد ادبی, داستان کوتاه و بسیاری مطالب ارزشمند دیگر در روزنامه ی ایران سپید خودنمایی می کرد. روزنامه را که میگرفتی, دلت نمیخواست تا نخواندیش زمین بگذاری. اما الآن یاد بخش خبری «بیست و سی» می افتی با خواندن دروغهای بی سر و ته مسؤولان بهزیستی. حتی در انعکاس مطالب مذهبی که خواستاران و علاقه مندان خود را دارد هم شاهد افت کیفی مندرجات روزنامه هستیم. من منکر زحمات برخی عزیزان که از متعهدترین خبرنگاران و دوستان نابینای شاغل در روزنامه هستند, نیستم, اما کار خوب در درجه ی اول آن هم چنین کار سترگی که همکاری گروهی اعضای هیأت تحریریه را می طلبد, برآمده از خواست فردی دوستان متعهد و علاقه مند ما نیست, این جاست که نقش شما به عنوان مدیریت مسؤول این نشریه ی وزین برجسته تر می شود. به نظر می رسد, جداً نگران وضع فعلی و آینده ی این روزنامه نیستید و از این بابت دغدغه ای ندارید. ممکن است پاسخ شما عباراتی از این دست باشد که امروزه رایج است: کمبود بودجه, ضعف مدیریتی و… آقای معینی انتظار ما از شما این است که با همین امکانات موجود دست به آموزش دوستانی بزنید که در آن هشت ساله ی خاص جذب این نشریه شدند, اگر با مبانی کار آشنا نیستند, ولی به هر حال در این روزنامه مشغولند پس باید از وجودشان استفاده کرد, باید زیر نظر شما اصول کار را بیاموزند. این آموزش صحیح در مطالبی نمود مییابد که یک مخاطب در صفحات روزنامه مطالعه میکند, سطح کیفی مطالب روزنامه بسیار پایین است. از تحلیل وقایع روز مطلقاً در روزنامه اثری نیست, بخش عمده ای از مطالب روزنامه اختصاص به تیترهای خبری و برخی توصیه های پزشکی دارد که این توصیه ها و اخبار هم اطلاعاتی تیتروار به مخاطب منتقل میکنند؛ نه سابقه ی آن خبر را توضیح میدهند, نه اطلاعات مؤخره ای که ذمیمه ی تحلیلی خبر باشد, منعکس می کنند. متن خبر غالباً از یک یا دو جمله تیتروار فراتر نمیرود. مطالب کارشناسی معلولان جای خالی خود را در روزنامه دارند. یا ستونهایی هستند که توسط خود جناب عالی به عنوان «سخن هفته» نوشته میشوند که حالت گپ و گفتگوی خودمانی با مخاطبان را دارند یا توضیحاتی محدود درباره ی وقایع خاص در رابطه با معلولان مثلاً تصویب قانون جامع حمایت از معلولان. به طور کلی خبری از تحلیلهای عمیق سریالی مربوط به امور کارشناسی معلولان در روزنامه نیست. بخش عمده ای از مطالب روزنامه کپی از سایتها, روزنامه ها و خبرگزاریهای دیگر است. اخبار و گزارشهای تولیدی ایران سپید به کمترین حد ممکن از آغاز چاپ این نشریه رسیده است. همچنین قول شما مبنی بر افزایش صفحات روزنامه هم توسط دیگران اجرایی شد. شما خودتان یک بار از خوانندگان درخواست نکردید که طی یک میزگرد به گونه ای شفاف رو در رو مسائل و نارضاییها و حتی نقاط قوت روزنامه را به شما گوشزد کنند. البته روزنامه ی ایران سپید بخشهای خواندنی هم دارد که محضول علاقه و تعهد شخصی دوستان نابینای ماست. «از شش نقطه ی جهان» و «صدای خاطره ها» که تا مدتی پیش پلی بود میان علاقه مندان نابینا و صداهای خاطره انگیز گویندگان قدیمی و همچنین ستون «چوب الف» از جمله ی این بخشها هستند که می توان در این راستا به آنها اشاره کرد. متأسفانه رویکرد شما در نشنیدن نظرات دیگر باعث کاهش تعداد مخاطبان روزنامه شده است, مراجعه به آمار اشتراک کاغذی روزنامه قطعاً هشدار خوبی در این زمینه است. آقای معینی, اگر شما فعال حقوقی نابینایان نبودید, شاید گوشزد کردن این مطالب به شما وجهی نداشت. آقای معینی چرا حقوق نابینایان را فقط در صورت کلان آن منحصر به تصویب قانون جامع میبینید؟ آیا نابینا در آن چه میخواند و با مسؤولیت شما به او منتقل میشود ندارد؟ حق یک مقوله ی ساری و جاری در حیطه ی زندگی هر فرد و هر جمعی است, جنبه های کلان دارد, جنبه های جزیی هم دارد. شما خود به عنوان یک مسؤول موظف به احقاق حقوق معلولان در زمینه ی کاری خود هستید. اگر احقاق حقوق نابینایان برای شما به عنوان یک حرفه ارج و اعتبار دارد, روی سخن ما نمیتواند با شما باشد, اما اگر از صمیم قلب و در هر شرایطی معتقد به احقاق حقوق حقه ی نابینایان و معلولان هستید, باید بدانید که در حیطه ی مسؤولیت خود کوتاهی کرده اید. البته هیچ زمان برای جبران این کوتاهی دیر نیست. هر زمان تلاش کنید این کوتاهیها جبرانپذیر است, به این شرط که بخواهید و صمیمانه تلاش کنید. تلاشی واقعی تا جایگاه اطلاعرسانی منحصر به فرد ایران سپید که اکنون توسط سایتهای اینترنتی نظیر شب روشن و گوشکن اشغال شده است, به آن باز گردد.
امیدواریم این سخنان را نظر خیرخواهانه ی علاقه مندانی تعبیر کنید که خواهان سربلندی این روزنامه و احقاق حقوق حقه نابینایان هستند, نه حرفهایی از گوشه و کنار که بر علیه کسی و له کسی دیگر زده شده اند تا برای گویندگانش جایگاهی دست و پا کنند, چرا که گویندگان این سخنان نه در باند فکری و توطئه پردازی عضویت دارند و نه اسیر لجاجتهای کودکانه ی شخصی و فردی؛ بلکه خواهان احیای دوباره ی اعتبار و محتوای این روزنامه ی ارزشمند هستند. اگر با دیده ی حقیقتبین بنگرید, وضعیت نشر و مطالب روزنامه فاجعه بار است. بهترین گواه بر این حقیقت فرستادن این چند سطر برای خود شماست, نه گفتن و نوشتن پشت سر شما و در غیاب شما. ذکر این نکات در آستانه ی سال نو درآمدی است بر نو اندیشی و نوخواهی امیدواریم پس از این فرصت چند روزه برای اندیشیدن هر دو طرف فرصت دیداری دست دهد تا در حضور شما به تجزیه و تحلیل نکات مطروحه و شنیدن نظرات یکدیگر بپردازیم.
من آن چه شرط بلاغ است با تو میگویم, تو خواه از سخنم پند گیر, خواه ملال.
عده ای از نابینایان/ 3 تیر ماه 1397

منتشر کننده: بهمن دارالشفایی
(bahman.shafaa@gmail.com)

1 پاسخ
  1. محمد حسنی
    محمد حسنی گفته:

    سلام. به عنوان یه نابینا اعتراضم رو به انتشار نامه های دست جمعی بدون نام اعضای منتشر کننده اعلام میکنم.
    منطقاً وقتی نامه ای با عنوان جمعی از نابینایان منتشر میشود باید اسامی هم قید گردند تا برای همه معلوم گردد که آیا این نامه منعکس کننده ی افکار و آراء یک نفر است یا عده ای از آنان تا بتوان آن را به راستی آزمایی نهاد.
    متأسفانه یادم هست که در آغاز کار دولت یازدهم هم نامه ی اعلان برائت عده ای از نابینایان از حرکت شجاعانه آقای محمد بیگی مدیر مسؤول سابق روزنامه ایرانسپید در حضور رئیس جمهور روحانی در خبر آنلاین منتشر گردید ولی شوربختانه نام افراد در پی نیامد تا معلوم گردد که انتشار چنین نامه ای واقعاً نظر فرهیختگان نابینا بوده یا اوهام حزبی و گروهی نگارنده ی معلوم الحال آن رسانه ی مغرض.
    به هر حال، صرف نظر از هر نوع دیدگاه، شفافسازی همیشه رفتار پسندیده ایست.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *