ضرورت گسترش رمان نگاری در جامعه معلولان

ضرورت گسترش رمان نگاری در جامعه معلولان ایران

به مناسبت چاپ و نشر رمان “عشق آهنی” نوشته خانم مهناز صوفی سویری لازم دیدم توضیحاتی درباره داستان نویسی و انتشار رمان در جامعه معلولین توضیح بدهم.
دو دهه بود که رمان‌ها و داستان‌های خارجی مرتبط با جامعه و فرهنگ معلولین می‌دیدم و با آه، دریغ و حسرت آرزو می‌کردم افراد دارای معلولیت در ایران هم دست به قلم شوند و درباره موضوعات و دغدغه‌های خودشان، رمانی بنویسند و از طریق هنر رمان‌ نگاری، فرهنگ‌سازی و توسعه فرهنگی ـ اجتماعی را پیش ببرند.
تا اینکه چند ماه قبل خانم صوفی به دفتر فرهنگ معلولین آمد و درباره رمانی گفت که مراحل نهایی آن را مشغول است، با شنیدن این خبر بسیار مسرور و خوشحال شدم. با تلاش‌های مداوم و پشتکار ایشان بالاخره این رمان منتشر شده و در پیش روی عموم مردم، خانواده‌هایی که عضو معلول دارند، مسئولین و مدیران دولتی و مردمی نهادهای مرتبط به معلولین و نیز خود افراد دارای معلولیت است. مدیریت دفتر فرهنگ معلولین و انتشارات توانمندان به سهم خود از پی‌گیری‌ها و فعالیت‌های طاقت فرسای مؤلف محترم، خانم صوفی تشکر می‌نماید و حتماً نام ایشان در تاریخ فرهنگ و ادب ایران زمین به نیکی یاد خواهد شد.
ولی چند نکته مهم قابل تذکار است:
1ـ متأسفانه از انواع هنرها در جامعه معلولین، کمتر بهره‌برداری می‌شود. غیر از برخی هنرهای دستی مثل معرق که به عنوان اشتغال و شغل مطرح است، اما هنرهای تئاتر، سینما، رمان و قصه نگاری، فیلم نگاری، موسیقی (خوانندگی و نوازندگی) و دیگر هنرها هنوز در جامعه معلولین ناشناخته و بیگانه‌اند.
مسیحیت و غرب فرهنگی یعنی نهادهای فرهنگی اروپا و آمریکا در این راه گویا سرمایه‌گذاری وسیعی انجام داده و سالانه رمان‌ها و دیگر آثار هنری بسیار منتشر می‌کنند. این محصولات به ایران هم می‌رسد و ترجمه می‌شود و با شمارگان بالا منتشر می‌گردد.
رمان هردریک دریمر به نام very special people را فراموش نکرده‌ایم که توسط محمدجواد پاکدل در سال 1350 ترجمه شد و با عنوان افراد استثنایی، چندین چاپ داشت و با تیتراژ بالا منتشر می‌شد. البته این رمان در غرب هم بیش از ده چاپ داشت.
جانی ایرکسون تادا دختری که بر اثر شیرجه در دریا سرش به سنگ می‌خورد و فلج می‌شود، رمانی درباره زندگی خودش نوشت که در سال 1394 توسط آیدا الهی به فارسی ترجمه و با عنوان داستانی فراموش ناشدنی منتشر گردید. از این نمونه‌ها، کم نیست.
2ـ علت استقبال جامعه ایران از رمان‌های ویژه معلولیت که از غرب آمده و مشتمل بر پیام‌های خاص، چیزی نیست جز اینکه خود معلولین ایران که توانایی نوشتن دارند، از این استعداد ذاتی خود استفاده نمی‌کنند، قلم به دست نمی‌گیرند و سرگذشت خود و دوستان و مشاهدات پیرامون خود را به تصویر نمی‌کشند. مثل خانم صوفی، ده‌ها و صدها انسان مستعد دیگر هست که استعداد بالقوه دارند ولی اراده و عزم خود را جزم نمی‌کنند. البته تشکل‌های مردمی هم در این زمینه برنامه ندارند، همچنین نهادهای دولتی با اینکه برای سینما و تئاتر اقداماتی دارند و در زمینه‌ هنر‌های پایه مثل نویسندگی، رمان نگاری و امثال اینها هنوز همه جانبه وارد نشده است. البته در سال‌های اخیر در زمینه شعر قدم‌هایی برداشته شده و کارهایی انجام یافته است.
3ـ مگر دائماً نمی‌گویند معلولین باید توانمندی‌های خود را به جامعه و جهان بشناسانند تا مسیر رشد و پیشرفت آنها فراهم شود؛ و کسی شک ندارد یکی از بهترین راه‌های معرفی توانمندی‌ها رمان است.
البته قبول دارم افراد دارای معلولیت اطلاعات کافی در این زمینه ندارند و آموزش ندیده‌اند.
از این‌رو بر مسئولین و مدیران مراکز مردمی و دولتی واجب است در زمینه رمان نگاری کلاس‌های آموزشی برگزار کنند؛ جلسات و نشست‌های هم‌اندیشی و توجیهی برپا نمایند و از افراد با تجربه یا معلولانی مثل خانم صوفی بخواهند تا بیایند و دستاوردهای خود را به دیگران انتقال دهند. رمان‌هایی که منتشر می‌شود به نقد و بررسی یا رونمایی بگذارند.
دفتر فرهنگ معلولین و انتشارات توانمندان حتماً چند برنامه درباره کتاب خانم صوفی خواهد داشت و این اثر را با روش‌های مختلف رسانه‌ای به جهان خواهد شناساند. امید است دیگر افراد صاحب تجربه هم مساعدت کنند و در این زمینه طرح و برنامه بدهند.
4ـ رمان‌هایی که توسط معلولین ایرانی یا توسط افراد عادی ایرانی ولی درباره موضوعات معلولیتی نوشته شده، شامل درس‌ها و تجربه‌هایی است که برای همه خانواده‌ها و همه افراد دارای معلولیت نیاز است و مطالعه این آثار یک ضرورت در زندگی آنان می‌باشد. از این‌رو همت کنند مبلغ اندکی هر ماه برای تهیه آثار کنار گذارند و با خرید این آثار هم به مهارت افزایی خود و خانواده خود کمک می‌کنند و هم به نویسندگان و ناشران چنین رمان‌هایی کمک می‌کنند. زیرا هزینه تهیه و نشر کتاب سنگین است و از طاقت و توان یک نفر دارای معلولیت که شغل ثابت و پایداری هم ندارد، بیرون است. اما با خرید این آثار، حداقل هزینه‌های اولیه فراهم می‌آید.
پیشنهاد بعضی این است که معلولین در عرصه‌های مهم و زیربنایی از جمله برای حمایت از نویسندگان دارای معلولیت کمپین راه‌اندازی کنند و با بسیج فکری و اجتماعی مردم فضایی حمایتی ایجاد نمایند.
امیدواریم این پیشنهادات جامه عمل پوشیده و روزی را شاهد باشیم که ماهانه ده‌ها عنوان کتاب توسط آحاد جامعه هدف منتشر و به فروش برسد و فرهنگ تألیف و انتشار در این جامعه گسترش چشمگیر پیدا کند.

علی نوری
مدیر انتشارات توانمندان
20 فروردین 1397

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *