خانم صدیقی دختری که تخت گاز مشکلات را پشت سر گذاشت!

دختری که تخت گاز مشکلات را پشت سر گذاشت!

هم دانشجو بودم هم شاغل هم فعال تو جامعه ولی هر بار که از خونه میومدم بیرون حتما بغضم میگرفت چون یا باید ساعتها کنار خیابون با ویلچر علاف ماشین میشدم که یکی نگه داره یا با سه چهار برابر کرایه بابت ویلچر و جابجاییش یا با کلی منت که راننده ها یا میگفتن ماشینم اسیب میبینه یا هر مساله دیگه و خیلی وقتا فقط در مواقع ضروری بیرون میرفتم حتی با خانواده هم نمیرفتم چون میدیدم پدرم تحمل رفتارا و شکوایه های راننده ها رو نداره.
همیشه به فکر بودم که باید یه وسیله ای درست کنم که بتونم راحت برم به کارام برسم تمام حقوقم برای اژانس صرف میشد, اخرشم با کلی منت.
تا اینکه به فکر موتور افتادم اوایل خانوادم موافق نبودن نگران اسیب دیدنم بودن واینکه از عهدش برنیام اما من تصمیمم رو گرفتم کلی تو اینترنت سرچ کردم که یه جایی پیدا کنم که موتور سه چرخ درست کنه بالاخره یه شرکت پیداکردم اما من وسیله ای متفاوت میخواستم اول اینکه موتور بی کلاج میخواستم دوم یه طرح برا با ویلچر برم رو موتور و نیاز به جابجا شدن از رو موتور نباشه بالاخره اون وسیله ای که میخواستم بارها رفتم کارگاه و ایده دادم تا شد اون وسیله ای که میخواستم موتور رو که سوار شدم زندگیم عوض شد اسوده شدم.
اما اولین بار با موتور رفتم راهنمایی و رانندگی شهرمون و خواستم که یه راهی برا گواهینامه گرفتن من مشخص کنن اما بعد از چند ماه گشتن تو تبصره و ماده های قوانین راهنمایی رانندگی گفتن به هیچ وجه خانم نمیتونه گواهینامه موتور داشته باشه و گفتن احتیاط کن.
فقط یه بار موتور منو ایست دادن و اون هم به خاطر پلاک که موتور من پلاک ملی بود اما گفتن این معلوم نیس چطور وسیله نقلیه ای هست شما تغییر کاربری دادین از سیکلت به سه چرخ اما بابری هم نیس پس نباید پلاک داشته باشه و پلاک موتورمو کندن و بهم ندادن اما بعد از اون دیگه شکرخدا هیچ موردی نداشتم.
و تمام شهر هیچکی خانم موتور سوار با ویلچر ندیده بود و باعث لبخند و مسرت میشدم هنوزم تو خیابونا خانواده ها با اشاره به همدیگه میفهمونن که اونجا رو ببین خانم موتور سوار کلی تو مسیرا عکس و فیلم میگیرن و ابراز احساسات میکنن قریب به ۹۹ درصد شاد میشن و میگن ای ول، افرین دمت گرم ، کارت درسته ، خداقوت. بیست و ….
یه عده هم احساس خوشایندی ندارن اما برا من هیچ نگاه و کلامی مهم نیس حواسم به رانندگی و ارامش داشتن و شادی اینکه دیگه عذاب رفت و امد ندارم.
وقتی موتورم خراب میشه تعمیرکارا یه قسمت درست میکنن چن جا دیگه خراب میشه اما بالاخره معمولا دردش رو خودم میفهمم.
خداروشاکرم که جسارت این کار رو بهم داد که بتونم با این روش ادامه زندگی بدم از سال ۹۰ تا الان بخش بزرگی از مشکلات ایاب و ذهاب من رفع شده.
با ارزوی اینکه همه دوستان با توجه به وضعیت جسمی و توانایی هایی که دارن خودشون یه راهی برا کم کردن درداشون پیدا کنن.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *