دوستی با “فرشته ها”؟!

نگین حسینی، روزنامه نگار و فعال حقوق افراد دارای معلولیت

اگر خانم مهناز افشار عکسی مشابه با دیگر آقایان هنرپیشه می انداخت که شرایط جسمی خاصی ندارند، آیا همینقدر بدون دغدغه آن را منتشر می کرد؟
شاید این نوشته و این نوع نگاه را دوست نداشته باشید. شاید فکر کنید سخت گیری یا ایرادگیری بیش از اندازه در این نقد است. اما باور کنید اینها را از خودم نمی نویسم؛ که حاصل سالها مطالعه و همکاری با افراد دارای معلولیت است. البته خود نیز از رفتارهای اشتباه و طرز فکر نادرست بری نبوده ام اما کم کم خواندم، دیدم و یاد گرفتم. این مطالب را برای کسانی می نویسم که می خواهند مسائل را از دید نقادانه حقوق افراد دارای معلولیت ببینند و یاد بگیرند.
در صمیمت و مهربانی خانم مهناز افشار شکی ندارم. اگر ایشان و آقای اسدلله یکتا با پیشینه دوستی و صمیمت این عکس را گرفته اند، به خودشان مربوط است اما سوال اینجاست که اگر خانم افشار عکسی مشابه با دیگر آقایان هنرپیشه می انداخت که شرایط جسمی خاصی ندارند، آیا همینقدر بدون دغدغه آن را منتشر می کرد؟
اگر جواب این سوال “نه” است، پس یک جای کار درست نیست. چرا انتشار عکس صمیمانه خانم افشار با مثلا آقای محمدرضا گلزار هزار و یک اشکال ایجاد می کند، ولی انتشار عکس ایشان با آقای یکتا اشکالی ندارد؟ امیدوارم این سوال اشتباه برداشت نشود. من به کیفیت ارتباط خانم افشار با همکارانش نه کاری دارم، نه به من مربوط است و نه اساسا برایم محل سوال یا اشکال است؛ فقط این موضوع را از این جهت مطرح می کنم که به نکته یا نکاتی در ارتباط با طرز فکری جاافتاده و البته غلط نسبت به معلولیت و افراد دارای شرایط متفاوت برسم.
احتمالا چند فرض نادرست پشت سر انتشار عمومی این عکس وجود دارد: ۱. آقای یکتا دورفیسم دارد، پس بر همگان مبرهن و واضح است که صمیمیت یک خانم با ایشان نمی تواند جنبه ای “خاص” و “معنی دار” داشته باشد. ۲. چون ایشان شرایط جسمی متفاوتی دارد، می توان مرزهای معمول در روابط یا مرزهای معمول در انتظار عکس های خصوصی را زیرپا گذاشت ۳. چون یکی دورفیسم دارد ولی دیگری از نظر جسمی به اصطلاح “عادی” است، پس فردی که دورفیسم دارد می داند که نوع محبت آن دیگری “خواهر-برادری” است و نه بیشتر.
تمامی این فرضیه ها بر این باور غلط استوار است که فرد دارای شرایط متفاوت، نیازها و تمایلات و خواسته ها و برداشت ها و توقعاتِ مشابه افراد غیرمعلول را ندارد و در نتیجه، قوانین جاری و عرفی در ارتباطات میان انسانها شامل حال او نمی شود. یعنی اگر کسی کوتاه قد است، یا اگر از ویلچر استفاده می کند، یا اندامی متفاوت با دیگران دارد، اگر عصا یا واکر و ابزار کمکی استفاده می کند، پس نیازهای جسمی و روحی و عاطفی آدمیانِ ظاهرا غیرمعلول را ندارد و بنابراین مرزهای ارتباطی معمول و رایج در مورد او صدق نمی کند، پس حریم خصوصی ندارد، جنسیت ندارد، احتمالا اندام جنسی و تمایلات جنسی ندارد، می داند که محبت موجود، خواهر و برادری است، می داند که این ارتباط کاملا “غیرمعنی دار” است و …
جامعه افراد غیرمعلول به خود اجازه می دهد معادلات انسانی رایج را در تعامل با افراد دارای معلولیت و شرایط متفاوت به هم بزند. جامعه افراد غیرمعلول تعبیرها و تفسیرهای خودش را از زندگی و نیازهای افراد معلول دارد و بر اساس همانها، رفتارش را با این افراد صورت بندی می کند. جامعه افراد غیرمعلول با تمام حسن نیت و خیرخواهی و خیراندیشی، معلولیت و یا شرایط خاص جسمی و فکری را به مثابه “فرشته خویی” می پندارد و ارتباطات خودش را با این افراد “معنوی”، “آسمانی”، “فرازمینی”، “غیرجسمانی” و “غیرشهوانی” می داند و تصور می کند که آنها نیز از ارتباطات آدمیان با خودشان چنین برداشتی دارند. در حالی که اینطور نیست. افراد دارای جسم های متفاوت، عموما همان نیازها، تمایلات و خواسته های افراد غیرمعلول را دارند اما نه تنها هیچوقت در این باره از آنها پرسیده نشده، بلکه توقعات و نیازهایشان پیشاپیش (و به غلط) تعریف و بسته بندی شده است.
بازهم یادآوری می کنم که اینکه خانم افشار و آقای یکتا چقدر دوست و صمیمی هستند به خودشان مربوط است؛ نقد من فقط متوجه انتشار عمومی این عکس بود که احتمالا بر این پایه صورت گرفته که به خاطر شرایط متفاوت آقای یکتا نباید تبعات رایج انتشار عکس های خصوصی را داشته باشد.
در زمینه نوع رفتار با افراد دارای معلولیت مطالب دیگری هم دارم که حتما منتشر خواهم کرد.

منبع: کانال تلگرامی نگین حسینی، ۲۱ بهمن ۱۳۹۶

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *