کتاب فقه پیشگیری/ فصل1

فقه پیشگیری
معرفی احکام پیشگیرانه در رساله عملیه آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی مدظله العالی

به‌کوشش: مریم قاسمی
زیرنظر: محمد نوری
نوبت چاپ: اول، بهار 1396
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025 همراه: 09125520765
www.HandicapCenter.com , info@handicapcenter.com

فهرست
طلیعه 5
مقدمه 11
فصل اول: مسائل و احکام پیشگیری 13
پاکی و نجاست 15
تطهیر (پاک کردن) با آب 15
وضو 15
وضوی جبیره 17
تیمم 22
استحاضه و حیض 25
غسل جبیره‌‌ 27
بول و غائط 28
خون 28
نماز 29
قیام (ایستادن) 29
قرائت 30
نماز مسافر 30
شكستن نماز 30
روزه 31
خوردن و آشامیدن 31
قی کردن 32
بطلان روزه 32
کفاره 34
وجوب و صحت 36
روزه‌های حرام و مکروه 40
حجّ 42
اجاره 42
جعاله 43
ازدواج 43
خوردن و آشامیدن 44
نذر و عهد 44
وصیّت 44
بیمه 45
پیوند اعضاء 45
کنترل جمعیت 46
امر به معروف و نهی از منکر 48
وجوب 48
مراتب 50
کتک زدن 51
بعضی از گناهان 52
ریش تراشی 54
مواد مخدّر و سیگار 54
عزاداری 55
فصل دوم: تحقیق و بررسی 57
چرا پیشگیری؟ 59
فرهنگ پیشگیری 63
مبانی نظری و راهکارهای اجرایی پیشگیری 73
صلاح الصحاح فی حفظ الصحة 81
حفظ الصحة 97
پیشگیری از معلولیت در قوانین ایران 127
وسائل الوقایة من الإعاقة 145
الوقایة من الإعاقة العقلیة 153
التشخیص المبکر للحد من الإعاقات الوراثیة 159
کتابشناسی پیشگیری از معلولیت 171
کتابشناسی توصیفی پیشگیری 183

طلیعه
بعضی به رساله‌های عملیه اشکال گرفته و گفته‌اند، عموم رساله‌های عملیه که مراجع محترم منتشر کرده‌اند عمدتاً به مسائل فردی مکلفین می‌پردازد و مسائل کلان اجتماعی از نظر آنان پنهان است. مثلاً درباره عدالت اجتماعی، امر به معروف و نظارت اجتماعی یا پیشگیری فصل مستقلی در رساله‌های عملیه نیست و مراجع معظم تکلیف مردم را در این گونه موارد مشخص نکرده‌اند که اگر فلان کارها را انجام دهید ظلم در جامعه از بین می‌رود و اگر فلان محرمات را انجام ندهید یا فلان واجبات را انجام دهید، معلولیت و بیماری‌های مهلک به سراغ شما نمی‌آید.
البته بعضی در پاسخ این اشکال گفته‌اند. اگر مجموعه افراد مکلف در یک جامعه به همین احکام موجود و مندرج در رساله‌ها عمل کنند، نیازها و خواسته‌های عمومی تحقیق می‌یابد. سر جمع عمل به احکام فردی، تحقق خواسته‌ها و اهداف کلان اجتماعی مثل عدالت است. مثلاً در فصل طهارت در رساله عملیه آیت اللّه العظمی سیستانی آمده است:
خودداری کردن از بول و غائط مکروه است و اگر برای بدن ضرر کلی داشته باشد حرام است.
در این مسئله بین دو متغیر نگه داشتن بول و غائط و ضرر جسمی آن ارتباط ایجاد کرده و آن را فعل حرام یا مکروه دانسته است. اگر مردم به این مسئله عمل کنند به مشکلاتی مثل سرطان مثانه که پزشکان تأکید بر آن دارند، دچار نمی‌شوند.
دفتر فرهنگ معلولین در تلاش است راه‌های پیشگیری از بیماری‌های مهلک و صعب و معلولیت را در جامعه گسترش دهد. امّا چگونه؟
مردم اغلب مسلمان و شیعه و متدین به دستورات شرعی؛ یا حداقل ایرانی و علاقه‌مند به فرهنگ ملی هستند. از این‌رو با استفاده و بهره‌گیری از فرهنگ دینی و فرهنگ ایرانی می‌توان، پیشگیری را در جامعه ترویج کرد.
متأسفانه دستگاه‌های اجرایی طی چند دهه تلاش نتوانسته‌اند پیشگیری را به صورت یک فرهنگ عمومی در جامعه فراگیر و عملی کنند. در بعضی از کشورها به وضوح مشاهده می‌شود که آحاد مردم هر کاری که می‌خواهند انجام دهند یا هر فعلی می‌خواهند ترک کنند با متغیرهای پیشگیری می‌سنجند. و نخست از خود می‌پرسند: آیا انجام این کار تأثیری در سلامت یا در بیماری خودم و دیگران دارد؟ در صورت تشخیص اینکه با انجام کاری سلامت فرد و جامعه افراد به خطر می‌افتد، از انجام آن خودداری می‌کنند.
متأسفانه در جامعه ما همه افعال و اقدامات با منافع شخصی و سود مالی سنجیده می‌شود و در صورت برقراری ارتباط مثبت به انجام آن اقدام می‌کنند.
حاکم شدن چنین فرهنگی طی چندین دهه، عواقب و پیامدهای سوء بسیار برای جامعه به همراه داشته است. از جمله موجب گسترش انواع بیماری‌ها و انواع معلولیت‌ها شده است.
برای رهایی از این وضعیت لازم است خطبا و وعاظ، معلمان و استادان، روزنامه نگاران و فیلم سازان، نویسندگان و پژوهشگران تلاش کنند و به مردم آگاهی صحیح و شناخت بدهند.
اما متأسفانه به دلیل فقر منابع در این زمینه، خود گروه‌های مرجع هم آگاهی‌های چندان ندارند و چون فاقد اطلاعات هستند، نمی‌توانند به مردم شناخت دهند. برای رفع این نقیصه و کمبود، این دفتر تا کنون، چند جلد کتاب و مجله منتشر کرده است. و پروژه‌ها و آثار دیگری هم در دست اقدام دارد.
از قدیم انسان‌ها در فکر تأمین صحت خود و گریز از عوامل و عللی که به بیماری و ضرر جسمی می‌گردد بوده‌اند. از قرون دوم قمری به بعد که دانش پزشکی در جهان اسلام شروع به توسعه نمود، دانش و حرفه‌ای به نام حفظ الصحة یا آداب الطعام و الشراب یا آداب اکل و شرب مورد توجه دانشمندان مسلمان قرار گرفت.
شخصی به نام تاج الزمان افضل الدین احمد حامد کوهبنانی کرمانی از عالمان برجسته در کرمان در سده ششم قمری و اوائل سده هفتم قمری در زمینه حفظ الصحة و پیشگیری از غذاها و معاشرت‌ها و دیگر عوامل مخرب بدن و مضرب به اعضاء و جوارح انسان تحقیقات بسیار انجام داد و کتابی با عنوان صلاح الصحاح فی حفظ الصّحه نوشت.
این کتاب بیش از هشتصد سال قبل تألیف شده ولی مطالبش جالب و به اندازه‌ای دقیق است که گویا امروز خطابش به ما است. کرمانی می‌نویسد:
«العلم علمان: علم الابدان و علم الادیان». علم ابدان، علم طبّ است و علم ادیان، علم معرفت شریعت. غرض از این تخصیص آن است که راحت دنیا از عمر به واسطه صحّت است و آن را به علم طبّ و شناختن اسباب آن نگاه توان داشت، و خلاص آخرت و رسیدن به نعیم ابد به اقامت شرایط و احکام دین، و آن را به تحصیل علم شرع به دست توان آورد. پس بر هر کس واجب است که از علم دین چندان حاصل کند که احکام شرایع عبادات و معاملات بداند و از علم طبّ چندان بیاموزد که اگر معالجت بیماری نتواند کرد، به نظر او صحّت تن به حفظ صحّت به عنوان یک نیمه از علم، و نیمه دیگر علاج بیماران است بنابراین سلامت به دو پاره‌ی پیشگیری و درمان منوط است.
بنابر نظر این نویسنده پیشگیری از انواع معلولیت‌ها و بیماری‌ها و یادگیری دانش آن واجب است و مثل علم فقه و علم دین ضروری است. زیرا با علم ابدان دنیای مسلمانان و رفاه و معیشت و زندگی سالم آنها تأمین می‌گردد و با علم ادیان آخرت آنان درست می‌شود.
محمدباقر بن محمدجعفر فشارکی (درگذشت 1314ق)، حدود یکصد و بیست سال قبل وفات نمود و رساله‌ای به نام حفظ الصحة نوشت که بسیار مورد توجه بوده است. او از علمای امامیه و از مراجع تقلید بود و در مقدمه کتابش می‌نویسد:
در میان رجحان و حسن اهتمام بلکه وجوب اقدام در ارتکاب اسباب و استعمال ادویه موجبه صحّت بدن و سلامت مزاج و رفع امراض و اسقام و شبهه نیست که در عامّه امور مقدّراتی هست فی الواقع و نفس الامر؛ ولیکن ما در مقام تکلیف مکلّفیم در مقام تحصیل سعادت به ارتکاب اسباب سعادت و نمی‌توانم آنها را ترک نمایم و بگویم. اگر مقدر است سعید باشیم، خواهیم شد، و الا نخواهیم شد. و همچنین در مقام زراعات و تجارات مکلّفیم به زراعت و تجارت و نمی‌تواند صاحب ملک و زراعت و صاحب کسب و حرفت ترک نماید و بگوید اگر زمین باید حاصل بدهد می‌دهد و ربح حاصل بشود می‌شود؛ وهکذا در مقام دفع موذیات ظاهره باید دفع کنیم آنها را و از طریقه عمل خارج است که بنشینیم وموذی رو به ما نماید و بگوییم اگر مقدّر است به ما اذیت برسد می‌رسد و الا فلا؛ و همچنین در مقام دفع اسبات مذلّت مکلّف می‌باشیم که دفع اسباب ذلت از خود نمایم و نمی‌توانیم بگوییم اگر مقدّر است ما ذلیل شویم می‌شویم و الا فلا.
نکات بسیار مهمی در اینجا یادآور شده است. می‌نویسد هر آنچه موجب صحت بدن می‌شود و دفع امراض می‌کند و سلامت مزاج را تأمین می‌نماید، بدون شک وجوب و رجحان دارد.
مثال می‌زند به کشاورزی که بذر را در زمین می‌پاشد و آب و کود می‌دهد. او باید از هر آنچه به گیاه و محصولش ضرر و آسیب می‌رساند محافظت نماید و عوامل مخرب را از بین ببرد یعنی پیشگیری کند. در مورد تجارت و نیز دینداری هم لازم است از آسیب‌ها و عوامل مخرب ممانعت و جلوگیری کرد. و همانطور که در این موارد پیشگیری ضرورت دارد در حفظ صحت بدن هم ضروری است. متن این دو کتاب را در فصل دوم آورده‌ام تا با این‌گونه تحقیقات در قرون گذشته آشنایی به دست آید.
اما کتاب حاضر طی شش ماه مطالعه به دست آمده است. خانم مریم قاسمی که در فرهنگ ورزش کارشناس است و سال‌ها است به معلولیت پژوهی مشغول هستند و مقالات و کتاب‌های سودمندی عرضه نموده‌اند؛ زحمت این کتاب را متحمل شدند. همین جا لازم است از ایشان تشکر ویژه شود.
این کتاب پایان کار نیست بلکه آغاز راه در زمینه پیشگیری از طریق بسط فرهنگ دینی در اقشار مختلف است. بر مبنای اطلاعاتی که در این کتاب آمده چندین تحقیق دیگر می‌توان عرضه کرد، به عنوان نمونه فیلم‌هایی با سوژه‌هایی بر اساس همین فرهنگ ساخت و مردم را نسبت به ضرر و زیان‌های جسمی بر اثر عدم رعایت برخی احکام یا انجام برخی محرمات آگاه نمود.
لازم است از جناب حجت الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی نماینده تام الاختیار حضرت آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی مدظله که همواره مشوق تحقیقات معلولیتی بوده و علاقه ویژه به سلامت عمومی دارند و بر انجام تحقیقات تأکید نموده و در این پروژه هم، راهنمایی‌های سودمندی مطرح فرمودند، تشکر نماییم. همچنین از پژوهشگران و نخبگان استدعا می‌نماییم با نقد و ارائه راه‌کارهای علمی بر سودمندی این دفتر بیفزایند و از همکاری‌های این عزیزان هم قدردانی می‌نماییم.
محمد نوری

مقدمه
تحقیقات مختلف ثابت کرده، ناهنجاری‌های اجتماعی، تغذیه ناسالم، روابط غیر مطلوب و رفتارهای مذموم و غیر متعارف موجب بیماری‌های مهلک و آسیب‌های جسمی و روانی و بالاخره معلولیت می‌گردد.
شریعت اسلام و فقه شیعه شامل احکام واجب، حرام، مباح، مستحب و مکروه است و تجربه نشان داده کسانی که احکام را مراعات می‌کنند، از سلامت بیشتر برخوردار بوده‌اند. البته هنوز تحقیقات میدانی جامع انجام نیافته ولی مشاهدات بدوی تا اندازه‌ای مثبت این است که افراد متدین و خانواده‌هایی که احکام حلال و حرام؛ واجب و مکروه را مراعات می‌کنند، از سلامت جسمی و روحی افزون‌تر برخوردار می‌باشند. امید است دانشگاه‌ها و مراکز علمی چند پایان نامه و پژوهش‌هایی را به این موضوع اختصاص دهند و وضعیت افراد و خانواده‌های مذهبی و عامل به احکام شرعی را معلوم کنند.
پس از این توضیح اکنون مسائلی که در کتاب توضیح المسائل حضرت آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی آمده و به نحوی ارتباط با پیشگیری دارد اینجا آورده و معرفی می‌شوند.
هدف این است که وظایف تعبدی مردم بیش از گذشته به سوی پیشگیری بیماری‌ها مهلک و معلولیت‌ها جهت پیدا کند. اگر مراجع محترم تقلید در پاسخ به استفتاءها و بیان فتاوا، به پیشگیری بیش از گذشته عنایت داشته باشند و مردم متدین و عامل به احکام هم در پیشگیری کوشا باشند، حتماً درصد معتنابهی از مشکلات معلولیتی و بیماری‌های جامعه کاسته خواهد شد.
البته توجه داریم که این احکام تعبدی است و هدف از اجرا، تقرب الهی است و تابع هیچ مصلحت یا منفعت فردی و اجتماعی دیگر نمی‌باشد. و با احکام توصلی مثل معاملات که وضعشان متفاوت است تمایز دارند.
اما همانطور که در کتب علل الشرایع و در احادیثی که آثار برخی عبادات مثل نماز و روزه را بیان کرده‌اند، در احکام هم گاه به بیان ضرر یا منفعت اشاره شده است. ما تلاش کرده‌ایم اینگونه احکام و فتاوا را از رساله عملیه مرجع محترم تقلید استخراج و معرفی کنیم. البته فعلاً فقط بخش مربوط به آیت اللّه العظمی سیستانی آماده انتشار شده است. هیچ هدفی جز معرفی آثار سودمند احکام هم نداریم. هدف این پروژه اولاً آگاهی دادن به مردم در این که اجرای احکام واجب و مستحب می‌تواند برای آنان آثار مثبت به همراه داشته باشد چنانچه ترک محرمات هم برای آنان سودمند است. چون اگر محرمی مثل نوشیدن شراب، رعایت نشود، آثار منفی بسیار به همراه خواهد ‌داشت.
توجه داشته باشید اینجا درصدد تجزیه و تحلیل احکام هم نیستیم و فقط احکامی را گزینش کرده‌ایم که در متن حکم به آثار منفی یا مثبت یا آثار قطعی یا احتمالی آن اشاره کرده باشد. همه این اطلاعات از رساله عملیه حضرت آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی مدظله استخراج می‌شود.
در جستجو در رساله عملیه آیت اللّه العظمی سیستانی چند کلید واژه مانند ضرر، زیان، نقص عضو، صدمه، هلاکت، مضر و سختی را مبنا قرار داده و به جستجو پرداخته‌ایم. در واقع این واژگان گویای آثاری است که در جریان پیشگیری در پی آن هستیم. در نهایت نتایجی به دست آمد که به آن می‌پردازیم.
اما چند مقاله علمی و تحلیلی در فصل دوم می‌آوریم تا دانشجویان، طلاب و نویسندگان نیازمند منابع را پاسخگو باشیم. متأسفانه منابع درباره فقه معلولیتی، فقه نابینایی، فقه ناشنوایی، فقه پیشگیری که بر اساس فقاهت تشیع استوار باشد، بسیار اندک و در اکثر موضوعات صفر است. مدیریت دفتر فرهنگ معلولین چند جلد را همزمان آماده چاپ کرده است: احکام پیشگیری و فقه پیشگیری؛ احکام معلولیت ذهنی؛ احکام معلولیت ناشنوایی؛ احکام معلولیت بینایی و بالاخره احکام معلولیت حرکتی.
امیدواریم اولین مجموعه از منابع در زمینه فقه معلولیتی بر پایه فقه شیعه در اختیار کاربران قرار گیرد.
مریم قاسمی

فصل اول: مسائل و احکام پیشگیری

شیوه کار در استخراج احکام اینگونه بود که چند کلید واژه مثل ضرر، زیان، … را در نظر گرفتیم، سپس اقدام به مطالعه رساله‌های عملیه نمودیم، از رساله عملیه آیت اللّه العظمی سیستانی شروع کردیم. ابتدا فکر نمی‌کردیم با احکام و مسائل زیاد مواجه شویم. اما بعد از اینکه حدود دویست مسئله به دست آمد تصمیم گرفتیم همین را مستقلاً منتشر کنیم.
چند سال است در زمینه احکام و مسائل فقهی معلولین کار می‌کنیم و به یقین رسیده‌ایم که از طریق این احکام می‌توان در بخش زیادی از جامعه فرهنگ سازی کرد. البته در همه نمی‌توان چون بعضی به هر دلیل توجه به رساله عملیه ندارند ولی در آن بخش از جامعه که اهتمام به مسائل شرعی دارند می‌توان فرهنگ سازی نمود. اگر روحانیون و وعاظ در منابر خود، معلمین و استادان در کلاس‌های خود و دیگران هم در هر موقعیت که پیش می‌آید به طرح این مسائل بپردازند، و به تدریج مردم یاد می‌گیرند چه مسائلی و به چه دلیل باید عمل شود و از چه مواردی باید اجتناب کنند. همین مسئله موجب پیشگیری خواهد شد.

پاکی و نجاست

تطهیر (پاک کردن) با آب
* در شستنی كه بعد از آن، شستنِ دیگری لازم نیست، باید آب، بو یا رنگ یا مزه نجاست نگیرد و در غیر آن شستن، تغییر بو یا رنگ یا مزه آب بوسیله نجاست ضرر ندارد مثلاً اگر چیزی را با آب كُر یا قلیل بشویند و فرض شود دو دفعه شستن در آن لازم باشد، در دفعه اوّل هرچند آب با رنگ یا بو یا مزه نجاست تغییر نماید چنانچه در دفعه دوم با آبی تطهیر كند كه چنین تغییری نكند، پاک می‌‌شود.
آنكه بعد از آب كشیدنِ شیء نجس، اجزاء كوچکِ عین نجاست در آن نباشد.

وضو
* اگر در صورت یا دست‌ها بریدگی یا زخمی است که خـون آن بند نمی‏آید و آب برای آن ضرر ندارد، باید بعد از شستن اجزاء صحیحه آن عضو با رعایت ترتیب، موضع زخم یا بریدگی را در آب کر یا جاری فرو برد، و قدری فشار دهد که خون بند بیاید، و انگشت خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پائین بکشد تا آب بر آن جاری شود و سپس مواضع پائین تر از آن را بشوید وضو صحیح است.

* کسی که نمی‌تواند خود وضو بگیرد، باید از دیگری کمک بگیرد، هرچند شستن و مسح کشیدن با مشارکت هر دو باشد. ـ و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتی که بتواند و مضر به حالش نباشد باید بدهد ـ ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید، و اگر مشارکت خود شخص ممکن نباشد، باید از شخص دیگر بخواهد که او را وضو بدهد، و در این صورت احتیاط واجب آن است که هر دو نیت وضو نمایند، و اگر ممکن باشد باید نائبش دست او را بگیرد و به‌جای مسح او بکشد، و اگر این هم ممکن نباشد باید نائب از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت، سر و پای او را مسح کند.

* کسی که می‏ترسد که اگر وضو بگیرد مریض شود، یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، وظیفه ندارد که وضو بگیرد. و اگر نداند که آب برای او ضرر دارد و وضو بگیرد، اگر واقعاً ضرر داشته وضوی او باطل است.

* اگر رساندن آب به صورت و دست‌ها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.

* كسی كه می‌‌ترسد اگر وضو بگیرد بیمار می‌‌شود یا اینكه بیماریش طول می‌كشد یا موجب تشدید بیماری ‌‌شده یا بیماریش به سختی معالجه می‌‌شود، نباید وضو بگیرد و باید تیمّم كند ولی اگر به شیوه‌ای می‌‌تواند جلوی ضرر را بگیرد مثلاً با آب گرم وضو بگیرد باید این كار را بكند.

* اگر رساندن آب به صورت و دست‌‌ها به مقدارِ كمی كه وضو با آن صحیح است، ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.

* اگر مكلّف با اعتقاد به اینكه آب برای وضو گرفتن ضرر ندارد، وضو بگیرد و بعد از وضو بفهمد كه آب برای او ضرر داشته وضوی او باطل است و چنانچه با اعتقاد به اینكه آب برای او ضرر دارد، وضو بگیرد و بعد متوجّه شود كه آب ضرر نداشته، وضوی او صحیح است به شرط آنكه قصد قربت از او حاصل شده باشد.

* تاول‌‌هایی كه مثلاً بر‌ اثر سوختگی بر پوست ظاهر شده، شستن و مسح روی آن كافی است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زیر آن لازم نمی‌باشد و اگر قسمتی از آن كَنده شده، شستن همان مقدار از پوست كه ظاهر شده كافی بوده و لازم نیست آب را به زیر قسمتی كه كنده نشده برساند و پوستی كه كنده شده و هنوز متّصل به عضو است و گاه به بدن می‌چسبد و گاه نمی‌‌چسبد، باید آن پوست را بشوید مگر مقداری كه عرفاً تابع بدن به حساب نمی‌آید که شستن آن لازم نیست و نیز لازم است آب را به زیر آن هم – چنانچه از ظاهر به حساب می‌آید – برساند، شایان ذکر است این حکم در صورتی است كه آب برای آن قسمت ضرر نداشته باشد و اگر آب ضرر دارد احكام مربوط به آن در وضوی جبیره خواهد آمد.

وضوی جبیره
* اگر در یکی از جاهای وضو زخم یا دمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی آن باز است و آب ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.

* اگر زخم یا دمل یا شکستگی در صورت و دست‌ها است و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد، باید اطراف زخم یا دمل را ـ به‌طوری که در وضو گفته شد ـ از بالا به پائین بشوید، و بهتر آن است که چنانچه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد دست تر بر آن بکشد، و بعد پارچه پاکی روی آن بگذارد و دست تر را روی پارچه نیز بکشد. و اما در شکستگی لازم است تیمم بنماید.

* اگر روی دمل یا زخم یا شکستگی بسته باشد، چنانچه باز کردن آن بدون مشقت ممکن است و آب هم برای آن ضرر ندارد، باید باز کند و وضو بگیرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دست‌ها باشد، یا جلوی سر و روی پاها باشد.

* اگر زخم یا دمل یا شکستگی که بسته است در صورت یا دست‌ها باشد، چنانچه باز کردن و ریختن آب روی آن ضرر دارد، باید مقداری را که ممکن است از اطراف شسته ـ و بنا بر احتیاط واجب ـ روی جبیره را مسح نماید.

* اگر نمی‏شود روی زخم را باز کرد ولی زخم و چیزی که روی آن گذاشته شده پاک است، و رساندن آب به زخم ممکن است و ضرر هم ندارد، باید آب را به روی زخم از بالا به پائین برساند، و اگر زخم یا چیزی که روی آن گذاشته شده نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب به روی زخم ممکن باشد باید آن را آب بکشد، و موقع وضو آب را به زخم برساند، و در صورتی که آب برای زخم ضرر ندارد ولی آب کشیدن آن ممکن نیست، یا باز کردن زخم موجب مشقت یا ضرر است باید تیمم نماید.

* اگر در جای وضو زخم و جراحت و شکستگی نیست، ولی به جهت دیگری آب برای آن ضرر دارد، باید تیمم کند.

* اگر جایی از اعضای وضو را رگ زده است و نمی‌تواند آن را آب بکشد، لازم است تیمم نماید، ولی اگر آب برای آن ضرر دارد باید به دستور جبیره عمل کند.

* اگر در اعضای وضو، زخم یا جراحت یا شکستگی و دوا و مرهم وجود ندارد ولی به جهت دیگری آب برای آن ضرر دارد، مثل بعضی از بیماری‌های پوستی یا ورم اعضای وضو و مانند آن باید تیمم كند.

* اگر زخم یا دمل یا شكستگی در مكان دیگری غیر از قسمت‌های مربوط به وضو باشد امّا طوری است كه استعمال آب در مواضع وضو برای موضع صدمه دیده كه خارج از اعضای وضو است ضرر دارد، در این صورت باید تیمّم نماید و همین طور اگر زخم یا دمل یا شكستگی در قسمتی از مواضع وضو باشد ولی طوری است كه شستن جزء دیگر برای قسمت صدمه دیده اتّفاقاً ضرر دارد – نه اینكه معمولاً این طور باشد – مثل اینكه زخم در انگشت دست باشد ولی با شستن قسمت بالای ساعد به زخمِ انگشت آسیب برسد، در مثل این مورد فقط تیمّم كافی است.

* وضوی جبیره در مواردی انجام می‌شود که آب برای قسمت آسیب دیده ضرر داشته یا باز كردن جبیره‌‌ای كه بر قسمت صدمه دیده گذاشته شده، مضرّ بوده یا همراه با سختی فوق العاده باشد، هرچند آب برای محلّ، ضرر نداشته باشد مثل شكستگی كه روی آن گچ گرفته شده و آب برای آن ضرر ندارد ولی رساندن آب به زیر آن بدون برداشتن گچ ممكن نیست و از طرفی باز كردن گچ برای قسمت آسیب دیده مضرّ بوده یا برداشتن آن با سختی زیادی همراه است كه معمولاً قابل تحمّل نیست.

* در مورد ضرری که سبب وضوی جبیره‌ای می‌شود فرقی بین این نیست كه آب به مقدار شستن وضویی، برای آن ضرر داشته باشد یا اینكه ضرر، به علّت تطهیر نجاست قسمت صدمه دیده باشد مثل وقتی‌ كه در اعضای وضو زخم یا دمل یا شكستگی است كه آب به مقدار شستن وضویی برای آن ضرر ندارد ولی موضع آسیب دیده نجس و آلوده به خون است و برای بر طرف كردن خون از آن، نیاز به ریختن آب فراوان است و ریختن آب زیاد برای موضع صدمه دیده ضرر دارد.

* تا وقتی که ترس ضرر باقی است، حكم جبیره جاری می‌شود هرچند فرد احتمال بهبودی موضع صدمه دیده را بدهد و اگر ترس ضرر برطرف شود، در صورت امكان، برداشتن جبیره برای وضو لازم است.

* هرگاه در یکی از اعضای وضو زخم یا دمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی قسمت آسیب دیده، باز بوده و آب برای آن، ضرر نداشته باشد یا روی آن، بسته باشد ولی‌ باز کردن آن، بدون سختی فوق العاده امکان پذیر بوده و آب هم برای آن، بی‌‌ضرر باشد، باید به طور معمول وضو بگیرد. همین‌طور اگر بتواند زیر جبیره را با فرو بردن جبیره در آب، به صوررت ارتماسی بشوید، همین کار را انجام می‌دهد و در صورتی که این روش را انجام دهد، لازم نیست عضو را از بالا به پایین بشوید. بنابر این در هیچ یک از صورت‌های این مسأله وضوی جبیره‌ای انجام نمی‌شود.

* اگر آب برای عضو، ضرر دارد ولی به وسیله گرم کردن آب یا کم آب ریختن (طوری که شستن بر آن صدق کند)، ضرر برطرف می‌‌شود باید این کار را انجام دهد و وضو بگیرد.

* اگر آب برای عضو ضرر ندارد، خواه عضو سالم باشد یا آن که زخم یا شکستگی داشته باشد، امّا نجس بوده و تطهیر آن ممکن نباشد، هرچند عدم امکان تطهیر، به علّت تنگی وقت یا كمی آب باشد یا اینکه تطهیر آن ممکن است ولی سختی فوق العاده دارد، در تمام این موارد باید تیمّم کند.

* اگر جایی از اعضای وضو را رگ زده یا حجامت نموده، در صورتی که آب برای آن ضرر دارد حكم آن، حكم زخم و جراحت است كه در مسائل قبل ذکر شد ولی اگر آب برای آن ضرر ندارد امّا نمی‌‌تواند آن را به دلیل نجاست عضو یا بند نیامدن خون، آب بکشد باید تیمّم نماید.

* کسی که به بیماری چشمی مبتلا شده و چشم او ورم کرده و مُلتهب شده اگر استعمال آب به طور کلّی برای صورت ضرر دارد، باید تیمّم نماید ولی چنانچه شستن اطراف چشم ممکن است و ضرر برای چشم ندارد، در صورتی که روی چشم با دوا و مرهم پوشیده شده باشد وضوی جبیره کافی است و اگر روی چشم با دوا و مرهم پوشیده نشده باشد، احتیاط واجب آن است که هم وضوی جبیره بگیرد و هم تیمّم نماید.

* اگر به اعتقاد اینكه در اعضای وضوی او زخم یا دمل یا شكستگی است و آب برای آن ضرر دارد به دستور وضو یا غسل جبیره رفتار نماید، سپس آشكار شود كه زخم یا دمل یا شكستگی در اعضای وضو وجود نداشته، وضو یا غسل او باطل است و نمازهایی را كه با چنین وضو و غسلی خوانده باید در وقت، دوباره بخواند و در خارج وقت، قضاء نماید امّا اگر در اعضای وضوی او واقعاً زخم یا دمل یا شكستگی وجود دارد و معتقد است آب برای آن ضرر دارد و فرد به دستور وضو یا غسل جبیره رفتار نماید، سپس معلوم شود كه آب برای موضع آسیب دیده ضرر نداشته، وضو و غسل او صحیح است.

* اگر مكلّف با اعتقاد به اینكه آب برای وضو گرفتن یا غسل كردن ضرر ندارد، وضو بگیرد یا غسل نماید و بعد از وضو یا غسل بفهمد كه آب برای او ضرر داشته و در واقع، وظیفه او وضو یا غسل جبیره‌‌ای بوده است، بنابر احتیاط واجب باید وضو یا غسل را دوباره انجام دهد.

* اگر مکلّف با اعتقاد به اینكه آب برای او ضرر دارد، وضو و غسل جبیره‌‌ای را ترک نماید و وضو و غسل معمولی بگیرد و بعد متوجّه شود كه آب ضرر نداشته و وظیفه او شستن پوست بوده است، بنابر احتیاط واجب باید وضو یا غسل را دوباره انجام دهد.

تیمم
* اگر استعمال آب موجب مرگ او باشد، یا از استعمال آن بیماری یا عیبی در او پدید آید، یا بیماری‌‌اش طول بكشد یا شدّت پیدا كند، یا به سختی معالجه شود، باید تیمّم نماید. ولی اگر بتواند ضرر آب را به طوری بر طرف كند، مثل اینكه آب را گرم كند، باید این كار را بكند و وضو بگیرد و در مواردی كه غسل لازم است، غسل كند.

* اگر استعمال آب موجب مرگ او باشد، یا از استعمال آن مرض یا عیبی در او پیدا شود، یا مرضش طول بکشد یا شدّت کند، یا به سختی معالجه شود، باید تیمم نماید. ولی اگر بتواند ضرر آب را به‌طوری برطرف کند، مثل اینکه آب را گرم کند، باید این کار را بکند و وضو بگیرد، و در مواردی که غسل لازم است غسل کند.

* اگر با یقین یا احتمال ضرر، تیمّم كند و قبل از نماز بفهمد كه آب برایش ضرر ندارد، تیمّم او باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بخواند، مگر در صورتی كه وضو یا غسل در حالت یقین یا احتمال ضرر موجب نگرانی روحی بوده كه تحملّش فوق العاده سخت باشد که این مورد داخل در مورد چهارم از موارد تیمّم می‌‌شود که حکم آن خواهد آمد.

* اگر برای بیرون آوردن آب از چاه، وسایلی لازم است و مجبور است آنها را بخرد یا كرایه نماید، هرچند قیمت آن چند برابر معمول باشد باید آنها را تهیه كند و همچنین است اگر آب را به چندین برابر قیمتش بفروشند، ولی اگر تهیه آنها به قدری پول می‌خواهد كه نسبت به حال او ضرر دارد و باعث می‌شود وی در سختی فوق العاده قرار گیرد، واجب نیست موارد ذکر شده را تهیه نماید.

* اگر به آب برای رفع تشنگی نیاز باشد باید تیمم نماید، و جواز تیمم به این جهت در دو صورت است:
1 ـ آنکه اگر آب را در وضو یا غسل صرف نماید خودش فعلاً یا بعداً به تشنگی که باعث تلف یا مرضش می‌شود، یا تحمّلش مشقّت زیادی دارد مبتلا خواهد شد.
2 ـ آنکه بر غیر خود از کسانی که به او وابسته‌اند بترسد هرچند از نفوس محترمه نباشد، اگر شئون زندگی او برایش اهمیت داشته باشد چه از جهت علاقه شدید باشد، یا از این جهت که تلف شدن او ضرر مالی برایش دارد، یا رعایت حال او عرفاً لازم باشد مانند دوست و همسایه.
در غیر این دو صورت هم تشنگی ممکن است مجوز تیمم باشد، ولی نه از این جهت، بلکه از جهت وجوب حفظ جان، یا از اینکه مرگ یا بی‌تابی او مطمئناً موجب حرج بر خودش خواهد شد.

* اگر به واسطه یقین یا احتمال ضرر، تیمم کند و پیش از نماز بفهمد که آب برایش ضرر ندارد، تیمم او باطل است. و اگر بعد از نماز بفهمد باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بخواند، مگر در صورتی که وضو یا غسل در حالت یقین یا احتمال ضرر موجب نگرانی روحی باشد، که تحملش مشکل است.

* کسی که یقین داشته آب برایش ضرر ندارد، چنانچه غسل کند یا وضو بگیرد و بعد بفهمد که آب برای او ضرر داشته، وضو و غسل او باطل است.

* كسی كه یقین داشته آب برایش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند یا وضو بگیرد و بعد بفهمد كه آب برای او ضرر داشته، وضو و غسل او باطل است و نماز واجبی را که با آن وضو یا غسل خوانده، باید در وقت دوباره و بعد از وقت قضاء نماید.

* لازم نیست یقین کند که آب برای او ضرر دارد، بلکه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید تیمم کند.

* لازم نیست یقین كند كه آب برای او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا (عقلایی) باشد، باید تیمّم كند.

استحاضه و حیض
* اگر خون استحاضه زن جریان دارد و قطع نمی‏شود، چنانچه برای او ضرر ندارد ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باید قبل از غسل از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید، و چنانچه کوتاهی کند و خون بیرون آید، اگر نماز خوانده باید دوباره نماز بخواند، بلکه احتیاط مستحب آن است که دوباره غسل کند.

* اگر زن حائض بعد از پاکی به‌اندازه غسل وقت ندارد، ولی می‌تواند با تیمم نماز را در وقت بخواند، احتیاط واجب آن است که آن نماز را با تیمم بخواند، و در صورتی که نخواند قضا نماید، و اگر گذشته از تنگی وقت از جهت دیگر تکلیفش تیمم است ـ مثل آنکه آب برایش ضرر دارد ـ باید تیمم کند و آن نماز را بخواند، و در صورتی که نخواند لازم است قضا نماید.

* اگر زن، در بین وقت نماز حائض شود و تا آن وقت نماز را نخوانده باشد، در صورتی لازم است آن نماز را قضا کند که از اوّل وقت به اندازه وضو گرفتن (اگر از قبل وضو نداشته) و انجام غسل (اگر وظیفه ‌اش انجام غسلی بوده) و خواندن یک نماز که در آن تنها به انجام واجبات اکتفاء شود، فرصت داشته و آن را نخوانده تاحائض شده است، هرچند بنابر احتیاط واجب فرصت برای انجام مقدمات دیگر نماز مانند فراهم کردن لباس پاک و غیر غصبی و تعیین جهت قبله، نبوده باشد.
و همین طور بنابر احتیاط واجب اگر وقت به اندازه غسل یا وضو (اگر وظیفه‌اش غسل یا وضو یا بوده) نداشته، امّا می‌توانسته یک نماز با تیمّم قبل از حائض شدن بخواند ولی آن را نخوانده باشد، باید آن نماز را قضا نماید.
و اگر به جهت دیگری – غیر از کمی وقت – تكلیف زن تیمّم بوده، مثل آن كه آب برایش ضرر داشته و می‌توانسته نماز را قبل از حائض شدن، با تیمّم بخواند و نخوانده باشد، حتّی بنابر احتیاط واجب در صورتی كه وقت برای انجام سایر شرایط فراهم نبوده باید قضای نماز را بخواند.
شایان ذکر است زن در تند خواندن و كند خواندن نماز یا سلامتی و مریضی و یا سفر و غیر سفر و چیزهای دیگر، باید وضعیت خود را در نظر بگیرد، مثلاً زنی كه تند خواندن نماز برای او فوق العاده سخت است و زنی كه می‌تواند نماز را سریع بخواند، هر كدام باید حال خودش را در نظر بگیرد.

* اگر زن در آخر وقت نماز، از خون حیض پاک شود و به اندازه غسل و خواندن نماز – هرچند یک رکعت آن – وقت داشته باشد، حتّی بنابر احتیاط واجب در صورتی که وقت برای فراهم کردن سایر شرایط نماز مثل تعیین جهت قبله یا لباس پاک نداشته باشد، باید غسل نموده و نماز را بخواند و اگر نخواند باید قضای آن را به جا آورد و همین حکم بنابر احتیاط واجب در وقتی که به اندازه غسل وقت ندارد امّا می‌تواند با تیمّم تمام یا قسمتی از نماز – ‌هرچند یک رکعت آن را‌ – در وقت بخواند، نیز جاری می‌باشد.
شایان ذکر است اگر گذشته از تنگی وقت، از جهت دیگر تكلیف زن تیمّم باشد، مثل آن كه آب برایش ضرر داشته باشد و ‌بتواند هرچند یک ركعت نماز را در وقت بخواند – حتّی بنابر احتیاط واجب در صورتی که وقت برای فراهم کردن سایر مقدمات وجود نداشته باشد – باید تیمّم کرده و نماز را بخواند و اگر نخواند باید قضای آن را بجا آورد.

* در مواردی كه غسل بر زن واجب می‌شود اگر چند بار غسل کردن برای او ضرر دارد یا باعث سختی زیادی است که معمولاً قابل تحمّل نیست، می‌تواند به جای آن تیمّم نماید.

* اگر خون استحاضه زن جریان داشته و قطع نشود، چنانچه برای او ضرر ندارد، باید تا آخر نماز از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید هرچند با گذاشتن پنبه و مانند آن در داخل مجرا و بستن آن قسمت باشد و بنابر احتیاط واجب، جلوگیری از خارج شدن خون، قبل از وضو یا غسل انجام شود و اگر كوتاهی كند و خون بیرون آید، چنانچه نمازخوانده، باید دوباره آن را بجا آورد ولی فاصله شدن این نمازِ باطل باعث باطل شدن وضو یا غسل نمی‌شود و می‌تواند فوراً بدون اینکه بار دیگر وضو یا غسل را انجام دهد، نماز را دوباره بخواند، هرچند احتیاط مستحب آن است كه دوباره وضو یا غسل را انجام دهد سپس نماز را بار دیگر بخواند.

* بر زن مستحاضه لازم نیست در هنگام روزه‌داری از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید هرچند احتیاط مستحب آن است كه وی در تمام روزی كه روزه دارد به مقداری كه می‌تواند و برایش ضرر ندارد، از بیرون آمدن خون جلوگیری كند.

غسل جبیره‌‌
* احکام و شرایط غسل‌‌ که به صورت جبیره‌‌ای انجام می‌‌شود (به جز غسل میت)، همانند احکام و شرایط وضوی جبیره‌‌ای است ولی باید بنابر احتیاط لازم، آن را ترتیبی به جا آورند و توضیح موارد آن چنین است:
1. زخم، دمل یا شکستگی همراه با جراحت و زخم باشد و آب برای آن ضرر داشته باشد، چه روی آن باز و چه بسته باشد، مکلّف مخیّر بین غسل جبیره‌ای و تیمّم است و اگرغسل را انتخاب کند:
الف. روی قسمت صدمه دیده بسته است: باید روی آن را مسح کند.
ب. روی قسمت صدمه دیده باز است: اطراف را شسته و بنابر احتیاط مستحب پارچه پاکی روی قسمت صدمه دیده گذاشته و روی پارچه را مسح نماید.
2. شکستگی بدون جراحت باشد و آب برای آن ضرر داشته باشد:
الف. روی آن باز است: تیمّم بدل از غسل کند.
ب. روی آن بسته است و مسح روی جبیره ممکن است: غسل کند وروی جبیره را مسح نماید.
ج. روی آن بسته است و مسح روی جبیره ممکن نیست: اگر جبیره خارج از اعضاء تیمّم است: تیمّم کند و اگر در اعضاء تیمّم است: بنابر احتیاط واجب هم غسل (بدون مسح قسمت آسیب دیده) و هم تیمّم نماید.

بول و غائط
* اگر مکلّف قبله را نمی‌داند بنابر احتیاط واجب، برای او تخلّی جایز نیست مگر بعد از آنكه از شناخت قبله ناامید شود و منتظر ماندن امكان نداشته باشد یا انتظار كشیدن، سختی فوق العاده داشته یا ضرری باشد و در هواپیماها و قطارها و كشتی‌‌ها نیز باید همین معنا را مراعات كرد.

* خودداری كردن از ادرار و مدفوع، مكروه است و اگر برای بدن ضرر كلّی داشته باشد، حرام است.

خون
* خونی كه به سبب كوبیده شدن، زیر ناخن یا زیر پوست می‌‌میرد، اگر طوری شود كه دیگر به آن خون نگویند، پاک است و اگر به آن خون بگویند و ظاهر گردد، نجس است. پس چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود به طوری كه خون، جزء ظاهر بدن حساب شود، چنانچه بیرون آوردن خون و تطهیر محلّ، برای وضو یا غسل، ضرر یا زحمت فوق العاده‌‌ای ندارد باید آن را بیرون آورند و اگر ضرر یا سختی فوق العاده دارد چنانچه در قسمت‌های مربوط به تیمّم نمی‌باشد، تیمّم كافی است و اگر درقسمت‌های مربوط به تیمّم است و مانع شمرده می‌شود، باید هم تیمّم نماید و هم وضوی جبیره بگیرد. توضیح این مطلب در بحث وضوی جبیره خواهد آمد.

نماز
قیام (ایستادن)
* کسی که می‌تواند بایستد، اگر بترسد که به واسطه ایستادن، مریض شود یا ضرری به او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند، و اگر از نشستن هم بترسد، می‌تواند خوابیده نماز بخواند.

* كسی كه می‌‌تواند بایستد، اگر بترسد كه به علّت ایستادن – هرچند با تکیه دادن به دیوار یا عصا و مانند آن باشد – مریض شود یا ضرری قابل توجّهی به او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند و چنانچه از نشستن هم بترسد، می‌‌تواند خوابیده نماز بخواند و حکم برطرف شدن عذرش قبل از سپری شدن وقت در مسأله بعدی خواهد آمد.

* اگر انسان ناامید نباشد که در آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند، چنانچه اول وقت، نماز را بخواند و در آخر وقت قدرت و توانایی بر ایستادن پیدا کند، باید نماز را دوباره به جا آورد ولی اگر ناامید از آن باشد که بتواند نماز را ایستاده بخواند و در اول وقت، نماز را بخواند و سپس قدرت بر ایستادن پیدا کند، لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

قرائت
* اگر وقت نماز تنگ باشد، یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند، دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند، یا آنکه کار ضروری داشته باشد، می‌تواند سوره را نخواند، بلکه در صورت تنگی وقت و در بعض از موارد ترس نباید سوره را بخواند.

نماز مسافر
* آنکه برای کار حرام سفر نکند، و اگر برای کار حرامی مانند دزدی سفر کند، باید نماز را تمام بخواند. و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنکه برای او ضرری ـ که موجب مرگ یا نقص عضو است ـ داشته باشد، یا زن بدون اجازه شوهر سفری برود که بر او واجب نباشد، ولی اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

شكستن نماز
* شكستن نماز واجب با اختیار، بنابر احتیاط واجب، جایز نیست؛ ولی در بعضی از موارد، شکستن نماز واجب، جایز (بلکه در بعضی موارد واجب) است، از آن جمله موارد زیر می‌باشد:

* شکستن نماز واجب از روی اختیار ـ بنا بر احتیاط واجب ـ جایز نیست. ولی برای حفظ مال، و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی مانعی ندارد، بلکه برای هر غرضی دینی یا دنیوی که مورد اهتمام نمازگزار است، مانعی ندارد.

* شکستن نماز واجب برای حفظ مال و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی اشکال ندارد.

* اگر فرد برای کار حرامی مثل تجارت ربوی یا دزدی سفر كند باید نماز را تمام بخواند و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنكه براى او ضررى – كه موجب مرگ یا نقص عضو است – داشته باشد، یا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شكسته بخواند.

روزه
خوردن و آشامیدن
* اگر روزه‌دار به‌قدری تشنه شود که بترسد از تشنگی بمیرد، یا به او ضرری برسد، یا آنکه به سختی بیفتد که نمی‌تواند آن را تحمل کند، می‌تواند به اندازه‌ای که ترس از این امور برطرف شود آب بیاشامد، بلکه در فرض ترس از مرگ و مانند آن واجب است ولی روزه او باطل می‌شود. و اگر ماه رمضان باشد، باید ـ بنا بر احتیاط لازم ـ بیشتر از آن نیاشامد، و در بقیه روز از انجام کاری که روزه را باطل می‏کند خودداری نماید.

قی کردن
* اگر مگس در گلوی روزه‌دار برود، چنانچه به مقداری فرو رفته باشد که به پائین دادن آن خوردن گفته نشود، لازم نیست آن را بیرون آورد، و روزه‌اش صحیح است. و اما اگر به این مقدار فرو نرفته باشد باید آن را بیرون آورد هرچند که این کار متوقف بر قی کردن باشد ـ مگر در صورتی که قی کردن برای او ضرر، یا مشقت زیادی داشته باشد ـ و چنانچه آن را قی نکند و فرو برد، روزه‌اش باطل می‌شود، و اگر آن را با قی کردن خارج کند نیز روزه‌اش باطل می‌شود.

بطلان روزه
* اگر چیزی به زور در گلوی روزه‌دار بریزند، روزه او باطل نمی‏شود، ولی اگر مجبورش کنند که روزه خود را به خوردن یا آشامیدن یا جماع باطل کند، مثلاً به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می‏زنیم، و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد، روزه او باطل می‌شود. و در غیر آن سه چیز نیز ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باطل می‌شود.

* احساس تشنگی یا ضعف داشتن، به تنهایی، عذر شرعی برای افطار روزه نیست، ولی اگر تشنگی یا ضعف فرد به قدری زیاد است که در اثر آن به سختی زیادی بیفتد که معمولاً نمی‌شود آن را تحمّل کرد، خوردن روزه اشکال ندارد؛ امّا در ماه مبارک رمضان بنابراحتیاط واجب باید به مقدار ضرورت و از بین رفتنِ آن ضعف یا تشنگی فوق العاده – با توضیحاتی که ذکر شد – اکتفاء نموده و در بقیّه روز از انجام کاری که روزه را باطل می‌کند، پرهیز نماید، هرچند در هر صورت، روزه، با خوردن یا آشامیدن وی باطل می‌شود.
امّا کسی که مریض است و مثلاً مبتلا به بیماری سنگ کلیه می‌باشد و روزه برای وی ضرر قابل توجّه دارد و لازم است جهت درمان یا پیشگیری از شدّت مرض، در بین روز زیاد آب بیاشامد، روزه بر وی واجب نیست و آشامیدن آب برایش جایز می‌باشد و واجب نیست در بقیّه روز از انجام كاری كه روزه را باطل می‌كند، خودداری نماید.

* باقی ماندن غیر عمدی بر جنابت تا اذان صبح در ماه مبارک رمضان اشکال ندارد و نیز کسی که از جنابت خویش اطّلاع نداشته است (جاهل به موضوع بوده، نه این‌‌که حکم جنابت را نمی‌دانسته) چنانچه در بین روز ماه مبارک رمضان یا بعد از آن متوجّه شود که جنب بوده و با حال جنابت روزه گرفته است، روزه اش صحیح می‌باشد. همچنین کسی که می‌دانسته جنب است و با اعتقاد به اینکه در اعضای بدنش مانعی نیست، غسل جنابت انجام داده و روزه گرفته، سپس در بین روز یا بعد از آن متوجّه شود که اتّفاقاً مانعی در اعضای بدن به هنگام غسل بوده یا به دلیل دیگری (به علّت جهل به موضوع)، غسلش باطل بوده، مثل اینکه بفهمد غسل برایش ضرر قابل توجّهی داشته یا آب غسل نجس بوده است، روزه او صحیح می‌باشد و قضا نیز ندارد، ولی اگر با آن حال نماز خوانده نمازش باطل است.

* اگر فرد جنب در شب ماه مبارک رمضان، به دلیل تنگی وقت یا ضرر داشتن آب و مانند آن، وظیفه‌اش تیمّم باشد، واجب است تیمّم نماید؛ ولی بعد از انجام تیمّم لازم نیست تا اذان صبح بیدار بماند و می‌تواند بخوابد.

* اگر زن قبل از اذان صبح در ماه رمضان از حیض یا نفاس پاک شود و برای غسل وقت نداشته باشد، باید قبل از اذان صبح تیمّم نماید و در این صورت روزه‌اش صحیح است؛ همچنین اگر وقت وسعت دارد ولی آب برای زن ضرر دارد وظیفه او تیمّم است.

* اگر زن قبل از اذان صبح در ماه رمضان از حیض یا نفاس پاک شود و وظیفه‌اش به علت کمی وقت یا ضرر داشتن آب و مانند آن تیمّم باشد، واجب است تیمّم کند ولی بعد از انجام تیمّم لازم نیست تا اذان صبح بیدار بماند و می‌تواند بخوابد.

* اگر چیزی به زور در گلوی روزه‏دار بریزند، روزه او باطل نمی‌شود، ولی اگر مجبورش كنند كه روزه خود را به یکی از سه مورد خوردن یا آشامیدن یا جماع باطل كند، مثلاً به او بگویند: اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می‌زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد، روزه او باطل می‌شود و در غیر آن سه مورد نیز، بنابر احتیاط واجب، روزه اش باطل می‌شود.

کفاره
* اگر به چیز حرامی روزه خود را باطل کند، چه آن چیز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، یا به جهتی حرام شده باشد مثل خوردن غذای حلالی که برای انسان ضرر کلی دارد، و نزدیکی کردن با عیال خود در حال حیض، یک کفاره کافی است. ولی ـ احتیاط مستحب ـ آن است که کفاره جمع بدهد ـ یعنی یک بنده آزاد کند، و دو ماه روزه بگیرد، و شصت فقیر را سیر کند، یا به هرکدام آنها یک مُد گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد ـ و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هرکدام آنها که ممکن است، انجام دهد.

* در كفّاره افطار عمدی روزه ماه رمضان، فرد باید یک بنده آزاد كند، یا به دستوری كه در مسائل بعد گفته می‌شود دو ماه روزه بگیرد، یا شصت فقیر را سیر كند یا به هر كدام یک مُدّ كه تقریباً «750 گرم» است، طعام یعنی گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد و چنانچه برایش ممكن نباشد، باید به هر تعداد فقیری که می‌تواند، یک مد طعام بپردازد و اگر آن هم ممكن نیست، استغفار نماید و احتیاط واجب آن است كه در این دو صورت (صدقه و استغفار)، هر وقت در آینده برایش توانایی حاصل گردید، كفّاره را بپردازد یا آن را كامل نماید.

* اگر فرد روزه خود را با شیء حرام یا عمل حرام باطل كند، چه خودِ آن شیء یا عمل، در اصل حرام باشد مثل شراب، زنا و استمناء، یا به جهتی حرام شده باشد، مثل خوردن غذای حلالی كه برای انسان ضرر كلّی دارد و نزدیكی كردن با همسر خود در حال حیض، یک كفّاره كه توضیح آن در مسأله قبل ذکر شد، كافی است؛ ولی احتیاط مستحب، آن است كه كفّاره جمع بدهد؛ یعنی یک بنده آزاد كند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر كند یا به هر‌كدام آنها یک مُد گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد و چنانچه هر سه برایش ممكن نباشد، هر ‌‌كدام آنها را كه ممكن است، انجام دهد.

* زنی كه وقت زایمان او نزدیک است و روزه برای خودش یا بچّه‌‌اش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست؛ بلکه در موارد ضرر حرام، نباید روزه بگیرد و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت، روزه‏هایی را كه نگرفته باید بعداً قضاء نماید و قضاء روزه، به دلیل حاملگی از او ساقط نمی‌‌شود.
شایان ذکر است، این حكم (پرداخت مدّ) اختصاص به زن حامله‌‌ای دارد كه وقت زایمان او نزدیک است مثل اینكه وارد ماه نهم حاملگی شده است و شامل زن حامله‌‌ای كه زمان زایمان او نزدیک نیست، نمی‌‌شود.

* زنی كه بچّه شیر می‌دهد و شیر او كم است، چه مادر بچّه یا دایه او باشد، یا بدون اجرت شیر دهد، چنانچه روزه برای خودش یا بچّه‏ای كه شیر می‌دهد ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست، بلکه در موارد ضرر حرام، نباید روزه بگیرد و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت، روزه‏هایی را كه نگرفته باید بعداً قضاء نماید و قضاء روزه به سبب شیر دادن از او ساقط نمی‌‌شود.
شایان ذکر است، بنابر احتیاط واجب، این حكم اختصاص به موردی دارد كه شیر دادن بچّه، تنها همین راه را داشته باشد، امّا اگر راه دیگری برای شیر دادن بچه باشد، مثلاً چند زن در شیر دادن او شركت كنند، یا بتواند از شیرهای جایگزین مثل شیر خشک، كمک بگیرد بنابر احتیاط واجب، روزه نگرفتن برای چنین زنی جایز نیست.

وجوب و صحت
* زنی که زائیدن او نزدیک است و روزه برای خودش یا حملش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست، و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد. و در هر دو صورت روزه‌هایی را که نگرفته باید قضا نماید.

* زنی که بچه شیر می‏دهد و شیر او کم است ـ چه مادر بچه، یا دایه او باشد، یا بی‌اجرت شیر دهد، اگر روزه برای خودش یا بچه‌ای که شیر می‏دهد ضرر دارد ـ روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد؛ و در هر دو صورت روزه‌هایی را که نگرفته باید قضا نماید، ولی ـ بنا بر احتیاط واجب ـ این حکم اختصاص به موردی دارد که شیر دادن بچه منحصر به همین راه باشد، و اما اگر راه دیگری برای شیر دادن بچه باشد ـ مثلاً چند زن در شیر دادن او شرکت کنند، یا از شیر دادن با شیشه و پستانک کمک بگیرد ـ ثبوت این حکم محل اشکال است.

* شرط پنجم و ششم وهفتم: روزه گرفتن، ضرر یا سختی فوق العاده یا منع شرعی دیگری نداشته باشد
افرادی که این شرط‌ها شامل آن‌ها می‌شود، چند دسته هستند:
الف. فردی که روزه برای خودش ضرر، یا سختی فوق‌العاده‌ای دارد که معمولاً قابل تحمّل نیست.
* اگر انسان یقین یا اطمینان داشته باشد كه روزه برایش ضرر قابل توجّهی دارد (ضرری که معمولاً تحمّل نمی‌شود) یا اینکه چنین ضرری را احتمال بدهد و از آن احتمال، ترس برای او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر افراد عاقل بجا باشد، واجب نیست روزه بگیرد؛ بلكه اگر آن ضرر موجب هلاكت و مرگ یا جنایت بر نفس – مثل نقص عضو – شود، روزه گرفتن برای او حرام است و در واجب نبودن روزه فرقی نیست که روزه موجب پیدایش بیماری و ضرر قابل توجّه گردد یا موجب شدیدتر شدن آن یا طولانی شدن دوره درمان آن گردد.
شایان ذکر است دخترانی که تازه به سنّ بلوغ رسیده‌اند و نیز افراد دیگر، چنانچه روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان برای آنان ضرر قابل توجّه دارد و موجب مریض شدن آنان می‌شود یا می‌ترسند مریض شوند، احکام مریض در مورد آنان جاری می‌شود؛ امّا اگر روزه گرفتن برای آنان ضرر ندارد، ولی مثلاً به علّت طولانی بودن روز یا شدّت گرما، تمام کردن روزه برای آنان سختی فوق العاده‌ای دارد که معمولاً چنین سختی قابل تحمّل نیست، باید به قصد قربت مطلقه روزه بگیرند و هنگامی که به علّت ضعف شدید یا احساس تشنگی زیاد، ادامه روزه ماه مبارک رمضان بر آنان فوق العاده سخت شد، می‌توانند آب بیاشامند یا غذا بخورند؛ ولی بنابر احتیاط واجب در خوردن و آشامیدن، تنها به مقدار ضرورت اکتفاء نمایند و در بقیّه روز از انجام کاری که روزه را باطل می‌کند پرهیز نمایند؛ هرچند در هر صورت، با خوردن یا آشامیدن، روزه آنان، باطل می‌شود.
و اگر آنان می‌‌توانند با استفاده از راه‌‌های معمول برای تقویت، مثل سحری مُقوّی خوردن یا کاهش فعالیت بدنی در طی روز یا استراحت بیشتر بدون داشتن ضرر و سختی فوق العاده روزه ماه مبارک رمضان را بگیرند، این کار لازم است.

* كسی كه می‌داند یا اطمینان دارد روزه برای او ضرر قابل توجّهی ندارد، هرچند پزشک بگوید ضرر دارد، باید روزه بگیرد و كسی كه یقین یا گمان دارد یا احتمال معقول می‌دهد كه روزه برایش ضرر قابل توجّهی دارد، هرچند پزشک بگوید ضرر ندارد، واجب نیست روزه بگیرد و جایز است افطار نماید؛ بلکه اگر ضرر مورد احتمال یا مورد اطمینان در حدّ حرام باشد، واجب است روزه نگرفته و افطار نماید و در غیر صورت ضرر حرام، فرد می‌تواند رجاءً روزه بگیرد و چنانچه بعد معلوم شود که روزه برای او ضرر قابل توجّه نداشته، روزه‌اش صحیح است.

* اگر فرد بیمار در بین روز ماه رمضان قبل از اذان ظهر، خوب شود و تا آن وقت، كاری كه روزه را باطل می‌كند انجام نداده باشد، بنابر احتیاط واجب، باید نیّت روزه كند و آن روز را روزه بگیرد و چنانچه بعد از اذان ظهر، خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نیست و باید آن را قضاء كند.

* ضررهای خفیف و مختصر، باعث نمی‌شود افطار روزه جایز شود و با وجود این گونه ضررها روزه بر فرد واجب است؛ بنابراین اگر روزه باعث می‌شود مختصری تغییر در مزاج فرد ایجاد شود یا اندکی دمای بدنش افزایش یابد یا احساس ضعف و سستی در بدنش نماید یا باعث کاهش نور چشم به مقدار معمول گردد، به گونه‌ای که یکی دو ساعت بعد از افطار این موارد به کلّی برطرف گردد و نیز سایر ضررهای خفیفِ مانند این‌ها، که افراد عاقل از آن پرهیز نمی‌کنند و عرف مردم معمولاً آن را تحمّل می‌نمایند، چنین مواردی عذر شرعی محسوب نشده و روزه بر این افراد واجب است.

* اگر روزه، بر جان فردی که می‌خواهد روزه بگیرد ضرری ندارد، امّا وی می‌ترسد ضرر قابل توجّهی به آبرو یا مالش برسد و برای پیشگیری از آن، راه معقولی جز ترک روزه و افطار آن نداشته باشد، روزه بر او واجب نیست.
ب. پیرمرد و پیر زنی که روزه گرفتن به علّت پیری، برای آنان ممکن نیست یا سختی فوق العاده دارد.
ج. کسی که به بیماری عطش مبتلا است یعنی زیاد تشنه می‌شود و نمی‌تواند تشنگی را تحمّل كند یا برای او سختی فوق‌العاده دارد.
د. زن حامله‌‌ای که به خاطر حمل، روزه گرفتن برای خودش یا بچه‌‌اش ضرر دارد.
ه. زن شیردهی که به علّت شیر دادن، روزه گرفتن برای خودش یا نوزاد شیرخوار ضرر دارد.
توضیح احکام این چهار گروه (ب، ج، د، ه )، در فصل کفّاره‌ها ذکر می‌شود.
و. فردی که روزه گرفتن او باعث از بین رفتن واجب دیگری می‌شود.

* اگر روزه گرفتن فرد، باعث از بین رفتن واجبی که از نظر اهمّیت، مساوی با روزه یا مهم‌تر از آن باشد و برای پیشگیری از آن، راهی جز ترک روزه و افطار آن نباشد، روزه بر او واجب نیست؛ مثل آنکه بترسد با روزه گرفتن او، ضرر قابل توجّهی بر جان یا آبرو یا مال فرد دیگری که حفظ جان یا آبرو یا مال آن فرد بر وی شرعاً واجب می‌باشد، برسد و برای پیشگیری از آن راهی جز ترک روزه و افطار آن نباشد.

* روزه از فرد مریض یا سالم که روزه برایش ضرر قابل توجّهی دارد که معمولاً قابل تحمّل نیست و عقلاء از آن پرهیز می‌نمایند، صحیح نمی‌باشد؛ هرچند به حدّ ضرر حرام مثل مرگ یا نقص عضو نرسد و همان طور که قبلاً ذکر شد، در مورد ضررهای غیرحرام، اگر فرد رجاءً روزه بگیرد و بعد معلوم شود روزه برای وی ضرر قابل توجّهی نداشته، روزه‏اش صحیح است.

* كسی كه عقیده‏اش این است كه روزه برای او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر قابل توجّهی داشته، بنابر احتیاط واجب، باید قضای آن را به جا آورد هرچند ضرر به حدّ حرام هم نرسد.

* اگر فردی با اعتقاد به ضرر یا ترس ضرر روزه بگیرد، روزه اش باطل است، مگر آنکه بعداً معلوم شود که روزه برای وی ضرر نداشته و هنگام روزه قصد قربت از او حاصل شده باشد، که در این صورت روزه‌اش صحیح است.

روزه‌های حرام و مکروه
* کسی که می‏داند روزه برای او ضرر قابل‌توجهی ندارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر دارد، باید روزه بگیرد، و کسی که یقین یا گمان دارد که روزه برایش ضرر قابل‌توجهی دارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر ندارد، واجب نیست روزه بگیرد.

* اگر انسان یقین یا اطمینان داشته باشد که روزه برایش ضرر قابل‌توجهی دارد، یا آن را احتمال بدهد، و از آن احتمال ترس برای او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر عقلا بجا باشد، واجب نیست روزه بگیرد، بلکه اگر آن ضرر موجب هلاکت یا نقص عضو شود روزه حرام است، و در غیر این صورت اگر رجاءً روزه بگیرد و بعد معلوم شود ضرر قابل‌توجهی نداشته، روزه‌اش صحیح است.

* کسی که عقیده‌اش این است که روزه برای او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر قابل‌توجهی داشته ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باید قضای آن را بجا آورد.

* اکثر روزه‌های حرام از این قرار می‌باشند:
روزه مستحبّی فرزند، در صورتی که موجب اذیّت پدر و مادر شود و این اذیّت، از روی دلسوزی باشد و اگر فرزند بدون اجازه پدر یا مادر، روزه مستحبّی بگیرد و در بین روز، پدر یا مادر او را نهی كند، چنانچه مخالفت نمودن فرزند موجب اذیّت آنان شود و این اذیّت، از روی دلسوزی باشد، مخالفت با آنان حرام است و باید افطار نماید.
روزه‌ای که برای فرد ضرر دارد و آن ضرر به گونه‌ای است که موجب هلاکت و مرگ یا جنایت بر نفس مثل نقص عضو می‌شود.
شایان ذکر است چنانکه قبلاً ذکر شد، اگر انسان یقین یا اطمینان داشته باشد یا احتمال معقول دهد كه روزه برایش ضرر قابل توجّهی دارد که معمولاً قابل تحمّل نیست، روزه‌اش صحیح نمی‌باشد و اگر آن ضرر موجب هلاكت و مرگ یا جنایت بر نفس مثل نقص عضو شود، روزه حرام است.
غیر از روزه‏هایی كه گفته شد، روزه‏های حرام دیگری هم هست كه در سایر كتب به طور مفصّل ذکر شده است.

حجّ
* در واجب بودن حجّ بر زن، در صورتی كه نسبت به آسیب‌ها و حوادث احتمالی بر خودش ایمن باشد، همراه داشتن محرم شرط نیست و اگر ایمن نباشد، لازم است كسی به همراه خود داشته باشد كه با بودن او بر خود ایمن باشد؛ هرچند برای این کار فردی را اجیر نماید، البتّه این در صورتی است كه توانایی پرداخت اجرت اجیر را داشته باشد، وگرنه در چنین صورتی ،حج بر او واجب نخواهد بود.

اجاره
* اگر کسی بچه‌ای را ختنه کند و در کار خود کوتاهی نماید، یا اشتباه کند مثل اینکه بیش از مقدار معمول ببرد، و آن بچه بمیرد و یا به او ضرر برسد ضامن است. و اما اگر کوتاهی یا اشتباه نکرده باشد، و بچه از اصل عمل ختنه بمیرد، یا به او ضرر برسد، چنانچه در تشخیص اینکه آیا بچه ضرر می‏بیند یا نه، به او رجوع نشده باشد، و نیز او نمی‏دانسته که بچه ضرر می‏بیند ضامن نیست.

* اگر پزشک بدست خود به مریض دوا بدهد، و یا برای او دوائی توصیه کند، و به واسطه خوردن دوا ضرری به مریض برسد، یا بمیرد، پزشک ضامن است، هرچند در معالجه کوتاهی نکرده باشد.

* هرگاه پزشک به مریض بگوید که اگر ضرری به تو برسد ضامن نیستم، در صورتی که دقت و احتیاط خود را بکند و به مریض ضرری برسد یا بمیرد، پزشک ضامن نیست.

جعاله
* عامل می‌تواند عمل را ناتمام بگذارد، ولی اگر تمام نکردن عمل اسباب ضرر جاعل یا کسی که عمل برای او انجام می‏گیرد شود، باید آن را تمام نماید، مثلاً اگر کسی بگوید هر کس چشم مرا عمل کند فلان مقدار به او می‏دهم و دکتر جراحی شروع به عمل کند، چنانچه طوری باشد که اگر عمل را تمام نکند، چشم معیوب می‌شود، باید آن را تمام نماید.

ازدواج
* شوهر نمی‌تواند بیش از چهار ماه با زن جوان خود نزدیکی را ترک کند مگر آنکه نزدیکی برای او ضرر یا مشقت زیاد داشته باشد، یا آنکه زن خود راضی به ترک آن باشد، و یا آنکه در ضمن عقد ازدواج ترک آن را بر زن شرط کرده باشد، و در این حکم ـ بنا بر احتیاط واجب ـ فرقی نیست میان اینکه شوهر حاضر باشد یا مسافر، پس ـ بنا بر احتیاط واجب ـ جایز نیست سفر غیر لازم را بدون عذر و بدون رضایت همسر بیش از چهار ماه ادامه دهد.

* سقط کردن جنین جایز نیست، هرچند از زنا باشد، مگر اینکه باقی ماندن آن برای زن ضرر غیرقابل‌تحملی داشته باشد، یا مشقت زیاد داشته باشد که در این صورت قبل از جان یافتن جنین سقط کردن آن جایز است ولی دیه دارد، اما پس از جان یافتن جنین اسقاط جایز نیست. حتی – بنا بر احتیاط واجب – در صورتی که باقی ماندن آن برای زن مشقت یا ضرر غیرقابل‌تحملی داشته باشد.

خوردن و آشامیدن
* خوردن چیزی که موجب مرگ می‌شود، یا برای انسان ضرر مهمی دارد حرام است.

نذر و عهد
* اگر نذر کند که کار مباحی را انجام دهد یا ترک نماید، چنانچه بجا آوردن آن و ترکش شرعاً از هر جهت مساوی باشد، نذر او صحیح نیست، و اگر انجام آن از جهتی شرعاً بهتر باشد و انسان به قصد همان جهت نذر کند، مثلاً نذر کند غذائی را بخورد که برای عبادت قوّت بگیرد، نذر او صحیح است؛ و نیز اگر ترک آن از جهتی شرعاً بهتر باشد، و انسان برای همان جهت نذر کند که آن را ترک نماید، مثلاً برای اینکه دود مضر و مانع انجام وظایف شرعی به نحو احسن است نذر کند آن را استعمال نکند، نذر او صحیح می‏باشد، ولی اگر بعداً ترک استعمال دود برای او ضرر داشته باشد، نذر او باطل می‌شود.

وصیّت
* اگر در مرضی که به آن مرض می‏میرد، بگوید: مقداری به کسی بدهکار است، چنانچه متّهم باشد که برای ضرر زدن به ورثه گفته است، باید مقداری را که معین کرده از ثلث او بدهند و اگر متّهم نباشد اقرار او نافذ است، و باید از اصل مالش بدهند.

بیمه
* بیمه قراردادی است که طبق آن بیمه‌گزار (بیمه شونده) متعهد می‌شود ماهانه، یا سالانه و یا یکباره مبلغ معینی به بیمه‌گر (بیمه‌کننده) بپردازد و در مقابل آن، بیمه‌گر متعهد می‌شود که به بیمه‌گزار یا شخص ثالثی که در قرارداد بیمه معین و قرارداد به نفع او منعقد شده است، مبلغی پول یا پرداختی ثابتی و هر عوض مالی دیگری، در صورت وقوع حادثه‌ای، یا ضرری که در قرارداد بدان تصریح شده است، بپردازد.

* در قرارداد بیمه، عامل خطر و زیان، مانند آتش‌سوزی، سرقت، غرق، بیماری، مرگ و مانند آن و همچنین اقساط ماهانه یا سالانه بیمه ـ در صورتی که پرداخت آن قسطی باشد ـ باید مشخص شود.

* در صورتی که در قرارداد بیمه معین شده باشد که بیمه‌گزار مبلغی را به عنوان حقّ بیمه به اقساط بپردازد. و او در اجرای این تعهد چه از نظر مقدار و چه از نظر زمانِ پرداخت، تخلف کند، بر بیمه‌گر واجب نیست که به تعهد خود در پرداخت مبلغی معین به هنگام بروز حادثه و ضرر معین، عمل نماید، و بیمه‌گزار نیز نمی‌تواند خواستار بازگرداندن حقّ بیمه پرداخت شده، گردد.

پیوند اعضاء
* برداشتن بخشی از بدن انسان زنده برای پیوند زدن در صورتی که قطع آن زیان مهمی داشته باشد مانند چشم و دست و امثال آنها جایز نیست، ولی اگر زیان مهمی نداشته باشد مانند قطعه‌ای از پوست یا نخاع یا یک کلیه در صورت سالم بودن کلیه دیگر با فرض رضایت صاحبش جایز است اگر کودک یا دیوانه نباشد وگرنه به هیچ‌وجه جایز نیست و هرگاه قطع آن جایز بود گرفتن پولی به ازای آن نیز جایز است.

کنترل جمعیت
* جایز است که زن از داروهای پیشگیری از حاملگی به شرط آنکه به او زیان مهمی نزند، استفاده کند، حتی اگر شوهر راضی نباشد، مگر اینکه با حقی از حقوق شرعی او منافات داشته باشد.

* جایز است که زن از دستگاه پیشگیری از حاملگی، و مانند آن اگر ضرر مهمی به او نزند استفاده کند، لکن در صورتی که گذاشتن دستگاه متوقف بر نگاه کردن به‌جایی است که نظر به آن حرام است، و یا لمس قسمتی از بدن که لمس آن جایز نیست، باشد، جایز نیست کسی غیر از شوهر این کار را انجام دهد مگر در صورت ضرورت، مانند اینکه بچه‌دار شدن برای او ضرر داشته باشد، یا مستلزم حرجی باشد که معمولاً تحمل نمی‏شود با فرض اینکه راه دیگری برای منع حمل نباشد، یا اگر باشد باز هم مستلزم ضرر یا حرج باشد. این در صورتی است که معلوم نباشد دستگاه نطفه را پس از انعقادش تلف می‏کند، وگرنه بنا بر ـ احتیاط واجب ـ باید در هر حال، ترک شود.

* جایز است زن با عمل جراحی لوله‌های رحم را ببندد هرچند مستلزم این باشد که دیگر هرگز باردار نشود، ولی این عمل جایز نیست در صورتی که متوقف باشد بر کشف قسمتی از بدن که ستر آن واجب باشد، یا لمس قسمتی که لمس آن بدون دستکش جایز نیست، مگر در حال ضرورت با تفصیلی که گذشت. و جایز نیست عمل جراحی برای برداشتن رحم، یا تخمدان‌ها و مانند آن که ضرر مهمی مانند قطع عضو دارد، مگر اینکه بیماری این ضرورت را ایجاب نماید. و مانند این احکام در مورد مرد نیز جاری است البته، اگر عمل جراحی به دست کسی جز شوهر صورت گیرد، و موجب نگاه به آنچه به آن جایز نیست و لمس قسمتی از بدن که لمس آن جایز نیست، باشد، در این صورت این عمل جایز نیست، مگر در صورت ضرورت، مانند اینکه بچه‌دار شدن برای او ضرر داشته باشد، حکم این مسأله تماماً درباره مرد نیز جاری است.

* انداختن حَمْل پس از انعقاد نطفه، جایز نیست، مگر اینکه باقی ماندن حمل برای مادر ضرر جانی داشته باشد، یا مستلزم حرج شدیدی باشد که معمولاً تحمل نمی‏شود، که در این صورت قبل از دمیدن روح و جان گرفتن جنین اسقاط آن جایز است، و بعد از آن مطلقاً جایز نیست. و اگر مادر حمل خود را بیندازد، دیه آن بر مادر واجب است، و باید آن را به پدر یا دیگر ورثه‌اش بپردازد. و اگر پدر حمل را بیندازد، دیه‌اش بر او واجب است، و باید آن را به مادر بپردازد. و اگر مباشر اسقاط پزشک باشد دیه بر او واجب است، مگر اینکه وارث ببخشد، هرچند اسقاط جنین به درخواست پدر و مادر باشد. و کافی است در دیه جنین پس از جان گرفتن آن پرداختن پنج هزار و دویست و پنجاه مثقال نقره، اگر جنین پسر باشد، و نصف این مقدار اگر دختر باشد. و ـ بنا بر احتیاط واجب ـ دیه جنینی که در رحم بمیرد نیز همین مقدار است. و اگر جنین جان نداشته باشد در صورتی که نطفه باشد کافی است در دیه آن یکصد و پنج مثقال نقره و اگر خون بسته باشد دویست و ده مثقال، و اگر گوشت باشد سیصد و پانزده مثقال، و اگر استخوان داشته باشد چهارصد و بیست مثقال، و اگر اعضا و جوارحش کامل باشند پانصد و بیست و پنج مثقال. و ـ بنا بر احتیاط واجب ـ فرقی بین پسر و دختر در فرض جان نداشتن نیست.

* جایز است که زن از داروهایی که عادت ماهانه را از وقت عادی خود به عقب می‏اندازد، برای اتمام برخی واجبات ـ چون روزه و مناسک حج و جز آن ـ استفاده کند، مشروط بر آنکه این کار به او زیان مهمی نزند، و اگر در صورت استفاده از این داروها، خونی ببیند که متصل نباشد، گر چه در ایام عادتش باشد، مشمول احکام حیض نخواهد بود.

امر به معروف و نهی از منکر
وجوب
* در وجوب امر به معروف و نهی از منکر باید شرایط زیر وجود داشته باشد:
1 ـ شناخت معروف و منکر ولو به طور اجمال. بنابراین بر کسی که معروف و منکر را نمی‏شناسد، و آنها را از همدیگر تشخیص نمی‏دهد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، بلی گاهی برای امر به معروف و نهی از منکر کردن یاد گرفتن و شناختن معروف و منکر، واجب می‌شود.
2 ـ احتمال تأثیر در شخص خلافکار. بنابراین اگر کسی می‏داند که سخن و گفته او اثر ندارد، مشهور بین فقهاء آن است که در این صورت وظیفه ندارد، و امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست، ولی احتیاط واجب آن است که کراهت و ناراحتی خود را از کارهای ناشایسته خلافکار بهر طوری که ممکن است اظهار نماید، هرچند بداند که در او اثر نخواهد داشت.
3 ـ قصد ادامه کارهای ناشایسته و خلاف از شخص خلافکار. بنابراین شخص خلافکار چنانچه نخواهد کارهای خلاف خود را تکرار کند و دوباره مرتکب شود، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
4 ـ معذور نبودن شخص خلافکار در کارهای زشت و خلاف خود، با اعتقاد اینکه کار زشتی که انجام داده حرام نبوده، بلکه مباح بوده، و یا کار خوبی که ترک کرده واجب نبوده است.
بلی اگر منکر از کارهایی باشد که شارع مقدّس هرگز به وقوع آن راضی نیست ـ مثل قتل نفس محرّم ـ جلوگیری از آن واجب است، هرچند انجام دهنده معذور باشد، و حتّی مکلّف هم نباشد.
5 ـ ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی ـ به مقدار قابل توجّه ـ شخص امر کننده به معروف و نهی‌کننده از منکر را تهدید نکند، و مشقّت و دشواری غیرقابل‌تحمل وجود نداشته باشد، مگر اینکه کار معروف ـ خوب ـ و منکر ـ بد ـ به‌قدری نزد شارع مقدّس مهم باشد که باید در راه آن ضررها و دشواری‌ها را تحمّل نمود.
اگر به خود امر به معروف و نهی از منکر کننده ضرر متوجّه نشود، ولی بر کسان دیگر از مسلمین ضرر جانی، یا آبرویی، و یا مالی معتنابه متوجّه گردد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نمی‏شود، که در این صورت اهمّیت ضرر و آن کار مقایسه می‌گردد که گاهی در صورت ضرر هم امر به معروف، و نهی از منکر ساقط نمی‏شود.

* امر به معروف و نهی از منکر در صورتی واجب می‌شود که شرایط زیر وجود داشته باشد:
1. معروف از واجبات شرعی و منكر از حرام‌های شرعی باشد.
2. کسی که امر به معروف یا نهی از منکر می‌کند، معروف و منكر را – هرچند به طور اجمالی – بشناسد.
3. کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، احتمال تأثیر در شخص خلافكار بدهد.
4. شخص خلافکار، قصد انجام منکر را داشته باشد یا مشغول به انجام آن باشد.
5. شخص خلافكار در ارتکاب منکر یا ترک واجب، معذور نباشد.
6. امر به معروف و نهی از منکر برای کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، سختی فوق العاده یا ضرر جانی یا آبرویی یا مالی به مقدار قابل توجّه نداشته باشد.

* در صورتی که ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی به مقدار قابل توجّه، شخص امر كننده به معروف و نهی كننده از منكر یا افراد دیگر از مسلمانان را تهدید كند یا موجب مشقّت و دشواری غیر قابل تحمّل گردد، امر به معروف و نهی از منكر واجب نیست؛ مگر اینكه كار معروف و منكر به قدری نزد شارع مقدّس، مهمّ باشد كه باید در راه آن، ضررها و دشواری‌ها را تحمّل نمود؛ به طور کلّی در این گونه موارد، ضرری که متوجّه فرد یا مسلمانان دیگر می‌شود، با خوبی و بدی آن عمل (معروفی که ترک یا منکری که انجام می‌شود)، از نظر درصد احتمال و اهمّیّت مورد آن، مقایسه و بررسی می‌گردد و گاهی در صورت ضرر هم، وظیفه امر به معروف و نهی از منكر ساقط نمی‌شود.

مراتب
* امر به معروف و نهی از منكر دارای مراتب و مراحلی است:
1. اظهار انزجار درونی و ناراحتی قلبی از ترک معروف یا انجام منکر به کارهایی مثل اخم کردن یا رو گرداندن از شخص گناهكار یا سخن نگفتن با وی یا ترک رفت و آمد و معاشرت با او.
2. تذکّر با زبان و گفتار به صورت موعظه و ارشاد و بیان ثواب معروف و عذاب منکر یا به صورت تهدید و ترساندن به گونهای که دروغ محسوب نگردد؛ هرچند با استفاده از کلمات تند و خشن که خالی از گناه باشد.
3. اقدامات عملی از قبیل كتک زدن، در تنگنا قرار دادن، حبس نمودن و مانند آن، ولی نباید به حدّی برسد كه سبب شكستن یا نقص عضو یا مجروح شدن بدن و مانند آن شود و به تعبیر دیگر اقدامات عملی نباید به گونهای باشد که موجب دیه یا قصاص گردد.

* همان طور که ذکر شد برای امر به معروف و نهی از منكر و پیشگیری از وقوع جُرم یا منکر، جایز نیست عملی را انجام داد که موجب سرخی یا کبودی یا سیاهی بدن یا جراحت یا شکستگی یا قطع یا نقص عضو یا قتل و مانند آن گردد؛ هرچند برای جلوگیری از آن منکر، راه دیگری نباشد و چنانچه فردی اقدام به این موارد نماید ضامن است و اگر این اقدام عمدی بوده، احکام جنایت عمدی بر آن جاری می‌شود و اگر از روی خطا و سهو بوده است، احکام جنایت خطایی بر آن جاری می‌شود؛ مگر آنکه بر جرم و منکری که فرد مرتکب آن می‌شود مفسده‌ای مهم‌تر از سرخی و سیاهی بدن وبقیّه موارد ذکر شده وجود داشته باشد که در این صورت، برای فرد یا افرادی که از امام یا نایب ایشان اجازه دارند، جایز است اقدام به این موارد نمایند و در این حال، فرد به میزان اجازه‌ای که دارد ضامن محسوب نمی‌شود.

کتک زدن
* كتک زدن بچّه نابالغ جایز نیست؛ مگر در صورتی كه تمام شرایط زیر مراعات شود:
الف. بچّه، كار حرامی را انجام داده باشد یا سبب اذیّت دیگران یا ضرر رساندن به آنان شده باشد.
ب. ولیّ شرعی بچّه نابالغ یا كسی كه از او اجازه دارد، این كار را انجام دهد.
ج. زدن به قصد ادب کردن و تربیت باشد، نه برای تشفّی خاطر (خنک شدن دل).
د. او را بیش از سه ضربه نزند.
هـ . زدن، به گونه‌ای نباشد كه بدن طفل سرخ شود؛ بلكه آهسته و خفیف باشد.
و. تنها راه ادب کردن و تربیت زدن باشد.

بعضی از گناهان
* بعضی از گناهان و محرّمات در شریعت اسلام عبارت‌اند از:
1. شرک و كفر به خداوند متعال. 2. نا امیدی از رحمت خداوند متعال. ۳. امن از مكر خداوند متعال یعنی فرد گناهكار خویش را از عذاب الهی و مجازات او در امان بداند. 4. انكار آنچه خداوند متعال نازل فرموده است. 5. حكم کردن به غیر آنچه خداوند متعال نازل فرموده است. 6‌. جنگ با اولیای خداوند متعال و فساد کردن در زمین. 7. مانع شدن از ذكر خداوند متعال در مساجد و سعی در خراب كردن آنها. 8.فرار از جنگ مسلمین با كفّار. 9. گمراه كردن مردم از راه خداوند متعال. 10.خودكشی یا وارد كردن ضرر كلّی به بدن مثل نقص عضو. 11. كشتن مسلمان و كسی كه خون او محترم است و همچنین تجاوز با او به زدن، مجروح كردن و مانند آن. 12.سقط جنین. 13. دروغ. 14. قسم دروغ به خداوند متعال. 15. گفتار بدون علم و دلیل معتبر. 16. شهادت دادن به ناحقّ. 17. كتمان شهادت در جایی كه اظهار آن لازم است. 18. ترک عمدی نماز و روزه و حج و سایر واجبات الهی. 19. پرداخت نكردن زكات و خمس واجب. 20. ریا در طاعات و عبادات. 21. عقوق والدین (اذیّت و بدرفتاری با پدر و مادر و ترک احسان لازم به آنان). ‌22. قطع رحم. 23‌.مشغول شدن به لهو حرام مانند غنا و موسیقی لهوی. ‌24. قمار بازی. ‌25. تعاون و همكاری با ظالمین و قبول پُست از ناحیه آنان؛ مگر آنكه اصل عمل شرعی باشد و پذیرش آن پست به مصلحت مسلمین باشد. 26. شكستن عهد و نذر و قسم شرعی. 27. خیانت و پیمان شكنی حتّی با غیر مسلمانان. ۲8‌. تبذیر (بیهوده خرج كردن مال و صرف آن در آنچه شایسته نیست). 29‌. اسراف (صرف مال زیادتر از آنچه شایسته است). 30. شرب خمر و آب جو (فقّاع) و سایر مست کننده‌ها. ‌31. سِحر. 32.لواط. 33. زنا. ‌34. نسبت دادن زنا به كسی بدون بیّنه شرعی. 35. قیٖادت (جمع كردن بین مرد و زن به زنا، یا دو مرد به لواط). 36. استمناء و خود ارضایی و سایر استمتاعات جنسی در غیر زن و شوهر. 37. ربا در قرض یا معامله و دریافت دیرکرد در ازای تأخیر در پرداخت دین، همچنین اجراء یا ثبت یا گواهی بر عقود، معاملات و وامهای ربوی. 38. خوردن سُحْت (خوردن و ارتزاق از مال حرام) مانند بهای خمر و مسکرات و اجرت زن زناكار، اجرت فرد آواز خوان كه آواز غنایی می‌خواند. 39.رشوه‌ای كه قاضی برای صدور حكم می‌گیرد. 40. دزدی. 41. تصرّف در مال یتیم به ظلم و ناحق. ‌42. غصب و تصرّف در مال دیگری بدون رضایت او. 43. غشّ در معاملات. 44. كم فروشی. ‌45. خوردن گوشت خوک و حیوانات حرام گوشت و مردار. ‌46. شایع کردن فحشاء و گناه بین مؤمنین. ‌۴7. نمّامی و سخن چینی كردن كه موجب تفرقه بین مؤمنین گردد. 48. قهركردن با مسلمان بیش از سه روز ، بنابر احتیاط واجب. ‌49. خلف وعده، بنابر احتیاط واجب. ‌50. حسد همراه اظهار اثر آن با گفتار یا عمل و بدون اظهار اثر، حرام نیست؛ هرچند از رذایل اخلاقی و صفات ناپسند محسوب می‌شود. 51. فحش و ناسزا گفتن به مؤمن و لعن وی. ‌52. اهانت به مؤمن و ذلیل كردن او. ‌53. افشای اسرار مؤمن. ‌54. تجسّس برای اطّلاع از گناهان غیر علنی و پنهان مؤمن. ‌55. ضرر وارد كردن به جان یا مال یا عِرْض مسلمان. 56. تهمت زدن به مؤمن. 57. غیبت. 58. تَعَرُّب پس از هجرت و منظور از آن در این زمان آن است که انسان سرزمین اسلامی یا كشور یا شهری که می‌توانست معارف دینی و احکام شرعی را در آن بیاموزد و واجبات الهی را انجام دهد و از حرام‌های الهی اجتناب نماید را ترک كرده و به سرزمین یا كشور یا شهری منتقل شود و در آن اقامت گزیند که دین و ایمانش کاستی پذیرد به گونهای كه ایمان و اعتقادش به عقاید حق، سست و ضعیف و كم رنگ گردد یا نتواند همه یا بعضی از واجباتی را كه در شریعت اسلام به آنها امر شده انجام دهد و گناهانی را كه نهی شده ترک نماید؛ بنابراین مسلمانی که به کشور غیر اسلامی رفته است اگر بداند که ماندن او در آن کشور به کاستی دین و ایمان او و خانواده یا فرزندانش، کشیده می‌شود باید به میهن خود برگردد؛ مگر آنکه برگشتن به میهن اسلامی، وی را در خطر مرگ یا حرج و زحمت فوق العادهای كه قابل تحمّل نیست بیاندازد یا ضرورتی پیش آید که باعث رفع تکلیف شود همانند ضرورتی كه موجب جایز شدن خوردن مردار برای حفظ جان از خطر مرگِ حتمی و امثال آن می‌شود و در این فرض هم باید به حدّ لازم و ضرورت اکتفاء کند و بیشتر از آن جایز نیست.

ریش تراشی
* تراشیدن ریش در مواردی كه فرد را مجبور به تراشیدن ریش كرده‌اند و راهی برای رهایی از آن نیست یا هنگام اضطرار شرعی كه فرد برای درمانِ لازم و مانند آن مضطر و ناچار به تراشیدن ریش باشد یا ترک تراشیدن ریش موجب ضرر یا حرج و مشقّت زیادی باشد كه قابل تحمّل نیست، جایز است.

مواد مخدّر و سیگار
* استعمال مواد مخدّر در صورتی كه دارای ضرر و زیان مهمّی باشد، حرام است؛ چه اینکه ضرر به دلیل اعتیاد دائم حاصل شود یا غیر آن. بلكه احتیاط واجب آن است كه مطلقاً – حتّی در صورتی كه ضرر مهمّی ندارد – از آن پرهیز شود.

* کشیدن سیگار برای فردی‌كه تازه به سیگار رو آورده اگر موجب ضرر و زیان قابل توجّه و مهمّی مثل نقص عضو – هرچند در آینده – باشد حرام است، أعمّ از اینكه آن ضرر معلوم و یقینی باشد یا گمان به ضرر دارد یا احتمال ضرر وجود داشته باشد به حدّی كه عقلاء بر سلامت آن شخص بیمناک باشند. امّا اگر ایمن از ضرر و زیان شدید باشد، هرچند بدین جهت كه كمتر می‌كشد، حرام نیست.
امّا نسبت به فردی که به سیگار کشیدن عادت نموده، اگر ادامه‌ دادن بر استعمال ‌سیگار، موجب‌ ضرر قابل توجّه و مهمّی است باید از آن دست‌ بردارد و سیگار كشیدن ‌را ترک نماید؛ مگر آنكه ترک سیگار موجب ضرر دیگری شود – مثلِ ضرر حاصل از سیگار كشیدن یا شدیدتر از آن- یا آنكه ترک سیگار برای او بسیار سخت باشد، به حدی که به طور معمول قابل تحمّل نیست.

عزاداری
* سینه زنی و گریه ‌كردن و سیلی زدن به صورت، هرچند شدید باشد اگر به سبب حزن و ناراحتی برای حضرت سیّدالشهداء باشد داخل در عنوان جَزَع و بُكاء بر آن حضرت می‌شوند كه این امر مستحب بوده و موجب تقرّب به درگاه خداوند متعال می‌باشد، به شرط اینكه ترس ضرر بلیغ (كلّی) در بین نباشد و باید توجّه داشت مراسم عزاداری سیّد الشهداء از مهمترین شعائر دینی است و نباید در اهتمام به برگزاری آن به طور شایسته كوتاهی شود.

فصل دوم

—» دانلود متن کامل کتاب به همراه تصاویر و پاورقی ها (pdf)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *