تحولات زبان اشاره در ایران

تحولات زبان اشاره در ایران

روزبه قهرمان

اشاره
آقای روزبه قهرمان از ناشنوایان فرهیخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی ناشنوایان است. ایشان سال‌ها مشغول تحقیق و تدریس در موضوعات مرتبط به ناشنوایان ایران بوده و تجارب سودمندی آموخته و تا کنون راهنمایی‌های ارزشمندی عرضه کرده است. متأسفانه مراکز فرهنگی و علمی داخل ایران از حضور او محروم هستند. زیرا جهت تکمیل تحصیلات و مطالعات هم اکنون در کانادا است. امید است با حضورش در ایران در سال‌های آتی، همه از تجارب و دستاوردهای با ارزش او بهره‌مند گردند. چند سال قبل مقاله‌ای در دانشنامه ناشنوایان نوشت؛ تلاش بسیار شد آدرسی پیدا کنیم و از ایشان کسب اجازه نماییم، اما ممکن نشد. این مقاله را با اندکی اصلاحات در اینجا می‌آوریم.(مجله توان‌نامه)

اشاره به عنوان وسیله‌ای برای ارتباط آنها از قدیم مورد توجه انسان‌ها بوده و می‌توان حدس زد، پیش از ساخت زبان گفتاری، انسان‌های اولیه از زبان اشاره بهره می‌بردند. ایرانیان باستان هم از این وضع مستثنی نبودند.
در دوره جدید كه پژوهش‌هایی در حوزه زبان اشاره انجام یافت و این زبان برای اولین بار در مراكز آموزشی ناشنوایان در كشورهای پیشرفته متداول گردید، مسئولان فرهنگی و آموزشی ایران هم در یكصد سال اخیر به این زبان روی آوردند. البته به دلیل حاكمیت فرهنگ اسلامی بر ایران و متداول بودن عقدالانامل در بین مسلمانان در قرون میانه، به احتمال قوی، ایرانیان هم عقدالانامل استفاده می‌كردند. صدور این شیوه به اروپا و تأسیس زبان اشاره جدید بر اساس عقدالانامل بعداً بررسی خواهد شد.
پیشینه تاریخی زبان اشاره به رویكرد نخبگان و پژوهشگران به روش‌های علمی باز می‌گردد؛ زیرا به تدریج دریافتند كه آنكه كر متولد می‌شود، طبعاً لال هم هست و این غیرممكن است كه بشنود و سخن گوید. با گذشت زمان و آگاهی بیشتر مردم از علل ناشنوایی، به تدریج عقاید خرافی جای خود را به تفكرات علمی داد و قدم‌هایی برای آموزش آنان به روش علمی برداشته شد. نخستین تحقیقات و آزمایش‌ها در اروپا و بعد امریکا بود و از اواسط سده سیزدهم قمری به ایران آمد.
پیشینه رویكرد به زبان اشاره: اولین پژوهشگر ناشنوایان، میشل دو لپه است. او در ۱۷۷۶ اثری ماندگار منتشر كرد كه عامل بزرگ‌ترین پیشرفت در امر ارتباطات و نقطه آغاز مطالعات زبان‌شناسی شد. همچنین او نخستین مؤسسه دولتی برای كودكان ناشنوا را تأسیس كرد كه بعدها به مؤسسه ملی كر و لال‌ها در پاریس نام‌گذاری شد. به اعتقاد او، زبان اشاره، زبان طبیعی ناشنوایان است، و روش تدریس او از همین اعتقاد ریشه‌ می‌گرفت.
سپس اَبه رش سیكار تحقیقات درباره زبان اشاره را ادامه داد و در ۱۸۱۸م كتاب خود را درباره فرهنگ كلمات و معادل‌های اشارات کلمات چاپ كرد. رمی ولاد ، ادیب فرانسوی متفكر دیگری بود كه، یك فرهنگ منظم درباره زبان اشاره‌‌‌ به فرانسه منتشر كرد. پس از این تلاش‌های علمی بود كه مدیران آموزشی ناشنوایان در كشورهای مختلف به اجرای دستاوردهای عالمان همت گماشتند؛ نتیجه آنكه شمار فراوانی از الفباهای دستی در كشورهای مختلف دنیا به كار گرفته شد.
ناشنوایان كشورهای مختلف، نه تنها یك زبان اشاره، بلكه چند نوع آن را فرا گرفته‌اند. به ویژه در دوران اخیر پژوهش درباره ساختارهای زبان اشاره، به گونه‌ای كه ناشنوایان بتوانند از آن استفاده مطلوب كنند، توسعه یافت و استفاده از این زبان را بیشتر نمود. ایرانیان هر چند حدود دو سده و نیم دیرتر به استفاده علمی و آموزشی زبان اشاره وارد شدند ولی از دوره باغچه‌بان که زبان اشاره در مراكز آموزشی مطرح شد با سرعت عقب ماندگی‌ها را پشت سر گذاشتند.
هر كشور بر اساس خاستگاه‌ها و نیازهای خود زبان اشاره‌ای را طراحی كرد، به ویژه در كشورهای پیشرفته جهان، هویت اشارات زبانشان را تعیین كرده‌اند؛ به گونه‌ای كه هر زبان اشاره شناسنامه‌ای مخصوص به خود دارد؛ مانند زبان اشاره آمریکایی ، زبان اشاره سوئدی ، زبان اشاره فرانسوی ، زبان اشاره انگلیسی . در دو دهه اخیر با تلاش عده‌ای از متخصصان زبان اشاره فارسی هم در حال شكل‌گیری است. علل تأخیر ما در این عرصه متعدد است؛ از جمله عدم آگاهی به ریشه بسیاری از اشارات زبان فارسی و نبودن اسناد كافی از تاریخ این زبان است. از این‌رو، زبان اشاره فارسی با بهره‌گیری از واژه‌های زبان فارسی (محاوره‌ای) پایه‌گذاری شد.
کمیته پژوهش و توسعه زبان اشاره فارسی در ۱۳۵۲ در سازمان ملی رفاه ناشنوایان كه هم اكنون در دفتر پژوهش دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی مستقر است، تشكیل شد. در این كمیته، شماری از كارشناسان ناشنوا گرد هم آمدند تا درباره اشارات ایرانی و فارسی كه به دلیل گستردگی جغرافیایی و تفاوت‌های فرهنگی دارای تنوع بسیاری بود، تحقیق و بررسی كنند.
روش اشاره‌گزینی: روش كار اینگونه بود كه كارشناسان به جمعیت‌ها و نشست‌های جمعی ناشنوایان مراجعه می‌كردند؛ یا در مباحث اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تفریحی آنها شركت می‌نمودند، تا چگونگی اجرای اشارات را برای تك تك كلمات به دست ‌آورند. پس از گردآوری و ثبت اشاره‌ها، در نشست‌های كارشناسی در سازمان، آنها را بررسی می‌كردند. در این نشست‌ها برای یك كلمه، چندین اشاره با توجه به فرهنگ نقاط مختلف كشور، مورد بررسی قرار می‌گرفت و آن اشاره كه از نظر علمی و زیبایی و آسانی مورد تأیید كارشناسان قرار می‌گرفت، تصویب می‌شد.
گاه برخی از واژگان مورد استفاده ناشنوایان ایران قرار نگرفته بود در چنین مواقعی، از اشارات بین‌المللی و سایر كشورهایی كه از نظر فرهنگی با ما نزدیك هستند، استفاده شده است. با كمك كارشناسان ناشنوایی كشور، تلاش برای جستجوی اشارات ایرانی كه با فرهنگ ملی انطباق بیشتر داشته باشد، رو به گسترش است. امروزه در كشور ما از سه نوع اشاره استفاده می‌شود: ۱. اشاره طبیعی، كه به عنوان وسیله اصلی ارتباطی بین ناشنوایان معمول است و شنوایان هم در موارد لازم به عنوان وسیله كمكی تفهیم و تفاهم از آن استفاده می‌كنند؛ ۲. اشاره رسمی كه معمولاً در برنامه تلویزیونی ناشنوایان مثل اخبار ناشنوایان مشاهده می‌شود؛ ۳. اشاره نوشتاری كه به عنوان وسیله كمكی تفهیم گفتار به صورت زیرنویس فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی استفاده می‌شود.
تحقیقات در ایران: این روش‌ها برای تفهیم و تفاهم بهتر ناشنوایان است. كارشناسان ایرانی، بر اساس نیازهای ملی و با اتکا به تجربه‌های جهانی پژوهش‌های جدی در مسائل مختلف زبان اشاره انجام داده‌اند. این پژوهش‌ها در اصلاح زبان اشاره فارسی و توسعه آن سودمندی بوده است. برخی از این پژوهش‌ها كه نقش و تأثیر زیادی در تاریخ زبان اشاره ایرانی ایفا كرده عبارت است از:
فرهنگ زبان اشاره فارسی برای ناشنوایان (سازمان ملی رفاه ناشنوایان ۱۳۵۹)؛ آشنایی با اشارات ناشنوایان (سازمان بهزیستی، كشور، تابستان ۱۳۶۳)؛ مجموعه اشارات ناشنوایان، (سازمان بهزیستی كشور، تابستان ۱۳۶۸)؛ زبان اشاره فارسی (دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی تهران، ۱۳۷۶).
دستاوردها: به توصیه كارشناسان ناشنوایان محصور در زبان اشاره نماندند و از گفتار به عنوان وسیله اصلی ارتباطی از اشارات طبیعی، از تصاویر به عنوان وسیله كمكی تفهیم گفتار در کلاس‌های ویژه كودكان ناشنوا هم استفاده كردند. به این وسیله مربیان و معلمان توانستند جریان یادگیری دانش‌آموزان را آسان‌تر كنند.
در دهه اخیر، مربیان و كارشناسان ناشنوایان، و دانشجویان رشته‌های مختلف، مانند: گفتاردرمانی، شنوایی‌سنجی، مددكار اجتماعی كه در پی یادگیری زبان اشاره فارسی بوده‌اند، از تجارب استادان مشهوری چون محسن لوح موسوی و ایران بهادری بهره برده‌اند.
مرتضی پیروزی، حبیب تهرانی‌زاده و رضا محمودی در مرحله جمع‌آوری و ثبت اشارات ناشنوایان كشورمان كه تاكنون ۲۲۰۰ اشاره جمع‌آوری شده است، با نامبردگان همكاری كرده‌اند.
در كشورهای پیشرفته در كنار پژوهش زبان اشاره، مبانی زبان‌شناسی و كارشناسی رشته‌های مرتبط به حوزه ناشنوایی و زبان اشاره هم مورد پژوهش و بررسی قرار می‌گیرد. هستند، به ویژه به فرهنگ اسلام، به عنوان زیربنای فرهنگ ناشنوایان توجه شده و شالوده‌های ابتكاری برای زبان اشاره پی‌ریزی شده است. این در حالی است كه در بسیاری از كشورهای اسلامی از زبان اشاره آمریکایی استفاده می‌شود. برای نمونه، ناشنوایان مالزی از زبان اشاره آمریکایی استفاده كرده حتی گاه مسلمانان مالزی به این اجرا اعتراض كرده‌اند.
زبان اشاره طبیعی و زبان اشاره ضابطه‌مند: در بین ناشنوایان ایران، انواع روش‌های اشاره متداول و مرسوم است. وقتی ارتباطات و تماس‌های دانش‌آموزان ناشنوای ایرانی با یكدیگر مشاهده ‌شود به خوبی معلوم می‌گردد كه آنها با استفاده از روش اشاره طبیعی همراه گفتار یا بدون آن، به آسانی با یكدیگر تفهیم و تفاهم و تبادل اطلاعات دارند. این بدان معناست كه شاگردان مؤسسات آموزشی، لب‌خوانی و گفتار فارسی را در مدرسه یاد گرفته‌اند؛ اما زبان اشاره طبیعی یكی از مواد درسی آنان نبوده و به طور رسمی فرا نگرفته‌اند؛ ولی در جریان تماس با یكدیگر و یا دوستان شنوای خود، زبان اشاره طبیعی را نیز آموخته‌اند.
الفبای دستی یا علائم دیگر، را می‌توان برای كمك به لب‌خوانی یا گفتاردرمانی به كار گرفت. طبیعی است كه مركز آموزشی از زبان اشاره دارای مبانی علمی و پیشرفته‌تر استفاده می‌كنند؛ از این‌رو گاه زبان اشاره فاقد ضوابط علمی منسوخ می‌شود و جای خود را به دستگاه جدیدتر می‌دهد. مثلاً الفبای دستی زبان فارسی كه در ۱۳۷۵ تصویب شد، نسبت به الفبای گویای باغچه‌بان، پیشرفته‌تر است.
در زبان اشاره استاندارد شده علمی، ناشنوایان از اشارات با مفهوم استفاده می‌كنند؛ اما این اشارات به گونه‌ای كنار هم قرار می‌گیرند كه به شیوه ترتیب كلمات در زبان محاوره‌ای نزدیك‌تر باشند و شنوایان نیز به همین ترتیب اشاره می‌كنند.
اشارات موجود در زبان اشاره مضبوط، به گونه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد كه با نحو تركیب زبان محاوره شباهت داشته‌ باشد. این كار به طور عمده با تشریح محتوای كلمات انجام می‌شود، ولی در اشارات از نظر جهت و حركت دست تغییری پدید نمی‌آید. برای بهره‌گیری از این رویكرد، به اطلاعات كافی درباره نحو، در زبان محاوره‌ای نیاز است.
برای ادای حروف و صرف افعال در زبان اشاره استاندارد شده (علمی)، از صحبت انگشتی استفاده می‌شود. این روش به زبان فارسی دستی مشهور است؛ زیرا تركیبی از رابطه‌های دستی و اشارات کتاب‌های ویژه كودكان ناشنوا، به عنوان وسیله كمك آموزشی مؤثر است كه از سوی معلمان و والدین مورد استفاده قرار می‌گیرند. به كمك اینگونه اشاره ابداعی، داستان‌ها را با اشاره به كودكان تفهیم می‌كنند تا كار آموختن زبان فارسی به ناشنوایان آسان و آسان‌تر شود.
اشاره‌ساز ، معمولاً با دست راست ساخته می‌شود و به دنبال واژه‌ اشاره می‌آید. هدف اصلی از این كار، آن است كه میزان مهارت در زبان را كه برای تكمیل گفتار به كار می‌رود، در كودكان ناشنوای دوره آمادگی هم‌سطح كند.
منابع زبان اشاره فارسی: در دهه‌های اخیر تألیف و تهیه كتاب ویژه‌‌ ناشنوایان و زبان اشاره فارسی رو به رشد بوده است. برخی کتاب‌های سودمندی كه در این باره چاپ شد. عبارت‌اند از: مهمان‌های ناخوانده، (سازمان ملی رفاه ناشنوایان، ۱۳۵۹)؛ كبوتر من كبوتر من، (شركت همگام با كودكان و نوجوانان، ۱۳۷۳)؛ شب به سر رسید، (شركت همگام با كودكان و نوجوانان، ۱۳۷۳).
از آنجا كه شمارگان کتاب‌های زبان اشاره محدود است، تهیه آنها برای ناشنوایان و پژوهشگران دشوار است؛ ولی وجود آنها دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ زیرا به كودكان ناشنوا این امكان را می‌دهد كه مانند كودكان عادی از اینكه كتابی برایشان خوانده شود، لذت ببرند. همچنین بسیاری از كودكان و نوجوانانی كه زبان اشاره را كشف می‌كنند، به شدت مجذوب آن می‌شوند؛ زیرا زبانی به مراتب رساتر از زبان گفتاری عادی است و دارای حركات بیشتر و استفاده گسترده‌تر از بیان مفاهیم با اعضای بدن است.
با گذشت دو دهه از چاپ نخستین كتاب درباره فرهنگ اشارات در ایران، تحقیقات بنیادی با رشد كم رو به گسترش بوده است. اما مقاله‌های معدودی در این زمینه به چاپ رسیده كه نمونه‌هایی از آنها عبارت است از:
«زبان اشاره و ضرورت‌های آن»، نوشته ایران بهادری. (روزنامه قدس، ۲۳/آبان‌ماه/۱۳۷۵)؛ تكلم یا اشاره؟، نوشته محمود پاكزاد (روزنامه اطلاعات، ۲۶/دی‌ماه/۱۳۷۲)؛ تكلم حق مسلم كودكان ناشنوا، نوشته روزیك شهبازیان، (روزنامه اطلاعات، ۱۹/فروردین‌ماه/۱۳۷۵).
كتاب زبان اشاره بین‌المللی كه شامل ۱۵۰۰ اشاره است، در ایجاد ارتباط میان ناشنوایان، در جهان، تحركی جدید بخشید.
این كتاب در ایران به قلم سید مهدی ماهباز و سیده عفت ماهباز به زبان فارسی برگردان شده و بدین وسیله پای ناشنوایان ایران پس از هفتاد سال آغاز آموزش ناشنوایان به دست جبار باغچه‌بان، به مجامع بین‌المللی ناشنوایان گشوده شد.
ساختار: زبان اشاره طبیعی از لحاظ ترتیب نحوی، با ترتیب كلمات در زبان انگلیسی معادل تفاوت دارد. در این ترتیب، درك و دیدار از اولویت برخوردارند. تبدیل یك جمله فارسی به زبان اشاره، معمولاً دارای سه جزء ادراكی است: ۱. ‌مشخص‌ترین اشاره كه از لحاظ دیداری، قدرت مؤثری دارد و معمولاً معادل یك اسم است، در آغاز جمله می‌آید؛ ۲. سپس اشاراتی می‌آیند كه اشاره اول را تشریح كرده و یا توضیح بیشتری درباره آن می‌دهند؛ ۳. در پایان، اشاراتی می‌آیند كه محصول یا تأثیر حاصل را بیان می‌كنند.
اگرچه میزان تولید اشارات، نصف میزان تولید كلمات است، اما میزان بیان مطالب در هر دو تقریباً برابر است. این امر با كاربرد عوامل جبرانی اشارات انجام می‌گیرد كه موانع حسی را از میان برمی‌دارد. بهره‌گیری گسترده از عوامل تغییر، یكی از علائم مشخصه زبان اشاره است.
مراحل دستوری زبان اشاره با حركات قابل رؤیت دست‌ها، هماهنگ می‌شوند. بنابراین، مطالعه نوسانات حركتی كه چگونه تغییراتی را در مفهوم ایجاد می‌كنند؛ لازم است، مانند: شب، دیشب، پریشب. جهت‌گیری نمونه دیگری از دستور زبان اشاره فضایی است كه در برابر دستور زبان متوالی نوشتاری قرار دارد. برای نمونه، ایجاد تغییری در جهت حركت یك اشاره، باعث می‌شود تا تغییر مشابهی در ارتباط فاعل و مفعول پدید آید؛ مانند: من به تو گفتم؛ تو به من گفتی.
همچنین روش‌هایی وجود دارند كه با نوسانات فضایی یا كاربرد جنبه‌های غیر دستی اشارات، بر اسامی جمع، گفتار غیرمستقیم، منفی كردن جمله، تغییر زمان فعل و پرسشی كردن جمله دلالت می‌كنند. اكنون بر اساس طبقه‌های مختلف اشارات، شناخت كافی از این روندها به دست آمده است تا بتوان آنها را به منزله قواعد دستوری در نظر گرفت. گرچه این دستور زبان اشاره با دستور زبان فارسی تفاوت دارد، اما با یك زبان دستی- دیداری، تطبیق یافته است.
یادگیری و آموزش زبان اشاره: زبان اشاره نیز، همانند دیگر زبان‌ها نیاز به آموختن و آموزش دارد. این فعالیت بنابراین، اولاً در طول یك زمان مشخص و دوم با به كارگیری روش‌ها و ابزارها به انجام می‌رسد.
استوكو در تحقیقات خود (۱۹۶۰) نشان داد كه صحبت انگشتی همچون تمامی نظام‌های نویسه‌ای صورت‌هایی تصویرگونه دارد كه چنین تفاوت‌هایی نتیجه امتیازات فردی و نیز، میزان هماهنگی و انعطاف دست‌ها و انگشتان فرد است. دو مشكل اصلی در ابتدای برنامه تربیت كاركنان و معلمان ویژه ناشنوایان دیده می‌شود: ۱. در الفبای دستی، بیشتر افراد به جای خواندن كل كلمه، به خواندن حرف به حرف آن می‌پرداختند؛ ۲. بیشتر آنان، كلمات را بیش از حد سریع یا كند هجی می‌كردند.
به طور كلی توصیه می‌شود برنامه‌ای گسترده طرح‌ریزی شود تا به جای ارائه دوره آموزشی ویژه، تمامی فرصت‌های مناسب برای یادگیری را در اختیار كارآموز قرار دهد.
این برنامه می‌بایست افزون بر جلسات گروهی رسمی، موقعیت‌های غیررسمی، شامل بازدیدهای پژوهشی را نیز، شامل شود و از انواع وسایل آموزشی ویژه زبان اشاره استفاده كند. البته، از لحاظ چهارچوب كاری، بر تمرین منظم و مكرر مبتنی باشد. اما به نظر می‌رسد اساساً چنین رویكردی باعث می‌شود پیشرفت افراد در زمینه یادگیری زبان اشاره، به شكلی تحت كنترل قرار گیرد.
ثابت شده است كه ادراك یا خواندن صحبت انگشتی، عموماً از تولید و ارسال آن مشكل‌تر است. بنابراین، در هر برنامه آموزشی باید به این مسئله توجه داشت و برای یافتن موازنه‌ای میان خواندن و تولید حروف، تلاش كرد و همچنین برای كمك به تولید تركیبی از حروف و الگوهای كلمه، بایستی كارآموزان به تكرار و تمرین كلمات با استفاده از اشارات روی آورند و در طی مكالمات خود با یكدیگر، از راه صحبت انگشتی ارتباط برقرار كنند تا آن نقیصه ویژه به تدریج برطرف گردد.
در ایران، برای نخستین بار لزوم آموزش زبان اشاره را خانم‌ها ثمینه و پروانه باغچه‌بان مطرح كردند. آنها ادامه دهنده راه پدرشان، برنامه آموزش زبان اشاره را با همكاری دانشگاه ملی سابق، از یكم مهر ۱۳۵۴ در آموزشگاه باغچه‌بان آغاز كردند كه تا ۱۳۵۷ ادامه یافت و پس از آن به فراموشی سپرده شد تا اینكه در ۱۳۷۵ به همت كانون ناشنوایان خراسان نخستین دوره كوتاه مدت آموزش زبان اشاره برای علاقه‌مندان در دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی مشهد برگزار گردید.
علل بی‌توجهی به ایجاد دوره‌های آموزش زبان اشاره در سال‌های اخیر را می‌توان اینگونه برشمرد: اتهام به زبان اشاره؛ نپذیرفتن اشاره به عنوان یك زبان (مثل زبان اقلیت‌ها)؛ لزوم خودكفایی اجتماعی و اقتصادی ناشنوایان.
امروزه در سراسر جهان، تلاش بر آن است كه به موازات آموزش زبان و گفتار به ناشنوایان، مردم شنوا را نیز، با زبان اشاره آشنا سازند تا همه بار ایجاد ارتباط بر دوش ناشنوایان نباشد. به همین سبب، برنامه‌های گوناگون با زبان اشاره از تلویزیون پخش می‌شود و مردم به شركت در کلاس‌های رایگان زبان اشاره تشویق می‌شوند.
دوره تربیت رابطان زبان اشاره: دوره تربیت رابطان زبان اشاره باید در مقطع دانشگاه و همانند سایر رشته‌های مربوط به زبان‌های خارجی باشد. اگر كسانی كه در دوره تربیت رابط شركت می‌كنند، هیچ آشنایی قبلی با زبان اشاره نداشته باشند، در برنامه آموزشی آنها پیش از آموزش رابطی، باید یك سال به طور تمام وقت دوره زبان اشاره را بگذرانند و آنگاه وارد دوره تربیت رابط ناشنوایان بشوند.
در دوره تربیت رابط زبان اشاره، تأكید بر مهارت در زبان اشاره و آشنایی رابطان با لهجه‌های مختلف زبان گفتاری است؛ مثلاً اینكه ترك‌ زبانان و یا كُرد زبانان چگونه فارسی صحبت می‌كنند.
در ایران، سازمان خاصی مشابه خدمات رابطان زبان اشاره وجود ندارد. هر چند ایجاد رشته كارشناسی رابط ناشنوایان در دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی تهران در دست مطالعه و بررسی است.
خانم ایران بهادری، از معدود رابطان زبان اشاره در قاره آسیاست كه دوره رابط بین‌المللی را در امریكا گذرانیده است؛ درحالی كه بسیاری از رابطان از راه تجربی كار رابطی را انجام می‌دادند. با توجه به سر شماری ۱۳۷۵، شیوع ناشنوایی در ایران بین دو تا سه در هزار است. با این احتساب، شمار رابطان زبان اشاره مورد نیاز، حدود هفت هزار نفر برآورد می‌شود. در حالی كه رابطان زبان اشاره مجرب ایرانی كه حرفه خویش را از طریق تجربی فرا گرفته‌اند و یا دوره كوتاه مدت را گذرانده‌اند، به تعداد انگشتان یك دست نمی‌رسند.
به دلیل تفاوت لهجه‌ها در میان ناشنوایان، هر ناشنوا برای حضور فعالانه در اجتماع باید رابط آشنا با لهجه‌اش را داشته باشد و در آن هنگام به كمبود رابطان مجرب در ایران پی خواهیم برد. شایسته است جامعه ناشنوایان ایران در حد توان خود و به صورت حركت خودجوش، مسئولیت ایجاد کلاس‌های زبان اشاره را به عهده گیرد و یك مركز مستقل در قالب انجمن برای مشاوره خانواده و كودك ناشنوا در نظر داشته باشد تا اطلاعات بی‌طرفانه و منصفانه درباره تمام جنبه‌های ناشنوایی به آسانی در دسترس خانواده‌های كودكان ناشنوا قرار گیرد كه باعث افزایش سطح آگاهی عمومی نسبت به ناشنوایی شود.
منابع
باطنی، محمدرضا، مجموعه مقالات درباره زبان، تهران، انتشارات آگاه، پاییز ۱۳۷۳؛ همو، نگاهی تازه به دستور زبان فارسی، تهران، انتشارات آگاه، پاییز ۱۳۷۳؛ بهادری، ایران، «زبان اشاره و ضرورت‌های آن»، روزنامه قدس، ۲۳ آبان ۱۳۷۵؛ همو، گزارش اجلاس ناشنوایان منطقه اسكاپ و کنگره آموزش ناشنوایان به روش دوزبانه، تهران، معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی، پاییز ۱۳۷۵؛ همو، گزارش كنفرانس بین‌المللی آموزش ناشنوایان دوزبانه، تهران، تابستان ۱۳۷۲؛ حجازی، بنفشه، ادبیات كودكان و نوجوانان: ویژگی‌ها و جنبه‌ها، تهران، انتشارات روشنگران، زمستان ۱۳۷۴؛ خزائلی، شرمین، روان‌شناسی و ارتباط در كودكان ناشنوا، مشهد، انتشارات آستان قدس، تابستان ۱۳۷۱؛ سازمان ملی ناشنوایان انگلستان، گزارش خط‌مشی آموزش ناشنوایان در انگلستان، ترجمه اكرم حاج علی‌اكبر، تهران، معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی، زمستان ۱۳۷۵؛ فدراسیون جهانی ناشنوایان، زبان اشاره بین‌المللی «گستونو»، ترجمه سیدمهدی ماهباز و سیده عفت ماهباز. تهران، بهار ۱۳۷۲؛ قریشی‌راد، فخرالسادات، «روان‌شناسی خانواده ناشنوا»، مجله تعلیم و تربیت استثنایی، مهر ۱۳۷۴؛ قهرمان، روزبه، «نقش رابط در رفع مشكلات ارتباطی ناشنوایان»، ارائه شده در سمینار بررسی روش‌های مؤثر در آموزش كودكان و بزرگسالان ناشنوا، تهران، اردیبهشت ۱۳۷۵؛ گیتی، خسرو، «پیشگیری ناشنوایی و توان‌بخشی كودكان و نوجوانان ناشنوا»، ارائه شده در سمینار پیشگیری از معلولیت‌های شنوایی و روش‌های توان‌بخشی كودكان و نوجوانان ناشنوا، زنجان، شهریور ۱۳۷۲؛ همو، «تحقیق و بررسی مسائل عمده توان‌بخشی ارتباطی ناشنوایان»، ارائه شده در سمینار بررسی روش‌های مؤثر در آموزش كودكان و بزرگسالان ناشنوا، تهران، اردیبهشت ۱۳۷۵؛ مشكوة‌الدینی، مهدی، سیر زبان‌شناسی، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، بهار ۱۳۷۳.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *