شاعر أعمی’ یَصفُ العَمی’

شاعر أعمی’ یَصفُ العَمی’

قال الشاعر الأندلسی أبو المخشی یصف عماه:

خضعت أم بناتی للعدا
إذا قضی الله بأمر فمضی
ورأت أعمی ضریراً انّما
مشیة فی الأرض لمس بالعصا
فبکت وجدا و قالت قولة
-و هی حری- بلعت منی المدی
ففؤادی قرح من قولها
ما من الأدواء داء کالعمی
و إذا نال العمی ذا بصر
کان حیا مثل میت قد ثوی
و کأن الناعم المسرور لم
یک مسروراً إذا لاقی الردی
أبصرت مستبدلا من طرفه
قائدا یسعی به حیث سعی
بالعصا إن لم یقده قائد
و سؤال الناس یمشی إن مشی
و إذا رکب دنوا کان لهم
هو جلا فی المهمه الخرق الصُّوی
لم یزل فی کل مخشی السری
یصطلی الحرب و یجتاب الدجی

مأخذ: مجلة الأزهر، مجلد ۳۳، جزء ۱، محرم ۱۳۸۱، ص ۴۵

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *