نقش سفر در سلامت جسمی و روانی افراد نخاعی

رسول مکرم اسلام(ص) می فرمایند: سافروا تصحوا “سفر كنيد تا سالم بمانيد” سير و سفر از جمله اموري است كه شرع مقدس اسلام توجه خاصي به آن داشته و آن را مورد توصيه قرار داده و هم‌چنين آداب مخصوصي براي آن ذكر نموده است. مسافرت ضمن اينكه فشارهاي رواني را كاهش مي‌دهد و تنوع محيطي ايجاد مي‌كند ظرفيت‌هاي فكري فرد را نيز افزايش مي‌دهد، چون تغييرات قابل توجهي در نگرش‌هاي فرد نسبت به پديده‌هاي مختلف ايجاد مي‌كند. از آن‌جا كه سفر خالي از رنج و زحمت نيست، گوهر وجود انسان آبديده مي‌گردد و شخص به اخلاق و آداب و والايي دست مي‌يابد. سفر برای همگان بویژه افراد نخاعی بخاطر داشتن زندگی یکنواخت کاملا ضروری و واجب است.
۲۹ سال است بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه ی گردنم جانباز ضایعه نخاعی شده ام. در طول این چند سال بجز یکی دو سال اول مجروحیت، مرتب به سفر رفته ام و به فواید آن کاملا ایمان پیدا کرده ام. سفرهای زیارتی و سیاحتی را مانند دو بال برای یک فرد نخاعی می دانم، که اولی را به مثابه ورزش معنوی و دومی را ورزش روحی و تقویت روحیه ارزیابی می کنم. هر چند ضرورتی در مجزا نمودن این دو نوع سفر از یکدیگر نمی بینم. سفر اگر به خاطر رضای خداوند و برای کسب روحیه باشد، هم آرام گرفتن در کنار مضجع شریف ثامن الحجج (ع) و کسب انرژی مثبت از آن مکان مقدس، عبادت محسوب می شود و هم در کنار ساحل دریای مازندران و خلیج نیلگون همیشه فارس و شنیدن ترانه ی زیبای امواج و مشاهده ی غروب طلایی و دل انگیز خورشید.
بزرگی می گوید، سه نفر از سفر کردن لذت نمی برند. «عاشق» «ترسو» «خسیس». فکر می کنم گزینه ی دوم یعنی ترس باعث شود ما افراد نخاعی خود را برای نرفتن به مسافرت توجیه کنیم. توجیه اینکه ما از نظر فیزیکی با مشکلات فراوانی مواجهیم و وسایل مسافرت امروزی و مکان های موجود با ساختار فیزیکی ما مطابقت ندارد، پس ما نباید مسافرت کنیم، اشتباه است و در واقع نوعی پاک کردن صورت مسئله محسوب می شود. باید شجاع باشیم و در سفر مشکلات را، به هر نحو ممکن ضربه ی فنی کنیم. سال گذشته در حرم امام رضا (ع) فردی را با ضایعه ی نخاع گردنی مشاهده کردم، که ویلچر برقی خود را روی سقف اتوبوس گذاشته بود و از یکی از استانها های جنوبی کشور با تعدادی از دوستانش به مشهد آمده بود.
مسافرت رفتن برای افراد سالم هم با محدودیت فراوانی همراه است و هیچ کس منکر این مسئله نیست که فرد ضایعه نخاعی با رفتن به سفر دچار عسر و حرج می شود، اما آنچه مهم است مقایسه ی روحیه ی فرد قبل از سفر و بعد از مسافرت است، که اصلا با هم قابل قیاس نیست. معتقدم افراد ضایعه ی نخاعی افراد برگزیده ای هستند از طرف خداوند بزرگ، که اراده ی حضرتش بر این قرار گرفته با امتحان های سخت بر قدر و منزلتشان بیفزاید. پس ما نباید در برابر مشکلات خم به ابرو بیاوریم. باید ایمان داشته باشیم که کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگران می دهد. و بر این باورم که گوشه نشینی و نشستن در خانه و زانوی غم در بغل گرفتن هیچ دردی را درمان نمی کند. باید با رفتن به سفر، تکراری بودن زندگی را بر هم بریزیم و به کسب شادابی بپردازیم و معتقدم آنچه خداوند به ما داده نعمت، آنچه به ما نداده حکمت و گرفته هایش از ما امتحان است. پس با ویلچر مسافرت رفتن هم برای خودش عالمی دارد، شاید هم درسی باشد برای کسانی که از جسم سالمی برخوردارند و بخاطر تنبلی حاضر نیستند رنج سفر را برای خود هموار کنند.
البته ارگان های مربوط به افراد نخاعی مثل بنیاد شهید و بهزیستی و… موظفند تسهیلات لازم برای اعزام افراد نخاعی به سفرهای زیارتی و سیاحتی را فراهم کنند و چنانچه استنکاف کنند در قیامت باید پاسخگوباشند. و البته خود جانبازان و معلولین عزیز هم باید از مسئولین به هر نحو ممکن درخواست ترتیب دادن اردو بنمایند، تا آنان تصور نکنند نشستن در خانه و استراحت نمودن (به قول خودشان) برای این قشر از جامعه مفیدتر است.
مسافرت های دسته جمعی برای افراد نخاعی به مراتب بهتر و پر شور و حال تر است. من مسافرت با اتوبوس های ویژه معلولین را بهتر می پسندم و خاطرات خوشی از آن دارم. فرد نخاعی وقتی با ویلچرش سوار اتوبوس می شود، دغدغه ی کمتری دارد. (به نظر می رسد وقتی ما افراد ویلچری را حتی برای دقایقی از ویلچرمان جدا می کنند، گویی چیزی را گم کرده ایم) البته اتوبوس هم معایب خاص خودش را دارد، اما یادمان باشد که قرار نیست صورت مسئله را پاک کنیم. قرارمان این است که برای تقویت روح مقداری هم از جسم مان مایه بگذاریم.
باید قبل از سفر وضعیت حمام رفتن و دستشویی رفتن را طوری تنظیم کنیم که در طول سفر مشکلی پیش نیاید، اما اگر مشکلی هم پیش آمد، باید بر این باور باشیم که دنیا به آخر نرسیده، باید با همفکری با شخص همراهمان و با مدیریت صحیح، مشکل را مرتفع کنیم. وجود یک فرد آشنا و دلسوز با وضعیت یک فرد نخاعی، می تواند پشتوانه ی خوبی برای شروع و ادامه ی سفر باشد.
به این نکته ی کلیدی هم اشاره کنم که کسانی که در معیت افراد نخاعی به مسافرت می روند و یار و کمک کار آنانند دارای اجر مضاعفی نزد خداوند بزرگ هستند و تمام زحماتی که متحمل می شوند نزد حضرتش ماجور است. این افراد باعث می شوند لبخند رضایت بر لب افرادی بنشیند که معمولا به خاطر مشکلات جسمی و روحی فراوان، کمتر می خندند و کمتر شاد هستند.
گفتم هوای میکده غم می برد زدل/ گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

منبع: «نقش سفر در سلامت جسمی و روانی افراد نخاعی»، رمضانعلی کاوسی(جانباز ضایعه نخاعی گردنی) از شهر رضا، اولین کنفرانس اینترنتی نقش سفر در سلامتی افراد نخاعی و فراهم سازی تسهیلات برای آنان، مرداد ۱۳۹۰ ؛ سایت مرکز ضایعات نخاعی جانبازان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *