یکی از نامه های برگزیده مسابقه سلام آقای شهردار

ما در حال جنگ هستیم!*
سلام آقای شهردار!

از میدان جنگ برای شما می نویسم، از جنگی تحمیلی که شما خوب می شناسیدش، جنگی ناخواسته که در آن بی گناهانی اسیر، مجروح و یا حتی کشته شده اند. جنگ ما جنگی چریکی و شهری است و شما می دانید جنگیدن در مناطق شهری به سبب محدودیت های توپوگرافی، جغرافیایی و ساختمانی بسیار سخت و دشوار است. اسیران ما در ساختمان هایی اسیرند که گویا با نظارت ساخته شده اند و البته چراغ دلشان روشن است تا معاهده هایی که با هیاهوها و تبلیغات زیاد بسته شده اند آزادشان کند و این امید آنها را زنده نگاه داشته. نامه ها و تلگراف ها هم گویا به مقصد نمی رسند! جنگ است دیگر! عده ای هم نمی خواهند کاروان تدارکات برسد و می گویند اولویت با مناطق دیگر است. ما رزمندگان صلح طلبی هستیم ولی در اقلیتی بزرگ، هر چند دیده بان ها آمارمان را به مصلحت کم و زیاد می کنند. لازم می دانم برای شما که جنگ، آن هم از نوع تحمیلی را خوب می شناسید نکاتی را خاطرنشان کنم:
آقای شهردار! بر عکس شما ما پرواز نمی دانیم و شما بهتر می دانید پرواز ملزوماتی می خواهد که ما نداریم! باند می خواهد بی مانع، بال می خواهد گسترده، بی انصافی است نگوییم ما تنها باد مخالف و اراده اش را داریم البته اگر اجازه پرواز صادر شود. آن وقت خواهید دید اسرای ما چه خدمات ارزنده ای می توانند ارائه کنند. همان هایی که سال ها صرفا بنا به متفاوت بودنشان اسیر شده اند. بله ما تفاوت داریم و این تفاوت ما را اسیر کرده است.
آقای شهردار! دست ها، پاها و عدوات ما پشت خاک ریزها جا مانده است! می گویند لوکس است و قیمتی! آنهایی هم که آمده اندازه ما نیست، در شان ما نیست. متاسفانه مواضعی را از دست داده ایم چراکه سلاح های ما ساده و ابتدایی اند و این جنگی است تمام عیار و نفس گیر. راستی شما می دانید پل های عابر را در نبردهای شهری چگونه می توان تصرف کرد؟
آقای شهردار! تخریب چی ها را یادتان هست؟ اینجا تخریب می کنند هر آنچه را که با خون دل بدست آمده است! نمی دانیم و این ندانستن تمام مولفه ها و تاکتیک هایمان را بر باد می دهد. بله نمی دانیم معبری که امروز باز است را فردا کدام گروه تخریب چی نابود خواهد کرد؟ نمی دانیم مسیری که با تلاش و پیگیری زیاد گشوده شده است تا کی باز خواهد ماند و این ندانستن ها امنیت و آرامش را از ما سلب می کند. یادتان هست مدتی پیش چهار راهی استراتژیک، عصر در دستمان بود و صبح دورش مین گذاری و تونل کشی شد؟! می دانستید صحبت از تونل که می شود داغ دلمان تازه می شود؟ در جنگ شهری این روز ها تونل ها حرف آخر را می زنند! می دانستید ما زیر زمین و در تونل های شهری هم نمی توانیم تردد کنیم؟
آقای شهردار! سرویس های ویژه شما برای نیروهای ویژه ما هر چند دیر اما رسید! متشکریم! لازم است بدانید ما دوست داریم در کنار سایر مردم در استقلال کامل حضور داشته و تردد کنیم و جامعه ای تلفیقی و فراگیر در صلح، دوستی، برادری و برابری تشکیل دهیم.
آقای شهردار! شما نیک می دانید اولین گام در هر جنگی، شناخت دشمن است! و ما دشمن خود را خوب می شناسیم. باید بگویم دشمن ما دست ها و اراده های به خواب رفته ای هستند که نمی خواهند بیدار شوند ولی ما با صبر، اراده و استقامت خود قطعا در این نبرد نامتقارن و البته به کمک شما پیروز خواهیم شد.
من الله التوفیق
سعید ضروری

منبع: سعید ضروری، سایت بال پرواز، ۱۲ اسفند ۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *