آخرین سخنان حضرت علی(ع) در واپسين لحظات عمر درباره حفظ حقوق معلولین و کارگران و ضعیف‌ترین مردم جامعه

print

آخرین سخنان حضرت علی(ع) در واپسين لحظات عمر
درباره حفظ حقوق معلولین و کارگران و ضعیف‌ترین مردم جامعه

دفتر فرهنگ معلولین/ 12 تیر 1394

emamAliکلام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به اصبغ بن نباته در واپسين لحظات عمر شريفشان، در زمینه حفظ حقوق ضعیف‌ترین و فقیرترین مردم و نیز لزوم پرداخت حقوق کارگران و ضرورت احترام به والدین است.
در كتاب «فضائل ابن شاذان» و همچنين «الروضه» آمده است:
اصبغ بن نباته‏ رحمه الله گويد: در واپسين لحظات اميرمومنان على ‏عليه السلام – كه فرق مباركش از شمشير كين ابن ملجم لعين شكافته شده بود – به عيادت مولايم رفته بودم، آن حضرت‏ عليه السلام به من فرمود:
اى اصبغ! بنشين و حديثى از من بشنو كه پس از اين روز، ديگر از من سخن نخواهى شنيد. بدان اى اصبغ! من نيز – همچنان كه تو هم اكنون به عيادت من آمده ‏اى – به عيادت رسول ‏خدا صلى الله عليه وآله وسلم رفته بودم، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به من فرمود:
اى اباالحسن! برخيز به مردم بگو: براى نماز جماعت در مسجد حاضر شوند، آنگاه بر فراز منبر برو و يك پله از مقام من پايين‏تر بنشين و به مردم بگو:
ألا من عقّ والديه فلعنة اللَّه عليه، ألا من أبق من مواليه فلعنة اللَّه عليه، ألا من ظلم أجيراً اُجرته فلعنة اللَّه عليه.
آگاه باشيد! هر كه بر والدين خود جفا كند، لعنت خدا بر او باد.
آگاه باشيد! هر بنده ‏اى كه از مولايش بگريزد، لعنت خدا بر او باد.
آگاه باشيد! هر كه در مزد و اُجرتِ كارگرى ستم كند، لعنت خدا بر او باد.
اى اصبغ! من فرمان حبيبم رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را انجام دادم. در اين هنگام مردى از گوشه مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن! آنچه گفتى سه عبارت مختصر بود آنها را شرح داده و توضيح بده.
من پاسخ او را ندادم، تا اين كه خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شرفياب شدم، و آنچه آن مرد گفته بود به استحضار حضرتش رساندم.
اصبغ گويد: در اين هنگام، على عليه السلام دست مرا گرفت و فرمود:
اى اصبغ! دست خود را بگشا!
من دستم را گشودم، حضرت يكى از انگشتان مرا گرفت و فرمود:
اى اصبغ! همان‏گونه كه من انگشت تو را گرفتم، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم انگشت مرا گرفت، آنگاه فرمود:
يا أباالحسن ! ألا وإنّي وأنت أبوا هذه الاُمّة فمن عقّنا فلعنة اللَّه عليه، ألا وإنّي وأنت موليا هذه الاُمّة فعلى من أبق عنّا لعنة اللَّه، ألا وإنّي وأنت أجيرا هذه الاُمّة، فمن ظلمنا اُجرتنا فلعنة اللَّه عليه.
اى اباالحسن! به راستى كه من و تو پدران اين اُمّت هستيم، هر كه به ما جفا كند، لعنت خدا بر او باد.
به راستى كه من و تو مولاى اين اُمّت هستيم هر كه از ما بگريزد، لعنت خدا بر او باد.
به راستى كه من و تو، دو اجير اين اُمّت هستيم هر كه در پاداش ما ستم نمايد، لعنت خدا بر او باد.
آنگاه فرمود: آمين.
اصبغ گويد: حضرت اين سخن بگفت و بيهوش شد، سپس به هوش آمد، فرمود:
اى اصبغ! هنوز نشسته‏ اى!
عرض كردم: آرى، اى مولاى من!
فرمود: مى‏خواهى حديث ديگرى اضافه كنم؟
عرض كردم: آرى، خداوند، از خيرات فراوانش بر تو بيفزايد.
فرمود: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم در يكى از كوچه‌هاى مدينه با من ديدار كرد، من غمگين بودم به گونه ‏اى كه آثار حزن و اندوه از چهره ‏ام پيدا بود.
آن حضرت رو به من كرد و فرمود: اى ابا الحسن! تو را غمگين مى‌‏بينم، آيا مى‌خواهى حديثى براى تو بگويم كه هرگز محزون نشوى؟
عرض كردم: آرى.
فرمود: وقتى روز قيامت فرا مى‌‏رسد، خداوند منبرى بلندتر از منبر پيامبران و شهيدان براى من قرار مى‌‏دهد، آنگاه به من دستور مى‏دهد تا بر فراز آن بالا روم، سپس به تو دستور مى‌‏دهد كه يك پله پايين‏تر از من صعود كنى. آنگاه به دو فرشته امر مى‌كند كه يك پله پايين‏تر از تو بنشينند، موقعى كه همه بالاى آن منبر قرار گرفتيم هيچ كس از پيشينيان و آخرين نمى ‏ماند جز آنكه همه در پيرامون آن حاضر مى‌‏شوند
يكى از فرشتگانى كه پايين‏تر از تو نشسته فرياد مى‌‏زند:
اى مردم! هر كه مرا مى‌‏شناسد كه مى‌‏شناسد، و هر كه مرا نمى‏ شناسد اينك خودم را معرّفى مى‌‏نمايم. من رضوان، خازن بهشت هستم، آگاه باشيد! خداوند به احسان، كرم، فضل و جلالش به من دستور فرمود تا كليدهاى بهشت را به حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم واگذار نمايم، و حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم به من دستور داد تا آنها را در اختيار على بن ابى طالب ‏عليه السلام قرار دهم، پس شما در اين امر گواهى داده و شاهد باشيد.
آنگاه فرشته ‏اى كه پايين‏تر از او بوده بر مى‌خيزد و چنان فرياد مى‌‏زند كه همه جمعيّت صداى او را مى‌‏شنوند، و مى‌گويد:
اى مردم! هر كه مرا مى‌شناسد كه مى‌‏شناسد، و هر كه مرا نمى ‏شناسد من هم ‏اكنون خودم را معرّفى مى‌‏نمايم، من مالك، خازن دوزخ مى‌‏باشم، آگاه باشيد! همانا خداوند به احسان، كرم، فضل و جلالش به من دستور فرمود تا كليدهاى دوزخ را به حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم واگذار نمايم، و حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم به من دستور داد تا آنها را در اختيار علىّ بن ابى طالب‏ عليه السلام قرار دهم، پس شما در اين امر گواهى داده و شاهد باشيد.
در اين هنگام على ‏عليه السلام كليدهاى بهشت و دوزخ را مى‌گيرد.
سپس رسول ‏خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: اى على! پس از آن تو از دامن من، و خاندانت از دامان تو و شيعيانت از دامان خاندانت مى‌گيرند.
على ‏عليه السلام مى‌‏فرمايد: من دستانم را بر هم زدم و گفتم: اى رسول خدا ! به سوى بهشت مى‌رويم!
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: آرى، سوگند به پروردگار كعبه!
(اصبغ گويد: من در آن حال از مولايم جز اين دو حديث را نشنيدم، حضرت صلوات اللَّه عليه اين سخنان زيبا و دلنشين را فرمود و آنگاه روحش به سوى معبودش پر كشيد).
این روایت در منابع زیر نقل شده است:
الروضة: 22 و 23، بحار الأنوار: 44/40-46 و 204/42 ح 8. نظير اين روايت را شيخ طوسى رحمه‌الله در امالى خود: 123 ح4 مجلس 5، و شيخ مفيد رحمه‌الله نيز در امالى خويش: 351 ح3 نقل كرده‌‏اند.
(قطره‌اي از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام، ج 2، ص 402)

ملاحظات
1)
علی بن ابیطالب(ع) به هنگام ضربت خوردن رهبر امپراطوری بزرگ جهان اسلام بود. سخنانش به اصبغ در آخرین لحظات عمرش سه نکته است: ضرورت احترام به والدین، لزوم رعایت حقوق مزدبگیران و بالاخره ضرورت حفظ شؤون و حقوق پایین‌ترین قشر جامعه که در آن زمان بردگان بودند. معلولین به عنوان قشر متوسط و ضعیف جامعه می‌تواند مصداق و مخاطب این سخن امام باشد؛ زیرا معلولین با تعمیم مناط در سخن امام، مشمول و مخاطب امام خواهند شد و مردم مسلمان لزوماً باید حقوق آنان را نگهبانی کنند و برای بهتر شدن زندگی آنان بکوشند. نیز خود معلولین باید عامل به دستورات حضرت باشند یعنی به والدین احترام بگذارند و حرمت حقوق دیگران را نگه دارند.
2)
حضرت در شرایطی که رهبری بزرگترین دولت در جهان بود به فکر پایین‌ترین اقشار جامعه بود و رعایت حق و حقوق آحاد جامعه توسط خود اعضای جامعه را مهم می‌شمارد. این درس بزرگی برای رهبران و مدیران جهان اسلام و تعالی جهان است. امروزه کسانی که در جهان داعیه رهبری دارند و خود را زعیم جهانیان می‌شمارند، باید پاسدار حقوق مردم باشند؛ باید حرمت ضعفاء را نگهبانی کنند؛ باید احترام به اقشار زیردست و ضعیف را به عنوان یک فرهنگ گسترش دهند. دوره بقاء اقوی و نظریه داروینی دوام قوی‌ترها به سر آمده و دوام و بقاء جامعه به رعایت حقوق ضعفاء و مزدبگیران خُرد است.
3)
پیام امام نخست شیعیان در این روزها که در آستانه سالگشت شهادت آن حضرت هستیم به همه جهانیان به ویژه به رهبران و مدیران ارشد جهان این است که خانواده و ارکان آن یعنی والدین را مهم بدانید، از تضییع حقوق مزدبگیران جلوگیری کرده و احترام حقوق آنان را تعمیم دهید و بالاخره به فکر ضعفاء و اقشار آسیب‌پذیر جامعه باشید.

1 پاسخ
  1. سید جعفر حسینی
    سید جعفر حسینی says:

    سلام و خداقوت
    ممنون مطلب و حدیث خیلی قشنگ و شیوا و انذارکننده ای است. انشاءالله همه ما از این احادیث که از زبان بهترین آفریدگان و مهربانترین بندگان صادر شده است درس بگیریم و این پندها را بکار بندیم و سبک زندگی خود را بر پایه آنها استوار سازیم.
    خدا را شکر می کنیم که ما را از متمسکین و توسل کنندگان به ولایت پیامبر اعظم صلوات الله علیه و امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام قرار داد

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *