اخـتلالات‌ رفتاری معمول در کودکان ناشنوا

اخـتلالات‌ رفتاری معمول در کودکان ناشنوا

مترجم: امیرعباس ابراهیمی- کارشناس ارشد شنوایی‌شناسی- آموزشگاه باغچه‌بان‌ شـماره‌‌ 6 تـهران‌
منبع: تعلیم و تربیت استثنائی , خرداد 1390 – شماره 108، ص70-73

کج‌خلقی1
کج‌خلقی اگرچه رفتاری بهنجار اما رفتار چالش‌زای بیشتر کودکان در سال‌های‌ آغازین است. مـعمول‌ترین سن کج‌خلقی بین 1 تا 3 سالگی است و در شدت و دوام از‌ چند دقیقه گریه کردن‌ تا‌ دورهـ‌ای طولانی از لگدزدن، جیغ‌کشیدن، ضـربه‌زدن و نـگهداشتن تنفس متفاوت است. کج‌خلقی وقتی رخ می‌دهدکه نوپاها نتوانند محیط خود را کنترل کنند یا بر آن مسلط شوند، نتوانند به خواسته‌ی خود برسند‌ یا آن را انجام دهند یا مورد توجه واقع شوند و هنگامی کـه کودک خسته، گرسنه، یا ناراحت است ببیشتر احتمال دارد رخ دهد. کج‌خلقی اغلب در نوپاهای ناشنوا در مقایسه با‌ همسالان‌ شنوا بیشتر طول می‌کشد و معمول‌تر و شدیدتر است. کج‌خلقی در خلال سال دوم زندگی وقتی کودکان نوعاً زبـان را فـرامی‌گیرند و بیش از آنچه می‌توانند بیان کنند را درک می‌کنند، معمول‌تر است‌. با‌ فرض تأخیر زبان در بیشتر کودکان ناشنوا پیش‌بینی‌پذیر است که بسیاری از این کودکان وقتی نتوانند با آنچه فکر یا احساس می‌کنند ارتـباط بـرقرار کنند، یا احساس گیجی کنند‌ یا‌ نفهمند از آنها انتظار می‌رود چه چیزی را انجام داده یا چرا انجام دهند سرخورده شده و کج‌خلقی می‌کنند.
کج‌خلقی کودکان ناشنوا برای والدین، اغلب در زمینه‌ی مـشکلات شـدید تنظیم‌ و تقویت‌ مرزهای‌ رفتاری مناسب درنتیجه‌ی تعمیم مشکلات‌ سرپیچی‌ کودک‌ پدید می‌آید. بسیاری از والدین احساسات ناامیدی خود را در آموزش‌ها و توضیحات ارتباط به کودکشان بیان می‌کنند، گاهی تا جایی که‌ از‌ تـلاش‌ دسـت مـی‌کشند. پژوهش‌هایی وجود دارد که مادران کـودکان‌ دارایـ‌ کـم‌شنوایی عمیق در مقایسه با مادران کودکان دارای شنوایی بهنجار در پاسخ به رفتارهای ناخواسته بیشتر احتمال دارد از‌ تنبیه‌ بدنی‌ استفاده کنند.
مشکلات توالت رفتن
طـبیعتاً ایـن حـیطه مشکلی نیست‌ که در زمینة آسیب شنوایی به یـاد آیـد. با وجود این، به دلیل بسامد درخواست کمک والدین کودکان‌ آسیب‌ دیده‌ی‌ شنوایی در اینجا
بیشتر بر جدول زمانبندی یا آنچه در آینده رخ‌ خواهد‌ داد، تمرکز کنند. یک کودک ناشنوا اگر زبانی برای بیان به درمـانگر نـداشته‌ بـاشد‌ با‌ داشتن چنین مشکلی به سختی ممکن اسـت شـناسایی شود. با وجود این، اگر کودک بتواند‌ اندیشههایش‌ را توصیف کند پرسیدن دقیق میتواند مشخص کند این اندیشهها در پاسخ‌ بـه‌ مـشکل‌ ارتـباط ایجاد شده‌اند یا درک چیزی که موجب نیاز به حفظ مـوضوع شده تا آنها‌ احساس‌ کنند‌ کاملاً فهمیدهاند، یا با رویدادهای جاری مرتبط نیستند. از این رو، این‌ اندیشه‌ها‌ مزاحم هـستند و بـا دادن اطـلاعات کافی یا اطمینان مجدد متوقف نمیشوند.
وسواس عملی رفتارهایی هستند کـه‌ فـرد‌ برای کاهش احساس اضطراب خود نیاز دارد آنها را بارها و بارها تکرار‌ کند‌. به نظر میرسد بیشتر وسـواسهای عـملی غـیرمنطقی‌ هستند‌. برای‌ نمونه، هشت مرتبه لمس کردن چیزی پیش‌ از‌ ترک خانه، شـستن دسـتها بـارها و بارها یا نگهداری بطریهای خالی شامپو که به‌ آنها‌ نیازی نیست. همانند وسواس فـکری‌، وسـواس‌ عـملی کودکان‌ ناشنوا‌ با‌ کودکان دارای شنوایی بهنجار متفاوت است‌. برای‌ نمونه، ممکن است کودک نـیاز داشـته باشد اشارهی ویژهای را بارها و بارها‌ تکرار‌ کند یا علیرغم گرفتن پاسخی که‌ بـه لحـاظ زبـانی برایش‌ درکپذیر‌ است پرسشی را مرتباً بپرسد‌. شناسایی‌ اختلال وسواس فکری- عملی در کودکان ناشنوا بـه ویـژه در کودکان دارای مهارتهای‌ زبانی‌ و ارتباط ضعیف دشوار است. آنها‌ بیشتر‌ احتمال‌ دارد تا بیش‌ از‌ انـدازه مـضطرب بـاشند یا‌ در‌ اختلال طیف درخودماندگی دیده شوند یا به سادگی رفتار عجیبشان به ناشنوایی نسبت دادهـ‌ شـود‌ تا داشتن اختلال وسواس فکری- عملی‌.
اختلال‌ کمتوجهی/ بیشفعالی‌(ADHD)
عموماً‌ سه زیـرمجموعه ی اخـتلال کـمتوجهی‌/بیشفعالی پذیرفته شده است. عمدتاً بیتوجهی (اختلال کمتوجهیADD)، عمدتاً بیشفعالی (تکانشی) و زیرمجموعهی مختلط یا‌ تـرکیبی‌. ایـن اخـتلال حدود 7 تا 8 درصد در‌ تمام‌ کودکان‌ و سه‌ برابر‌ بیشتر در پسرها‌ یافت‌ میشود. اگـرچه تـقریباً میزان یکسانی از اختلال در کودکان ناشنوا دیده میشود خیلی بیشتر بین 30‌ تا‌ 40‌ درصد دارای مشکلاتی در حفظ رفتار کـلاسی‌ مـناسب‌ هستند‌. تأخیر‌ در‌ فراگیری‌ زبان با تأخیر در رشد عملکرد اجرایی مرتبط است درنـتیجه کـودکان ناشنوا کمتر احتمال دارد در تنظیم عاطفه (کنترل خـلق یـا هـیجانات) و خویشتن‌داری کلامی که موجب تظاهرات‌ رفتاری ADHD مـیشود مـهارت پیدا کنند. یکی از مشکلات اصلی شناسایی ADHD در کودکان ناشنوا همپوشانی رفتارهای مشترک بین رفـتارهای تـشخیصی ADHD و رفتارهای کودکان ناشنوا است. بـرای نـمونه، معیارهای تـشخیصی‌ DSM-IV چـنین رفـتارهایی را دربر می‌گیرد: « وقتی مستقیماً با او صـحبت مـیشود به نظر نمیرسد اغلب گوش می‌دهد»، «اغلب در فعالیتهای روزانه فراموشکار است»، «اغـلب سـخن دیگران را قطع‌ یا‌ فضولی میکند»، «اغـلب پیش از پایان پرسشها، پاسـخ مـیدهد». یک کودک ناشنوا ممکن نـیست تـشخیص دهد آنها در حال صحبت هستند و ممکن است‌ چون‌ آموزشها را به خوبی درک‌ نـمیکند‌ آنـها را فراموش کند. همچنین به دلیـل ایـن کـه ممکن است کـاملاً در سـازماندهی یا تکمیل تکالیف مـشکل داشـته باشند دستورات نوشتاری یا شفاهی‌ که‌ به آنها گفته میشود‌ را‌ کاملاً درک نمیکنند. آنها مـمکن اسـت وقتی در حقیقت در حال پایش محیط خـود هـستند تا یـا اطـلاعات بـه دست آورند یا بـررسی کنند چه کسی در حال صحبت کردن‌ است‌ با رخدادهای اطرافشان به راحتی دچار حواسپرتی شـوند. آنـها به ویژه ممکن است به دلیـل خـستگی نـاشی از تـمرکز بـسیار زیاد در یک دورهـی طـولانی در توجه پایدار توجه به‌ آموزگاری‌ که در‌ حال
ارائهی اطلاعات شفاهی تازه یا پیچیدهای است، مشکل داشـته بـاشند. بـه طور مشابه، برحسب مشکلات همراه‌ با فـعالیت بـیش از انـدازه، کـودکان نـاشنوا مـمکن است بیجهت بیقرار‌ به‌ نظر‌ برسند چون پس از تمرکز طولانی بر تکالیف کلامی بیتاب شدهاند. آنها چون چهرهی گوینده را نمیبینند‌ و ‌‌میاندیشند‌ پرسش آنها تمام شده ممکن است پیـش از کامل شدن پرسشها پاسخ دهند‌. به‌ طور‌ مشابه، کودکان ناشنوا چون در حقیقت نمیتوانند تشخیص دهند فرد دیگری در حال صحبت است‌ یا ممکن است در مهارتهای کاربردشناسی زبان دچار مشکل باشند مـمکن اسـت گفتگوهای‌ دیگران را قطع کنند‌ یا‌ وسط حرف آنها بپرند. بنابراین، در کودکان ناشنوا افتراق بین کمتوجهی واقعی و مشکلات فعالیت بیش از اندازه با رفتارهای مرتبط با زبان ضعیف یا مهارتهای اجـتماعی سـاده نیست. با وجود این‌، افتراق برحسب نشانههای بیشفعالی- تکانشی، اندکی آسانتر است چون برخی از این نشانهها نوعاً با آسیب شنوایی مرتبط نیستند. بـرای نـمونه، کودکان ناشنوا در مقایسه با کـودکان دارای شـنوایی بهنجار بیشتر‌ احتمال‌ دارد به طور ناشایستی صندلی خود را در کلاس ترک کنند، زیاد بدوند یا در آرام بازی کردن یا منتظر نوبت خود شدن با مشکل روبـرو بـاشند.
اختلال نافرمانی مقابلهای‌ ( ODD5 )
اخـتلال نـافرمانی مقابلهای اختلال رفتاری است که با فوران خشم، قانونشکنی یا سرپیچی هدفمند، و بحث و جدل مشخص میشود. این اختلال که بر پسرها بیش از دختران اثر میگذارد معمولترین‌ اختلال‌ رفتاری اوان و میانهی کـودکی اسـت. بهنظر میرسد شیوع این اختلال میان کودکان ناشنوا بالاتر باشد، اما این شیوع با این حقیقت که همپوشانی چشمگیری بین رفتارهای مرتبط با اختلال‌ نافرمانی‌ مقابلهای‌ و رفتارهایکمتوجهی/بیشفعالی، اختلال طـیف درخـودماندگی‌، اضطراب‌ و افـسردگی‌ وجود دارد، پیچیدهتر میشود.
فوران خشم در کودکان و نوجوانان، بخش هنجار رشد است اما در کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابلهای شـدیدتر‌، مکررتر‌ و طولانیتر‌ است. اگرچه کودکان ناشنوا ممکن است اختلال نافرمانی‌ مـقابلهای‌ داشـته بـاشند بسیاری به دلیل ناکامی ناشی از این که نمیتوانند به طور مؤثری ارتباط برقرار کنند به جای‌ اخـتلال‌ ‌ ‌نـافرمانی‌ مقابلهای دچار فوران خشم هستند. مهارتهای ارتباطی ضعیف به ویژه‌ با همسالان مـمکن اسـت بـه مشکلات همراه با احساس همدلی و حل مسئلهی اجتماعی، نبود مهارتهای مورد نیاز برای‌ پرداختن‌ بـه‌ موقعیتهایی که کودک ناشنوا ممکن است احساس کند فراموش کرده، بد‌ فهمیده‌ یـا احمقانه رفتار کرده، مـنجر شـود. همچنین در خلال سالهای آغازین کودکی، وقتی والدین کودکان ناشنوا‌ در‌ نتیجه‌ی‌ مشکلات ارتباطی ناشی از نداشتن زبان روانِ مشترک احتمالاً بیشتر از تنبیه‌ بدنی‌ استفاده‌ کرده باشند، الگوسازی رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند درون بافت خانواده رخ دهـد.
زیرنویسها:
1. Temper Tantrums
2. Additional Disabilities
3. Fitting
4. Obsessive-Compulsive Disorder
5. Oppositional Defiant Disorder
منبع:
Edwards L., Crocker S.(2008). Psychological Processes in Deaf Children with Complex Needs: An Evidence-Based Practical Guide. Jessica Kingsley Publishers.pp:46-60.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *