کتاب سید عبدالهادی شیرازی، مرجع و خادم روشندل

سید عبدالهادی شیرازی
مرجع و خادم روشندل

تهیه شده در دفتر فرهنگ معلولین

شناسنامه
سید عبدالهادی شیرازی، مرجع و خادم روشندل
به ‏کوشش: قدرت الله عفتی
ویرایش فارسی: محمد نوری
ویرایش عربی: حامد زرج بن رحمان
امور فنی: علی نوری
تاریخ: زمستان ۱۳۹۰
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
ایران، قم، بلوار محمد امین، خیابان گلستان، کوچه۱۱، پلاک۴
تلفن: ۳۲۹۱۳۴۵۲-۰۲۵ فکس: ۳۲۹۱۳۵۵۲-۰۲۵
www.HandicapCenter.com
info@HandicapCenter.com
هرگونه برداشت و استفاده از کتاب، تنها با ذکر مأخذ و اجازه دفتر امکان پذیر است.

فهرست
مقدمه ۵
دفتر فارسی
از ولادت تا جوانی ۹
حیات علمی ۱۰
ویژگیهای اخلاقی ۱۳
مرجعیت ۱۶
فتوای ضد کمونیسم ۱۸
برخی از شاگردان ۱۹
آثار علمی ۲۰
نابینایی ۲۰
ارتحال ملکوتی ۲۳
دیدگاه‏ها ۲۵
کتابشناسی آثار ۲۵
دفتر عربی
حیاته العلمیه ۳۰
صحبه مع العلماء ۳۰
نشاطاته الفقهیّه والأُصولیه ۳۱
وفاته ۳۵
مآخذ ۳۷

مقدمه
شرح حوادث پر تلاطم زندگانی مرجع عظمای جهان تشیع آیت ‏الله سید عبدالهادی شیرازی (درگذشت ۱۳۸۲ق) گویای این است که معلولیت مانع پیشرفت و دستیابی به اهداف متعالی نیست. مرجعیت مشاغل فراوان دارد و باید پاسخگوی سؤالات اقشار مختلف مردم بود، ایشان با اینکه از نابینایی رنج می برد وظایف مرجعیتی خود را کنار نگذاشت و این بیماری به تدریس و زعامت ایشان لطمه‏ای وارد نکرد. بلکه مانند گذشته به تدریس و حل مشکلات مردم مشغول بود. در دوره مرجعیت ایشان، خدمات فراوانی در زمینه فرهنگ شیعه و رسیدگی به شیعیان اجرا شد.
این دفتر در دو بخش فارسی و عربی زندگی ایشان را گزارش و تبیین می کند و هدف الگوگیری جوانان از زندگی این الگوهای جامعه است. امیدواریم از نظریات سازنده و انتقادی مخاطبان محترم بهره مند شویم.
محمد نوری

دفتر فارسی

از ولادت تا جوانی
سیّد عبدالهادی شیرازی در سال ۱۳۰۵ق در شهر سامرای عراق دیده به جهان گشو د. او در خاندانی مشهو ر به علم و فقاهت به دنیا آمد. پدر بزرگو ارش آیت ‌الله سید اسماعیل شیرازی بود.
آیت ‌الله سید اسماعیل شیرازی پسر عمو و شاگرد خاص آیت ‌الله میرزا محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ) و یار و مشاو ر خاص میرزا بود. مدارج کمال و مکارم علمی و اخلاقی او بر همه آشکار بود. ایشان در جمع شاگردان میرزای بزرگ چنان درخشید که شایستگی جانشینی پس از وی را داشت، اما پیک مرگ مهلتش نداد و در زمان حیات میرزای شیرازی به سال ۱۳۰۵ق رحلت نمود.
هنوز یک سال از تولد سید عبدالهادی نگذشته بود که پدر ارجمندش به دیار باقی شتافت. میرزای بزرگ شیرازی که یکی از بستگان سید عبدالهادی بود، خودش سرپرستی این نوزاد یتیم را به عهده گرفت و هفت سال در حق او پدری کرد. اما در سال ۱۳۱۲ق میرزای بزرگ هم رحلت کرد و بار دیگر سید عبدالهادی سرپرستی بزرگوار را از دست داد. بعد از آن، عالم بزرگوار سید میرزای علی‌آقا، فرزند میرازی شیرازی سرپرستی آقا سید عبدالهادی را به عهده گرفت. او سید عبدالهادی را بسیار دوست می‌داشت و به اوبیش از فرزندان خویش، احسان و محبت می‌نمود.
حیات علمی
آقا سید عبدالهادی، در شهر سامرا تحصیلات مقدماتی خویش را در محضر برخی از فضلای این حوزه آغاز کرد. پس از آن، سطح فقه و اصول فقه را در محضر میرزا علی‌آقا (فرزند میرزای شیرازی) و میرزا محمد تقی شیرازی بهره برد. ایشان از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بود، با تلاش و پشت‏کار توانست، در چند سال سطوح عالی حوزه را به اتمام برساند و به درس های خارج راه بیابند.
در سال ۱۳۲۶ق رهسپار نجف اشرف شد و از محضر اساتید برجسته‌ای کسب فیض کرد. فقه و اصول را در محضر بزرگانی چون شیخ محمد کاظم خراسانی (صاحب کفایه) و شیخ الشریعه اصفهانی تحصیل کرد. فلسفه وحکمت را در خدمت حکیم الهی محمد باقر اصطهباناتی شیرازی (شهید انقلاب مشروطیت) بود. و اخلاق را در محضر شیخ آقا رضا تبریزی بهره‌مند شد.
آقا سید عبدالهادی چنان درخشید که علمای بزرگی همچون شیخ الشریعه اصفهانی، سید مهدی آل حیدر کاظمی، سید علی‌آقا شیرازی و مولا علی یزدی نجفی به ایشان اجازه نقل روایت دادند.
ایشان در سال ۱۳۳۰ق از نجف اشرف به زادگاه خویش سامرا بازگشت و در درس آیت ‌الله سید علی‌آقا شرکت کرد. تا زمانیکه آیت ‌الله میرزا محمد تقی شیرازی، رهبر انقلاب عراق، در رابطه با انقلاب ضد انگلیسی مردم عراق به کربلا مهاجرت نمود آقا سید عبدالهادی نیز برای انجام مسؤولیت اساسی واجتماعی خویش با وی همراه شد و عازم کربلا گردید.
در سال ۱۳۳۷ق آقا سید عبدالهادی از کربلا دوباره به نجف اشرف رفت. در نجف ملازم درس آیت ‌الله شیخ الشریعه اصفهانی شد تا اینکه استادش در سال ۱۳۳۹ق دارفانی را وداع گفت. پس از رحلت استاد، خود آقا سید عبدالهادی که شایستگی جانشینی استاد را داشت تدریس طلاب حوزه نجف را به عهده گرفت. و بیش از سی سال از عمر خویش را مشغول تدریس بود.
محمد حرزالدین اورا از فضلای معتمد ومحقق وعالم بزرگی می‏داند که در مسائل ومباحث فقهی دارای قدرت تحریر است و همه جانبه بحث می‌کند. از ویژگی های او این است که برای حاضران کلاسش فضای باز بوجود آورده و مجال انتقاد داده است و به اشکالات با نرمی وآرامی پاسخ می‌دهد. و دارای رایی صائب وقوی است.
آیه‌الله سیّد عبدالهادی شیرازی، در زمان خود، از استوانه‌های استوار فقه بود وبزرگان وعلما نسبت به دانش سرشار و فضل بسیار وی اعتراف داشتند و اهل فضل و دانش اورا با درس‌ها و بحث‌های عالمانه وپربارش می‌شناختند. او از پیشگامان علم و تحقیق عصر خویش بود و در علوم مختلفی همچون لغت، علوم عربی، منطق، تاریخ، حکمت، تفسیر، رجال، حدیث، فقه و اصول فقه صاحب نظر بود و همچنین ادیب و شاعر هم بود و اشعار زیبایی به دوزبان فارسی و عربی سروده است.
بیدهندی آیت الله سید عبدالهادی شیرازی را استاد نامور خواند که در فقه و کلام ومظهر تقوا و عدالت و از مراجع بزرگ تقلید در نجف بوده است. وی، مانند پدر بزرگوارش، علاوه بر فقاهت، ادیبی است سخندان که با اشعار نغز خود، از پایه گذاران و مفاخر ادبیات شیعه به شمار می رود.
ویژگی‌های اخلاقی
از نظر اخلاقی و بعد معنوی نیز حضرت آیت الله سید عبدالهادی شیرازی از جایگاه ویژه وممتازی برخوردار و بسیاری از اوصاف اخلاقی را از اجداد خویش به ارث برده-اند. از همان اوان جوانی به تقوا و پاکی شناخته می شد و همین پروا پیشگی و خدا پرستی، اورا در اوصاف و محاسن اخلاقی بی شماری ضرب المثل و درس آموز اهل معرفت کرده بود. او جز درد دین، دردی نداشت و هیچ غمی را جز غم حساب و کتاب روز باز پسین، به خود راه نمی داد. حضرت آیت الله عبدالهادی شیرازی مردی بسیار متین وبزرگوار و در دل ها عزیز و محترم بود. مواظب بود که در محضرش حرف لغو و سخن نابجا گفته نشود. ویژگی ممتازی که آیت ‌الله سیّد عبدالهادی شیرازی بدان آراستگی داشت، خدا ترسی و پاکی روح و تقوای ایشان بود. اوانسانی متواضع و با اخلاص بود که از ریا و تکبر دوری می‌کرد و به زر وزیور دنیا بی‌اعتنا بود و جز درد دین دردی نداشت و اینگونه توانسته بود علم و عمل را با هم جمع نماید و به سعادت ابدی برسد.
این همه فضائل علمی واخلاقی سبب شد تا او در نظر مردم بسیار گرامی و مورد احترام باشد و دل‌های مردم مشتاقانه به سوی او روی آورد.
علامه جعفری درباره ویژگیهای اخلاقی استاد خویش می‌گوید: «یکی از عالی‌ترین ایام زندگی من همین مدت هفت سال است که خدمت ایشان بودم. مرحوم آقا سید عبدالهادی، مرد علم و عمل وبراستی تجسمی از معرفت و تقوا بود».
حضرت آیت الله سید عبدالهادی شیرازی مردی روشن بین و موقعیت شناس بود و از نیم قرن پیش تخصصی شدن رشته-های علوم اسلامی را یک ضرورت اجتناب ناپذیر می-دانست.
علامه جعفری در این باره تأکید می‌کند: «مرحوم آیت الله سید عبدالهادی شیرازی بسیار مرد روشنی بود. آن زمان در نجف، وقتی در خدمت ایشان مسئله تخصصی شدن ابواب فقه را عرض کردم. ایشان فرمودند: درست است باید دنبال مطلب را گرفت و تعقیب کرد. من خدمت ایشان عرض کردم امر دایر است بین این‏که شخصی در تمام ابواب فقه مجتهد شود، اما در این اجتهاد فقط به روایت های دم دستی اکتفا کند و بین این که در یک بخش مثلاً مکاسب مجتهد شود. اما پیرامون آن کاملاً فحص کند و نگذارد چیزی باقی بماند، کدام یک از این دو، أقرب به واقع است؟ ایشان فرمود: مسلم این دومی به واقعیت نزدیک‌تر است».
«ایشان در نماز چنان بود که بارها دیدم موقع نماز خواندن می‌لرزید». همچنین آیت‌الله فیاض یکی دیگر از شاگردان ایشان می‌گوید: «آیت‌الله سیّد عبدالهادی شیرازی مردی بسیار متین بزرگوار، باوقار و رعایت کننده آداب بود. از جهت اخلاقی ممتاز بود. مواظب بود که در محضر و مجلسش حرف لغو، غیبت و کلام نابجا گفته نشود والا ناراحت می‌شد. هرکس که خدمت ایشان می‌نشست هم کسب علم می‌کرد و هم کسب اخلاق. در تقوی کامل بود».
زهد و پارسایی او به گونه‌ای بود که با آنکه در مقام زعامت و مرجعیت بود تا اواخر عمر در منزل استیجاری زندگی می‌کرد تا اینکه عده‌ای از مؤمنین، سه، چهار سال قبل از وفاتش خانه‌ای برای او خریدند.
این مرجع عالی قدر و فقیه فرزانه برای مداحان و ذاکرین امام حسین(ع) احترام ویژه‌ای قائل بود. به دلیل سیر و سلوک صاحب کشف و کرامت بود. از جمله روزی تعریف کرد که شبی صحرای قیامت را در خواب دیدم که مراجع تقلید و فقها در صفی طولانی ایستاده‌اند و امام صادق(ع) به حساب آن‌ها رسیدگی می‌کرد. دیدم تا نوبت به من برسد خیلی طول می‌کشد. دری آنجا بود به نام باب الحسین که کسی جلوی آن معطل نمیشد. رفتم که داخل شوم، جلویم را گرفتند و گفتند این در مخصوص اهل منبر و ذاکرین امام حسین علیه السلام است، شما که منبری نیستی!، از خواب بیدار شدم و تصمیم گرفتم هر شب جمعه برای بچه‌های خودم روضه بخوانم.
مرجعیت
مقام بلند علمی، تدین و ورع ایشان باعث شد که بعد از رحلت آقا سید ابوالحسن اصفهانی و آقا سید حسین قمی، خواص بر زعامت عامه ایشان متفق شوند. اما او از این مقام اعراض می‌کرد و نمی‌پذیرفت. تا اینکه عده‏ای از مردم عراق و ایران در تقلید به ایشان رجوع کردند و از ایشان رساله عملیه خواستند رساله ایشان چاپ شد و بارها تجدید چاپ گردید. هنگامیکه آیت‌ الله بروجردی(ره) در فروردین ۱۳۴۰ش رحلت کردند، دامنه زعامت ایشان بسیار گسترده‌تر شد. اما این گسترش دامنه مرجعیت او را بسیار غمگین کرده بود و ترس از لغزشگاه‌ها در این مقام اورا بارها گریان کرده بود .
با این که بعد از رحلت مرحوم آیت اللّه العظمی بروجردی (قدس سره) مرجعیت عامه پیدا کرد، اما بسیار متواضع و ساده زندگی می‌کرد و هیچ‌گاه به مقام و عنوان، دل خوشی نداشت. او پیشوایی و مرجعیت دینی را با اکراه و فقط برای انجام تکلیف دینی پذیرفته بود.
شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد او می‏نویسد: «اواز استوانه‌های استوار فقه و فردی است که بزرگان و دانشمندان، نسبت به دانش و فضل و کمالات وی اعتراف داشته و اهل فضل و دانش، او را به خاطر درس و بحث‌های عالمانه و پربارش می‌شناسند … او در علم لغت، منطق، تاریخ، حکمت و تفسیر، رجال و حدیث فقه و اصول متخصص گردید. در تمامی دانش‌هایی که برشمردیم فردی قوی، عمیق، خوش ذوق و بلیغ بود، و به دو زبان فارسی و عربی به خوبی شعر می‌سرود.
فتوای ضد کمونیسم
این فقیه بزرگوار از مراجع تقلید و علمای شجاع و مجاهدی بود که با حکومت جائرانه و کمونیست در عراق مخالفت کرد و همراه آیت اللّه العظمی سید محسن حکیم فتوا به کفر حزب کمونیست عراق داد.
محمد حسین حرزالدین در پاورقی کتاب معارف الرجال درباره فتوای آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی آورده است: وی از مراجع تقلید و علمای مجاهدی بود که مخالف حکومت وسلطه جائرانه حزب کمونیست عراق بود.
در آن زمان (سال ۱۳۷۸ق) سران و حاکمان عراق مردم بی‌گناه را می‌کشتند و به قدری نسبت به مردم عراق ستم و جنایت می‌کردند که نه هلاکوخان مغول در بغداد، این اندازه مرتکب جنایت شده بود و نه یهود در دیریاسین چنین جنایتی کرد. حاکم ستم پیشه عراق در آن زمان، عبدالکریم قاسم حتی دست به تحریف قرآن می‌زد و آیات را کم و زیاد می‌کرد. این بود که آیت‌الله سید محسن حکیم و آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی فتوا به کفر حزب کمونیست عراق دادند.
فتوای آیت ‌الله شیرازی، در تاریخ هشتم شوال ۱۳۷۹ق صادر شد. متن فتوا چنین بود: «السُیوعیّه ضلال وإالحاد فلایجوز الإنتماءُ الیها». کمونیسم، گمراهی و بی‌دینی است و جایز نیست کسی بدان منسوب باشد.
برخی از شاگردان
شماری از بزرگان و فضلا و طلاب نجف، دست پرورده حوزه درس پر برکت ایشان می‌باشند که ما فقط به ذکر اسامی چند تن از مشاهیر آنان اکتفاء می‌کنیم:
علامه محمد تقی جعفری، آیت‌الله محمد رضا مظفر، آیت‌الله شیخ محمود یوسفی غروی، آیت‌الله ابوالحسن شیرازی ، محمد سعید عاملی، سید باقر احسایی وشیخ محمد طاهر بن عبدالله .

آثار علمی
آثار علمی به یادگار مانده از ایشان بیشتر در فقه و اصول فقه بوده که مهمترین آنها عبارتند از:
۱٫ داراسلام؛ دارای هزار فرع از فروع اسلامی ۲٫ رساله‌ای در لباس مشکوک ۳٫ کتاب الصوم ۴٫ کتاب الزکاه ۵٫ رساله‌ای در نجاسات و مطهرات ۶٫ رساله‌ای در استصحاب، ۷٫ کتاب حواله ۸٫ کتاب رضاع ۹٫ کتابی در اجتماع امر و نهی ۱۰٫ رساله عملیه فارسی و عربی.
نابینایی
آیت‌الله شیرازی در سال ۱۳۶۹ق بر اثر بیماری نور هر دو چشم خود را از دست داد. شاگردان ایشان از این پس از درس و بحث ایشان محروم شدند. و چون معالجات در عراق نتیجه‌ای نداشت. قرار شد ایشان را برای معالجه به تهران بیاورند. مردم مسلمان شهرهای مختلف عراق و ایران که در مسیر حرکت ایشان قرار داشتند مشتاقانه به دیدار مرجع خویش می‌شتافتند و به گرمی از او استقبال می‌نمودند. در تهران ایشان را به بیمارستان فیروز آبادی بردند و معروف‌ترین چشم پزشکان به معالجه ایشان پرداختند.
امید فراوانی به بهبودی و شفای چشمان ایشان بود اما این أمر واقع نشد. بعد از آن، ایشان به زیارت امام رضا(ع) وحضرت معصومه(س) مشرف گردید و همچنین با علما وطلاب حوزه‌های علمیه مشهد و بخصوص قم دیدار داشت و حضرت آیت ‌الله بروجردی را هم در قم ملاقات کرد.
پس از بازگشت به نجف با آنکه از نابینایی رنج می‌برد اما این بیماری به تدریس و زعامت ایشان لطمه‌ای وارد نکرد بلکه مانند سابق به تدریس و حل و فصل مشکلات مشغول شد، ولى ﻫرگـز تـدریـس و امـامـت را تـرک ننمـود و در عـیـن نابینایى به امور خود اقدام می‌کرد و به انـجـام واجـبات و وظایف خود ادامه مى‌داد هرچه از استفتائات و مسائل شرعى از اطراف و اکناف مى‌رسید برایش خوانده مى‌شد و او اشراف و توجه کافى به آنها داشت و پاسخ مى‌داد مدتى به این منوال امور استمرار داشت.
پس از مدتی برای انجام جراحی چشم بار دیگر ایشان را به ایران آوردند، به امید موفقیت به عمل جراحی و معالجات چشم پرداخت. امّا از عمل جراحی هم توفیقی حاصل نشد، دوباره به نجف اشرف بازگشت و به خدمات دینى و وظایف مرجعیت استمرار بخشید در این مدت تعداد کثیرى از مراجع وزعـمـاى دیـنـى یکى پس از دیگرى به رحمت خدا نائل مى‌شدند بیشتر مقلدین آنان به ایشان مراجعه می‌نـمودند.
احترام متقابل آیات عظام بروجردی و سید عبدالهادی شیرازی
آیت اللّه محسنی ملایری فرموده است: آیت اللّه سید عبدالهادی شیرازی برای معالجه چشم به ایران آمده بود و برای زیارت حرم ملکوتی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به قم آمدند. بنای ایشان بر آن بود که بی سر و صدا و بدون دید و بازدید بگذرانند، خواستند که به دیدار آیت اللّه بروجردی بروند (با آن که آیت اللّه بروجردی) به خاطر عدم اطلاع از آمدن ایشان، به دیدن ایشان نیامده بودند. در بین راه به مرحوم آیت اللّه سیدعلی یثربی فرمودند: از این‌جا تا منزل آقای بروجردی چقدر راه است؟ جواب داد، بعد ایشان فرمودند پیاده برویم تا فضیلت ببریم. وقتی به خدمت آیت اللّه بروجردی رسیدیم و از پله که بالا می‌رفتیم دیدیم آیت الله بروجردی عصبانی هستند از این که چرا اطلاع نداده‌ایم که آیت‌اللّه سید عبدالهادی شیرازی به قم تشریف آورده‌اند.
در بین صحبت‌ها مرحوم سید عبدالهادی به آیت الله بروجردی فرمودند: «من به شیخ نصراللّه خلخالی گفته‌ام که برای برکت سفره ما، نان آقای بروجردی را برای ما بیاورند».
با آن که ایشان (سید عبدالهادی) بعد از وفات مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تام بودند، بعد از اتمام مکالمات دیدیم مرحوم آقای بروجردی به زحمت بلند شدند و جلوتر از ما حرکت کردند و رفتند کفش حاج سید عبدالهادی را جفت کردند.
ارتحال ملکوتی
این عالم ربانی که به حق یکی از مفاخر عالم تشیع بود، پس از یک عمر تلاش خالصانه در راه اسلام و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام و تحقیق، تدریس، تألیف و تربیت شاگردان فاضل، زمین گیر و بستری شده بود. علامه جعفری می‌گوید: یک روز خدمت آقا سید عبدالهادی شیرازی رفتم، دیدم در بستر بیماری قرار گرفته و از شدت درد و ناراحتی ناله می‌کند. عرض کردم: آقا چیزی نیست، انشاءاللّه هرچه زودتر بهبود یافته و سلامتی خویش را به دست می‌آورید، ایشان با یک حالت خاص فرمودند:
جان عزم رحیل کرد گفتم که مرو
گفتا چه کنم، خانه فرود می‌آید
سرانجام آیه‌الله سید عبدالهادی شیرازی عصر روز جمعه دهم صفر ۱۳۸۲ق، در اثر سکته قلبی دعوت حق را لبیک گفت و به رحمت ایزدی پیوست. بعد از غروب خبر وفات این مرجع بزرگ در نجف منتشر گردید و سیل جمعیت روانه کوفه شد. پیکر پاک ایشان را در آب فرات غسل دادند و کفن کردند و شب به مسجد یونس پیامبر بردند. اول صبح جنازه را بر روی دوش مردم متدین، ابتدا به مسجد کوفه بردند. لحظه به لحظه بر سیل جمعیت افزون می‌شد و راه از کثرت جمعیت تنگ‌تر می‌شد و شهر تعطیل گردید.
سپس جنازه را برای زیارت به حرم حضرت مسلم بن عقیل(س) بردند واز آنجا بر روی دست تا نجف اشرف تشییع کردند. تمام علماء و بزرگان نجف در مراسم شرکت کردند وشهر نجف تعطیل شد. آیت‌الله خویی(ره) بر پیکر ایشان نماز گذاردند و جنازه را پس از زیارت حرم حضرت امیر المؤمنین(ع) در جوار بارگاه ملکوتی امیرمؤمنان(ع) و در کنار قبر میرزای شیرازی به خاک سپردند.

دیدگاه‏ها
مجله مکتب اسلام پس از وفات آیت‌الله شیرازی در شماره هفتم خود نوشت: فوت ناگهانی آیت‌آلله شیرازی تأسف عمیقی در عموم طبقات مسلمانان و شیعیان بجای گذارد و جامعه تشیع را غرق ماتم و عزا ساخت. در بسیاری از نقاط تعطیل عمومی شد و در تمام شهرستانها مخصوصاً در قم و نجف اشرف مراسم سوگواری و یاد بود آن عالم عالیقدر برپا گردید و میلیونها نفر در این مراسم شرکت کردند و مراتب تجلیل و احترام را نسبت به مقام شامخ آن بزرگوار ابراز داشتند.
کتابشناسی آثار
خانبابا مشار از فهرست نگاران و کتاب شناسان بزرگ ایران درباره ایشان نکاتی دارد و گزارش او از زندگی و کارنامه علمی ایشان اینگونه است: حاج سید عبدالهادی بن إسماعیل حسینی شیرازی (۱۳۰۰ـ۱۳۸۲ق)
در سنه ۱۳۰۰ق متولد شده. پس از تکمیل مقدمات و سطوح در سامراء بسال ۱۳۲۶ق به نجف مهاجرت کرده و به تحصیلات خود ادامه داد. بعد از وفات آیت الله خراسانی به سامراء مراجعت نموده و در سال ۱۳۳۷ق برای بار دوم به نجف رهسپار و نزد شریعت اصفهانی به استفاده پرداخته و پس از وفات وی به افاده و تدریس فقه و اصول فقه پرداخته است و تا آخر عمر در نجف اقامت داشت و بعد از وفات آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی یکی از مراجع بزرگ تقلید بود. در عصر روز جمعه دهم صفر ۱۳۸۲ق در شهر کوفه وفات یافت و در نجف اشرف مدفون گردید. آثار باقیمانده از ایشان عبارتند از:
۱٫ تعلیقه علی عروۀ الوثقی (عربی): چاپ نجف، ۱۳۷۱ق، سربی، وزیری، ۷۹ص.
۲٫ ذخیرۀ العباد لیوم المعاد، طهران، بی‌تا، سربی، رقعی، ۲۹۸ص.
۳٫ الرضاع(عربی)، تقریر سید عبدالهادی شیرازی، تحریر میرزا محمد تقی تبریزی، نجف ۱۳۷۲ق، سربی، رقعی، ۱۱۰ص.
۴٫ مناسک، نجف، بی تاریخ، سربی، رقعی، ۹۱ص
۵٫ وسیله النجاۀ (عربی)، نجف، ۱۳۷۴ق، سربی، رقعی، ۱۸۸ص.

دفتر عربی
السید عبدالهادی الشیرازی
۱۳۰۵-۱۳۸۲ﻫ

السید عبدالهادی بن السید میرزا إسماعیل بن السید رضی الدین ابن السید میرزا إسماعیل بن میر فتح الله بن عائد لطف الله بن میر فتح الله بن میر محمد مؤمن الشیرازی النجفی، ولد فی سرّ من رأی – سامراء – فی سنه ۱۳۰۵ﻫ، فی سنه التی توفّی بها والده حجّه الإسلام والمسلمین السید میرزا إسماعیل، وکانت ولادته أیام زعامه رئیس الطائفه السید میرزا محمد حسن الشیرازی(قده) .
کان والده السید إسماعیل ابن عمّ زعیم الشیعه المجدّد السید محمّد حسن الشیرازی المتوفّی فی سامرّاء سنه ۱۳۱۲ﻫ وخال أولاده، وکان عالماً کبیراً رشّحته بعض الهیئات العامیّه لمنصب الزعامه والمرجعیه العامه بعد وفاۀ المجدّد لولا أنه ارتحاله الی جوار ربّه فی سنه ۱۳۰۵ﻫ.
ولد المترجم له فی سامراء فی سنه وفاۀ والده- ۱۳۰۵ﻫ- ونشأ فی ضلّ السیّد المجدّد وتحت کنفه محاطاً برعایته وعطفه، ولمّا ارتحل الی الخلد کان للمترجم له من العمر سبع سنوات، فتولّی تربیته ابن عمّته الحجّه الورع السید میرزا علی آقا ابن المجدّد، وکان شدید الحّب له، کثیر العطف علیه، وقدر رأیته یبالغ فی البّر به والحنو علیه أکثر من أولاده، وناهیک بمن یتقلّب فی تلک الحجور الطاهرۀ، ویشب تحت رعایه ذینک الزعیمین.
حیاته العلمیه
تعلم القراءۀ والکتابه، وأخذ أولیّات العلوم عن بعض فضلاء الحوزۀ، وقرأ سطوح الفقه والأُصول علی ابن عمّته المیرزا علی آقا، والمیرزا محّمد تقی الشیرازی «المیرزا الثانی»، وأتمّها علی یدیهما، وفی سنه ۱۳۲۶ﻫ هاجر الی النجف فحضر فی الفقه وأُصول الفقه: علی الشیخ محمد کاظم الخراسانی وشیخ الشریعه الأصفهانی، وفی الحکمه: علی المیرزا محمد باقر الاصطهباناتی، وفی ا لاخلاق: علی الشیخ آقا رضا التبریزی.
وأُجیز فی الروایه من: شیخ الشریعه الاصفهانی، والسید مهدی آل حیدر الکاظمی، وابن عمّته السید میرزا علی آقا، والمولی علی محمّد الیزدی النجفی، وغیر هم. وفی سنه ۱۳۳۰ﻫ عاد الی سامّراء فلازم درس السید میرزا علی آقا.
صحبه مع العلماء
لمّا هاجر المیرزا محمّد تقی الشیرازی الی کربلاء للإشراف علی الثورۀ ضد الانگلیز رافقه السیّد عبدالهادی شیرازی.
هاجر الی کربلاء، وحضر دروس بعض علمائها، وفی سنه ۱۳۵۳ﻫ صار یُعّد من العلماء الأماثل والمدرسین البارزین.
وفی سنه ۱۳۵۷ﻫ النجف الأشرف حضرت بحثه ثلّه من وجوه أهل الفضل والتحقیق من العرب والعجم، وکان مجلس بحثه فی مقبرۀ المیرزا الشیرازی الکبیر الواقعه بباب الصحن الغروی الطوسی.
نشاطاته الفقهیّه والأُصولیه
کان المترجم له احد أساطین الفقه وجهابذه الرأی، وحجج العلم الأثبات وأشیاخ الاجتهاد الأفضل، وزعماء الطائفه ومراجعها، وأحد عباقرۀ الأمه ونوابغها، ترّبع علی منصه العلم بجدارۀ واستحقاق، واعترف بثروته العلمیه وفضله الکثیر النابهون والأجلّاء، والمحقّقون من علماء العصر ومقدمه أهل التحقیق والنظر.
وقد کان للمترجم له بین مراجع التقلید المعاصرین شخصیه لها خصائصها وممیزاتها، وکان قد ساعد علی بنائها وإبرازها للمجتمع والوسط العلمی عوامل قویّه، منها الذکاء الفطری، والاستعداد الذاتی، ومنها البیئه التی نشأ فیها، فقد کانت سامرّاء یومئذ مرکزاً علمیاً تربّی فیها العباقرۀ وزعماء العلم، وخرّجت النوابغ وأساطین الدین، ومنها عامل الوراثه، فقد ولد فی بیت علم وریاسه مهّدت له أسباب الزعامه الدینیه، ورفعت دعائمه علی أعلام لهم فی دنیا الإسلام ذکر محمود ومکانه سامیه، فکان ذلک کلّه یحفزه للنهوض ویدعوه الی ارتقاء سلّم الفضل، وقد صاغته کل تلک العوامل مجتمعه علی خیر مثال، وجعلته صورۀ للفضیله بأکمل معانیها وبیت شخصیته علی أساس عامی رصین، حیث کان حجه فی اللغه وعلوم العربیه وآدابها، والمنطق والتاریخ، والحکمه والتفسیر، والرجال والحدیث، والفقه والأصول. وکان فی کلّ ذلک قوی العارضه، بعید النظر، سلیم الذوق، طلق اللسان، حسن الإیضاح والبیان، وهو من أعلام الأدب ورجال، الشعر فی اللغتین العربیه والفارسیه، وله فیهما نظم رائع معظمه فی أهل البیت علیهم السلام.
بلغ المترجم له فی الفقه والأُصول درجه قصوی، واشتهر بین العلماء والطلاب بالتحقیق والتدقیق، والخبرۀ والتبحّر، فاتّجهت الأنظار الیه وکثر الإقبال علی مجلس درسه، فکان یحضره الأجلاء والفضلاء، والصفوۀ المنتجبه من أهل العلم؛ لما کانوا یجدونه فیه من الحقائق العلمیه الراقیه، والأفکار الرشیقه العالیه، والانظار الدقیقه السامیه، وقد تخرّج من معهد درسه جمع من الأفاضل الفطاحل، فمنذ أکثر من ثلاثین سنه وهومن مدرّسی النجف المشهورین، ولیس فی خواص أهل العلم من العرب والعجم وغیر هم، وفی العراق وإیران وغیر هما.
وفی سنه الأخیرۀ صار یدرّس فی مسجد الشیخ الأنصاری الفقه، یحضر بحثه الجمّ الغفیر من الطلبه ووجوه أهل الفضل، وکنت ممّن یحضر علیه الفقه حوالی من سنین، ثمّ نقل مجلس بحثه الی داره؛ لعجزه وتدهور صحته، وکان من مراجع التقلید، ومن العلماء المجاهدین الذین وقفوا فی وجه السلطه الجائرۀ والمبادیء الأُحادیه الکافرۀ التی تجسمت بالحزب الشیوعی فی العراق سنه ۱۳۷۸ﻫ-۱۹۵۸م ویومئذ فقد قام الحزب العمیل بإرهاب المواطنین، وقتل الأبریاء وسحل جثت القتلی وارتکبوا من الجرائم ما لم یرتکیه هولاکو- التتار فی البغداد، ولا الیهود فی دیر یاسین – وأخذ زعیمهم وحارسهم عبدالکریم قاسم یتصرّف بأحکام الکتاب العزیز وسنه، فحرّف بعض الآی وابتدع بعض الأحکام، فانبری إلیهم سماحه آیه الله الحکیم فافتی: الشیوعیه کفر وإلحاد. فتواه الثانیه لأهل السماوۀ بتاریخ ۵ شوال سنه ۱۳۹۷ﻫ، ثمّ أفتی صاحبه فی الجهاد المقدس المترجم له سیدنا الشیرازی بتاریخ ۸ شوال ۱۳۷۹ﻫ-۱۹۶۰م: الشیوعیه ضلال وإلحاد فلا یجوز الانتماء الیها.
ولمّا توفّی آیه الله السید البروجردی سنه ۱۳۸۰ﻫ اتّسعت مرجعیته، وأعطی الرواتب والخبز الذی کان یجریهما البروجردی للطلبه النجف إلا أنّ المّدۀ کانت قصیرۀ حوالی سنه وأشهر، ووفد علی ربه فی الکوفه حیث أقام هناک علی عادته للاستجمام والراحه.
وحدّث الثقه من أهل الفضل ممّن یحضر علیه الفقه فقال: إنّه عالم محقّق منقّب، یحرر المسأله الفقیه ویبحث عنها من جمیع اُطرافها، ومن عادته مع تلامیذه إنّه یفسح المجال النقد الثاقب ویردّه برفق ولین الی قوله: إنّه ذو رأی صائب مع غور فی الدلیل بذوق عربی سلیم، وبساطه فی التعبیر الی ما هنالک من مدح وثناء انتهی.
وکان قوی الحافظه أدیباً شاعراً ینظم الشعر العربی الجیّد والفارسی وربّما أسمعنا بعض نظمه، وکان مقّلاً فی النظم، وربّما یترفّع عن إظهار شاعریته، کما هو المعروف من سیرۀ العلماء، وکان یحفظ من الشعر الجاهلی کثیراً وقد یستشهد به فی بعض مجالسه الادبیه التی ضمّتنا وإیّاه فی النجف الأشرف.

وفاته
توفّی عصر یوم الجمعه ۱۰ صفر سنه ۱۳۸۲ﻫ علی أثر حمّی أصابته یوم الخمیس وألم فی جنبیه، وقیل سکته ناقصه، ولما وصل نعیه الی النجف لیله السبت زحفت الجماهیر المؤمنه الی الکوفه یقدمهم أهل الفضل والعلم، ثمّ غسّل علی الفرات وبات جثمانه لیله السبت فی مسجد (النبی یونس) وفی صبیحه یوم السبت.
وازدحمت مواکب العزاء من أهل الکوفه والنجف وکربلاء وحملوا نعشه بتوقیر، وأُدخل مسجد الکوفه حیث هناک اجتمعت مراجع التقلید، وطیف بنعشه مرقد أوّل الشهداء مسلم بن عقیل(ع) ثمّ حملوه علی الأعناق الی النجف وکنت ممّن مشی خلف جثمانه الطاهر فی طریق الکوفه.
هذا والجماهیر یهرعون مستقبلین الجثمان حتّی أدخلوه الصحن الغروی، ثمّ حدّدوا به عهداً بمرقد جدّه أمیرالمؤمنین ودفن فی مقبرۀ ابن عمّ أبیه، المجدّد الشیرازی الکبیر، ظهر یوم السبت ۱۱ صفر سنه ۱۳۸۲ﻫ.
واعقب ثلاثه أولاد وهم من أهل الفضیله والصلاح: أکبرهم السید موسی یقیم فی طهران، والسید محمّد علی، والسید محمّد ابراهیم یقیمان فی النجف مجلسهم عامر بأهل العلم والفضل.

مآخذ
۱٫ شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان تهران، اسلامیه، ۱۳۵۲، ج۵٫
۲٫ الطهرانی، آقا بزرگ، نقباء البشر فی قرن الرابع عشر، مشهد، دارالمرتضی، قسم الثالث من الجزء الاول، ۱۴۰۴ق، ص ۱۵۶و۱۵۷٫
۳٫ حرزالدین، محمد، معارف الرجال، جلد دوم، قم، کتابخانه آیت‌الله نجفی مرعشی، ۱۴۰۵ﻫ، ج ۲، ۷۹٫
۴٫ مصاحبه با علامه جعفری، مجله حوزه، شماره ۱۹٫
۵٫ نصری، عبدالله، آفاق مرزبانی (گفتگوبا علامه جعفری)، سروش، ۱۳۷۷٫
۶٫ مصاحبه با آیت‌الله فیاض، مجله حوزه، شماره ۱۸٫
۷٫ مرکز تحقیق مدرسه ولی عصر(عج)، آموزگار جاوید، مرصاد، چاپ اول، ۱۳۷۷٫
۸٫ جمعی از پژوهشگران پژوهشکده باقرالعلوم(ع)، گلشن ابرار، قم، معروف، چاپ اول، ۱۳۸۴٫
۹٫ مجله مکتب اسلام، شماره ۷، مرداد ۱۳۴۱٫
۱۰٫ باقری بیدهندی، ناصر، دانشوران روشندل، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم، چاپ اول ۱۳۷۷٫
۱۱٫ مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی وعربی، بی جا، بی-نا، ۱۳۴۳ش.
۱۲٫ هیئت تحریریه مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، افلاکیان خاک‌نشین، انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، چاپ چهارم، بی‌تا.

دانلود فایل PDF کتاب
مراکز و کتابخانه های ویژه معلولین، همچنین افراد دارای معلولیت جهت دریافت رایگان نسخه کاغذی و چاپی یا نسخه صوتی و گویا آن می توانند با دفتر فرهنگ معلولین مکاتبه نمایند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *