کتاب افتتاحیه دفتر فرهنگ معلولین، دیدگاه ها درباره مشکلات و راه کارها

افتتاحیه دفتر فرهنگ معلولین
دیدگاه ها درباره مشکلات و راه کارها
۱۷ مهرماه ۱۳۹۰
سالروز ولادت هشتمین امام شیعیان

تهیه شده در دفتر فرهنگ معلولین

شناسنامه
به کوشش: حسین مظاهری تهرانی
ویرایش: علی نوری
امور فنی: رضا بیگی، محمد انتشاری
تاریخ: پاییز ۱۳۹۰
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
ایران، قم، بلوار محمد امین، خیابان گلستان، کوچه۱۱، پلاک۴
تلفن: ۳۲۹۱۳۴۵۲-۰۲۵ فکس: ۳۲۹۱۳۵۵۲-۰۲۵
www.HandicapCenter.com
info@HandicapCenter.com
هرگونه برداشت و استفاده از کتاب، تنها با ذکر مأخذ و اجازه دفتر امکان پذیر است.

فهرست
مقدمه ۵
آغاز حرکت ۷
فصل اول: سخنرانی ها ۹
ضرورت تأسیس شبکه جهانی کتاب محور ۹
تاریخ و وضعیت آموزش و پرورش معلولین ۱۶
وضعیت معلولان در شبه قاره ۲۴
نظام حقوقی ناشنوایان ۲۷
مناسب سازی محیط شهری جهت معلولان ۳۰
وضعیت معلولیت در استان قم ۳۳
ضرورت پیوستن به شبکه دی‌زیDAISY 36
فصل دوم: خاطرات و دیدگاهها ۴۰
یادداشت یک آشنا در روز افتتاحیه ۴۰
جلسه نابینا و ناشنواها ۴۲
وضعیت حقوقی ناشنوایان ۴۳
وضعیت کنونی و چشم انداز آینده ۴۵
وضعیت نابینایان در جهان و ایران ۴۷
دیدگاه سازمان آموزش و پرورش قم ۵۰
فصل سوم: نمایشگاه فرهنگ سازان خاموش ۵۱

مقدمه
تشیع فراز و نشیب های فراوانی را در طول تاریخ طی کرده و در دوره معاصر تحولات جامعه و فرهنگ شیعی بیشتر بوده است. از هر زاویه ای به شیعه و تشیع بنگریم، جایگاه مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث و تلاش های شخصیتی به نام سید جواد شهرستانی را نمی توان نادیده انگاشت. در دوره ای نه چندان طولانی و طی دو تا سه دهه، راه اندازی صدها مرکز پژوهشی، خدماتی و آموزشی در سراسر جهان و زیر پوشش بردن میلیون ها شیعه در اقصی نقاط افریقا تا شرق دور، شبیه به معجزه است. به ویژه ابتکارات و نوآوری‌ها ایشان در هر زمینه اعجاب آور است. نخستین کسی که اینترنت را برای حوزه علمیه به عنوان یک ضرورت دانست و به رغم همه معارضه جویی ها، آن را به عنوان یک ابزار مهم جهانی برای تبلیغات شیعی در حوزه به کار گرفت و تعمیم داد؛ اولین کسی که کتابخانه های تخصصی را تأسیس کرد؛ تا طلاب در هر دانش از منابع تخصصی بهره‌مند شوند و با آخرین افکار و آثار به صورت تخصصی آشنا شوند و نخستین شخصیتی که شبکه جهانی را برای کودکان راه اندازی کرد تا با تربیت صحیح از کودکی بنای جامعه ایده آل ریخته شود و ده ها و صدها کار ابتکاری دیگر؛ و بالاخره شخصیتی که برای معلولان قدم بزرگی برداشته و مرکزی تأسیس نموده تا بتواند در عرصه کتاب بریل، کتاب گویا و کتاب الکترونیکی به عنوان یک مرکز در جهان حضور داشته باشد. ابتکار تأسیس دفتر فرهنگ معلولین آنقدر ابعاد وسیعی دارد که گزارش اجمالی آن هم از حوصله این صفحات خارج است.
این متن اولین عنوان از مجموعه ای است که قرار است در سال جاری به یکصد عنوان برسد. هدف آن آشنایی آحاد جامعه عزیز معلولان با موضوعات مبتلابه و حادّ جامعه خودشان است. به ویژه مباحث بحران آفرین در اولویت اند.
اما از آغاز حرکت یعنی در همان جلسه افتتاحیه، برنامه طوری تنظیم شد تا افرادی به نمایندگی از جامعه معلولین اهمّ مشکلات و مسائل این جامعه را تحلیل کنند. این متن شامل دیدگاه های این افراد در جلسه افتتاحیه است.
محمد نوری

آغاز حرکت
روزی در ماه های پایانی سال ۱۳۸۹، آقای سیدرضا حسینی امین زنگ زد و گفت: آقایی هست به نام صدر و کاری دارد. ایشان که از روشندلان تهران است به مرکز اسناد و مدارک مرجع واقع در ساختمان مؤسسه آل البیت(ع) آمدند پیرامون خیلی از مسائل و مطالب صحبت شد، به ویژه راجع به وضعیت نابسامان معلولین ایران و اینکه ضروری است کاری بشود. قرار شد افکارمان را پخته کنیم و خدمت جناب آقای شهرستانی عرضه کنیم. بالاخره روزی خدمت جناب آقای شهرستانی رفتیم و پاره ای از مشکلات معلولین گفته شد و ایشان فرمودند اگر مؤسسه ای برای این منظور تأسیس شود من پشتیبانی می کنم.
وقتی بیرون آمدیم، قرار گذاشتیم طرح مؤسسه تألیف شود. بالاخره طرحی با هم نوشتیم و در جلسه بعد به ایشان عرضه کردیم و ایشان پذیرفتند و قرار شد اعضای شورای سیاستگذاری را شناسایی کرده و جلسه بعد را برگزار کنیم. آقایان مسجد جامعی، سید رضا حسینی امین، نوراللهیان و بالاخره عبداللهیان پیشنهاد شدند و اولین جلسه مرداد ماه سال ۹۰ برگزار شد.
در این جلسه خطوط کلی مؤسسه و اسم آن مطرح و تصویب شد. قرار شد این مؤسسه در جهت تولید نیازهای فرهنگی معلولین فعالیت کند مثل کتاب گویا، کتاب بریل، کتاب های مذهبی مورد نیاز آنان و در عرصه جهانی کار کند. جناب آقای شهرستانی کتاب گویا را مهم دانسته و فرمودند جهان به سمت کتاب گویا در حرکت است و باید کاری کنیم تا در این زمینه پیشرفت حاصل شود.
چند روز بعد شؤرای اجرایی تشکیل داده و به اجرای مصوبات شورای سیاست گزاری و منویّات بنیان گزار جناب آقای شهرستانی اقدام شد. اولین بحث به برنامه ریزی برای افتتاحیه اختصاص داشت.
شورای اجرایی طرح افتتاحیه را تدوین و به جناب آقای شهرستانی عرضه شد و قرار شد ۱۷ مهرماه مصادف با میلاد هشتمین امام شیعیان، اجلاسیه ای وزین برای افتتاح داشته باشیم. در فصول بعد گزارشی از رخدادهای افتتاحیه و سخنرانی ها خواهد آمد.

فصل اول: سخنرانی‌ها

ضرورت تأسیس شبکه جهانی کتاب محور
مسعود گلچین
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم هجر مکن ناله و فریاد
که دوش زدم خالی و فریادرسی می آید
خدمت حضار ارجمند حضرات آیات عظام و حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی و سایر عزیزانی که در جلسه تشریف دارند، سلام عرض می کنم، نخست باید ابراز شادمانی و خوشحالی خودم را از حضور در این جمع ابراز کنم و هم این میلاد خجسته و فرخنده را به شما عزیزان و دوستداران در حوزه اهل بیت و هم این آغاز مبارک برای گسترش فعالیت‌های فرهنگی و دینی نیازهای معلولان را به خودم و عزیزان دست اندرکار و کسانی که چنین ایده مبارک و میمونی را پروردند و در این خصوص احساس مسئولیت کردند تبریک می‌گویم، این گام و فعالیتی که آغاز شده و گویا سوابقی هم داشته دیر زمانی است که بیش از این احساس می شود، حوزه‌های علمیه ما آنچنان که می دانید سوابق درخشان بیش از هزار ساله در خصوص گسترش فرهنگی دینی و تولید فرهنگ دینی دارند، اما کسانی که ممکن است از محدودیت هایی برخوردار باشند، کلمه محدودیت را دوستان بهش توجه کنند، امروز ما از کلمه معلولان استفاده میکنیم، اگر کاستی هایی احیاناً وجود دارد. این کاستی ها عمدتاً نه دیگر از سوی خود آن فردی که دچار کاستی است بلکه متوجه جامعه ای است که نمی تواند خودش را سامان بدهد و نیازهای این عزیزان را مرتفع کند و فضای مناسب برای زندگی و فعالیت و رشد علمی این عزیزان فراهم آورد. از اینرو از واژه محدود و محدودیت به جای معلول و معلولیت استفاده می کنم. بهرحال طرح های ضروری هست که باید گام به گام و اندک اندک تحقق پیدا کنند. طرحهایی از قبیل کتابخانه یا مرکز اطلاع رسانی که کتاب محور باشد، بسیار مهم و زیربنایی است. قاعدتاً بنده که دانشگاهی هستم و در حوزه پژوهش های اجتماعی توفیق این را داشتم که کارهایی بکنم و نه به حق و به واسطه لطفی که دوستان داشتن به عنوان پژوهشگر سال انتخاب شدم و کتاب یا پژوهشی هم در حوزه زنان و اخلاق شهروندی در قرآن تألیف کرده ام که این روزها منتظریم که از چاپ خارج شود. البته تلاش مختصری است؛ اینگونه پروژه ها فوق العاده کارآمد و مؤثر است.
بحث پژوهش بحث نیازهای مطالعاتی و پژوهشی عزیزان معلول به ویژه نابینایان که محدودیت دسترسی به منابع دارند، ولی عشق و علاقه و انگیزه آنان برای یاد گرفتن زیاد است. آتشی در دلها سر بر می دارد که چرا نمی توانیم منابع را بخوانیم، چرا نمی توانیم آنچنان که می باید مانند دیگران به کتابها دسترسی پیدا کنیم و با محدودیت روبرو هستیم، عزیزانی که دستی در این کار دارند، حضرت آیت الله شهرستانی و حضرت آیت الله العظمی سیستانی روی سخن با شماست که ابتدا شما دست یاری به سوی ما دراز کردید که به ما کمک کنید، شما می توانید با استفاده از فناوری و وسایل روز، یک نوع نظام اطلاع رسانی جامع در درجه اول صوتی و در درجه بعد الکترونیک تأسیس فرمایید و در اختیار این عزیزان تشنه معرفت و دانایی و حکمت قرار دهید. بر اساس امکاناتی که امروزه وجود دارد و دسترسی به اطلاع‌رسانی دیجیتال را آسان کرده، می توان نظام مطلوبی در ایران راه-اندازی کرد. تا اینکه امکان استفاده از منابع مختلف و انواع فیش‌برداری‌ها را برای استفاده های بعدی میسر کند.
جامعه معلولان در عرصه مطالعات و تحقیقات و به ویژه در حوزه اعتقادات دینی، نیاز جدی به کمک دارند. کمک برای راه انداختن نظام و سیستمی تا آنان بتوانند به راحتی امور پژوهشی خود را به پیش ببرند. مهمتر اینکه ما باید به خود بیاییم آنچنان که دوستان بزرگوارمان سرور و عزیزان پای در این راه گذاشتن و دست یاری به سوی ما دراز کردند و ما هم چه در حالت فردی و در چارچوب انجمن ها سازمان های مردم نهاد و مؤسسات فرهنگی از جمله مؤسسه فرهنگی و هنری الغدیر که بنده مسئولیتش را به عهده دارم و طرح ها و فعالیت های بسیاری در حوزه فرهنگی و دینی داریم، آمادگی داریم که طرح هایمان را بدهیم، ایده و فکرهایمان را بدهیم و با یاری این عزیزان، بتوانیم انشاءالله به اهداف متعالی برسیم فقط کوتاه عرض می کنم که ما کلاس های اخلاق نهج البلاغه، کلاس های کلام جدید بحث علم و دین، روخوانی و حفظ قرآن و بسیاری فعالیت های فرهنگی دیگر داریم و طرح هایی که بر زمین مانده اند از جمله طرح نخستین همایش ملی قرآن پژوهان معلول طرحی که مدت هاست تهیه کرده ایم، همه مطالبش نوشته شده، برای شناخت توانمندی های معلولان در این زمینه شناخت فرهنگی دینی و قرآنی در حوزه معلولان و برای آشنایی عزیزان جامعه عادی با توانمندی های این عزیزان این طرح بر زمین مانده، چون ما حامی نداریم، در خصوص خط بریل و مشکلاتی که در نوشتن آن برای قرآن وجود دارد. عزیزمان آقای عبدی پور توضیح خواهند داد. همینطور ما طرح کتابخانه گویا داریم که تمام تولیدات صوتی که در کشور وجود دارد و متأسفانه به دلیل بی اطلاعی مراکز مختلف تکرار مکررات زیاد می شود و هزینه ها و وقت بیهوده هدر می رود، اگر یکبار بتوانیم تمام این منابع را یکجا جمع کنیم و طبقه بندی و تحت یک سایت آنها را اطلاع‌رسانی کنیم و همه عزیزان در اقصا نقاط کشور را بتوانیم خدمات رسانی کنیم. البته شاید باید جامعه ای را که ناتوان است، معلول خواند. ولی ما از محدودیت هایی سخن می گوییم که قابل جبران و قابل رفع است. عزیزانی که در تلاش اند تا این مؤسسه را بر اساس فناوری روز راه اندازی کنند و در رأس-شان حضرت آیت الله شهرستانی و آیت الله العظمی سیستانی قرار دارند و نیز همه عزیزانی که پا در این عرصه گذاشته اند، هم تعهد دارند و هم خبره و آگاه به امور معلولین می باشند و هم به مسائل دینی آگاه‌اند. عالم بودن، آگاه بودن و مسئول بودن و توانمند بودن به حکم فرهنگ دینی و حکم آیه قرآن مسئولیت آور است و با مسئولیت شناسی باید پا در عرصه بگذارند. از اینرو این گروه درد و دغدغه های معلولین را بهتر درک می نماید.
عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏ وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرى (سوره عبس (۸۰)، آیات ۱ـ۵)
(چهره درهم کشید و روى برتافت! از اینکه نابینایى به سراغ او آمده بود، تو چه مى‏دانى شاید او پاکى و تقوى پیشه کند؟، یا متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد)
شرط آمادگی برای رشد تکامل فرهنگ پذیری آموزش ارتقاء روحی و معنوی است اگر کسی آماده است که برای آن برنامه ای که خداوند در خلقت ما آفریده گام بردارد، هر چند محدودیتی دارد، چرا ما دستش را نگیریم و برای او زمینه فراهم نکنیم.
بنده رشته ام جامعه شناسی است، ولی چه از منظر جامعه-شناسی و چه از منظر تاریخی می خواهیم این را عرض کنم: آن عبارت از این است که در میان اصحاب ادیان دیگر به ویژه در میان مسیحیت دیرزمانی است، شاید بیش از پنجاه تا هفتاد سال است که اولین گام هایی که در کنار بعضی از فعالیت های انسان دوستانه یا به ظاهر انسان دوستانه صورت می گیرد، در حوزه پزشکی یا خدمات اجتماعی خدمت رسانی به حوزه معلولان و نابینایان و خدمات فرهنگی هم از سوی آنها برای زمینه یابی در یک جامعه مسلمان وجود داشت.
چند سال اخیر در ایران و در جاهای دیگر، نهادها و تشکلهای دینی از غفلت بیدار شده و درصدد گسترش فرهنگ دینی و شیعی در جامعه معلولین اند. مسئولیت ما را در برابر نیازهای کنونی و آینده بسیار زیاد است. برای مثال درس های حوزه ضبط می شوند و سی دی های بسیاری وجود دارد، مراکز فرهنگی بسیاری وجود دارد، تولیداتی دارند ولی تاکنون تدبیری برای انتقال این سی دی ها به جامعه معلولین نشده است. در اینکه چگونه اینها را به دست عزیزان معلول برسانیم و آنها را مناسب‌سازی کنیم، تا جامعه هدفمان از آن استفاده کند و چگونه کسانی را که استعدادی روی این زمینه دارند، بطور خاص در فعالیت های دینی شرکت بدهیم؟ و یا چگونه ما میتوانیم، فرهنگ قرآنی و دینی را در خدمت ارتقاء فرهنگی عزیزان معلول بیاوریم، کارهای بسیاری هست و خواهش ما این است که انشاءالله این فرصت از سوی عزیزان فراهم و زمینه سازی شود تا انشاءالله در آینده نزدیکی بتوانیم این موفقیت های مورد انتظارمان را جشن بگیریم و در روز میلاد امام هشتم شیعیان به شادباش فعالیت هایی که صورت گرفته انشاءالله گرد هم بیاییم.

تاریخ و وضعیت آموزش و پرورش معلولین
یعقوب عبدی پور
راجع آموزش نابینایان در ایران مطالب فراوانی هست ولی به دلیل ضیق وقت مجبورم آنها را فهرست وار ارائه کنم و گزارشی از وضعیت آموزش و پرورش نابینایان در ایران، خدمتتان ارایه دهم، این نکته را دوست عزیزم جناب دکتر گلچین هم اشاره کرد که در سیر تحول آموزش نابینایان به نکات مهم علمی، اجتماعی و تاریخی برخورد می کنیم. از جمله تفکیک آموزش نابینایان از آموزش خط بریل مهم است. چون این ها دو مقوله از هم متفاوت اند. ما از صدر اسلام بین صحابه شخصیت هایی فرهیخته و مؤثر داریم: مثل ابابصیر نابینا داریم که به درجات بالایی دست یافت. بعدها هم بین شعرا و ادبا و سخنوران فراوان نابینایانی بوده اند، که در سطح بالایی از توانمندی قرار داشتند و خدمات فراوانی ارایه کرده اند. اما استقرار نظام آموزش و پرورش معلولین و نابینایان متأخرتر راه اندازی شد. در ایران از حدود سال ۱۳۳۰ به صورت رسمی آموزش نابینایان آغاز شد. اولین کسی که خط بریل را از طریق مرزهای عثمانی وارد ایران کرد، یک میسیونر مسیحی بوده است. او خط بریل را به شکلی که خودش می‌دانست آورد. سپس تحولاتی را ایرانی ها در آن خط ایجاد کردند و بعدها مورد پذیرش یونسکو قرار گرفت. آن فرد مبلغ مسیحی به کمک بعضی از دوستان ایرانی اش برای اولین بار در تبریز مدرسه خاص نابینایان را تأسیس کرد. حدود سال ۱۳۰۷ شمسی و بعدها مسافرتی به اصفهان داشت و مدرسه ای در آنجا تأسیس کرد که به اسم خودشان کریستوفر نامیده شد و بعدها هم میسیونرهای انگلیسی مدرسه دخترانه ای را تأسیس کردند و به نابینایان به صورت کلاسیک و حرفه آموزی و کارهایی از این دست آموزش می دادند. در تهران هم از حدود سال ۱۳۴۰ مدارس خاص نابینایان تأسیس شد، در حال حاضر ما در آموزش و پرورش بخش خاصی تحت عنوان آموزش و پرورش استثنایی داریم، که معاونتی از معاونین وزیر آموزش و پرورش هستند و هفت گروه استثنایی را تحت پوشش خودشان قرار داده اند، از جمله گروه آسیب دیدگان بیتاچی هستند. که نابیناها و نیمه بیناها البته تعاریفی دارد که اینجا در حوصله جلسه نمی‌باشد که من بخواهم توضیح بدهم که آسیب دیدگان بینایی در آموزش و پرورش ایران تعریف شدند، آنها از سطوح اولیه و ابتدایی و پیش دبستانی شروع می کنند و در سطح دبیرستان با گرایش علوم انسانی به تحصیلات خودشان ادامه می دهند، ما در سطح عالی و دانشگاهی هم فراوان دوستانی را داریم که در رشته های مختلف گرایش های مختلف رشته علوم انسانی به تحصیل پرداخته اند، رشته الهیات هست، جامعه شناسی، تاریخ و حقوق و بسیاری از رشته های دیگه، اخیراً تحصیلاتی مثل کامپیوتر که بهرحال ارتباط این گروه از دانش آموزان استثنایی و افراد استثنایی به جامعه به خوبی می تواند برقرار کند. البته نظام آموزش و پرورش مشکلات و نواقصی دارد، که باعث شده بعضاً به اهداف خودش نرسد. آموزش بچه های نابینا با اینکه باید به صورت یکپارچه دیده بشود ولی الآن اینگونه نیست که یک طفل نابینا پس از تولد پرونده ای داشته باشد و در هر دوره متناسب با رشد او کارشناسان و متخصصین برایش برنامه ریزی کنند و در پرونده اش ثبت شود، تا برسد به دانشگاه و مدارج بالای علمی. حتی قبل از تولدشان مشاوره هایی که لازم است انجام بشود، پیشگیری هایی که لازم است و بعد درمان، همگی اجرا شود. اما متأسفانه الآن کارشناسی که در کلاس اول ابتدایی نابینا را معاینه می کند اساساً از گذشته او چیزی نمی داند. همچنین کارشناس در دوره دبیرستان از گذشته فرد نابینا چیزی نمی-داند.
حرفه آموزی و مسائل خاص که غالباً غفلت می شود و این قسمت جزء مسائلی است که فراموش می شود و همین هم باعث می شود که خوب خیلی از دوستان ما تحصیلات عالیه را دارند و به بسیاری از اهدافشان دست پیدا نکرده اند از جمله طرح هایی که ما توی مؤسسه فرهنگی و هنری توان پویان الغدیر داشتیم، ایجاد یک مرکز نمونه که واقعاً می تواند یک مرکز نمونه در جهان اسلام باشد، یا توی خاورمیانه به گونه ای که مرکزی باشد که به تمام مسائل بچه های نابینا عرض کردم از پیش از تولد این پیشگیری ها که باید صورت بگیرد، درمان هایی که باید صورت بگیرد، مشاوره هایی که باید صورت بگیرد، یا مداخله های به هنگامی که در آموزش نابینایان وجود دارد.
چون بسیاری از علمای تعلیم و تربیت اعتقادشان این است که ۷۰-۸۰ درصد از معلومات و اطلاعات اولیه ای که هر فرد کسب می کند، از راه چشم است. اما به این معنا نیست که وقتی که کانال این پنجره بسته شد، از کانال های دیگر نتوانیم استفاده کنیم، منتها این شاید خیلی از مواقع به صورت خود به خود اتفاق نمی افتد، می بایستی برنامه ریزی شود و مداخله-هایی صورت بگیرد، اگر کودکی نابینا به دنیا آمده، در سه و چهار سال اولیه که بسیاری از افکارش آنجا پایه ریزی می-شود، مداخله هایی بکنیم که کمبودهای او را جبران کنیم، هم از نظر حسی و هم از نظر حرکتی که این احتیاج به برنامه-ریزی دارد که یک مرکز نمونه که خوب خیلی در کشورهای پیشرفته وجود دارد.
یکی از مشکلات در کشور ما آموزش معلولان است که به آن نگاه دولتی داریم. در حالی که در کشورهای پیشرفته اینجور نیست، بسیاری از مؤسسه ها وابسته به نهادهای مذهبی یا نهادهای ملی مثل شهرداری ها هستند و خوب موفق هم بوده‌اند. این آمادگی را داریم که با وابستگی و اتکاء به نهاد بزرگتری مانند مرجعیت، کارهای آموزشی و پژوهشی را به سرعت توسعه دهیم.
در رابطه با خط بریل عرض کنم هنوز در کتابت و ضبط علائم این خط نواقص و مشکلاتی هست. یکی از کارکردهای این خط از سالها پیش نشر قرآن به خط بریل است، اما نواقصی دارد، این نواقص را چه نهاد و چه شخصی می تواند مرتفع کند؟ ما در مؤسسه طرحی تهیه کردیم و پیشنهاد دادیم یک سمینار و همایش چند روزه از بین دوستان نابینا و بعضی از کارشناسان که در کشورهای عربی زندگی می کنند، برگزار شود و خط بریل را اصلاح کنیم به گونه ای که هماهنگ کنیم با بسیاری از روشهای جدیدی که قرآن را می نویسند، ساده خوانی بشود، منتها همانطوری که دوست عزیزم جناب دکتر گلچین فرمودند بهرحال کمبود منابع و اعتبارات مانع از این شده که این اتفاق بیفتد. اگر حاج آقا شهرستانی اجازه بفرمایند این طرح را خدمت ایشان بفرستیم و با کمک و مساعدت ایشان این مشکل مرتفع گردد. اما اجازه گرفته بودم راجع امروز که تولد آقا امام رضا(ع) هست، نکته ای را عرض کنم، شاید خیلی وقت بود که به دنبال یک فرصت می‌گشتم، رازی را که بیش از سی سال در دلم بود را بگم، من در طفولیت حادثه ای برام اتفاق افتاد و کاملاً نابینا شدم، بعد از معالجاتی که آن سالها صورت گرفت و نتیجه نداشت، وارد آموزش و پرورش نابینایان شدم، البته به صورت نابینایی درس خواندم و حدود ۱۷-۱۸ سال نابینای مطلق بودم، به صورت تصادفی با پزشکی مواجه شدم که ادعا می کرد می توانم معالجه شوم، یک آتشی را در دلم روشن کرد، بعد از ۱۷-۱۸ سال خیلی مضطرب و نگران بودم که چه کنم بروم دنبالش و انجام بدهم یا ندهم، بار مالی خیلی سنگینی داشت، با یکی از دوستانم که اینجا هم تشریف دارند، آقای ظروفی گفتم بروم دست به دامان آقا امام رضا(ع) بشوم، حرم بودم، چند شب رفتم و آمدم و نتیجه-ای نمی‌گرفتم، تا اینکه یک شب توی حرم چند لحظه ای خوابم برد و آنجا آقایی را در خواب دیدم که فقط بهم آرامش داد.
گفت: نگران نباش راه خیلی سختی در پیش داری به مضمون اینها را به من گفت و القاء کرد گفت: ادامه بده، ولی نتیجه خواهی گرفت، بعد از اینکه بلند شدم یک آرامشی در خودم حس کردم، خیلی سخت بود، ولی مصمم شدم و همانجا لذت بینا و شفا گرفتن را احساس کردم و این حلاوت را به عینه در وجود خودم احساس می کردم، آمدم تهران بقیه کارها خود به خود جور شد، باور بفرمایید آن دست کرامت آقا امام رضا(ع) پشتیبانم بود، تو این ماجرا بدون اینکه برنامه ریزی بکنم، خیلی سریع جور شد و رفتم یکی از کشورهای خارج برای ادامه درمان. روز اول که پزشک من را اونجا دید، یکی از بهترین پزشکان جهان بود، من را معاینه کرد، به مترجم من گفت: به این آقا بگو ناراحت نشه معالجه نمیشه، این چشم بعد از ۱۷-۱۸ سال چه معالجه ای دارد. من خیلی اصرار کردم،گفت: چرا اینقدر اصرار می کنی، از کجا می دانی؟ گفتم: شما کار خودت را بکن، من مطمئنم که معالجه خواهم شد، آن پزشک گفت: چون جوانی اصرار می کنی و آمدی اینجا و فقط من به خاطر اینکه حرفت را گوش کنم، این کار را می کنم. یک نقطه تاریکی در پرونده پزشکی من هست، ولی من بهش گفتم معالجه خواهم شد. شروع کردم، معالجه ام خیلی سخت بود، دفعات اول نتیجه نمی گرفتم، عمل می کرد بدتر می-شدم و داشتم ناامید می شدم؛ خدایا آن داستانی که من توی حرم دیدم، اتفاقی که الان می افتد، اینها اصلاً با هم نمی خواند، تا اینکه به صورت تصادفی چند روزی خدمت آیت الله فاضل لنکرانی بودم، خدا رحمتشان کند، اسوه تقوا بودند.
من توفیق نداشتم، خیلی از علما را از نزدیک ببینم و زیارت کنم، به ایشان جریان را گفتم، بعد از یک ساعت که ایشان به قرآن مراجعه کردند، نشستن و گفتند: آینده خیلی روشن است، من دیدم که راه سختی داری، همانهایی که به تو قول دادند، عمل خواهند کرد، ولی باید استقامت کنی، راه سختی دارد، من آینده تو را دیدم، چشم هایت خوب می شود، تو زندگی هم موفق می‌شوی؛ بعد از این جریانات به ایشان گفتم: که آقا امام رضا(ع) این را به من گفته و این راه را ادامه دادم و نهایتاً بعد از ۳-۴ سال برای اولین بار اون جراحی نهایی انجام شد، وقتی که تو اتاق چشم من را دکتر باز کرد، من به خوبی داشتم می دیدم، اصلاً هیجان بهم دست نداده بود و دکتر فکر کرد که نتیجه نداشته، ولی بعد از اینکه دستش را نشان داد، چیزهایی را نشان داد، اینقدر ذوق زده شده بود که به زمین و هوا می پرید؛ آن فرد مسیحی از من پرسید که تو چطور هیجان زده نشدی! گفتم من می دانستم، به من گفته بودند، در هر حال این اتفاق افتاد.
ما در روز تولد یک آقایی هستیم، من خیلی وقت ها افسوس خوردم، که کاشکی آن شب از آقا چیزهایی دیگر هم میخواستم. بهرحال حضرت رضا(ع)، آقای با کرامتی است.

وضعیت معلولان در شبه قاره
سید علی عباس از کشور هندوستان
خداوند متعال در قرآن مجید در یک جا خودش را احسن الخالقین معرفی کرد و در جای دیگر و صوّرکم فاحسن صورکم و الیه المصیر (التغاین، آیه۳)؛ به بندگان فرمود: ما شما را به بهترین خلقت، خلق کردیم. از این کلمات استفاده می کنیم که خداوند متعال انسان ها را بی نقص و عیب خلق کرد، اما عوامل گوناگون همچون جنگ، فقر و گرسنگی، امراض و بیماری های مختلف، مصائب و مشقت زندگی، تصادفات، آلودگی محیط زیست، عدم استفاده صحیح از دارو و عوامل دیگر از این قبیل، باعث بروز معلولیت ها در جوامع بشری شده است. مثلاً به عنوان مثال فقر و گرسنگی در جامعه هندوستان به حدی است که زنان حامله هم مجبورند، کارهای سنگین انجام بدهند. این عوامل موجب معلولیت و پیدایش معلولین می-شود.
مناسب است از فرهنگ مردم شبه قاره درباره معلولین بگویم. هنوز باورها و آداب و سنن خرافی در این فرهنگ به چشم می‌خورد و از این نظر معلولین بسیار در رنج اند. مثلاً اگر کسی بخواهد به سفر برود و یک معلول سر راه او قرار گیرد، این حادثه را شوم دانسته و از سفر منصرف می شوند. در گذشته این باورها و آداب افزون تر بود ولی به تدریج کمتر شده است. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که رسید، نگرش یک ذره عوض شد، برای معلولین خدمات ایجاد شد، برای معلولین مثلاً آسایشگاه و نواخانه ها ایجاد شد و باز هم معلولین محدودیت‌هایی داشتند، تا اینکه در اواخر قرن بیستم این نگرش کاملاً عوض شد؛ چون افراد فرهیخته و نیکوکار برای معلولین تشکل هایی غیر دولتی دایر کردند و کارهای جدی برای معلولین انجام دادند. در این زمان هم هندوستان پیشرفت کرد و سازمان ها و نهادهای مختلف در هندوستان به وجود آمدند و برای خدمت‌رسانی به معلولین کمر همت بستند، مثلاً اینها سعی کردند، از دولت هند مزایایی برای معلولین بگیرند، مثلاً در بلیط های قطار و اتوبوس به معلولین تخفیف داده می شود، در تمام سازمان های دولتی و نهادهای دولتی معلولین سهمیه ویژه دارند، البته همه تشکل های مردمی در شبه قاره متعلق به غیر مسلمانان بود. از اینرو معلولین مسلمان خدماتی دریافت نمی‌کردند یا کمتر دریافت می کردند. در هندوستان تقریباً ۲۰ الی ۲۵ نهاد و سازمان وجود دارد، چه دولتی و چه غیر دولتی؛ اما هیچ نهادی برای مسلمین وجود نداشت، بالاخص برای شیعیان هیچ تشکلی نداشتند. ولی اخیراً چند تشکل محدود ایجاد شده است. از سوی دیگر، افراد سودجو و فرصت طلب از معلولین برای گدایی و تکدی گری استفاده می کنند.
این مؤسسه با رویکرد جهانی زیر نظر آیت الله العظمی سیستانی راه اندازی شده و می تواند به وضعیت معلولین شبه قاره نیز رسیدگی نماید، و حداقل برای آنان کتاب های بریل و گویا بفرستد.
در آخر به یک نکته اشاره می کنم، سیره معصومین(ع) تأکید دارد که به معلولین مساعدت باید کرد. برای افراد تهیدست و مستضعف اشتغال و ابزار کار ایجاد کرد. معلول را تشویق کنند که اگر از یک جهت نقص دارد و معلول است، از جهت دیگر نعمت و استعداد دارد. ما هم باید کارهایی انجام بدیم تا فرصت ها و موقعیت هایی برای معلولین ایجاد بکنیم، که اینها مستقل باشند و روی پای خود زندگی آبرومندی داشته باشند.

نظام حقوقی ناشنوایان
بهزاد اشتری
امام رضا(ع) فرمودند: شنواندن سخن به افراد ناشنوا بدون دلتنگی حالت گوارایی است.
با عرض سلام و احترام به حاضرین در جلسه ضمن تبریک به مناسبت میلاد هشتمین ستاره آسمان امامت و ولایت علی بن موسی الرضا(ع) به امام زمان و شما حضار محترم. بنده بهزاد اشتری مدیرعامل مؤسسه فرهنگی و هنری فرجام جام جم در خدمت شما عزیزان هستم و به طور مختصر درباره نظام حقوقی ناشنوایان مطالبی را به استحضار شما برسانم.
بر اساس برخی آمارها هفتاد و دو میلیون ناشنوا در جهان وجود دارد که ۱۸ میلیون آن در کشورهای اسلامی و ۴ میلیون آن در ایران سرشماری شده است.
آموزش ناشنوایان توسط زنده یاد جبار باغچه بان به شکل آکادمیک انجام شد و به موازات پیشرفت های جهانی گسترش پیدا کرد، یک مسئله مهم در جامعه ناشنوایان نظام حقوقی است، از گذشته های دور قوانینی درباره حق اشتغال و استخدام، حق تأسیس تشکلها، حق کاندید شدن نمایندگان مجلس شورا، حقوق خانواده، همسر گزینی، حقوق مربوط به رانندگی وضع شده است، اما همه این قوانین مبتنی بر مهجور شمردن ناشنوایان بنا شده است.
در دهه های اخیر ناشنوایان خود را یک قشر ناتوان و حتی معلول نمی دانند، بلکه اعتقاد دارند که نوع ارتباطشان با مردم متفاوت است.
مردم با زبان و گفتار ارتباط برقرار می کنند، ولی ناشنوایان با زبان اشاره مسائل خود را تفهیم می کنند.
ناشنوایان دارای استعدادهای خارق العاده ای هستند، توانایی هنری و فکری که در اقشار عادی کمتر یافت می شود. ما ناشنوایان خواستار تجدید نظر در حقوق مدنی- اجتماعی و حقوق فردی هستیم و عالمان و فقهای قم بهتر از دیگران می توانند، این مهم را انجام دهند.
حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی که تاکنون خدمات ارزنده ای به جامعه فرهنگی داشته و بیش از صد مرکز فرهنگی و کتابخانه تخصصی ایجاد کرده اند، با تأسیس دفتر فرهنگ معلولین علاوه بر اینکه برگ زرینی بر خدمات خویش افزودند، بذر امید در دلهای ما کاشته و دانستیم که از بین عالمان دین کسانی هم هستند که علاوه بر خدمات دینی و روشنگری اسلامی برای جامعه شنوا به ناشنوایان نیز توجه ویژه ای داشته اند.
مؤسسه فرهنگی و هنری فرجام جام جم تاکنون طرح های مهمی مانند تهیه دانشنامه ناشنوایان، تأسیس کتابخانه تخصصی برای ناشنوایان و برپایی بانک اطلاعات ناشنوایان کشور انجام داده است. عمده ترین و مهم ترین فعالیت آن تأسیس هیئت عزاداران حسینی(ع) در سال ۱۳۸۱ و اجراء مراسم عزاداری سینه زنی در ایام محرم و شهادت حضرت زهرا(س) و همه معصومین برای جامعه ناشنوا می باشد. ولی مشکلات و موانع زیادی داشته ایم.
امیدوارم حمایت ها و اهتمام جناب آقای سید جواد شهرستانی بتواند فعالیت‌های جامعه ناشنوایان را بهینه‌تر و امور فرهنگی را نهادینه سازد.
مؤسسه فرهنگی و هنری فرجام جام جم اعلام آمادگی می-نماید که به عنوان نمایندگی در تهران با دفتر فرهنگ معلولین همکاری فعالانه و تنگاتنگ داشته باشد و امیدوار است بتواند خدمات مشابهی را در سایر استانها ارایه نماید. در پایان برای حضرت آیت الله العظمی سیستانی زیدعزه و حجه الاسلام والمسلمین شهرستانی آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.

مناسب‌سازی محیط شهری جهت معلولان
منصور برجیان
با اجازه، خیلی مختصر و مفید نکاتی راجع به موضوع مناسب سازی عرض می کنم. همگان به عینه شاهد بودند که آوردن ویلچر من به روی سن چقدر مشکل بود. اگر بستر شهر ما آماده برای حضور افراد دارای معلولیت و محدودیت نشد، چگونه توقع داریم که این عزیزان به حق و حقوق ضروری خودشان برسند، ما اعلام می کنیم که کشوری هستیم عدالت پرور؛ همه معلولین تمام عوارض نوسازی و مالیات خودشان را می دهند، ولی به هیچ وجه امکان استفاده از شرایط موجود در جامعه را ندارند، از وسیله نقلیه گرفته تا امکانات دانشگاهی؛ حتی برای ثبت نام عزیزی که برای کلاس اول می خواهد مدرسه برود. بخاطر عدم امکان حضور و استفاده از کلاس ها از ثبت نامش عذرخواهی می‌شود. من استدعایم اینست که بحث این مطلب را خیلی جدی بگیریم و بستر شهر معلولمان را سالم کنیم که من معلول به راحتی بتوانم از امکانات شهری که همگان استفاده می کنند، استفاده کنم. دقت داشته باشیم که معلولین بخش عمده ای از جامعه هستند، ما فکر می کنیم که بزرگترین اقلیت کشور را معلولین تشکیل می دهند، زیرا طبق آمار بهداشت جهانی ۱۰ درصد جامعه را معلولین تشکیل می دهند.
طبق آماری که سالمندان را اعلام کرده اند، ۷/۶ درصد کشور را سالمندان تشکیل می‌دهند. سالمندی هم می دانید که از قدیم دعا خیر بزرگترها این بود که فرزندم الهی پیر بشی، پیر شدن ها و مشکل کم بینایی، مشکل آرتروزهای دست و کمر و کم شنوایی چند معلولیتی در زمان کهولت سن. از طرف دیگر ۳/۲ درصد جامعه را افرادی که دارای معلولیت موقت هستند تشکیل می‌دهند. افرادی که زمین خوردند، دست و پایشان می-شکند و وبال گردن می شوند و مشکلاتی دارند و برای مدت چند ماه مجبورند از وسایل کمکی استفاده کنند.
پس یک آمار ۲۰ درصدی یک آمار اقلیتی نیست، یک اکثریت است، توجه به این امر بی نهایت حایز اهمیت است، من جا دارد که الان تشکر کنم از حضرت آیت الله العظمی سیستانی و حجت الاسلام شهرستانی که به این نکته توجه فرمودند، دفتر فرهنگ معلولین شامل همه مسائل معلولین می شود، وقتی من نتوانم به مدرسه بروم، وقتی من نتوانم به دانشگاه بروم، ما عزیزانی داریم که در رده های تحصیلی بسیار بالایی هستند ولی امکان حضورشان فراهم نیست، مهم اینست که این اتفاق نمی افتد، مگر اینکه تمام نخبگان کشور افراد خیر و افرادی که توانایی انجام کار را دارند، در این مسیر مشارکت و همیاری بکنند، که این معضلات را پیش راه این عزیزان برداریم. یک جامعه ای، جامعه ای متحول و مترقی است که من به فکر شما، شما به فکر بغل دستی، بغل دستی به فکر بغل دستی و این دایره وار چرخ بزند، وقتی اینچنین فکر کنیم مسلم این جامعه متحول است. این جامعه یک جامعه اسلامی به معنای واقعی است. میگن شما از همسایه ات خبر نداشته باشی، شبی را بخوابی این صحیح نیست. حالا چطور می شود که ما این جمعیت ۲۰ درصد جامعه را که یک چیزی حداقل ۱۴ میلیون نفر می شود، مدّنظر نداشته باشیم، برای جمیع مسائل.
به هر صورت جای سپاس و تشکر دارد از این فکر بکر و از این ایده ای که ایجاد شده، ما هم به عنوان انجمن آفرینش-های علمی و هنری معلولین ایران در خدمتتان هستیم، هر نوع کاری که بتوانیم با کمال میل در خدمتتان هستیم و ایده ها و برنامه-های بسیار فراوانی داریم که من بخشی از آن را خدمت آقای محمد نوری گفتم و بخشی از آن را هم احتمالاً در نمایشگاهی که اینجا هست در خدمتتان خواهیم گفت و آمادگی خودمان را اعلام می کنیم. من یک توضیح اضافی بدهم و بحث را تمام می کنم و آن اینکه مسائل دینی شما و شاید ناشنوایان و نابینایان بسیار محدودتر و مشکلاتش کمتر است نسبت به مشکلاتی که معلولین جسمی حرکتی دارند. مثلاً کسی که دو دست ندارد، چطوری می خواهد مشکلات و مسائل شرعی خودش را حل بکند، کسی که توانایی استفاده از خیلی از وسایل دیگر را ندارد و قطع پا دارد، قطع دو پا دارد، قطع یک پا و یک دست دارد، چگونه می خواهد مسائلش را مرتفع کند و در نتیجه نیاز آنها بسیار بسیار بیشتر و بالاتر هست.
باز هم سپاسگزارم و ممنون از بذل توجه شما همه عزیزان و همگی را به خداوند بزرگ می سپارم، متشکرم.

وضعیت معلولیت در استان قم
ابراهیم حاجی مظفری
تشکر می کنم از برگزاری یک چنین جلسه ای و از افتتاح دفتر فرهنگ معلولین مخصوصاً با رویکرد دینی که از برکت وجود حضرت آیت الله العظمی سیستانی و دست اندرکاران مجموعه ایشان هستیم که در همه امور الحمد الله بزرگان دینی و علمای بزرگ در بحث های مختلف، دیدگاه های بسیار بلندی را دادند، از جمله این موضوع بسیار مهم است، من صمیمانه تشکر می کنم.
اشاره فرمودند جناب آقای برجیان، من یک مقداری توضیح بدم، خدمت دوستان بیش از ۶۰۰ میلیون نفر معلول در دنیا و یک سوم این جمعیت را کودکان و نوجوانان تشکیل می دهند؛ ۲۰۰ میلیون نفر کودک و نوجوان آمار بسیار بالایی است که الحق والانصاف باید به مسائل فرهنگی رشد و اجتماعی اینها توجه کنیم. چاره ای نداریم مگر اینکه با روش های جدید، فرهنگ دینی را در آحاد جامعه معلولین توسعه دهیم و این مؤسسه با توجه به تجارب ذی قیمتی که دارد می تواند خدمات سودمندی عرضه کند.
تاکنون بیش از ۲۶ هزار معلول جسمی ـ رفتاری در بهزیستی قم پذیرش شده اند. طبق محاسبات در استان قم سالانه ۵۰۰ کودک معلول به دنیا می‌آید. این آمار، آمار خوشایندی برای قم نیست و باید با آموزش، ترویج و فرهنگ‌سازی مداوم روند پیشگیری و مبارزه با انواع معلولیت‌های ارثی را تقویت کنیم. ریشه بروز معلولیت شامل عوامل محیطی و وراثت است که هر دو قابل پیشگیری است و باید برای آن برنامه ریزی شود. غفلت والدین و نا‌آگاهی از آموزش‌های درست و استاندارد ازدواج یکی از عوامل مهم افزایش معلولیت‌های ارثی است و البته این معضل را اتباع بیگانه و کم سواد مستقر در قم دو چندان کرده‌اند که این باعث ایجاد هزینه‌های سنگین مادی و اجتماعی برای بهزیستی می‌شود. عوامل محیطی از جمله تصادفات، عدم ایمنی در کار، رفتارهای پر خطر در نزاع‌ها، عدم توجه به بیماری‌های مزمن، تنبلی چشم، کم شنوایی و ناشنوایی، و همچنین حمل غلط بیماران آسیب دیده باعث افزایش معلولیت ها می شود که نیازمند فرهنگ سازی صحیح در این گونه موارد هستیم واین امر مگر با مساعدت تمامی دستگاه‌های مسؤول امکان پذیر نخواهد بود.
تنها سه درصد فرصت استخدام‌های دولتی در اختیار افراد معلول است. این آمار جوابگوی حجم زیاد درخواست‌های عزیزان معلول نیست و باید معلولان با تغییر رویکرد، دیدگاه کار آفرینانه و تولیدی داشته باشند و خودجوش و مستقل عمل کنند. اکنون برخی از معلولان ما توانایی‌هایی دارند که حتی به مردم عادی هم خدمات رسانی می‌کنند و در زندگی خود به پختگی و نخبگی رسیده‌اند.
چون وقت اذان ظهر است بیش از این مصدع نمی شوم. ما آمادگی داریم هرگونه مساعدتی را برای این مرکز داشته باشیم.

ضرورت پیوستن به شبکه دی‌زی(DAISY)
ح. ص.
نابینایان برای اینکه بتوانند در به خدمت گرفتن اطلاعات و رشد در عرصه‌های مختلف آموزشی و پژوهشی پیشرفت کنند و در این زمینه‌ها با سایر افراد جامعه برابر باشند، نیاز است از تمام ظرفیت‌هایی که می‌تواند در این مسیر به آنها کمک کند، بهره گیرند. فناوری‌ها از جمله‌ی این ظرفیت‌ها هستند. کسانی که در رابطه با امور نابینایان فعالیت می‌کنند نیز موظف هستند، این فناوری‌ها را در دسترس نابینایان قرار دهند. قدم اول احساس ضرورت است. مسئولان و نابینایان باید هر دو این ضرورت را احساس کنند. درک ضرورت‌ها باعث ایجاد تحول در مسیر پژوهش و آموزش برای نابینایان خواهد گردید. به نظر می‌رسد نابینایان ضرورت دسترسی به فناوری‌های نوین را به شدت احساس می‌کنند اما نیاز است مسئولان نیز این ضرورت را با توجه به نیروی انسانی و امکانات بالقوه درک کرده و این فناوری ها را در اختیار نابینایان قرار دهند.
از جمله فناوری‌های نوین که بیش از ۱۶ سال است که کتابخانه‌های نابینایان جهان از آن استفاده می‌کنند، فناوری دی‌زی است. این فناوری توسط کنسرسیوم دی‌زی و کتابداران و کتابخانه‌های متعهد توسعه یافت. این فناوری می‌تواند برای خوانندگان دچار معلولیت‌های چاپی مانند نابینایان، معلولان دیداری، معلولان جسمی و دیگر خوانندگان معلول چاپی سودمند باشد.
از آنجا که این پژوهشگر همواره علاقه‌مند بود بتواند در حد وسع خویش گامی هر چند کوچک در راستای خدمت به معلولان عزیز میهنمان بردارد، تصمیم بر آن شد، موضوع پایان نامه‌ به این امر اختصاص یابد. پیش از آشنایی با فناوری دی‌زی در مورد کتاب‌های گویا و مشکلاتی که نابینایان با آن روبرو هستند، مطالعه‌ای انجام شد. پژوهشگر در طول تحقیق و مطالعه و مصاحبه با افراد مطلع از وجود فناوری دی‌زی آگاه شد و بر آن شد تا جستجوهای بیشتری در این زمینه صورت دهد. متاسفانه منابع اطلاعاتی چندانی در ایران در مورد دی‌زی منتشر نشده است، بنابراین منابع خارجی مورد بررسی و ترجمه قرار گرفت و اطلاعات دقیق‌تر وسیع‌تری در مورد این فناوری و مزایای آن کسب شد و این سوال برای پژوهشگر مطرح شد که چرا تاکنون این فناوری با توجه به مزایای فراوانی که دارد، در کشور ما مورد استفاده قرار نگرفته است؟ در بررسی‌های بعدی‌ و گفتگوهای دیگری که با متخصصان و اساتید محترم دانشگاه الزهرا صورت گرفت، عنوان پایان‌نامه‌ به صورت «امکان‌سنجی بکارگیری فناوری دی‌زی در کتابخانه‌ها و مراکز نابینایان شهر تهران» به تصویب رسید. در مرحله‌ی بعدی، برای انجام این پژوهش، پرسشنامه‌ای طراحی شد تا قابلیت‌ها و موانع احتمالی در بکارگیری این فناوری در کتابخانه‌ها و مراکز نابینایان شهر تهران مورد بررسی قرار گیرد. سپس پرسشنامه‌ها در کتابخانه‌ها و مراکز نابینایان شهر تهران توزیع شد. از آنجا که این فناوری برای حتی کتابداران و مدیران کتابخانه‌ها ناشناخته بود، در حین توزیع پرسشنامه، بروشور و سی‌دی حاوی مطالبی جهت آشنایی با فناوری دی‌زی طراحی گردیده و در اختیار این مراکز قرار گرفت. علاوه بر این، توزیع پرسشنامه‌ها فرصتی را برای گفتگو با کتابداران و مدیران کتابخانه‌ها و مراکز فراهم آورد تا هم از این راه این فناوری بهتر معرفی شود و هم آنها از موانع و مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد، صحبت کنند. در نهایت پرسشنامه‌ها جمع‌آوری گردید و با توجه به آن پایان‌نامه‌ نوشته شد. این پایان‌نامه دربرگیرنده‌ فصل اول: مسئله‌‌ امکان‌سنجی بکارگیری فناوری دی‌زی و اهداف و ضرورت پژوهش پیرامون بکارگیری این فناوری است و پرسش‌های کلیدی این پژوهش شامل ۱٫ فواید استفاده از فناوری دی‌زی در تولید کتاب‌های گویای دیجیتال چیست؟ ۲٫ موانع بکارگیری فناوری دی‌زی در کتابخانه‌های نابینایان چیست؟ ۳٫ راهکارهای توسعه‌ی فناوری دی‌زی در کتابخانه‌ها و مراکز نابینایان چیست؟ است، فصل دوم: مبانی نظری پیرامون فناوری دی‌زی و امکان‌سنجی آن، سیر تاریخی و تکامل دی‌‌زی، شیوه‌ی تولید و توزیع دی‌زی، انواع سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای دی‌‌زی، ساختمان کتاب دی‌زی و …و علاوه بر آن پیشینه‌ی تحقیق در داخل و خارج از کشور، فصل سوم: بیان روش و جامعه‌ی آماری پژوهش، فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده از پرسشنامه و فصل پنجم شامل پاسخ به سوالات کلیدی پژوهش و نتایج حاصل از فصل چهارم و ارائه‌ راهکارها و بررسی موانع و چالش‌های پیش‌ رو در استفاده و بکارگیری این فناوری است.
با توجه به اینکه این پژوهش یک تلاش فردی بود، نمی‌توان انتظار داشت که همه‌ ابعاد این موضوع آنگونه که شایسته است، مورد بررسی قرار گرفته باشد. نظر به اهمیت موضوع و نقش موثری که این فناوری می‌تواند برای جامعه‌ی نابینایان ما داشته باشد، این ضرورت احساس می‌شود که کارهای بیشتری در این زمینه صورت بگیرد. مسلماً نقش سازمان‌هایی که متولی امور نابینایان هستند، در مسیر چنین پژوهش‌هایی از اهمیت بسیاری برخوردار است. انتظار دارم که این پژوهش به عنوان یک قدم اولیه، زمینه را برای حمایت از انجام پژوهش‌های بیشتر در مورد این فناوری و در نهایت بکارگیری آن در کتابخانه‌ها و مراکز نابینایان کشورمان در پی داشته باشد.

فصل دوم: خاطرات و دیدگاه‌ها
ثبت و ضبط همه وقایع روز افتتاحیه ممکن نیست. سخنرانی ها گویای بخشی از حوادث است ولی مهم ترین نکات در لابلای سطور تاریخ مسطور می ماند. تلاش کردیم با ثبت خاطرات بخش دیگری از حوادث مخفی این روز بیاد ماندنی را نشان دهیم. نیز دیدگاه های برخی شخصیت ها در همین فصل آمده است.

یادداشت یک آشنا در روز افتتاحیه
تاکنون و در سی سال اخیر از عمرم جاهای بسیاری را برنامه ریزی و افتتاح کردم، ولی هیچکدام حلاوت افتتاح دفتر فرهنگ معلولین را نداشت. این دفتر خاستگاهی در عمق نیازهای مردمی و باورهای ملی دارد و از جنس مردم و در طبقات محروم و فرهنگ تشیع ریشه دوانده است. فرهنگ نیکوکاری و نیکوکار پروری به خوبی مشهود بود.
خودم به دلیل معلولیت پنجاه درصدی، طمع مشکلات درمانی و سر و کار داشتن با بیمارستان و از سوی دیگر نداری و مضیقه های مالی را چشیده ام و تا حدّی می دانم درد و مشکل معلولین چیست؟ مشکلی که ابعاد هولناکی مثل بیماری اکثر معلولین، نداشتن امکانات مالی، تحقیرهای عیان و پنهان اجتماعی، بی توجهی و مسئولیت نشناسی نهادهای مدیریتی و دولتی دارد. اما اکنون یک فرزند از خلف صالح سادات حسینی بهترین مجلس را برپا کرده و بالاترین احترام ها را به آحاد معلولین ابراز داشت و فرمان حضرت امیر(ع) به مالک اشتر در عهدنامه را به منصه اجرا گذاشته است: در میان آنها نشسته، به درد دل آنها گوش فرا می دهد، با آنان شوخی می-کند.
نخستین بار است که چنین صحنه هایی دیده می شود و آحاد جامعه معلولین همه آلام خود را فراموش کرده و با سید جواد خودمانی شده اند. در پایان مراسم زیر لب یا با صدا به او دعا می کنند، از خدا برای او سلامتی طلب می کنند؛ عزت و موفقیت او را مسألت می نمایند.
با این جملات سعی کردم نمایی از فضای روز افتتاحیه را ترسیم کنم. خلاصه اینکه تابلویی از درد و احساس مردمی و پاسخی از بیت مرجعیت اعلی به همه آلام یک طبقه مؤمن ولی ناقص بود.
روز بعد از افتتاحیه با خود گفتم حلاوت و شهد شیرین این مراسم را باید ثبت و گزارش کنم تا در تاریخ بماند و به رغم ضیق وقت شروع به نوشتن کردم. حاصل آن این نوشتار شد.
محمد نوری

جلسه نابینا و ناشنواها
روز افتتاحیه سر سفره ناهار، گروهی از نابینایان روبروی گروهی از ناشنوایان نشسته بودند. وقتی ظروف رنگارنگ از غذاهای مختلف چیده شد. ناشنواهایی که قدرت تکلم نداشتند نمی‌توانستند به نابیناها بگویند بفرمایید شروع کنید. نابیناها چند دقیقه ای کنار نشسته بودند البته ناشنواها با جیغ و فریاد یکی از مسئولین را متوجه کردند که بیایید به اینها بگویید شروع کنند. مسئول آمد و به یکی از نابیناها گفت چرا کنار نشسته اید و شروع نمی کنید. فرد نابینا گفت هرچه در سفره دست می کشم چیزی نیست. برای او توضیح داد که نوع غذاها و چینش ظرف های غذا در سفره چگونه است. مجدداً دستی کشید و متوجه شد.
اشتری

وضعیت حقوقی ناشنوایان
مطابق برخی آمارها ۷۵ میلیون نابینا و تقریباً همین اندازه ناشنوا در جهان هست. در ایران حدود ۷ میلیون ناشنوا سرشماری شده است. آموزش ناشنوایی به دست جبار باغچه بان (متولد ۱۲۶۴ش و درگذشت ۱۳۴۵ش) به روش علمی و آکادمیک آغاز شد و به رغم تحولات همواره رو به گسترش بوده است.
یک مسئله مهم در جامعه ناشنوایان، نظام حقوقی است. از گذشته‌های دور قوانینی درباره حق اشتغال و استخدام، حق تشکیل جمعیت، حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس شورا، حقوق خانواده و همسر گزینی، حقوق مربوط به رانندگی و تردد وضع شده است. اما همه این قوانین مبتنی بر محوریت و محجور شمردن ناشنوا بنا شده است. شما مطلع هستید که در دهه های اخیر ناشنوایان خود را یک قشر ناتوان و حتی معلول نمی دانند، بلکه اینان می گویند ما فقط نوع ارتباطمان با مردم متفاوت است. مردم با حرف و سخن گفتن ارتباط برقرار می کنند، ولی ما با اشاره و زبان اشاره مقاصد خود را تفهیم می کنیم. نیز مدعی هستند جامعه ناشنوایی دارای استعدادهای خارق العاده است، توانایی های هنری و فکری که در اقشار دیگر یافت نمی شود.
ما ناشنوایان خواستار تجدید نظر در حقوق مدنی، حقوق اجتماعی و حقوق فردی خود هستیم و عالمان و فقیهان قم بهتر از دیگران می توانند این مهم را انجام دهند.
حضرت آیت الله شهرستانی با تأسیس این مؤسسه بذر امید را در دلهای ما کاشت و دانستیم از بین عالمان دین کسانی هستند که برای ما دل می-سوزانند و به ما توجه دارند. امیدوارم این مرکز بتواند با زمینه سازی ها و مساعدت ها، اهتمام به این جامعه را نهادینه کند.
سعید محمدیاری

وضعیت کنونی و چشم انداز آینده
این جلسه یک حرکت و رخداد تاریخی است و در تاریخ فرهنگ و تمدن، ثبت خواهد شد. هم به لحاظ موضوع و سوژه و هم از نظر شخصیت های شرکت کننده، مهم است.
معلولین یک بخش مهم این جامعه اند، اما وضعیت کنونی رضایت بخش و ایده آل ندارند. اگر کاری شده و مشکلی مرتفع شده، تعدادی از افراد نیکوکار و یا خود معلولین مشارکت داشته اند. یعنی بدون مشارکت و به یاری طلبیدن نخبگان این جامعه، امکان ندارد بتوانیم مشکلی را حل کنیم. اما متأسفانه این تفکر در سازمان های دولتی وجود ندارد. اما این جلسه، را به گونه متفاوت یافتم، یعنی جلسه توسط خود روشندلان، ناشنوایان و خود اعضای این جامعه اداره می شود، خودشان طرح می دهند، راه حل می دهند. خود این نوع ذهنیت قابل تقدیر است.
اما در باب مشکلات کنونی معلولین، ما چند دسته مشکل و معضل داریم: فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، روان شناختی و بالاخره دینی. اگر نتوانیم این مشکلات را برطرف کنیم، قطعاً در آینده با مشکلات پیچیده تر روبروه خواهیم شد. از کنار نواقص، کمبودها و مشکلات نمی توان عبور کرد و آنها را نادیده پنداشت یا خود را به غفلت زد. درست مثل بیماری که اگر درمان نشود، توسعه پیدا می کند و جاهای دیگر بدن را آسیب می رساند. مشکلات معلولین هم اینگونه است. نیاز به بررسی دقیق و کارشناسانه، یافتن راه کار منطقی و عملی برای برطرف کردن و درمان دارد و مهمتر اینکه باید ابزاری مناسب برای هر مشکل به کار گرفت. بنابراین چند نکته کلیدی در زمینه مشکلات معلولین خودنمایی می کند:
– شناسایی دقیق مشکلات و طبقه بندی آنها
– کارشناسی در زمینه روش از بین بردن مشکل
– یافتن ابزارهای مناسب برای رفع هر دسته از مشکلات
مشکلات دینی چون با روح و روان و اعتقادات در ارتباط اند، زیربنایی تر می باشند و مراکزی مانند همین مؤسسه که حضرت آیت الله شهرستانی تأسیس کرده اند به خوبی می توانند با تزریق معنویت و عرفان، اخلاق نیک و باورهای درست، حال و آینده اینان را سالم سازی نمایند.
مهرداد عالم زاده

وضعیت نابینایان در جهان و ایران
وقتی خبر افتتاح این مؤسسه را در قم، آن هم به دست بیت شریف یکی از مراجع بزرگ تشیع شنیدم بسیار خوشحال شدم. البته پیش از این همواره نابینایان و دیگر عزیزان معلول از توجهات و مساعدت های جناب آقای شهرستانی برخوردار بوده اند، اما چون این اولین مرکزی است که در حوزه علمیه برای سامان دهی و ارتقای فرهنگ این قشر شکل گرفته و خط-مشی آن تماماً و مستقلاً به امور فرهنگی روشندلان و دیگر اقشار معلول اختصاص دارد، جای بسی خوشوقتی است.
به دلیل اهمیت روشندلان نابینا، سوره ای از قرآن اعمی یا عبس و تولی نام گذاری شده است افراد نابینا، ناشنوا و اعرج در بین اصحاب پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) بوده اند و خدمات فراوانی برای نقل صحیح احادیث ایفا کرده اند، نیز در احادیث برای گرامی داشتن معلولین تذکرهایی داده شده ولی با این حال چرا جامعه مذهبی و نهادهای اصیل دینی در قم و دیگر شهرها، به این قشر توجه جامع و جدی نداشته اند؟
البته من و دیگر اعضا جامعه روشندلان امروز مسرور هستیم، چون این جلسه را تفسیر عینی آیات نخست سوره عبس (یا همان سوره اعمی) یافتم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏، عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏ وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرى‏ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى‏ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى وَ ما عَلَیْکَ أَلاَّ یَزَّکَّى وَ أَمَّا مَنْ جاءَکَ یَسْعى‏ وَ هُوَ یَخْشى‏ فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى.
روزی جمعی از مستکبرین و سرمایه داران قریش نزد رسول خدا(ص) بودند و بین آنها گفتگویی درباره دعوت آنان به اسلام جریان داشت. ناگاه شخصی نابینا (در روایات نام او را ام کلثوم ذکر کرده اند) وارد شد. در این حال، ثروتمندان مستکبر چهره در هم کشیده و با ترش رویی روی برگرداندند. به تعبیر خودمان با آن فرد روشندل بدرفتاری کرده و درصدد تحقیر او برآمد و با این روش خواستند به نابینا بفهماند که اینجا مجلس بزرگان است و تو حق نداری وارد شوی.
اما خداوند با عتاب بسیار سنگین این رفتار را محکوم کرده و میفرماید: تو چه می دانی؛ بلکه این نابینا نزد رسول اکرم(ص) آمده برای تزکیه و تهذیب و معنویت. (و ما یدریک لعله یزکی)؛ اما این رفتار ارزشمند نابینا مورد بی-توجهی قرار گرفته، در حالی که وقتی توانگری ثروتمندان به رخ کشیده می شود، خوش رفتاری دیگران را در پی دارد.
اما این شخص نابینا که شتابان به سوی رسول الله آمده، در حالی که خداترس است، اما شما از او غفلت کرده اید، با اینکه شما مسئول سامان گرفتن امور او هستی.
اینجانب عین جملات تفسیر المیزان را خواندم بدون کاستی یا افزودنی و این آیات قرآن آنچنان گویا است که نیازی به توضیح ندارد.
خوشوقتیم که این مراسم با فریاد بلند اعلام می دارد که مرجعیت و حوزه علمیه درصدد ایفای وظایف خود در جهت سامان دهی به امور معلولین است.
منصوره ضیایی

دیدگاه سازمان آموزش و پرورش قم
از مدتها قبل که مانند سایر دوستان در تلاش برای آماده نمودن دفتر فرهنگ معلولین و برپایی نمایشگاه بودیم، به واسطه فرهنگی بودن مسئولیت ارتباط با مدیریت آموزش و پرورش استثنایی و تهیه آثار هنری دانش-آموزان معلول با من بود. به مدارس مختلفی سر کشی می کردم و خبر ایجاد افتتاح دفتر و اهدافش را می گفتم؛ همه مسئولین آموزش و پرورش به ویژه مدیران مدرسه که با معلولان سر کار داشتن از این عمل بسیار خرسند و اعلام می نمودند که واقعاً جایگاه یک مؤسسه یا محلی که در ارتباط با فرهنگ علم و دانش معلولان باشد، وجود نداشته و اگر هم بوده آن کارایی لازم را نداشته؛ اصولاً وجود یک موسسه فرهنگی که معلولان بتوانند خارج از ساعات درسی خود به آنجا مراجعه کنند و خدمات بگیرند از ضروریات است.
کمبود شدید و در دسترس نبودن کتابهای گویا و سی دی های تصویری از جمله نیازهایی بود که اکثر مدیران این مدارس به آن اشاره می نمودند و من با توجه به دور نمایی که از مؤسسه در ذهن داشتم به آنها امیدواری می دادم که در آینده ای نزدیک انشاء الله دفتر فرهنگ معلولین خواهد توانست، این خلاءها را پر کند.
حسین مظاهری

فصل سوم: نمایشگاه فرهنگ سازان خاموش
نمایشگاهی از خدمات معلولین به فرهنگ و تمدن بشری به ویژه در عرصه فرهنگ مکتوب همزمان با افتتاحیه دفتر فرهنگ معلولین برگزار شد. این نمایشگاه شامل:
۱٫ معرفی تألیفات معلولین در رشته های مختلف به ویژه در عرصه علوم دینی و اسلامی در دوره جدید
۲٫ معرفی خدمات معلولین مثل ابابصیر و جابر انصاری به توسعه علوم حدیثی و دیگر علوم دینی از قرون نخستین اسلامی به بعد
۳٫ معرفی چهره های نخبه و فرهیخته معلولین به ویژه مسلمانان در سراسر جهان
۴٫ معرفی مؤسسه ها و NGOهای فرهنگی فعال در عرصه معلولین و معرفی کارنامه و خدمات آنها
۵٫ عرضه اطلاعاتی از پیشرفت تکنولوژی و علمی برای زندگی بهتر معلولین و رفع مشکلات و کمبودهای آنان
۶٫ معرفی کتب و دیگر پژوهش های انتشار یافته درباره معلولیت و معلولین
۷٫ معرفی وسایل و ابزارآلات ارتباطی، حرکتی و کمکی
حدود ۳۰۰ سند و مدرک تصویری و نوشتاری، حدود ۷۰۰ عنوان کتاب و حدود یکصد قطعه کالای هنری در نمایشگاه موجود بود.
بوسیله نمایشگاه مهمانان عیناً در جریان امور معلولین قرار گرفتند. یعنی عیناً از واقعیت ها اعم از پیشرفت ها و نواقص امور معلولین مطلع شدند.
مهم اینست مهمانان، راجع به پیشینه خدمات فرهنگی در عرصه معلولین توجیه شده و وضعیت پیشین و کنونی معلولین را دانسته تا به اهمیت و ضرورت این اقدام بزرگ واقف شوند. این نمایشگاه اطلاعات لازم را به مهمانان ارائه می داد.
این نمایشگاه را فرهنگ سازان خاموش نام نهادیم. از قرون نخستین اسلامی افرادی مانند ابابصیر خدمات فرهنگی داشته اند و معلولین همواره نقش پررنگی در عرصه فرهنگ دارند ولی چون اطلاع رسانی نشده، آمار کارهای آنان کمتر مشخص است، لذا خاموش نامگذاری می شوند.

دانلود فایل PDF کتاب
مراکز و کتابخانه های ویژه معلولین، همچنین افراد دارای معلولیت جهت دریافت رایگان نسخه کاغذی و چاپی یا نسخه صوتی و گویا آن می توانند با دفتر فرهنگ معلولین مکاتبه نمایند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *