ناشنوایی از نگاه فقیهان اهل سنت

ناشنوایی از نگاه فقيهان اهل سنت

سیف الله صرامی (مؤلف از پژوهشگران حوزه علمیه قم و صاحب کتب و مقالات متعدد فقهی است. نیز چند سال مدیریت پژوهشکده فقه و حقوق را بر عهده داشته است)
(اخذ شده از دانشنامه ناشنوایان، ویراسته محمد نوری، تهران، مؤسسه فرجام جام جم، ۱۳۸۸، ج۲، ص ۸۸۱-۸۸۲)

این مقاله به ديدگاههاي فقيهان در موضوعات مربوط به ناشنوايان و تحليل وظايف شرعي ناشنوايان از نگاه فقه اهل سنت می‌پردازد.
وجود ناشنوا در قلمرو اسلامي از ابتداي ظهور اسلام و بيان مباحثي درباره ناشنوايي و ناشنوايان در قرآن و روايات نبوي، فقهاي سني را به تأمل و استنباط واداشت. هر چند در هيچ يك از مذاهب فقهي بخش ويژه يا كتاب مستقلي براي ناشنوايي وجود ندارد، احكام آنها در بسياري از كتابها و ابواب پراكنده است.
با توجه به اينكه موضوع و غايت دانش فقه بررسي و بيان احكام و وظايف مكلفان است و يك قشر از مكلفان، ناشنوايان هستند كه تفاوتهاي اساسي با قشرهاي ديگر جامعه دارند، از اين‌رو فقيهان براي آنان احكام ويژه در نظر گرفته‌اند.
موضوع‌شناسي: فقيهان بر اساس يافته‌هاي دانشمندان لغت، مفاهيم لغتهاي اَصَمّ و اَبكَم و اَخْرُس را صفت شخص و يا گوش و زبان (شنيدن و گفتن) مي‌دانند و بر اساس همين موضوع‌شناسي به تحليل احكام فقهي آن مي‌پردازند. تفاوتي كه عالمان لغت بين اَخرس، کسی كه از ابتداي تولد توان نطق ندارد, و اَبكم، كسي كه نطق دارد ولي زبان‌بند است مي‌گذارند، در استعمالات فقهي مورد توجه نيست، و آنان اَبْكَم و اَخرس را به يك معنا، يعني لال و گنگ به كار مي‌برند.
قاعده كلي: مكلف وقتي به هر دليل بيان و تكلم نداشت، مي‌تواند با نيت و تكان دادن زبان و جنباندن لب، وظايف عبادي و شرعي خود را انجام دهد. البته فقيهان مالكي به صرف نيت بسنده مي‌كنند و لالي كه نيت براي عمل شرعي داشته باشد، عمل او را مشروع و صحيح مي‌دانند. بعضي از آنها تصريح كرده‌اند كه در غير نماز و حج مانند خريد و فروش و شهادات، بيان كتبي و اظهار نيت به وسيله نوشتن لازم است. البته اگر کسی نوشتن نمي‌داند اشاره قابل فهم كفايت مي‌كند.
جنايت به گوش و از بين بردن شنوايي، مطابق ادله‌اي همچون روايت في السمع الدية؛ شنوايي ديه دارد، و قضاوت عمر، خليفه دوم، در تعيين ديه براي مردي كه شنوايي فردي را با زدن از بين برد، ديه دارد. در مقدار و چگونگي پرداخت آن اختلافهايي است كه در كتابهاي فقهي به تفصيل آمده است.
احكام عبادي: در ضرورت حضور ناشنوايان براي خطبه‌هاي نماز جمعه بحث و اختلاف است. بيشتر مذاهب و فقيهان حضور براي شنيدن خطبه‌ها را شرط نمي‌دانند. اما فقيهان شافعي شرط عدم ضرورت حضور را منوط به درجه ناشنوايي كرده و مي‌گويند اگر ناشنوا در حد پاييني از ناشنوايي است، عدم حضورش بدون اشكال است. ولي حنابله چنين تفكيكي را ندارند و هيچ يك از ناشنوايان را موظف به حضور نمي‌كنند.
در نمازهاي روزانه، اقتدا به ناشنوا از نظر حنبليان و شافعيان صحيح است. از اين رو آنها به صحت و مشروعيت امامت ناشنوا رأي داده‌اند. ولي مالكيها امام جماعت بودن ثابت و هميشگي او را جايز نمي‌دانند و استدلال مي‌كنند كه اقتداكنندگان ممكن است حركات و افعال او را متوجه نشوند و موجب بروز اشكالاتي در صحت نماز شود.
بحث ديگر مربوط به سجده واجب هنگام تلاوت و شنيدن برخي آيات قرآن است كه براي ناشنوا در چنين حكمي اختلاف است.
ديگر احكام: اتفاق‌نظر هست كه كرولال نمي‌تواند توليت قضاوت را به دست گيرد و اگر ولايت پيدا كرد، عزلش واجب است؛ زيرا با ولايت قضايي او، حقوق مردم ضايع مي‌شود. شهادت كر در موارد گفتاري پذيرفته نيست، ولي در مواردي مانند خوردن و زدن، شهادت او پذيرفته مي‌شود. اما در مسائل حدود، اقرار ناشنوا برضد خودش پذيرفته نيست؛ زيرا حدود در شبهات جاري نمي‌شود و مورد ناشنوا شبهه‌ناك است. البته در اين موارد اختلافات و تفصيلهايي در بين فقيهان سني هست. در ازدواج و خريد و فروش نيز فقيهان مذاهب اهل سنت داراي ديدگاههايي هستند كه در هر موضوع آمده است.
مآخذ
الموسوعة الفقهية، الكويت، وزارة الاوقاف و الشئون الإسلامية، ۱۹۸۳م/۱۴۰۴ق؛ مدخلهاي ابكم و اصّم؛ ابن عابدين، مجموعة رسائل، دمشق، ۱۳۰۱ق.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *