نقش دست و انگشت در سرعت بریل خوانی

نقش دست و انگشت در سرعت بریل خوانی: یک مطالعه نوروسایکولوژیک

دكتر احمد علی‌پور، مژگان آگاه هریس، ناهید یوسف‌پور
(پژوهش در حیطه كودكان استثنایی، سال هشتم، شماره۲۷، ۱۳۸۷، ۳۴-۴۲)
چكیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه سرعت خواندن خط بریل با دست چپ و دست راست با توجه به دست برتری در میان دانش‌آموزان نابینای شهر تبریز است که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل بودند.
در راستای هدف فوق، ۲۷ دانش آموز دختر و پسر دبیرستانی (شامل ۸ دختر و ۱۹ پسر) با میانگین سنی ۱۹سال و ۸ ماه که ۱۴ نفر آنها راست دست و ۱۳ نفر آنها چپ دست بودند، از میان کلیه دانش‌آموزان نابینای مشغول به تحصیل در دبیرستان نابینایان شهید مرادی شهر تبریز که از خط بریل استفاده می‌کنند، به طور تصادفی انتخاب شدند. کلیه آزمودنی‌ها به گویه‌های پرسشنامه دست برتری ادینبورگ پاسخ دادند. همچنین همه آزمودنی‌ها به صورت انفرادی، متنی با عنوان «پوشه یک ورقی» شامل ۳۵۷ کلمه را که به بریل نوشته شده بود، در یکی از سه موقعیت (با هر دو دست، فقط با دست راست و فقط با دست چپ) خواندند و سرعت خواندن آنها با دستگاه زمان سنج بر اساس تعداد کل کلمات در ثانیه ‌اندازه گیری شد.
پس از اجرای آزمونها به صورت انفرادی و استخراج زمان صرف شده برای خواندن کل متن، آزمودنی‌ها بر اساس بهره برتری جانبی (LQ) به دو گروه راست دست و چپ دست تقسیم شدند. برای تحلیل از آزمون ناپارامتری فریدمن استفاده شد و نتایج نشان داد که سرعت بریل خوانی به هنگام استفاده از هر دو دست، نسبت به سایر موقعیت‌ها (بدون در نظر گرفتن دست برتری) به طور معناداری بیشتر بود. همچنین بر اساس نتایج آزمون U من ویتنی، میان سرعت بریل خوانی در افراد چپ دست و راست دست تفاوت معنادار وجود داشت، به طوری که سرعت بریل خوانی افراد چپ دست و راست دست به هنگام استفاده از دست چپ بیشتر بود، ولی این تفاوتها با توجه به نتایج آزمون کروسکال والیس در دو جنس معنادار نبود.
نتیجه این پژوهش اینگونه است: سرعت بریل خوانی به هنگام استفاده از هر دو دست، بدون در نظر گرفتن دست برتری بیشتر است. همچنین سرعت بریل خوانی، با دست چپ بیشتر از سرعت بریل خوانی با دست راست است.
مقدمه
بر اساس برآورد سازمان بهداشت جهانی، از سال ۲۰۰۴ در هر ۵ ثانیه، یك نفر در دنیا نابینا می‌شود (سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۴). این افراد با از دست دادن حس بینایی، با آموزش و تمرین سایر حواس، سعی می‌كنند كه این نقص را جبران كنند. به طوری‌كه فرد نابینا یاد می‌گیرد تا به جای بینایی، با استفاده از حس لامسه و عضلات، خط بریل را بخواند و بنویسد.
به این ترتیب، در افراد نابینا بریل مهم‌ترین نظام ارتباط نوشتاری كارآمد محسوب می‌شود، به طوری كه بیشتر افراد نابینا، در سرتاسر جهان از آن استفاده می‌كنند.
در افراد عادی، به طور معمول، ماهیت حرف به صورت دیداری در دستگاه بینایی بازشناسی می‌شود، در صورتی كه افراد نابینا، قادر نیستند از دستگاه بینایی برای تحقق هدف مذكور استفاده كنند و به احتمال زیاد این دستگاه بدون استفاده می‌ماند. در شرایطی كه چشمها، توانایی دیداری خود را از دست می‌دهند و یا فرد از بدو تولد فاقد دروندادهای دیداری است (برای مثال نابینایان مادرزادی)، كورتكس پس‌سری با یك باز سازماندهی كامل مواجه می‌شود كه این مسئله را می‌توان با افزایش فعالیت بخش مذكور در تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی كاركردی (fMri) در حین انجام تكالیف كلامی نظیر تولید واژگان یا سنجش حافظه كلامی در افراد نابینا مشاهده كرد. این یافته‌ها مبین آن هستند كه نقش كاركردی كورتكس پس‌سری در افراد نابینا به طور كامل دست خوش تغییر و تحول می‌شود. به طوری كه در این افراد كاردكرد كورتكس پس‌سری، به دروندادهای لمسی اختصاص داده می‌شود و تصویرسازی به واسطه لمس یا بریل خوانی صورت می‌گیرد؛ به این ترتیب، لمس حروف بریل باعث فعال شدن بخش تحتانی پس‌سری در مغز و افزایش فعالیت سوخت‌وساز در كورتكس پس‌سری، می‌شود كه این یافته را اوهل و همكارانش (۱۹۹۳) با امواج EEG نیز نشان داده‌اند. به این ترتیب، در افراد نابینا دروندادهای حسی- تنی، به ناحیه پس‌سری تغییر جهت می‌دهند و افزایش فعالیت سوخت‌وساز در كورتكس پس‌سری افراد نابینا مؤید كاركردهای غیر دیداری این بخش است. البته به هنگام بریل خوانی، كورتكسهای پس‌سری خلفی- جانبی به صورت دوطرفه در آزمودنیهای نابینا فعال می‌شوند.
خواندن خط بریل نسبت به خواندن حروف چاپی، به صورت متوالی صورت می‌گیرد و به هنگام خواندن آن متغیرهایی مانند طول لغت، فراوانی تكرار لغت در متن و داشتن معانی متعدد، رابطه زیادی با سرعت بریل خوانی دارد. برای بریل خوانی باید اطلاعات لمسی ساده به الگوهایی معنادار تبدیل شوند كه دارای خواص معنایی و واژگانی باشند تا پردازش ادراكی بریل بتواند با دستگاه حسی- تنی تغییر كند. از آنجا كه حروف بریل نسبت به حروف معمولی از نظر فضایی پیچیدگی بیشتری دارند، می‌توان برتری نیم‌كره راست مغز را برای بریل خوانی تبیین كرد. همچنین ماهیت زبان شناختی حروف بریل و اینكه افرادی كه از بریل استفاده می‌كنند، به تناوب از دست چپ و راست برای تمركز روی جنبه‌های فضایی و كلامی تكلیف استفاده می‌كنند، نیز نتیجه یادشده را تبیین می‌كنند. ویلكینسون و كار (۱۹۸۷) مشاهده كردند افرادی كه به طور مادرزادی نابینا هستند، بیشتر از دست چپ برای خواندن و شناسایی حروف بریل استفاده می‌كنند. همچنین هرملین و اُكنر (۱۹۷۱) نیز نشان دادند كه در افراد نابینا، دست چپ برای بریل خوانی برتری دارد. به نظر می‌رسد عوامل متعددی برای جانبی شدن بریل خوانی نظیر هماهنگی كلمات متن با اسامی، یا اهمیت شناسایی ادراكی كلمات و غیره دخالت داشته باشند. همچنین در این میان، مؤلفه لمسی تكلیف به نفع ترجیح دست چپ (نیم‌كره راست) است،‌ ولی ادراك معنای زبان شناختی حروف بریل به نفع كاركرد نیمكره چپ است كه از این نظر، می‌توان استفاده از دست راست را برای بریل خوانی تیین كرد.
ایتییرال (۲۰۰۰) در پژوهشی میان ترجیح دست چپ یا راست برای انجام تكالیف دسته بندی،‌ تكالیف ماهرانه و كارهایی كه مستلزم كاربرد دو دست هستند، میان افراد بینا و نابینا تفاوت معناداری را مشاهده نكرد. او نشان داد كه امكان آموزش استفاده از هر دو دست، در دوره تحول برای تكالیفی كه مستلزم توانایی لمسی هستند، وجود دارد. آثار جانبی شدن مغز، نظیر برتری نیمكره چپ مغز در تكالیفی كه مستلزم پردازش كلی و فضایی هستند، باعث تخصص یافتگی نیمكره‌ای و گذرگاه‌های حسی طرف مخالف در پردازش اطلاعات می‌شود.
همچنین سن تحول و طول مدت آشنایی با تكلیف، در پردازش اشكال لمسی، شاخص‌های مهمی هستند كه روی جانبی شدن اثر می‌گذارند. رادل، دنكلا و اسپالتن (۱۹۷۴) از كودكان ۱۴-۷ ساله‌ای كه در حال یادگیری حروف بریل بودند، پرسیدند كه كدام دست را برای بریل خوانی ترجیح می‌دهند؟ آنها با جمع‌آوری داده‌ها، نتیجه گرفتند كه كودكان ۱۴-۱۳ ساله،‌ تكلیف بازشناسی كلمات را هنگامی بهتر یاد می‌گیرند كه برای یادگیری از دست چپ برای لمس محركها استفاده می‌شود، ولی این یافته‌ قبل از سن ۱۱ سالگی مشاهده نشد.
در افرادی كه در بریل خوانی حرفه‌ای هستند، هنگامی‌كه هدف از خواندن حروف بریل، ادراك اطلاعات زبان شناختی است، آزمودنیها به هنگام بریل خوانی دست راست (نیم‌كره چپ) را ترجیح می‌دهند. اما ویژگی زبان شناختی مواد بریل باعث می‌شود كه در اغلب موارد دست چپ نسبت به دست راست ترجیح داده شود.
با این حال، تا كنون هیچ پژوهشی در این خصوص روی نابینایان كشور انجام نشده است. لذا با توجه به تفاوتهای فرهنگی و زبانی (تفاوتهای دست برتری و تفاوتهای میان دو جنس)، هدف از پژوهش حاضر مقایسه سرعت بریل خوانی با توجه به دست برتری و جنس در میان دانش‌آموزان نابیناست.
جامعه نمونه و روش نمونه‌گیری
جامعه آماری پژوهش حاضر را كلّ دانش‌آموزان نابینایی تشكیل می‌دهند كه خط بریل، وسیله اصلی نوشتاری آنها محسوب می‌شود و در مدرسه نابینایان شهید مرادی شهر تبریز در مقطع دبیرستان در سال تحصیلی ۸۶- ۸۵ مشغول به تحصیل بوده‌اند. تعداد كل این افراد بر اساس آمار اداره آموزش و پرورش استثنایی شهر تبریز ۱۶۰ نفر بود كه همگی از خط بریل برای نوشتن و خواندن استفاده می‌كردند. برای انتخاب نمونه، ابتدا با مراجعه به شماره تلفن همه دانش‌آموزان نابینا و برقراری تماس تلفنی و پرسش از دست برتری آنها، ۳۵ نفر به طور تصادفی انتخاب شدند و در نهایت بر اساس نمره به دست آمده از بهره جانبی شدن (LQ) 27 نفر شامل ۱۴ نفر راست دست (LQ با گستره ۱۰۰ + – ۴۰ +) و ۱۳ نفر چپ دست (LQ با گستره ۴۰ – – ۱۰۰ -) انتخاب شدند. دامنه سنی گروه نمونه شامل افراد ۲۵- ۱۴ سال با میانگین سنی ۱۹ سال و ۸ ماه و انحراف استاندارد ۴۵/۲ سال بود. آزمودنیها شامل ۸ نفر دختر و ۱۹ نفر پسر بودند. همچنین از میان نمونه ۲۲ نفر از بدو تولد نابینای مطلق بودند، ۴ نفر از كودكی بدون دلیل مشخصی نابینا شده بودند و یك نفر در سن ۲ سالگی به واسطه آسیب مغزی نابینا شده بود.
ابزار تحقیق
در این پژوهش از پرسشنامه دست برتری ادینبورگ كه اولدفیلد آن را در سال ۱۹۷۱ ساخته و شامل ۱۰ گویه است، استفاده شد. روایی و اعتبار این پرسشنامه در كشورهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و در پژوهش علی پور و آگاه هریس (۱۳۸۶) آلفای كرونباخ آزمون مذكور ۹۷/۰ به دست آمده است. همچنین همبستگی دو نیمه آزمون ۹۴/۰ گزارش شده است. بر اساس دستورالعمل، پرسشنامه دست برتری ادینبورگ بهره جانبی شدن محاسبه می‌شود كه عددی بین ۱۰۰+ تا ۱۰۰- است. عدد ۱۰۰+ نشانه راست دستی كامل و عدد ۱۰۰- نشانه چپ دستی كامل است.
روش اجرا
ابتدا كل آزمودنیها، به گویه‌های آزمون دست برتری ادینبورگ به منظور محاسبه LQ پاسخ دادند و سپس از هر یك از آنها به طور جداگانه، آزمون سرعت خواندن به عمل آمد؛ به این ترتیب كه ابتدا متنی با عنوان «پوشه یك ورقی» در مورد آداب شهروندی و شهرنشینی (عدالتی، ۱۳۸۵، صفحه ۱۲۸) شامل ۳۵۷ كلمه، ۷ پاراگراف و ۶۰ جمله كه با لوح و قلم به شیوه نوشتاری بریل نگاشته شده بود، در اختیار آزمودنی‌ها قرار گرفت و از آنها خواسته شد تا در هر یك از سه موقعیت زیر كل متن را بخوانند:
۱. با هر دو دست ۲. فقط با دست راست ۳. فقط با دست چپ
برای خنثی كردن اثر تمرین، ترتیب موقعیتهای فوق در آزمودنیهای مختلف تغییر می‌كرد. همچنین در فاصله هر یك از موقعیتها ۳ دقیقه استراحت داده شد. دستگاه زمان سنج از لحظه شروع خواندن تا لحظه پایان خواندن كل متن فعال شد و سرعت خواندن كل متن هر یك از آزمودنیها در هر موقعیت به ثانیه محاسبه شد.
پس از جمع‌آوری داده‌ها، از روش‌های آمار توصیفی شامل میانگین، میانگین رتبه و انحراف استاندارد و روش‌های آمار استنباطی شامل آزمونهای ناپارامتری فریدمن، U من ویتنی و كروسكال والیس برای تحلیل داده‌ها استفاده شد و برای اجرای این آزمونها از نرم افزار SPSS نسخه دهم استفاده گردید.
یافته‌ها
در این پژوهش، به علت نرمال نبودن توزیع داده‌ها و عدم تساوی واریانسها برای نتایج آزمونهای كولموگراف اسمیرنف و لیونس از آزمونهای ناپارامتری برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است.
طبق یافته‌ها حداقل و حداكثر مدت زمان خواندن كل متن به هنگام استفاده از هر دو دست كمترین و با استفاده از دست راست بیشترین زمان را به خود اختصاص داده‌اند كه بر اساس نتایج آزمون فریدمن، تفاوتهای درون آزمودنیها بدون در نظر گرفتن دست برتری آزمودنیها معنادار است.
همچنین مدت زمان بریل خوانی با دست چپ در قیاس با دست راست كمتر است؛ یعنی سرعت بریل خوانی با دست چپ بدون توجه به دست برتری آزمودنی‌ها افزایش می‌یابد.
میانگین رتبه سرعت خواندن آزمودنیهای چپ دست، به هنگام استفاده از دست چپ برای خواندن بیشتر از سایر افراد است؛ یعنی این افراد، مدت زمان كمتری را برای خواندن كل متن صرف كرده‌اند. همچنین میانگین مدت زمان خواندن افراد چپ دست با دست راست نسبت به سایر گروهها بیشتر بوده است.
تفاوت سرعت خواندن آزمودنیهای دو گروه راست دست و چپ دست به هنگام استفاده از دست چپ برای خواندن در سطح معناداری كمتر از ۰۵/۰ معنادار است، ولی این تفاوت به هنگام استفاده از دست راست به تنهایی یا هر دو دست با هم معنادار نیست.
میانگین رتبه دختران چپ دست به هنگام خواندن با دست چپ در میان كلّ آزمودنیها كمتر است؛ یعنی این افراد سرعت بیشتری در خواندن كل متن داشته‌اند، ‌اما این تفاوت با توجه به یافته‌های نتایج آزمون كروسكال والیس از نظر آماری معنادار نیست.
بحث و نتیجه‌گیری
در افراد نابینا نقش كاركردی كورتكس پس‌سری به جای پردازش دروندادهای دیداری، به طور كامل دستخوش تغییر و تحول می‌شود، به طوری كه كاركرد كورتكس پس‌سری برای دروندادهای لمسی بازسازماندهی می‌شود و در نتیجه تصویرسازی ذهنی به واسطه لمس یا بریل خوانی صورت می‌گیرد. از طرفی، حروف بریل نسبت به حروف معمولی، از پیچیدگی فضایی بیشتری برخوردارند و پردازش ادراكی بریل به واسطه كاركرد دستگاه حسی- تنی تغییر می‌كند؛ بنابراین در افراد نابینا دروندادهای حسی- تنی تغییر می‌كند؛ بنابراین در افراد نابینا دروندادهای حسی- تنی به ناحیه پس‌سری تغییر جهت می‌دهند.
همان‌گونه كه در بخش یافته‌ها مشاهده شد، آزمودنیهای پژوهش حاضر، به هنگام استفاده از هر دو دست، بدون توجه به چپ دست یا راست دست بودن، كمترین زمان و بیشترین سرعت را در خواندن متن بریل داشتند. این یافته‌ها با یافته‌های ساداتو و همكاران (۱۹۹۸) كه نشان داده بودند، كورتكس پس‌سری خلفی و كورتكس پس سری جانبی به هنگام بریل خوانی، به صورت دو طرفه در آزمودنیهای نابینا فعال می‌شود، هماهنگ است. به منظور تبیین این یافته می‌توان به الگوی فاگوت و همكاران (۱۹۹۷) استناد كرد كه نشان داده بودند نیمكره راست مغز (دست چپ) برای بریل خوانی فعالیت بیشتری دارد چرا كه پردازش ویژگیهای فضایی- كلامی حروف بریل به وسیله نیمكره راست صورت می‌گیرد تا اطلاعات لمسی ساده به الگوهای معناداری تبدیل شوند كه دارای خواص معنایی و واژگانی باشند. از طرفی ادراك معنای زبان شناختی حروف بریل به نفع نیمكره چپ (دست راست) است و افراد نابینا به منظور ادراك معنای بریل از نیمكره چپ استفاده می‌كنند. بنابراین، به نظر می‌رسد كه استفاده از هر دو دست در خواندن متنی كه به بریل نگاشته شده است، به طور همزمان منجر به تسهیل ادراك زبان شناختی و فضایی- كلامی خط بریل در آزمودنیها می‌شود. به این ترتیب، آزمودنیها برای خواندن خط بریل زمان كمتری صرف می‌كنند و سرعت بیشتری در مقایسه با بریل خوانی با یك دست خواهند داشت. همچنین تناوب استفاده از دست چپ و راست برای تمركز روی جنبه‌های فضایی- كلامی تكلیف می‌تواند دلیل دیگر سرعت بیشتر خواندن به هنگام استفاده از دو دست باشد.
به نظر می‌رسد كه برای آن دسته از آزمودنیها كه در موقعیت اول از هر دو دست برای خواندن تكلیف ارائه شده استفاده كرده بودند، تازگی تكلیف تأثیر كمتری داشت؛ چون با وجود نقش اساسی تازگی تكلیف روی نحوه پردازش اشكال لمسی و اثر جانبی شدن مغز برای نوع پردازش اطلاعات ورودی، از آنجا كه این گروه به هنگام خواندن متن در موقعیت اول، از هر دو دست استفاده كرده بودند، پردازش معنا و ادراك فضایی- كلامی بریل به طور همزمان باعث افزایش سرعت خواندن متن نسبت به دو موقعیت دیگر (استفاده از یك دست) شده بود.
علاوه بر یافته فوق، نتایج حاضر نشان داد كه سرعت بریل خوانی به هنگام مقایسه دو گروه راست دست و چپ دست، هنگامی بیشتر است كه آزمودنیهای نابینا از دست چپ، نه راست استفاده می‌كنند. این نتیجه با نتایج تحقیقاتی كه نشان داده‌اند نیمكره راست مركز پردازش لمسی- فضایی و با بریل خوانی مرتبط است هماهنگی دارد. به طوری كه بررسی تفاوت سرعت خواندن با در نظر گرفتن دست برتری، نشان می‌دهد كه افراد چپ دست با دست چپ نسبت به سایر موقعیتها و همچنین نسبت به سایر افراد در هر سه موقعیت بریل خوانی، سرعت بیشتری دارند. این یافته با یافته‌های یاكسینو (۱۹۹۳) كه برتری نیمكره راست مغز را برای بریل خوانی نشان داده بود و با یافته‌های فاگوت و همكاران (۱۹۹۷) كه ارجحیت مؤلفه لمسی تكلیف را به نیمكره راست مغز نسبت داده بود، هماهنگ است. با یافته‌های رادل و همكاران هم (۱۹۹۷) كه ارجحیت مؤلفه لمسی تكلیف را به نیمكره راست مغز نسبت داده بود و یافته‌های رادل و همكاران (۱۹۷۴) كه ترجیح و برتری دست چپ را برای بریل خوانی به واسطه بازشناسی سریع‌تر كلمات و مؤلفه لمسی محركهای ارائه شده نشان داده بودند، هماهنگ است. ولی با یافته‌های برادشاو و همكاران (۱۹۸۲) كه برتری نیمكره چپ (دست راست) را برای انجام تكالیفی كه مستلزم پردازش كلی و فضایی هستند نشان داده بودند، مغایرت دارد. تبیین یافته اخیر پژوهش حاضر به این نحو است كه به هنگام بریل خوانی، اطلاعات لمسی ساده به الگوهای معناداری تبدیل می‌شوند كه دارای ویژگیهای معنایی و واژگانی هستند و به واسطه پیچیدگی فضایی خط بریل، نیمكره راست مغز و در نتیجه استفاده از دست چپ و برای بریل خوانی ارجحیت دارد.
در مجموع، تحقیق حاضر نشان داد كه سرعت بریل خوانی دانش‌آموزان نابینا هنگامی افزایش می‌یابد كه همزمان از دو دست استفاده كنند. در صورت عدم امكان استفاده از دو دست بریل خوانی با دست چپ سریع‌تر است. این امر به ویژه هنگامی اهمّیت دارد كه دانش‌آموزان نابینا چپ دست باشند. اهمیت این یافته، كاربرد عملی آن برای معلمان دانش‌آموزان نابینا به هنگام آموزش بریل خوانی است.
از جمله محدودیت‌های پژوهش حاضر، استفاده از دانش‌آموزان نابینای دو زبانه (زبان آذری و فارسی) است كه تعمیم یافته‌ها به سایر دانش‌آموزان را دشوار می‌كند. محدودیت دیگر عدم برابری تعداد دختران و پسران است كه به علت محدود بودن جامعه آماری و همتاسازی از نظر دست برتری میان دو گروه ایجاد شده است. همچنین به علت به حد نصاب نرسیدن تعداد افراد دو سو توان نابینا، مقایسه این گروه با دو گروه راست دست و چپ دست میسر نشد كه امید است در پژوهشهای آتی، سایر پژوهشگران با استفاده از حجم نمونه بیشتر و رفع مشكلات فوق، چنین تحقیقاتی را تكرار كنند.
منابع
آزاد، اكرم؛ ابراهیمی، اسماعیل، (۱۳۷۹)، بررسی مقایسه‌ای آزمون تشخیص بین دو نقطه در دست افراد بینا و نابینا در دهه سنی ۲۰-۱۰ سال، مجله توانبخشی. شماره ۳،‌ ۳۸-۴۲؛ رضایی دهنوی، صدیقه، سیف نراقی، مریم، (۱۳۸۵)، بررسی انواع غلط‌های املایی بریل در دانش‌آموزان نابینای دبستانی، مجله پژوهش در حیطه كودكان استثنایی، شماره ۳، ۸۰۵-۸۲۴؛ عدالتی، غلامحسین، (۱۳۸۵)، شهر خوب، شهروند خوب: آداب طلایی شهرنشینی، چاپ سوم تبریز: انتشارات سیم آذر؛ علی پور،‌ احمد، آگاه هریس، مژگان، (۱۳۸۶)، بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار پرسشنامه دست برتری ادینبورگ در ایران، مجله علوم روانشناختی، شماره ۲۲، ۱۱۷-۱۳۳.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *