رابطه كيفيت دلبستگي به خدا و تصور فرد از خدا با سلامت رواني در والدين كودكان استثنايی

رابطه كيفيت دلبستگي به خدا و تصور فرد از خدا با سلامت رواني در والدين كودكان استثنايی

باقر غباري بناب، علي اكبر حدادي كوهسار، ابوالفضل رشيدي احمدآبادي، سحرانه جوادي آسايش
منبع: فصلنامه ايراني كودكان استثنايي، سال دوازدهم، شماره۳، ۱۳۹۱

چكيده
هدف: در پژوهش حاضر، هدف، بررسي رابطه كيفيت دلبستگي به خدا و تصور فرد از خدا با سلامت رواني در والدين كودكان استثنايي در شهر تهران است.
روش: تعداد ۱۶۸ نفر از والدين، با استفاده از روش نمونه گيري در دسترس، از مدارس استثنايي شهر تهران انتخاب شدند ، و چك ليست نشانگان رفتاري (دراگوتيس، ليپمان و كوي، ۱۹۷۳) سياهه تصور فرد از خدا (لارنس، ۱۹۹۷ )، و مقياس دلبستگي به خدا (روآت و كركپاتريك، ۲۰۰۲ ) بر روي آنان اجرا شد.
يافته ها: تحليل داده ها با استفاده از رگرسيون چندگانه نشان داد كه سلامت رواني والدين كودكان استثنايي، از روي نوع دلبستگي به خدا و تصور فرد از خدا پيش بيني پذير است. والدين كودكان استثنايي كه تصور مثبتي از خدا داشتند و سبك دلبستگي به خدا در آنان ايمن بود، از سلامت رواني بيشتري برخوردار بودند.
نتيجه گيري: تلويحات نظري و كاربردهاي عملي اين يافته ها در اصل مقاله آورده شده است.
واژه هاي كليدي: دلبستگي به خدا، تصور فرد از خدا، سلامت روان، والدين كودكان استثنايي

مقدمه
مراقبت دائمي از كودك استثن ايي، اكثراً توأم با فشار رواني، نااميدي و افسردگي است كه سلامت رواني والدين را بهصورت ناخواسته، تحت تأثير قرار مي دهد (اسديل و گرين وود، ۲۰۰۳ ). مراقبت روزانه از كودك با نيازهاي ويژه، انواع مختلف فشارهاي رواني را بر والدين وارد u1605 مي آورد كه از آن جمله تخصيص وقت به برآوردن نيازهاي كودك ناتوان، احساس گناه از كوتاهيهايي كه در حين مراقبت صورت ميگيرد، و گرفتاريهاي روزانة ديگر، از قبيل رسيدن به نيازهاي پزشكي، رواني، و بازپروري كودك استثنايي در مدت زمان طولاني، سلامت رواني و عملكرد اجتماعي و شغلي والدين را تحت تأثي ر قرار مي دهند (السون، مارشال، مندل كو و آلفرد، ۱۹۹۹ ؛ إسديل و گري نوود، ۲۰۰۳ ). در پژوهشهاي مختلف، شدت معلوليت ذهني و هيجاني كودك و ميزان فشار رواني و بيماريهاي رواني والدين، از قبيل افسردگي و اضطراب نشان داده شده است (مثلاً بيكر، بلاچر، كرنيك و إدلبروك، ۲۰۰۲ ). علاوه بر ويژگيهاي رفتاري و ذهني كودك معلول، ويژگيهاي والدين از قبيل ثبات عاطفي، كيفيت دلبستگي به خدا، وضعيت استخدامي، ميزان درآمد نيز در پيشبيني ميزان استرس وارد بر والدين و وضعيت رواني آنان مؤثر است (بيكر، مك اينتير، بلاچر، كرنيك، ايدل بروك و لاو، ۲۰۰۳ ). در راستاي پژوهشهاي فوق، پژوهشگران درصدد كشف متغيرهاي اساسي تأثيرگذار در سلامت روان والدين، از جمله تأثير كيفيت دلبستگي به خدا و نوع تصور فرد از خداهستند، و براي نشان دادن ارتباط بين متغيرهاي سلامت روان، كيفيت دلبستگي به خدا و نوع تصور فرد از خدا، به پژوهشهاي انجام شده در افراد مختلف از جمله افراد عادي و والدين كودكان استثنايي پرداختند.
نيوتون و مكينتاش(۲۰۱۰) در پژوهشي كه برروي والدين كودكان استثنايي دربارة ارتباط بين تصور والدين از خدا و ميزان مقابله هاي آنان در مقابل استرسها انجام دادند، به اين نتيجه رسيدند كه والدين كودكان استثنايي، با تصور مثبت از خدا، از مقابله هاي روانشناختي مؤثرتري برخوردارند و در برابر فشارهاي رواني، مقاومترند. اين افراد موقعيتها را بهصورت مثبتتري ارزيابي ميكردند و باور داشتند كه خداوند، آنان را در سختيها تنها نخواهد گذاشت. يافتههاي نيوتون و مكينتاش نيز تأييدكننده يافته هاي پژوهشگران حاضر بودند. علاوه براين غباري و حدادي (۱۳۹۰) عوامل تأثيرگذار در سلامت رواني نوجوانان بزهكار را مورد تحقيق قرار دادند؛ نتيجه پژوهش آنان نشان داد كه سلامت رواني بزهكاران را ميتوان براساس نوع تصور فرد از خدا و كيفيت دلبستگي آنان پيشبيني كرد. بزهكاراني كه تصور پذيرنده و مثبتي از خدا داشتند، از سلامت رواني بيشتري برخوردار بودند؛ علاوه براين، كيفيت دلبستگي در تعيين سلامت رواني نوجوانان بزهكار مؤثر بوده است. نوجواناني كه دلبستگي ايمن داشتند، ميزان ناراحتي كمتري داشتند و سلامت آنان، بيشتر از نوجوانان ديگر بود. كركپاتريك (۱۹۹۹) ارتباط بين الگوي دلبستگي به والدين و دلبستگي به خدا را آزمايش كرده و به تأييد فرضيه همساني رسيده است؛ او علاوه براين، به ارتباط بين تصور فرد از خدا و كيفيت دلبستگي اشاره كرده است. افراد با دلبستگي ايمن، تصور مثبتي از خدا دارند، برعكس افرادي كه دلبستگي آنان ناايمن است، تصور منفي از خدا مانند در دسترس نبودن و دور بودن از انسانها در ذهن خود، پرورش ميدهند. او علاوه بر اين، پيش بيني كرده است كه بين سبك دلبستگي به خدا و كيفيت و ميزان دينداري افراد، رابطه اي وجود دارد. در حقيقت فرايند شكل گيري كيفيت و سبك دلبستگي كه از كودكي آغاز و موجب تشكيل الگوي درونكاري در افراد مي شود، تعيين – كننده نوع تصور آنان از خداست.

دریافت متن کامل مقاله

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *