بازنمایی معلولیت در رسانه‌های همگانی

بازنمايي معلوليت در رسانه‌هاي همگاني
ماهنامه مديريت ارتباطات، شماره ۲۶ (تير ۱۳۹۱) را به موضوع «بازنمايي معلوليت در رسانه‌ها» اختصاص داده است. اين ويژه نامه براي نخستين بار به موضوع تخصصي مزبور مي‌پردازد و چون با تأخير و جديداً به دست ما رسيد، مجبوريم با چند ماه تأخير اطلاع رساني نماييم. محتواي اين ويژه نامه بسيار عالمانه تنظيم و تدبير شده است.
عناوين مندرجات آن عبارت است از:
– اين تصويرسازي واقعيت ندارد! دكتر محمد كمالي، دانشيار دانشگاه علوم پزشكي تهران
– انتشار دو كتاب در حوزه معلوليت، تجربه‌هاي يك ناشنوا و شكفتن در كویر
– نگاهي به بازنمايي معلوليت در رسانه‌هاي جمعي آمريكا؛ نگين حسيني
– ادبيات مناسب، كليد بازنمايي صحيح معلوليت؛ ترجمه: دكتر آريا همدانچي
– گذري بر دو دهه فعاليت صفحه «با معلولين» روزنامه اطلاعات؛ محمد رضا دشتي
– حركتي نو از روزنامه اطلاعات تا انتشار «حركت»؛ رضا عبداللهي، بنيانگذار صفحه ويژه معلوليت در مطبوعات ايران
– بازتعريف كليشه‌هاي ۷۵ ساله در «آينه، آينه»؛ نوشته ستيو ناپر، والستريت ژورنال، ترجمه زهرا بيك
– گفت‌وگوي اختصاصي با پروفسور فيليپ فرگوسن، استاد كالج مطالعات آموزشي دانشگاه چپمن (تهيه و ترجمه: نگين حسيني)
– گفت‌وگوي اختصاصي با دكتر بت اي. هلر، پروفسور ژورناليسم رسانه‌هاي جديد (تهيه و ترجمه: نگين حسيني)
البته مبحث نمايش و پرداختن به معلوليت در رسانه‌ها در چهاردهه اخير مورد توجه استادان و فرهيختگان علوم ارتباطات و جامعه شناسان بوده است. گاه نشست‌هايي داشته يا همايشي برپا كرده‌‌اند. براي نمونه در آذرماه سال ۱۳۸۷ سمينار يك روزه به نام «رسانه براي همه» توسط استادان علوم ارتباطات اجتماعي در دانشگاه تهران با حضور بسياري از فرهيختگان برگزار شد. در كنداكتور آن، سرفصلِ «بازنمايي چهره معلوليت در رسانه سينما» گنجانده شده بود.
اين بخش با حضور پوران درخشنده، مجيد مجيدي در تالار ابن خلدون دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. مقاله محمد حسن اسدي طاري كه به مقايسه ده فيلم ايراني با ده فيلم خارجي مي‌پرداخت، توجه حضار را بيش از ديگران جلب كرد. اين بيست فيلم از رسانه‌ها پخش شده بود. مباحث اين جلسه را خبرگزاري دانشجويان ايران(ایسنا) منتشر نمود.
***
جايگاه و نقش اينترنت در جامعه و فرهنگ معلولين
پايان‌نامه‌هاي دانشگاهي، مقالات علمي و كتاب‌هاي تحليلي درباره مسائلي معلولين و اينترنت در ايران و كشورهاي جهان اسلام بسيار اندك است. با اينكه اين موضوع حادّ و مبتلا به و فراگير و بسيار مؤثر است. براي اينكه دانشجويان، پايان‌نامه‌هاي خود را به اين مبحث سوق دهند و نخبگان مسلمان از هر فرصت براي پرداختن به اين موضوع استفاده نمايند، تصميم گرفتيم منابع موجود در ديگر فرهنگ‌ها را رو كنيم و با معرفي آنها بستري براي تجزيه و تحليل جايگاه اينترنت را در جامعه معلولين مسلمان پي‌ريزي گردد.
از بين آثاري كه در سال‌هاي اخير در غرب در اين حوزه منتشر شد. كتاب زير از همه جالب‌تر است:
Disability and the Internet: Confronting Divide, Paul T.Jaeger, Lynne Rienner Publishers, 2012, 225 pages
عنوان كتاب: معلوليت و اينترنت:‌ رويارويي با فضاي مجازي؛ نويسنده: پاول جاگر؛ ناشر: لين ريننر؛ سال نشر: ۲۰۱۲م.
آقاي پاول جاگر، مدير مؤسسه اطلاعات توسعه تحقيقات براي مديريت و سياسيت در دانشگاه فلوريدا است. تحقيقاتش، اكثراً در موضوعاتي مثل حقوق و دسترسي معلولين، دستيابي به اطلاعات، آموزش، دولت الكترونيك، سياست و قوانين اطلاعاتي است. از ديگر آثار او در حوزه معلولين، كتابهاي «راهنماي موفقيت دانش آموزان دبيرستاني » (گرين وود، ۲۰۰۵) و «مسائل حقوق و آموزشي معلولين در تعليم و تربيت » (برگين و گاروي، ۲۰۰)‌ و «درك معلوليت: دسترسي، تنوع و حقوق مدني » (گرين ووود، ۲۰۰۵) است كه او به عنوان نويسنده همكار در آنها همكاري داشته است.
او تحقيق و پژوهش درباره «معلولين و اينترنت» را از اواخر دهه ۹۰ با انتشار مقالاتي در نشريات آغاز كرد. نيز ديگر پژوهشگران از همين زمان شروع به بررسي اين موضوع نمودند. البته پژوهشهاي نخستين تأكيد مي‌كردند. كه اينترنت در حذف موانع ناتواني مؤثر است. اما مزاياي استفاده از اينترنت براي همه افراد معلولي كه تجربه استفاده از اينترنت داشته‌اند به جهت عدم طراحي مناسب در دسترسي به وب‌سايت‌ها با مزاياي استفاده از كامپيوتر و نرم‌افزارها يكسان نبوده است.
آقاي پاول جاگر در كتاب معلوليت و اينترنت، به اين پرداخته كه امكان دسترسي معلولين به اينترنت و استفاده از آن در فعاليتها و فرصتهاي اجتماعي، اقتصادي، آموزشي و سياسي بايد براي همه آنها همانند ديگر افراد جامعه يكسان باشد.
اين كتاب نخست، به اين نكته مهم اشاره كرده است: بسياري از توسعه دهندگان اينترنت و نيز بسياري از وب سايت‌ها در زمان خلق وب‌ سايت توجهي به نحوه دسترسي معلولين به اينترنت نداشتند. اما تحولات و پيشرفتهاي بعدي استفاده از اينترنت و حذف محدوديت‌ها را براي معلولين و دسترسي آسانتر آنان به اينترنت را امكان‌پذير ساخت.
كتاب «معلوليت و اينترنت» در ادامه پژوهشهاي قبلي در اين حوزه و تلاش براي معرفي پيشرفتها در اين حوزه است. نويسنده به ويژه گزارشي از خدمات از دو پروژه مهم بين‌المللي در اين‌باره عرضه كرده است:
۱. ابتكار قابليت دسترسي به وب (WAI) 2. راهنماي دسترسي به محتواي وب (WCAG)
نويسنده همچنين برخي قوانين اين حوزه مثل تبصره ۵۰۸ قانون توانبخشي ، قانون مخابرات ، قانون دولت الكترونيك (مصوب ۲۰۰۲) را بررسي كرده است.
اين كتاب براي گروه‌هاي متعدد از جمله محققين، معلمان و دانشجويان رشته‌هاي مختلف نوشته شده است. از اين رو اهداف و ايده‌هاي بيان شده در اين كتاب و نيز اصطلاحات به كار رفته در آن، براي همه گروه‌ها قابل فهم است.
نويسنده در فصل نخست، به بيان مفاهيم كليدي در پژوهشهاي حوزه معلولين پرداخته است. به عنوان مثال، مدلهاي اجتماعي و پزشكي معلوليتها، و مباحث معلوليت در زمينه اجتماعي، مباحث اين فصل، براي مخاطبيني كه با پژوهشهاي معلوليتي آشنايي ندارند، كمك ويژه‌اي در فهم مطالب است. نيز تبيين مي‌كند چگونه و چرا دسترسي يكي از مباحث پيچيده است به گونه‌اي كه تغييرات اجتماعي ضرورت مداخله حتي در سطوح فردي را گوشزد مي‌كند.
فصل دوم، بررسي تاريخي توسعه تكنولوژي و دسترسي است. در حاليكه نويسنده تشخيص داده كه تكنولوژي به صورت صحيح بايد در دسترس باشد،‌اما او هيچ دليل و مفهوم مشخصي براي آن ذكر نكرده است. او اشاره نكرده كه چطور براي افراد با چندين نوع اختلال «دسترسي» مي‌تواند تحقق يابد. اين مهم است كه بدانيم وب‌‌‌‌سايتها و برنامه‌هايي كه براي تحقق دسترسي تهيه مي‌شوند، اغلب براي نوع خاصي از توانايي‌ها و قابليتها طراحي مي‌شوند به عنوان مثال يك جايگزين مبتني براي محتواي صوتي براي افراد ناشنوا تهيه مي‌شود كه قادرند متن بصري را ببنند و بخوانند. واقعيت اين است كه افراد معلول معمولاً دچار چند نوع اختلال هستند و اين «دسترسي» را پيچيده‌تر مي‌كند. البته نويسنده بحثهاي خوبي درباره اينكه چگونه تكنولوژيهايي براي دسترسي به اينترنت افراد معلول خلق كنيم عرضه كرده است. نيمه دوم اين فصل مروري بر مواد قانوني اين حوزه است.
در فصل سوم، تأثير عدم دسترسي به اينترنت براي افراد معلول در جهان امروز كه ارتباطات اينترنتي جايگاه ويژه‌اي در روابط تجاري، اجتماعي، فرهنگي، آموزشي، علمي، سياسي و … دارد، تبيين شده است. نويسنده اهميت دولت الكترونيكي را تأكيد كرده و گزارش دقيقي از انواع خدمات آنلاين قابل دسترسي ارائه كرده است. در ادامه اين فصل، بحث مفصلي در اين‌باره كه چگونه دولت الكترونيکی مي‌تواند باعث دسترسي بيشتر شود، شده است. البته اين بحث با نگاهي به مبحث فصل چهارم است كه در‌ آن روشهاي بهبود دسترسي به وب‌سايت‌ها مطرح شده است.
نويسنده در فصل چهارم، دقت ويژه‌اي در تفكيك «دسترسي » و «قابليت استفاده » داشته است و اين از نقاط قوت اين فصل است. او توضيح داده در حاليكه منظور از «دسترسي»؛ دسترسي به وب‌سايتها و نرم افزارها و سيستم عاملها است، كه سازگار با برنامه‌هاي كمكي است، منظور از «قابليت استفاده»؛ رابطهايي هستند كه هدايت‌گر هستند. نقطه قوت ديگر اين فصل بحث نويسنده درباره روشهاي ارزيابي وب‌سايتهايي است كه مشمول ارزيابي كاربران با شاخصهاي قابليتها، قابليت استفاده و دسترسي قرار مي‌گيرند. وي ليستي از نتايج مشترك ارزيابي كاربران ارائه كرده است كه دلالت دارند بر سايتهايي كه غيرقابل دسترسي و مشكل در استفاده هستند. اين سايتها با فن آوريهاي جديد، ناسازگار هستند. همچنين سؤالاتي براي توسعه دهندگان وب‌سايتها تهيه كرده است. تا به هنگام، ارزيابي و يا طراحي وب‌سايت مطرح كنند. به نظر مي‌رسد، هدف نويسنده، گسترش ديدگاه خود در بين سياستگزاران و تحليلگران وب سايتها است.
بحث فصل ششم بر توانمندسازي بالقوه اينترنت متمركز است. نويسنده مثالهايي از معلوليت در رسانه‌ها را به منظور تأكيد بر اينكه چطور اينترنت مي‌تواند به عنوان ابزاري در جهت پيشرفت نگاهها و چشم اندازها به كار رود، بيان كرده است. همچنين اشاره مي‌كند كه معلولين مي‌توانند نقش فعالي در آموزش مديران دولتي و شركتها داشته باشند و روش‌هاي صحيح استفاده از وب سايتها غيرقابل دسترسي را به آنها آموزش دهند.
به هر حال مؤلف در شش فصل، مهم‌ترين و جديدترين دستاوردها و تحليل‌هاي درباره استفاده معلولين از اينترنت را آورده و بررسي كرده است. معلولين با به كار گرفتن توصيه‌ها و پيشنهادات مؤلف مي‌توانند بهترين استفاده‌ها را از اينترنت داشته باشند و زندگي خود را از هر نظر متحول سازند. حتي اقتصاد و معيشت خود را دگرگون ساخته به درآمدزايي و اشتغال‌زايي مطلوب برسند.
***
رسانه و معلوليت
مجموعه گفتارهايي درباره رسانه و معلوليت، به كوشش محمد امين زارعي، تهران، روابط عمومي سازمان بهزيستي كشور، چاپ اول: ۱۳۸۸.
اخيراً كتابي به دستم رسيد كه خوب و داراي مطالب سودمند يافتم. از اينرو حيفم آمد در اين نشريه معرفي نكنم. اين كتاب شامل مجموعه گفتارهايي است كه در همايشي با عنوان «رسانه و معلوليت» عرضه شده است. اين همايش تخصصي به عنوان يكي از نشست‌هاي جنبي دومين جشنواره رسانه اجتماعي با عنوان «براي بهتر زيستن» در آذرماه ۱۳۸۷ به مناسبت روز جهاني معلولين در تالار ابن خلدون دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد.
هدف اين همايش بررسي آسيب شناسي و بازنمايي معلوليت در رسانه‌هاي جمعي اعم از مطبوعات، راديو و تلويزيون، سينما و غيره بوده است.
عناوين گفتارهاي عرضه شده عبارت‌اند از:‌ گفتار نخست، مهدي منتظر القائم؛ گفتار دوم، مجيد مجيدي؛ گفتار سوم، پوران درخشنده؛ گفتار چهارم، فريد براتي سده؛ گفتار پنجم، محمد كمالي؛ گفتار ششم، محمد دهقان؛ پژوهش، مطالعه بازنمايي چهره معلولان در بيست فيلم سينمايي ايراني و خارجي.
مهدي منتظر قائم عضو هيأت علمي گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، از اهميت تغيير نگرش خانواده معلولان به عنوان بخشي از نگرش جامعه به معلولين آغاز مي‌كند. والدين بيشترين سختي اداره و حضانت معلول را از ابتداي تولد بر عهده دارد. اما رسانه‌هاي مختلف به والدين معلولين اهتمام و توجه نداشته‌اند.
رسانه‌ها تا وقتي خود را اصلاح نكرده و تلقي درستي از وضع معلولين نداشته باشند نمي‌توانند به بازنمايي اين قشر بپردازند. مهم‌تر اينكه در نشريات در صداوسيما حضور معلولان ملموس و مشهود نيست. به عبارتي اصلاً در برخي رسانه‌ها هيچ مشاركت و حضوري ندارند. بنابراين نمي‌توانند بازنمايي هم داشته باشند.
درباره تأثير برنامه‌ها و فيلم‌ها و محتويات رسانه‌ها روي خانواده و خود معلولين كار تحقيقاتي به روش علمي نشده است. از اينرو تلقي و درك صحيحي از دو طرف وجود ندارد. از سوي ديگر مشاغل و پست‌هاي اجتماعي به معلولين سپرده نشده است مثلاً معلول مدير يا معلول در لباس وزارت نداشته‌ايم و نمي‌دانيم اولاً چرا به معلولين سپرده نشده، دوم اينكه اگر تحقق پيدا كند چه پيامدهايي خواهد داشت. در پايان توليد محتوا درباره معلولين را داراي دو آفت و نقص مي‌داند:
۱. توليدهاي جاري و موجود از موضع اومانيسم يا روشنفكرمآيي يا ترحم‌گرايي، بر كمك به معلولين و ترحم نسبت به آنان و دلسوزي درباره مشكلات آنان تأكيد دارد.
۲. در تلويزيون، سينما و حتي مطبوعات معمولاً بازنمايي معلوليت از سر كنجكاوي است. از موضع حل مشكل به روش علمي رفتارهاي معلولين بازنمايي نمي‌شود. بلكه فقط در پي ايجاد جذابيت و ماجراجويي و كنجكاوي هستيم.
مجيد محمدي كارگردان سينما، تجربيات شخصي خودش را در زمينه بازنماي معلوليت در رسانه‌ها را توضيح مي‌دهد. ايشان انتقادات زيادي از نحوه انعكاس مسائل معلوليتي درصدا و سيما و ديگر رسانه‌ها دارد. زيرا رسانه‌ها به جاي برخورد سازنده با معلولين آنها را تخريب مي‌كنند.
پوران درخشنده كارگردان سينما معتقد است سينما در دو و سه دهه اخير بيش از بيست فيلم درباره معلولين توليد و عرضه كرده است. از اينرو بيشترين تأثير را داشته است. اما بايد از سينما و توليد فيلم بيش از اين، حمايت شود. كارگردان، هنرپيشه بايد بيشتر تشويق شود.
فريد براتي سده روان شناس اجتماعي معتقد است در صدا و سيما، اقدامات كارشناسانه نيست رسانه‌ها انگ و برچسب مي‌زنند و شخصيت معلولين را زير سؤال مي‌برند و از اين نظر نسبت به آنان بي‌احترامي مي‌نمايند. مشكل سوم رسانه‌هاي ايران اينست كه به تحريك عواطف مخاطبين مي‌پردازد. به جاي اينكه به بينندگان شناخت نسبت به واقعيت‌ها بدهد و آنها را آماده سازد تا در حوادث به كمك بشتابند.
محمد كمالي عضو هيأت علمي دانشكده علوم بهزيستي و توان‌بخشي، بحث را از اينكه تصوير درستي از معلولين در رسانه‌ها عرضه نشده آغاز مي‌كند. خود معلولين هم از كارنامه صداوسيما رضايت ندارد.
ذهنيت ناپسندي در مديريت رسانه‌ها هست و در كل جامعه هست كه معلولين را جلو دوربين نياورند و آفتابي نكنند، چهره و معلوليت او را نشان ندهند، چرا؟ چنين رويه‌اي همگاني و فراگير شده، نمي‌دانيم؟ اما هر توجيهي براي خودشان داشته باشند، رفتاري ناپسند است.
محمد دهقان عضو هيأت علمي گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران عمدتاً به روزنامه‌نگاري و بررسی روزنامه‌ها در انعكاس اخبار و تحليل‌هاي ویژه معلولين می‏پردازد. ايشان بر اين عقيده است كه روزنامه‌نگاران در انعكاس مشكلات معلولين خيلي كم كار هستند.
آخرين مقاله با عنوان «مطالعه بازنمايي چهره معلولان در ۲۰ فيلم سينمايي ايراني و خارجي» پژوهشي از سه تن از پژوهشگران به نام‌هاي اسدي طاري، سعيد جباري و مصطفي قرانلوقاجار در كانون پژوهش‌هاي علوم ارتباطات اجتماعي ايران اجرا و عرضه شده است.
تحقيقات و كتابهاي اينگونه‌اي كه به بازنمايي معلولين در رسانه بپردازد بسيار كم است. اين مجموعه از اين جهت سودمند است اما تحليل‌هاي عرضه شده مكفي و جامع نيست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *