درباره کتاب «قهرمانان میدان لندن» در باز‌ی‌های پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن

درباره کتاب «قهرمانان میدان لندن» در باز‌ی‌های پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن

jeld2کتاب «قهرمانان میدان لندن» با عنوان فرعی «همراه با کاروان رئیسعلی دلواری در باز‌ی‌های المپیک ۲۰۱۲لندن» اثر دکتر نگین حسین از سوی انتشارات سیمای شرق منتشر شده است، مکتوبی که در جریان تجلیل از اصحاب رسانه در سومین روز از هفته گرامیداشت المپیک رونمایی شد. این کتاب را دکتر نگین حسینی، روزنامه‌نگار حوزه‌های ورزشی و اجتماعی کشورمان به رشته تحریر درآورده است.
مطالب خواندنی و جذاب این کتاب در سه فصل مجزا دسته‌بندی شده‌اند، اما مولف پیش از این‌که به سراغ فصل‌های مختلف کتاب برود، ابتدا در یک پیشگفتار، مطالبی را درباره شخصیت و عملکرد شهید رئیسعلی دلواری نوشته است؛ مجاهد شهیدی که کاروان جانبازان و معلولان کشورمان تحت نام او در بازی‌های المپیک لندن در سال۲۰۱۲ شرکت کرد.
در این پیشگفتار نوشته شده که رئیسعلی فرزند رئیس‌محمد که سال۱۲۶۱ در دهستانی از توابع بوشهر به دنیا آمده بود، چگونه در شور و حال جوانی یعنی وقتی که حدود ۲۵سال داشت، مقابل نیروهای متجاوز انگلیسی به زادگاهش «دلوار» در جریان جنگ اول جهانی رشادت به خرج داد و شکست سنگینی را بر آنان وارد کرد.
وقتی مطالعه این پیشگفتار موجز به پایان می‌رسد، گویی شما هم برای همراه شدن با دلاورمردان کاروان ورزشکاران جانباز و معلول آماده می‌شوید.
دکتر حسینی، مولف کتاب که از روزنامه‌نگاران با سابقه حوزه اجتماعی هم به‌شمار می‌آید، هر فصل و بخش از کتاب را با چند بیت از شاعران بلندآوازه ایران‌زمین شروع می‌کند. فصل نخست کتاب با عنوان «مراسم آغازین» شش بیت از یک غزل لسان‌الغیب حافظ شیرازی را شامل می‌شود؛ «معاشران گره از زلف یار باز کنید/ شبی خوش است، بدین قصه‌اش دراز کنید…»
از جمله ویژگی‌های این اثر مکتوب ورزشی، نثر روان و توصیفی است که نگارنده از آن بهره برده و تصویرسازی‌های موجود در متن کتاب به گونه‌ای است که مخاطب خودش را در محل برگزاری مسابقات یا در جریان لحظه به لحظه آماده شدن ورزشکاران ایرانی می‌بیند. به عنوان مثال، در بخشی از پاراگراف آغازین فصل نخست این گونه نوشته شده است: «استادیوم بزرگ المپیک لندن در چهارشنبه شب هشتم شهریور۱۳۹۱ غرق در نور است.
آتش‌بازی‌های مرسوم برای بیشتر مردم جهانی که «غرب» نام گرفته است، معنا و خاطره‌ای بیش از شادی و خوشی تداعی نمی‌کند اما برای مردمانی از شرق، خاورمیانه و جغرافیاهای گره‌خورده با جنگ، آتش‌بازی‌ها در عین شورانگیزی، یاد شب‌هایی را زنده می‌کند که آسمان از نور منورها روشن بود یا وقتی که سایه سیاه هواپیماهای دشمن روی زندگی شهروندان بیگناه می‌افتاد و صدای ممتد ضدهوایی‌ها، در انفجار مهیب بمب‌ها گم می‌شد…»
دکتر حسینی در ادامه این‌گونه می‌نویسد: به پاهایتان نگاه کنید؛ به آسمان و ستاره‌ها چشم بدوزید! صدای دیجیتالی استیون هاوکینگ به دل می‌نشیند. سعی کنید برای هرآنچه می‌بینید، معنایی پیدا کنید. کنجکاو باشید. او که ۹ماه وقت گذاشته تا متن سخنرانی خود را برای مراسم آغازین پارالمپیک آماده کند، جملات شورانگیزش را به کمک رایانه بیان می‌کند و به مراسمی ورزشی که روشنگری نام دارد، جنبه‌ای علمی می‌بخشد.
مولف سعی می‌کند در سراسر متن کتاب، حتی وقتی با اعضای کاروان ایران گفت‌وگویی رو در رو انجام می‌دهد، این سیاق را در نگارش حفظ کند و البته این از نقاط قوت این کتاب به شمار می‌‌‌آید. فصل دوم کتاب با عنوان «همراه با ورزشکاران» به معرفی ورزشکاران تیم‌های تیروکمان، جودو، تیراندازی، دوومیدانی، تنیس روی میز، شنا، وزنه‌برداری، فوتبال پنج نفره (ورزشکاران نابینا و کم‌بینا)، دوچرخه‌سواری، فوتبال هفت نفره(سی.‌پی)، تنیس با ویلچر، گلبال و والیبال می‌پردازد.
البته این معرفی به بیان مشخصات فردی یک ورزشکار محدود نمی‌شود، بلکه دو یا سه صفحه مربوط به هر ورزشکار دربرگیرنده مشخصات فردی، سابقه ورزشی و پس از آن نتیجه گفت‌وگوی صمیمانه مولف با هر ورزشکار است. این گفت‌وگوها گاهی آن‌قدر جذابند، که ناخودآگاه به یک مینی‌مال واقع‌گرا تبدیل می‌شوند. البته بخش مربوط به ورزشکاران هر تیم نیز به طور جداگانه با متنی دلنشین از مولف همراه با شعری زیبا از یک شاعر نامدار کشورمان آغاز می‌شود.
به عنوان مثال درباره حسین رجب‌پور، کاپیتان تیم فوتبال پنج نفره ایران این‌گونه نوشته شده است: «صورت عزیزانم را؛ چهره دوستانم جواد، کاظم، محمود، محمد را؛ بازی‌ها و شیطنت‌های‌مان را وقتی زنگ خانه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم… همه را به یاد دارم. در یکی از روزهای هشت سالگی‌ام که با سه نفر از دوستانم در کوچه‌های خاکی خرمشهر بازی می‌کردیم، ناگهان پای یکی از بچه‌ها روی مین رفت؛ انفجاری بزرگ و… دیگر چیزی نفهمیدم. به هوش که آمدم، جایی را نمی‌دیدم. سراغ دوستانم را گرفتم. همه رفته بودند…حتی بعد از آن حادثه و از دست دادن چشم‌هایم، فوتبال را با دوستانم ادامه دادم که مرا با مهربانی به بازی‌شان راه می‌دادند….»
فصل سوم کتاب «۱۲نامه از لندن» نام دارد. این ۱۲نامه با الهام گرفتن از مجموعه گفته‌ها، ناگفته‌ها، احساسات، بیان شده و نشده همه ورزشکاران حاضر در المپیک ۲۰۱۲لندن از زبان مدال‌آوران طلایی پارالمپیک نوشته شده است. البته محتوای نامه مجید کهتری، سرپرست تیم تیروکمان، دقیقا بر اساس گفت‌وگوی نویسنده کتاب با او تنظیم شده و بقیه نامه‌ها نقل قول مستقیم ورزشکاران نیست.
بخش ضمیمه‌های این کتاب نیز مطالب ارزشمندی را از نظر تاریخی و جدول تطبیقی مدال‌های ایرانیان در این بازی‌های ارایه می‌کند. این کتاب با آلبومی زیبا از تصاویر ورزشکاران ایرانی در جریان رقابت‌هایشان یا هنگام کسب مدال و بالا رفتن پرچم پرافتخار ایران اسلامی به پایان می‌رسد.
درباره دکتر نگین حسینی، نویسنده این کتاب هم باید گفت که وی فعالیت در حوزه معلولیت را از نخستین سال‌های روزنامه‌نگاری در آغاز دهه۱۳۷۰ شروع کرد. حضور در سه پارالمپیک آتن۲۰۰۴، پکن۲۰۰۸ و لندن۲۰۱۲ به عنوان نویسنده و خبرنگار و همچنین گفت‌وگوی مستقیم با ورزشکاران پارالمپیکی ایران، نقطه اوج فعالیت‌های رسانه‌ای او در حوزه پارالمپیک و ورزش‌های افراد معلول و جانباز به حساب می‌آید. حاصل کار نگین حسینی و گزارش‌هایش از سه پارالمپیک گذشته، علاوه بر انعکاس در رسانه‌های خبری، در دو کتاب «در آسمانی دیگر؛ مجموعه خاطرات پارالمپیک آتن۲۰۰۴» و «قهرمانان لندن۲۰۱۲» منتشر شده‌اند.
چاپ نخست کتاب کتاب «قهرمانان میدان لندن» با عنوان فرعی «همراه با کاروان رئیسعلی دلواری در باز‌ی‌های المپیک۲۰۱۲ لندن» اثر دکتر نگین حسینی با شمارگان ۲۰۰۰نسخه و به بهای ۳۵هزار تومان از سوی انتشارات سیمای شرق منتشر شده است.
منبع: سعید سعیدی، همشهری تماشاگر، شماره ۱۸۱

مصاحبه با مولف کتاب «قهرمانان میدان لندن»
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،به بهانه انتشار این کتاب گفت وگویی را با دکتر حسینی انجام داده‌ایم که نتیجه آن را با هم می خوانیم:

neginضرورت تهیه کتابی برای پارالمپیک لندن چه بود؟
برای پاسخ به این سوال، باید مقدمه‌ای را بگویم. به نظر من، بازی‌های پارالمپیک لندن از نظر میزان جذب رسانه‌های جمعی و به ویژه پوشش خبری در کانال‌های تلویزیونی، از انگلستان تا ایران و سایر کشورهای جهان، رکوردار بازی‌های پارالمپیک در طول تاریخ این مسابقات است، یعنی بازی‌های پارالمپیک ۲۰۱۲ بیشترین و بهترین بازتاب را در میان رسانه‌های جهان و از جمله ایران داشت و همین دستاورد بزرگی برای جنبش پارالمپیک به حساب می‌آید.
در کنار توجه رسانه‌های جمعی و پرطرفدار مثل تلویزیون، رادیو و نشریات، این ضرورت احساس می‌شد که باید کار ماندگاری برای پارالمپیک کرد؛ ضرورتی که البته از پارالمپیک ۲۰۰۴ آتن احساس شد، یعنی می‌بایست آن خاطره‌ها، قهرمانی‌ها و چهره‌های میدان پارالمپیک در جایی ماندگار شوند. طبیعتا یک مجموعه به شکل کتاب می‌توانست جوابگوی این نیاز و هدف باشد. به همین دلیل، به پیشنهاد کمیته ملی پارالمپیک ایران، در سه پارالمپیک حضور داشتم که نتیجه آن، نگارش دو کتاب برای پارالمپیک آتن ۲۰۰۴ و لندن ۲۰۱۲ بود. البته متاسفانه کتاب پارالمپیک پکن ۲۰۰۸ به دلیل مشکلات شخصی‌ام، ناتمام ماند.

آیا سابقه فعالیت حرفه‌ای شما به عنوان روزنامه‌نگار و ورزشکار ارتباطی با این انتخاب از سوی کمیته ملی پارالمپیک ایران داشت؟
البته برای هر انتخابی، به سابقه حرفه‌ای فرد توجه می‌شود. احتمالا درباره من هم علاوه بر سابقه ورزشکاری و روزنامه‌نگاری ورزشی‌ام، این‌که بیش از ۱۵ سال است که در حوزۀ معلولیت و پارالمپیک  به قول یک شعار بین‌المللی، همه ما «موقتا غیرمعلول» هستیم و هر آن ممکن است در اثر حادثه، بیماری یا به دلایل دیگر، معلول شویم  روزنامه‌نگاری کرده‌ام، داوطلب شرکت در برنامه‌های مرتبط بوده‌ام، در انجمن‌های مختلف حضور داوطلبانه داشته‌ام و روی موضوع معلولیت و پارالمپیک، نه فقط کار حرفه‌ای ژورنالیستی که کار علمی و تحقیقی کرده‌ام، در نگارش کتاب موثر بوده است.

در کتاب «قهرمانان میدان لندن» از تک تک ورزشکاران حاضر در بازی‌ها نوشته‌اید. آیا واقعا این‌همه وقت گذاشتید و با تک تک آنها در جریان بازی‌های پارالمپیک مصاحبه کردید؟
راستش ابتدا از من خواسته شده بود که فقط روی مدال‌آوران بازی‌ها تاکید کنم و فقط آن‌ها را در کتاب بیاورم اما من موافق این کار نبودم، به چند دلیل. نخست این‌که معتقدم تک تک ورزشکارانی که توانسته‌ بودند به پارالمپیک راه پیدا کنند، صرف نظر از این‌که مدال بیاورند یا نه، قهرمان هستند. دوم این‌که می‌دانستم رسانه‌های جمعی همگی به سراغ مدال‌آوران بازی‌ها می‌روند و حتی در پاداش‌های مرسوم که بعد از مسابقات پارالمپیک از طرف سازمان‌های مختلف ارائه می‌شود، فقط مدال‌آوران مورد توجه قرار می‌گیرند که به نظرم چندان رویه خوشایندی نیست. یعنی ورزشکاری که چهار سال از زندگی خود را وقف تمرین و آماده سازی کرده است، یک‌باره فقط به خاطر مدال نیاوردن احساس طردشدگی می‌کند. من دوست نداشتم همین اتفاق در کتاب لندن بیفتد و چنین حسی را به ورزشکاران بی‌مدال بدهم. دوست داشتم تمامی ورزشکاران ایرانی حاضر در پارالمپیک ۲۰۱۲ خودشان را در این کتاب پیدا کنند و حتی بتوانند آن را با افتخار به دست همسر، فرزند و پدر و مادر خودشان و سال‌های بعد حتی به دست نوه‌هایشان بدهند. همین انگیزه برای من کافی بود که دست به کار شوم و با وجود سنگینی و دشواری کار، این طرح را عملی کنم. طی تمام روزهایی که در لندن بودم، با تک تک بازیکنان ایران از صبح تا عصر گفت‌وگو می‌کردم؛ آن‌قدر وقت کم بود که با آن‌ها حتی در رستوران دهکده یا در خوابگاهشان قرار ملاقات می‌گذاشتم. با این‌که تا آخرین روز مشغول مصاحبه بودم، نتوانستم کار را تمام کنم. وقتی به محل زندگی‌ام (آمریکا) برگشتم و می‌خواستم نوشتن کتاب را شروع کنم، احساس بدی داشتم. مثل این‌که یک عده را پشت سرم جا گذاشته باشم. تصمیم گرفتم مصاحبه‌های مانده را تلفنی انجام بدهم. این شد که تقریبا نیمی از کار را  بازی‌های پارالمپیک یکی از زیباترین جلوه‌های زندگی است، چون باورهای افراد موقت غیرمعلول را به چالش می‌کشد  از راه دور و با تلفن انجام دادم و خوشحالم که به هدفی که داشتم، یعنی گنجاندن تمامی ورزشکاران حاضر در پارالمپیک ۲۰۱۲ در کتاب رسیدم.

آیا مشکلات دیگری هم برای نگارش کتاب داشتید؟
مشکلات که همیشه هست. یکی از مشکلاتم این بود که برای نوشتن از ورزشکاران باید از آن‌ها سوال می‌کردم. به نظرم این روش مصاحبه هرچند سودمند است اما برای هدفی که من دنبال می‌کردم و سبک کارم، کافی نبود. دوست داشتم شرایطی مهیا بود که می‌توانستم ورزشکاران را در محل زندگی‌شان، در روستاها و شهرستان‌هایشان، با همسر و والدین‌شان، در جریان کار و تمریناتشان ببینم و پیش از آن‌که از آن ها بخواهم از خودشان بگویند، من با مشاهداتم از آن ها بگویم یا بنویسم. دوست داشتم که امکان این کار فراهم شود. امیدوارم روزی بتوانم کتابی را به این شکل و بر اساس شواهد خودم درباره پارالمپین‌های ایرانی بنویسم.
نکته ای که لازم است به آن اشاره کنم این است که مسر من آمریکایی هست و در طول بازی‌های لندن همراهم بود، با من به دهکده ورزشکاران می‌آمد و از نزدیک با تیم ایران آشنا شده بود. او خیلی تحت تاثیر ایران و ایرانی‌ها قرار گرفت و در ورزشگاه‌ها همراه ایرانی‌ها، تیم‌های ما را تشویق می‌کرد، به ویژه ورزشکاران نابینای ایرانی، همسرم را خیلی دوست داشتند و او نیز ارتباط خوبی با آن‌ها برقرار کرده بود، برای مصاحبه های من هم خیلی زحمت کشید. دائم دوربین به دستش بود و عکس می‌نداخت. این یکی از دستاوردهای شخصی من از لندن بود.

آیا می‌توانید کتاب «در آسمانی دیگر؛ خاطرات پارالمپیک ۲۰۰۴» را با کتاب «قهرمانان میدان لندن؛ پارالمپیک ۲۰۱۲» مقایسه کنید؟
سوال خوبی است. یک مقایسه از نظر فرم یا سبک نگارش و مقایسه دیگر، محتوایی و رویکردی است. کتاب «در آسمانی دیگر» فقط درباره مدال‌آوران بازی‌هاست و سبک متفاوتی با قهرمانان میدان لندن دارد؛ احساسی‌تر و حماسی‌تر است. در فاصله این دو پارالمپیک من با جنبه‌ای علمی و تحقیقی از موضوع معلولیت آشنا شدم که طبیعتا روی برداشت من از پارالمپین‌ها و کلا برداشت من از موضوع معلولیت اثر زیادی گذاشت و باعث شد که در نگارش کتاب لندن، از جنبۀ احساسی و حماسی مقداری فاصله بگیرم و به واقعیت‌های زندگی ورزشکاران و توانمندی‌های ملموس آن‌ها  دوست داشتم تمامی ورزشکاران ایرانی حاضر در پارالمپیک ۲۰۱۲ خودشان را در این کتاب پیدا کنند و حتی بتوانند آن را با افتخار به دست همسر، فرزند و پدر و مادر خودشان و سال‌های بعد حتی به دست نوه‌هایشان بدهند  بپردازم. در واقع، در طول این سال‌ها که با جنبه علمی موضوع معلولیت بیشتر درآمیختم، متوجه شدم که نگاه علمی و دقیق به معلولیت، گاهی طلب می‌کند که آن را از جنبه احساسی بیرون بکشیم و مثل واقعیتی دست نخورده به مردم غیرمعلول ارایه‌ کنیم. این بود که در کتاب لندن سعی کردم به این جنبه نزدیک‌تر شوم؛ هرچند معتقدم که کتاب «در آسمانی دیگر» هم سبک خاص خودش را دارد و می‌تواند همچنان در آن سبک موفق باشد. یعنی هیچ اشکالی ندارد اگر آن نوع نگاه و سبک همچنان تکرار و منتشر شود چون آن هم مزایای خاص خودش را دارد.

آیا نگارش این دو کتاب بازتابی در کمیته بین‌المللی پارالمپیک داشته است؟
کتاب «در آسمانی دیگر» سال ۲۰۰۴ به انگلیسی ترجمه و با حمایت کمیته ملی پارالمپیک ایران، به مسابقه رسانه‌ای کمیته بین‌المللی پارالمپیک در سال ۲۰۰۵ ارسال شد. نتیجه این بود که این کتاب جزو نامزدهای برگزیده بخش رسانه‌های نوشتاری مسابقه رسانه‌ای کمیته بین المللی پارالمپیک انتخاب شد و البته من در رقابت با نمایندگان رسانه‌هایی مثل «بی.‌بی.سی»، «ان.اچ.کی» و «رویترز» قرار گرفتم که نتوانستم عنوان اول را به دست بیاورم اما همین قدر که به فینال مسابقات راه پیدا کردم، اهمیت داشت. متاسفانه سال گذشته از زمان برگزاری مسابقه رسانه‌ای ۲۰۱۳ کمیته بین‌المللی پارالمپیک باخبر نشدم، وگرنه حتما حداقل بخش‌هایی از کتاب قهرمانان میدان لندن را ترجمه می‌کردم و در مسابقه ارایه می‌دادم.

به عنوان یک نویسنده و محقق غیرمعلول در حوزه معلولیت و پارالمپیک، چه درسی از بازی‌های پارالمپیک گرفته‌اید؟
به قول یک شعار بین‌المللی، همه ما «موقتا غیرمعلول» هستیم و هر آن ممکن است در اثر حادثه، بیماری یا به دلایل دیگر، معلول شویم. این‌که اکنون معلول نیستیم به معنای آن نیست که همچنان غیرمعلول باقی خواهیم ماند. بازی‌های پارالمپیک یکی از زیباترین جلوه‌های زندگی است، چون باورهای افراد موقت غیرمعلول را به چالش می‌کشد. یک باور نادرست که پارالمپیک آن را قلقک می‌دهد این است که معلولیت پایان زندگی نیست و معلولیت الزاما به معنی ناتوانی و درماندگی نیست. در پارالمپیک شما صحنه‌هایی را می‌بینید که باوری را در خون شما تزریق می‌کند مبنی بر این‌که انسان توانایی بسیار گسترده و پیچیده‌ای دارد و محرومیت از یک یا چند اندام نمی‌تواند ملاک قضاوت درباره کل توانایی‌های یک فرد باشد. امیدوارم روزی بازی‌های پارالمپیک در ایران برگزار شود.
منبع: خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ۲۶ بهمن ۱۳۹۲

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *