تکلیف ناشنوا چیست؟

b_246_242_16777215_00_images_stories_photo_bildبه علت وجود عقاید خرافی و بعضی معتقدات نادرست در برخی از ادیان قدیم ، توجه عامه نسبت به افراد ناشنوا دور از واقعیت بود.
به عنوان مثال ، تصویر جالبی از برخورد راهبی مسیحی با فردی ناشنوا که در کتابخانه مرکزی استکهلم ، پایتخت سوئد نگهداری می شود ، به ما نشان می دهد که آنان معتقد بودند چون شیطان در جسم و جان ناشنوایان رسوخ کرده است ، انجام مراسم مذهبی بر آنان واجب نمی باشد. خود فرد ناشنوا بایستی تلاش زیادی بکند و دو گوش خود را با دو دست به طرف جلو خم کند به اُمید اینکه با بهتر شنیدن موعظه های راهب ، شیطان را از خویشتن دور سازد.
نقاش تصویر سگی را که در میان پرده سمت راست کشیده بود، نشانه شیطان رسوخ کرده در وجود فرد ناشنوا گرفته بود بنابر این راهب که در سمت چپ می باشد ، به موعظه ناشنوا می پردازد.
حتی در روایات و حکایات تاریخی برجای مانده ، آمده است که ناشنوایان را در قفس می گذاشتند و در مسیر راههای رفت و آمد مردمان می گرداندند و گاهگاه آنها به صورت دست و پای بسته را در محل کوهستان رها می کردند تا از گرسنگی بمیرند یا طعمه حیوانات وحشی بشوند.
بدیهی است با ظهور دین اسلام و رشد و پیشرفت علمی مسلمانان در سایه تعالیم این دین ، آگاهی مردمان نسبت به علل ناشنوایی افزایش یافت ، لذا به تدریج عقاید خرافی جای خود را به تفکرات علمی داد و قدم هایی به منظور تعلیم ناشنوایان برداشته شد و به دنبال آن ، مقدمه آموزش تعالیم مذهبی به افراد ناشنوا فراهم گردید.

دین اسلام برای اینکه انسانها دستورات الهی را انجام دهند و معنی عمل به دستورات را بدانند ، توجه عمیق به بعد جسمانی و روانی وجود انسان داشته و شرایطی را قرار داده که انسانها از جمله ناشنوایان تا آن شرایط را نداشته باشند ، مکلف نیستند. این شرایط عبارتند از :
۱) بلوغ :
انسانها اگر به یک مرحله از رشد جسمانی برسند مکلف هستند. پسران با اتمام پانزده سالگی و دختران با نه سالگی به سن بلوغ می رسند ( با توجه به علایم بلوغ که در کتب فقهی ذکر شده است ) . یعنی جسم و روان آنها آماده دریافت دستورات الهی و انجام و درک معانی آنها است. ناشنوایان نیز مانند انسانهای عادی حائز این شرایط هستند و به مرحله بلوغ جسمانی می رسند.
۲) عقل :
انسانها قوه تفکر و تعقل را که خداوند عنایت فرموده است ، دارا باشند و در بر خورد با مسایل روز مره زندگی دارای قدرت تجزیه و تحلیل باشند. یعنی هم جسم و هم روان و عقل آنها به مرحله ای از رشد جسمی و عقلی برسد که به تنهایی از عهده تکالیف شرعی خودشان برآیند.
ناشنوایان نیز دارای این شرط هستند و مانند انسانهای عادی قدرت تجزیه و تحلیل دارند.
۳) قدرت ( توانایی ) :
جسم انسانها به گونه ای سالم باشد که قدرت انجام تکالیف الهی را چه در بعد فردی مانند نماز ، روزه ، حج و …. و چه در بعد اجتماعی مانند جهاد و …. را داشته باشد. اما چنانچه کسی قدرت انجام تکالیف را نداشت ، به نسبت آنچه که قدرت ندارد ، مکلف نیست.
مثلا کسی که قدرت خواندن نماز به صورت ایستاده را ندارد ، تکلیف ندارد. بلکه باید به صورت نشسته نماز بخواند.
ناشنوایان در قرائت اذکار نماز و یا چیزهایی که به قرائت مربوط می شود ، نقص دارند.
۴) علم :
انسانها در صورتی مکلف به انجام تکالیف الهی هستند که تکالیف الهی به آنها رسیده باشد و نسبت به آنها آگاهی داشته باشند . یعنی در بعد فردی مانند نماز ، روزه ، حج ، نکاح و همچنین در بعد اجتماعی مانند عقود ( تجارت ها ) و ایقاعات ( مانند طلاق ) علم داشته باشند که شیوه انجام آنها چگونه است.
چنانچه عالم نبود و جهل داشت ، مکلف نیست و باید به دنبال علم باشد.
وقتی فرد ناشنوا را در قالب چهار گانه شرایط تکلیف قرار می دهیم ، متوجه این قضیه میشویم که او شرط ” بلوغ ” و ” عقل ” را دارا می باشد. در شرط ” علم ” نیز به او در مدارس ناشنوایان چه با زبان اشاره فارسی و چه با روش های دیگر تا حدودی احکام الهی آموزش داده می شود. لذا ” علم ” را هم به صورت نسبی و به مقدار توان و قدرت خود می تواند داشته باشد.
فقط نقص شنوایی در شرط ” قدرت ” است . فرد ناشنوا مانند انسانهای عادی نمی تواند الفاظ را تلفظ کند و مقصود خود را بیان کند. در نتیجه ، آن انتظاری که اسلام از افراد عادی دارای قدرت ( توانایی ) دارد ، نمی تواند از ناشنوایان داشته باشد.
خوشبختانه ائمه معصومین مان نه تنها به قشر ناشنوایان بی توجه نبوده اند ، بلکه از آنها با عنوان ” الاخرس ” یاد کرده اند که در زبان فارسی به معنای ” گنگ ” می باشد.
دین اسلام باب مستقلی را به الاخرس ( ناشنوایان ) اختصاص داده است که به اختصار به بحث نماز ، نکاح ( ازدواج ) ، طلاق ، عقود و ایقاعات در مورد این قشر می توان اشاره کرد.
می دانیم در نماز ، بدن نمازگزار باید آرام باشد و حرکت نکند . در حالیکه این شرط در مورد فرد ناشنوا صادق نیست. یعنی او می تواند دستانش را حرکت دهد.
همچنین در نماز ، قرائت قرآن ( حمد و سوره ) باید صحیح باشد. در حالیکه فرد ناشنوا لازم نیست مانند انسان عادی با قرائت صحیح بخواند.
دلیل این مدعا ، روایات ائمه معصومین است که در کتاب” وسائل الشیعه” تالیف شیخ حرعاملی و کتاب “اللمعه الدمشقیه” تالیف شهید اول آمده .
قال الصادق (ع) : ” تلبیه الاخرس و تشهده و قرائه القرآن فی الصلاه تحریک لسانه و اشارته باصبعه. ”
امام صادق (ع) فرمود : ” لبیک گفتن فرد ناشنوا و قرائت تشهد و قرائت قرآن ( حمد و سوره ) وی در نماز به صورت حرکت زبان و اشاره کردن با انگشتان است. ”
از این روایت و روایات متشابه دیگر ، چنین استنباط می شود که فرد ناشنوا به اندازه توانایی و قدرت خویش مکلف به ادای نماز است به صورت ذیل :
۱- کیفیت ایستادن و نشستن اش مثل افراد عادی است.
۲- فقط قرائت نمازش با دیگران فرق می کند.
۳- باید زبانش را حرکت دهد تا اذکار را بیان کند.
۴- با دستانش چیزهایی را که قرائت می کند ، اشارات مربوطه آنها را در بیاورد (بیان کند).
قال الصادق (ع) : ” انه یحری لاخرس فی القرائه و التشهد و سایر الاذکار و ما اشبهما ان یحرک لسانه و یعقد قلبه و یشیر باصبعه و فی دلاله علی الاعجم و الاخرس فی التلبیه و النکاح و الطلاق و العقود و الایقاعات و علی جواز هذه الاشیاء بغیر العربیه مع تعذرها . ”
امام صادق (ع) فرمود : ” جایز است برای فرد ناشنوا در قرائت و تشهد و سایر اذکار و آنچه شباهت به اذکار دارد به اینکه
۱- زبانش را حرکت دهد.
۲- کلمات را در قلبش منعقد کند.
۳- با دستانش اشاره نماید.
و این قانون برای ناشنوا و کسی که زبان عربی نمی داند (مانند فارسی زبانان) در بحث نماز ، ازدواج ، طلاق ، عقود (تجارت ها) و ایقاعات (جاهایی که نیاز به رضایت طرف مقابل نیست مانند طلاق) در صورتی که عذر و مشکل دارد ، صادق می باشد . ”
در بحث معاملات که نیاز به عقد قرارداد بین فروشنده و خریدار است و فرد ناشنوا یا فروشنده است یا مشتری که بحث ایجاب و قبول شرط است و همچنین در بحث ازدواج چون فرد ناشنوا نیز مانند انسان عادی باید کسی را وکیل خود قرار دهد تا صیغه محرمیت را قرائت نماید و یا در بحث طلاق نیز چون نیاز به بیان و تفهیم جدایی است ، فرد ناشنوا نیاز به قرائت دارد ، روایات متعددی برای تعیین تکلیف ناشنوایان ذکر شده است که به یکی از آنها اشاره می شود:
قال الصادق (ع) : ” طلاق الاخرس ان یاخذ مقنعتها و یضعها علی و اسها و یعتزلها . ”
امام صادق (ع) فرمود: ” طلاق فرد ناشنوا به این صورت است که چادرش را بردارد و در سرش بگیرد و خانه را ترک کند ، طلاق تحقق پیدا کرده است. ”
یعنی با توجه به نقص شنوایی اش ، احتیاج به قرائت برای اعلام جدایی (طلاق) نیست.
نتیجه گیری :
در دین اسلام توجه خاصی نسبت به ناشنوایان شده و روایات متعددی درباره تکالیف مذهبی آنها ذکر شده است. شایسته است مسئولان کشور که زیر سایه دین مبین اسلام ادعای خدمت به مخلوقات الهی را دارند ، در رسیدگی به مشکلات قشر مظلوم ناشنوایان توجه ویژه نمایند و با اجرای برنامه های فرهنگی و دینی ، آنها را نسبت به حق و حقوق و جایگاه شان آگاه تر کنند.
یادآوری :
مقاله فوق در صفحات ۳۰ و ۳۱ نشریه کانون ناشنوایان خراسان ” شکست سکوت ” به تاریخ بهار و تابستان ۱۳۸۵ چاپ شده است.
یک توضیح مهم الحاقی از روزبه قهرمان :
در مرکز ناشنوایان باب رمبل (Bob Rumball Centre for The Deaf (BRCD
واقع در نورت یورک North York ، کلیسای کوچکی ساخته شده است که درروزهای یکشنبه ناشنوایان تورنتو با زبان اشاره آمریکایی در آنجا به نیایش می پردازند.
جالب این است که تمام کشیشان کلیسای مذکور از جمله دو کشیش مرد ناشنوای کانادایی با اشارات مذهبی رایج در زبان اشاره آمریکایی به سخنرانی برای ببینندگان ناشنوا می پردازند و در پایان ، با زبان اشاره آمریکایی اعمال عبادت را به طور دسته جمعی به جا می آورند.
این نشان دهنده صحت نظرات ارزشمند و عالی ائمه معصومین به ویژه امام جعفر صادق (ع) است که واقعا شناخت درستی از ویژگیهای ناشنوایان داشتند و ذکر و قرائت مذهبی با کمک زبان اشاره را که زبان اول ناشنوایان محسوب می شود ، حق آنها دانستند که با توجه به آن روزگار ، شگفت انگیز است.
به خصوص سالها است که مسئولان آموزش و پرورش استثنایی کشور همچنان بر استفاده از روش شفاهی که در آن هر نوع اشاره ای منع گردیده ، در مراکز آموزشی ناشنوایان ایران پافشاری می کنند.
در حالی که اگر مربیان و دلسوزان ناشنوایان هنگام تدریس ، دستهایشان را از کودکان ناشنوا مضایقه کنند ؛ مثل این است که چشم انسانی را ببندند و بگویند : مناظر زیبا را برایمان شرح بده !!!
آیا عادلانه است که دختر نه ساله ناشنوایی که به مرحله بلوغ جسمانی رسیده ، نتواند نیایش را در محل نمازخانه مدرسه با کمک اشارات مذهبی رایج در زبان اشاره فارسی انجام بدهد که استفاده از هر گونه اشارات در آن ممنوع است.
گمان نمی کنم که پاسخ به این سئوال ، برای مسئولان آموزشی آنچنان سخت باشد. آری ! ناشنوایان می توانند انسانهای تحصیل کرده ای بشوند ولی نمی توانند انسانهایی گویا و بدون نقص گفتار بشوند چون گویش با قوه شنوایی ارتباط مستقیم دارد.
در پایان ، بد نیست بدانیم که واژه ” مودرا ” در زبان سانسکریت برای معنای “اشارات دست” به کار می رود که بیانگر نوعی پیوند میان زندگی درونی و بیرونی انسان است. یعنی ” اشاره ” ها هستند که درون را با بیرون ارتباط می دهند. این همان مفهومی است که در روایات ارزشمند ائمه معصومین آمده است. در نتیجه ، کوشش بی نظیر همکار گرامی ام در مدرسه ناشنوایان مشهد ” آقای حسن محقق ” در جمع آوری چنین روایات ، مشکور است .
به امید آن روز که توجه نسبت به نیازهای مذهبی ناشنوایان آنهم با بینش صحیح در میان مسئولان کشور پا بگیرد.

منبع: روزبه قهرمان، وب سایت بنیاد پژوهش های ناشنوایان ایران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *