برای معلولان موسسه خيريه بهتر است يا NGO؟

خيريه بهتر است يا NGO ؟

در گفت‌و گو با محمد لطفی، فعال حقوق کودک بررسی شد.
يک نکته‌ اساسی وجود دارد و آن اين است که موسسات خيريه‌ ابتدا برای پاسخ به موضوع تشکيل می‌شوند ولی به مرور خودشان وابسته به موضوع می‌شوند. يعنی در ابتدا می‌گويند ما به ۲۰۰ خانواده فقير و يا کودک کار کمک می‌کنيم و همزمان اقدام به جذب نيروی اجتماعی و ثروت‌های اجتماعی از مردمی که می‌خواهند در اين موضوع نقش داشته باشند، می‌کنند. در همين گام اول در واقع می‌توان گفت که اين اقدام، «تفويض‌گدايي» است.
گروه جامعه، بشير احسانی- اسفندماه که فرا می‌رسد، بخشی از مردم کشورمان در کنار تامين مايحتاج مورد نياز خود به تامين معيشت ديگران به خصوص اقشار نيازمند نيز فکر می‌کنند. از نظر بسياری از آن‌ها موسسات خيريه اولين و آسان ترين راه ارسال کمک هايی است که آن‌ها در نظر دارند. با اين حال بسياری از کارشناسان و فعالان اجتماعی نسبت به اين اولين و آسان ترين راه مورد نظر ترديد دارند. جامعه شناسان اين روزها دغدغه اين را دارند که آيا به راستی موسسات نيکوکاری توانايی تاثير گذاری بر بهبود احوال جامعه را دارند؟ يا تنها قادرند مانند مسکن، درد را به طور مقطعی تسکين دهند؟ آن‌ها به موسساتی که اين روزها اتفاقا بيشتر از هميشه سر از اطراف و اکناف شهرها درآورده اند به ديده شک نگاه می‌کنند و در مقايسه فعاليت آن‌ها با فعاليت سازمان‌های مردم نهاد که آن‌ها را با نامNGO يا سمن می‌شناسيم، معتقدند خيريه‌ها با خدمت‌‌رسانی که هدف مشخص ندارد، از لحاظ ساختاری می‌تواند مانع تغيير در شرايط موجود شوند. در حالی که فعاليت سازمان‌های مردم نهاد متمرکز بر آسيب‌ها و ريشه‌های آن است. تحليل گران اين حوزه معتقدند که ردپای گسترش خيريه‌های نوين را در اواخر دوران دولت رفاه و بعد از آن، با نئوليبراليزه شدن اقتصاد بعد از دهه‌۷۰ و ۸۰ ميلادی می‌توان يافت. آن زمان که سيستم دولت‌ رفاه کينزی که قرار بود سدی در مقابل نفوذ انديشه‌های راديکال و چپ در کشورهای سرمايه‌دار شود، جای خود را به دولت‌های نئوليبرال داد. نئوليبرا‌ل‌ها بر خلاف دولت رفاه مخالف سياست‌گذاری دولت در “بخش‌های عمومی” بودند و اقدام به کوچک کردن دولت و سپردن آن به بخش‌های غيردولتی کردند. در ايران نيز از زمانی‌که سياست‌های تعديل ساختاری در دستور کار دولت‌ها قرار گرفته است، موسسات خيريه به‌طور روزافزون از نظر تعداد رو به‌افزايش گذاشت. سياست‌هايی که توسط نهادهای سرمايه مالی نظير صندوق جهانی پول برای دستيابی به بازار ايران، استفاده از نيروی کار ارزان و استفاده از منابع آن برای به‌دست آوردن مواد اوليه و در يک کلام سود خود، به ايران ديکته شد و سرعت بازتوليد فقر، نابرابری و اختلاف طبقاتی را به شدت در جامعه افزايش داد. مردم اغلب موسسات خيريه‌ را مکانی برای انجام امور خداپسندانه و کمک به اقشار آسيب پذير و نيازمند می‌دانند. فعاليت هايی که برای آن‌ها اجر اخروی به همراه خواهد داشت و شرايط اقشار نيازمند را تا حدودی بهبود خواهد داد. آن‌ها معتقدند خيريه‌ها پديد آمده اند تا از شدت محروميت‌ها در جامعه بکاهند، اما کارشناسان به خصوص در سال‌های اخير معتقدند که آن‌ها در عمل بدون توجه به ساختاری که در حال بازتوليد فقر و محروميت در جامعه است، برای برطرف کردن عوارض و معلول‌ها تلاش می‌کنند.
خيريه‌ها به عدالت توزيعی باور دارند
محمد لطفی، عضو «جمعيت دفاع از کودکان کار و خيابان» که سابقه‌ای نزديک به يک دهه فعاليت در اين حوزه دارد، در گفت‌و‌گو با «قانون» در مورد کارکردهای نهاد خيريه در ساختار اقتصادی-اجتماعی و راهکارهای آن، ضمن اينکه NGO را ابزاری برای فشار به دولت برای تغيير شرايط موجود می‌داند، تفاوت‌های يک سازمان خيريه و يک NGO را در سه بخش، دسته‌بندی می‌کند: اول شيوه برخورد آنها با ساختار اقتصادی-اجتماعی، دوم شيوه‌ برخورد آن‌ها با نيروهای‌ اجتماعی که در موضوع فعاليت اين نهادها فعال می‌شوند ، و سوم نوع برخورد آن‌ها با خود مسئله. لطفی به «قانون» می‌گويد: «اگر بخواهيم از زاويه نوع برخورد اين موسسات با ساختار اقتصادی-اجتماعی به موضوع بنگريم، معمولا خيريه‌ها به عدالت توزيعی معتقد هستند و کاری به عدالت توليدی و شيوه توليد جامعه ندارند. آن‌ها عرصه‌ی توليد، توزيع و مصرف را سه عرصه‌ی جدا از هم می‌پندارند، اشکال را در ايرادات ساختار توزيعی جامعه می‌دانند و سعی می‌کنند با بازتوزيع ثروت، مشکلات ‌را حل کنند. بی آنکه بررسی کنند چه ساختاری باعث توزيع نامتوازن و نابرابر ثروت شده است.» وی سپس به مقايسه فعاليت سازمان‌های مردم نهاد با اين موسسات پرداخت و با اشاره به اينکه «نهادهای مردمی سرخط» بر خلاف خيريه‌ها، بر اساس مقابله با شيوه‌ توليد موجود در جامعه، دست به سازمان‌دهی می‌زنند، اظهار داشت: « خيريه‌ها با دست گذاشتن در عدالت توزيعی، به فرم می‌پردازند يعنی به ماهيت و علل‌ يک معضل اجتماعی و علت توزيع نامتوازن توجهی ندارند. در مقابل ‌NGOهای سرخط بايد به ماهيت اين توزيع بپردازند. به طور مثال نهادهای خيريه اهدافی از قبيل سير کردن شکم تعداد محدودی از افراد و يا توزيع دست‌کش بين کودکان زباله‌گرد را برای خود قائل می‌شوند. در خصوص علت و ريشه‌ها صحبت نمی‌کنند و اگر در مورد علت‌ها صحبت می‌کنند، صرفا در بيان آن‌ها است و هيچ مابه‌ازای عينی و عملی در کنش اجتماعی‌شان ديده نمی‌شود.»
جزئی نگری، آفت خيريه هاست
لطفی در مورد نوع برخورد خيريه‌ها با نيروی اجتماعی به «قانون» می‌گويد: « در ابتدا بايد بگويم نبايد دچار سوءتفاهم شد که افرادی که با نيت کمک کردن، به نهادهای خيريه می‌روند اشتباه می‌کنند. اين نقد، نقد به ماهيت خيريه است نه به بدنه اجتماعی آن. خيريه‌‌های نيروی اجتماعی که با نيت کمک آمده‌اند را در همان سطح نگاه فرمی به يک معضل نگه می‌دارند بدون اينکه تلاشی برای ارتقای آن‌ها به ضرورت‌های ريشه‌ای‌تر بکنند.خيريه‌ها سعی می‌کنند با کارهای خدمات‌رسانی بدون هدف، هم پاسخی به نياز آن فرد به کمک داده باشند هم از لحاظ ساختاری مانع آسيب به نظم موجود شوند. در حالی که NGOها آن‌ها را متمرکز می‌کنند بر روی مسئله و ريشه‌هايش. مگر ثروت در جامعه کم است،می‌شود در خدمت تامين اجتماعی و يا آموزش و پرورش رايگان شود. خيريه و NGO در برخورد با نيروی اجتماعی و سازمان‌دهی‌اش ماهيت‌های متفاوت و متضادی دارند. اين‌که آن نهاد، نيروی اجتماعی را برای حفظ نظم موجود و يا عليه نظم موجود سازمان‌دهی می‌کند.»لطفی در ادامه با تاکيد بر اينکه موسسات خيريه عمل اجتماعی را به ابزاری برای “مصالحه‌ طبقاتی” تبديل می‌کنند، افزود: «آن‌ها شکاف عميق بين طبقات فرودست و اغنيا و اقشار متوسط جامعه را ناديده می‌گيرند و تنها با دادن امتيازاتی به قشر فرودست، امنيت سرمايه و امنيت اجتماعی را برقرار می‌کنند و از شورش طبقات فرودست جلوگيری می‌کنند. خيريه‌ها جزئی‌نگر هستند. آن‌ها تا جايی که بتوانند بخشی از جامعه را از شبکه روابطش جدا می‌کنند و مشغول ارائه خدمات به ۱۰۰ نفر و ۲۰۰ نفرمی شوند»اين فعال حقوق کودک در ادامه به ذکر يک مثال پرداخت و اظهار داشت: «فرض کنيد يک موتور در حال پمپاژ آب کثيف به داخل يک اتاق است. حالا خيريه‌ها با ظرف‌های مختلف و در اندازه‌های مختلف اين آب کثيف را از پنجره بيرون می‌ريزند، اما به خاموش کردن موتوری که علت وارد کردن آب به اتاق است، فکر نمی‌کنند. در مجموع می‌توان گفت که خيريه‌ها هم در ماهيت و هم در فرم واکنشی هستند، در مقابل NGOها برخورد کنشی دارند. آن‌ها به سمت ريشه‌ها حمله می‌کنند حتی اگر در فرم گاهی شبيه خيريه‌ها شوند.
خيريه‌های امتياز گرا،« ان جی‌او»‌های حق‌گرا
« يک نکته‌ اساسی وجود دارد و آن اين است که موسسات خيريه‌ ابتدا برای پاسخ به موضوع تشکيل می‌شوند ولی به مرور خودشان وابسته به موضوع می‌شوند. يعنی در ابتدا می‌گويند ما به ۲۰۰ خانواده فقير و يا کودک کار کمک می‌کنيم و همزمان اقدام به جذب نيروی اجتماعی و ثروت‌های اجتماعی از مردمی که می‌خواهند در اين موضوع نقش داشته باشند، می‌کنند. در همين گام اول در واقع می‌توان گفت که اين اقدام، «تفويض‌گدايي» است.» لطفی با اشاره به اين نکته می‌افزايد:«بعد از مدتی و با زياد شدن نيروی اجتماعی و ثروت، آن‌ها برای عکس‌العمل نشان دادن نسبت به يک مسئله، از نيروهای مزد بگير استفاده می‌کنند. اتفاقی که می‌افتد اين است که خود خيريه به مسئله وابسته می‌شود. در حالی که NG‌ها اينگونه نيستند و تعهد به تغيير موضوع دارند. اين NGOها از مسئله نه هويت کسب می‌کنند و نه منفعتی می‌برند.» وی در خصوص برخورد خيريه‌ها با موضوع و خود مسئله ادامه می‌دهد: «خيريه‌ها امتيازگرا هستند، يعنی در حوزه‌های مختلف مثل اعتياد، کودکان کار و…، تعدادی از قربانيان سيستم را شناسايی و انتخاب می‌کنند و به آن‌ها يک سری امتيازات می‌دهند. در حالی که NGOها حق‌گرا هستند. فرض کنيد شما می‌خواهيد در مقابل محروميت قسمت زيادی از جامعه از بهداشت عمومی مبارزه کنيد، اين وزارت بهداشت است که بايد پاسخگو باشد و اين موضوع را بايد از آن بخواهيد زيرا اين يک حق عمومی جامعه است.
خيريه تمايل به کنترل يک آسيب دارد
اين فعال حقوق کودکان کار و خيابان در خصوص اقدامات مشابهی که يک NGO با يک نهاد خيريه و فرم‌های مشابهی که بعضا توسط اين دو مورد استفاده قرار می‌گيرد پاسخ داد: «خيريه‌ها تمايل به کنترل يک آسيب دارند. وقتی می‌خواهند کيفی شوند، تعداد مددجوهای خود را بيشتر کنند. در حالی که NGOهای واقعی به خاطر شناخت آسيب و ارتباطی که با پديده به صورت واقعی بايد برقرار شود، به سمت آن‌ها می‌روند. شايد بعضا از فرم‌های مشابه استفاده شود اما نکته اينجاست که يک خيريه هدفش در بهترين حالت کمک‌رسانی است در حالی که NGO ممکن است از فرم مشابه استفاده کند، اما هدفش شناخت پديده و گام برداشتن براساس آن شناخت به سوی حل قطعی مسئله است.تفاوت ديگر اين است که يک NGO هيچ‌گاه دنبال آدم‌های فقير نمی‌رود که به آن‌ها خدمات بدهد.
اگر در مسير، و در راستای هدف کلی کسی وارد شود، تا جای امکان به او کمک خواهيم کرد ولی نيروی خود را روی اين نوع کمک کردن متمرکز نمی‌کنيم. به عبارتی گاهی هدف شما کمک کردن به افراد است، پس شما برای يافتن اين افراد جست‌وجو می‌کنيد تا به آن‌ها خدمات دهيد اين کاری است که يک خيريه انجام می‌دهد، اما گاهی اين هدف شما نيست، و مثلا شما جلوی آموزش و پرورش می‌رويد و اعتراض می‌کنيد که يک حق را برای کل جامعه بگيريد، و برای اين کار، دست به ساختارها می‌زنيد. البته در اين بين اگر چند نفری به طور مثال از تحصيل محروم شده اند و به شما مراجعه کردند قطعا به آن‌ها کمک خواهيد کرد. بايد بگويم که خيريه‌ها آنتی‌تز نيستند، ولی NGOهای واقعی به فکر حل کردن مسئله با دست‌بردن به ريشه‌ها هستند.»

منبع: قانون ؛ وب سایت شمعدانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *