رضوان ناصری گل

معلوليت مانعی برای تجربه های زيبای زندگی نيست
تمام محدوديت ها را دور زدم

rezvanاز کودکی، پرشرو شور بودم دوان ابتدايی به شنا می رفتم اما حرفه ای نبود مقطع راهنمايی که بودم دبير ورزش برای مسابقات دانش آموزی از بچه ها تست شنا می گرفت من علاقه زيادی داشتم اما مربی مخالفت کرد و با اصرار زياد من و خانواده راضی شدند …
رضوان ناصری گل متولد ۱۳۷۵ است ناصری از کودکی بسيار پرشرو شورو کنجکاو بوده و تا کنون هر کاری که اراده کرده انجام داده است دوره ابتدايی را در مشهد خوانده و با انتقال پدرو مادر به بيرجند مقطع راهنمايی را در مدرسه تيزهوشان و دبيرستان را در مدرسه علوم و معارف صدرا خوانده است هم اکنون نيز محصل سال اول حوزه علميه نرجس است.
وی در جشنواره حضرت علی اکبرسال۹۲ به عنوان جوان برتر دارای توانايی های خاص شناخته شد قريب به پنج رشته ورزشی (بدمينتون، شنا، دووميدانی ،تنيس و اسکيت )فعاليت دارد.
در ادامه با اين بانوی توانمند بيرجندی بيشتر آشنا می شويد….
اين بانوی توانمند گفت: سه سالم بود که تصادف کردم در اين تصادف دست راستم قطع شد با کمک خانواده و روحيه دهی آنها توانستم با اين موضوع کناربيايم چون از کوچکی چنين اتفاقی برايم افتاده بود راحت پذيرفتم،پدرومادرم برای افزايش اعتماد به نفسم مرا در کلاسهای مختلف ورزشی و فرهنگی و هنری ثبت نام کردند و هميشه در زمينه درسی شاگرد اول کلاس بودم سعی کردم به خاطر محدوديتی که برايم بوجود آمده خودم را محدود نکنم.
رضوان ناصری گفت: راهنمايی تيزهوشان درس می خواندم و دبيرستان هم تيزهوشان قبول شدم اما تيزهوشان فقط رشته های رياضی و تجربی را داشت و من جو مسائل دينی را ترجيح می دادم به اصرار خانواده چند روزی به مدرسه تيزهوشان رفتم اما نمی توانستم خودم را قانع کنم و به مدرسه علوم و معارف رفتم و اگر شعار نباشد اعتقاد دارم دين و دنيای آدم در يادگيری مسائل دينی و آموختن آن به ديگران است
شروع ورزش شنا
وی در خصوص فعاليت های ورزشی خود چنين گفت: از کودکی ،پرشرو شور بودم دوان ابتدايی به شنا می رفتم اما حرفه ای نبود مقطع راهنمايی که بودم دبير ورزش برای مسابقات دانش آموزی از بچه ها تست شنا می گرفت من علاقه زيادی داشتم اما مربی مخالفت کرد و با اصرار زياد من و خانواده راضی شدند تا تست بگيرند تست را قبول شدم و در مسابقات شرکت کردم و مقام آوردم و به عنوان عضو رسمی هيئت شنا می توانستم هفته ای سه مرتبه به استخر بروم و به مدت ۵سال تمام دوره های شنا را آموزش ديدم و مقام های اول مدارس استان را کسب کردم.
خداحافظی از شنا و آغازی دوباره…
ناصری گفت: مسابقات کشوری شنای جانبازان و معلولين هيئت تصميم گرفته بود که در رشته دو و ميدانی شرکت کنم به مسابقات اعزام شديم همزمان مسابقات شنا هم برگزار می شد وقتی هم گروهای خود را-در رشته دو و ميدانی- ديدم مطمئن بودم مقام نمی آورم و به مربی اين موضوع را گفتم که ترجيح می دهم تست شنا بدهم که با اصرار زياد توانستم در رشته شنا شرکت کنم البته به دلايلی مقام نياوردم اما دررده بندی کشوری دررشته کرال پشت مقام چهارم شدم و ۵ امتياز کسب کردم با اين امتيازات استان برای شنا دو سهميه گرفت که می توانست به مسابقات کشوری اعزام نمايد
وی افزود: بعد از اين مسابقات بود که شنا را کنار گذاشتم البته نه تماما فقط حرفه ای کار نمی کنم ودرآينده هم می توانم به عنوان مربی شنا باشم البته بعد از اينکه ۲۰ ساله شدم.با توجه به دلايلی که داشتم از جمله مهم ترين آنها عدم راهيابی ورزشکاران اين رشته به مسابقات بين المللی به خاطر نوع پوشش و استخرهای خارج از کشور،هم چنين دوست نداشتم در ورزشی محدود باشم اين ورزش را کنار گذاشتم و دووميدانی را به صورت حرفه ای ادامه دادم.
ارمغان دو و ميدانی :کسب مقامهای دو و سوم کشوری در پرتاب وزنه و ديسک
اين بانوی ورزشکار گفت: دووميدانی را به صورت حرفه ای ادامه دادم و در پرتاب وزنه مقام دوم کشور و در پرتاب ديسک مقام سوم کشوری را کسب کردم
وی ادامه داد و گفت:به طور اتفاقی در سومين دوره انتخابی تيم ملی دو و ميدانی که در مشهد برگزار می شد انتخابی تيم ملی بدمينتون هم برگزار می شد هر بازيکن حق داشت در دو رشته تست بدهد بعد از اينکه در پرتاب وزنه تست دادم وارد سالن تمرين تيم بدمينتون شدم به محض ديدن تمرينهای ورزشکاران بدمينتون احساس کردم اين همان ورزشی است که دوست دارم يک راکت و يک توپ و فضايی باز که می توانی خيلی خوب در آن فکر کنی و حريفی که در مقابل توست…
ناصری افزود:دو ميدانی را هم دوست داشتم و هم نداشتم دوست داشتم به خاطر اينکه می توانستم مقام بياورم اما چون ورزش انفرادی و دوطرفه نبود دوست نداشتم عاشق بازيهای هيجانی و دوطرفه بودم…
وی ادامه داد: تنها اميد تيم ،برای مدال آوری در دو و ميدانی بودم اما من انتخاب خودم را کرده بودم و با وجودی که سرپرست های تيم خيلی ناراحت شدند تصميمم را با اکراه پذيرفتند تست زير ۱۸ سال بود و من ۱۶ ساله بودم راکت را که دستم گرفتم تمام تلاشهای سه ماهه ام برای دو و ميدانی جلوی چشمم آمد که چه راحت آن را کنار گذاشتم …اما خوشحال بودم.
پذيرفته شدن در تيم ملی بدمينتون
ناصری گفت:بعد از تست به بيرجندآمديم و حدود ۸ ماه از اين تست می گذشت که هيئت جانبازان و معلولين به من خبر داد برای تيم ملی پذيرفته شدم زمانی که خبر پذيرفته شدن در تيم ملی را شنيدم آنقدر خوشحال بودم که نمی دانستم چه بگويم تا قبل ازآن تيم ملی برای من در تمام رشته هايی که کار کرده بودم يک آرزوی دست نيافتنی بود.
اين بانوی ورزشکار گفت: از همان زمانی که برای بدمينتون تست دادم پيش خانم دانش(مربی بدمينتون) دوره های ابتدايی ،نيمه آمادگی و آمادگی بدمينتون را ياد گرفتم.
شکستی تلخ به خاطر نبود بودجه…
ناصری گفت:به اردوی تيم ملی بدمينتون رفتم و مدت يک هفته تمرينات بسيار فشرده و سختی داشتيم بعد از ۶ ماه( مرداد امسال) برای مسابقات پارآسيايی مالزی اعزام داشتيم ،بعد از تست اوليه مشخص می شد که می توانيم حضور پيدا کنم يا نه ؟؟
وی ادامه داد: ماه رمضان بود و من هم درمدت اين يک ماه تمرينی نداشتم به لحاظ جسمانی و بازی افت کرده بودم اما بازهم تست را دادم اما رد شدم ،با صحبتهايی که کردم دو هفته مهلت دادند تا دوباره برای تست آماده شوم مدت دو هفته به دور از خانواده مدام درحال تمرين کردن بودم آمادگی خوبی کسب کردم برای تست به تهران رفتم اطمينان داشتم که قبول می شوم حتی خود آنها نيز لباس و کفش و همه اينهابرای من آماده کرده بودند
ناصری بيان کرد: فدراسيون به خاطر کمبود بودجه از ۱۷۰ ورزشکاری که قرار بود به اين مسابقات اعزام کند ۱۰۰ نفر را حذف کرده بود وقتی برای تست رفتم به من گفتند اگر شما از آن ۱۰۰ نفری که حذف کرديم بهتر باشيد به اين مسابقات می رويد- در حالی تا کنون در اين رشته ورزشکاری را اعزام نکرده بودند-با اينکه تست را خيلی خوب دادم اما ردم کردند و تمام دليل آنها برای نپذيرفتنم همان ۱۰۰ نفر حذف شده بود.
نايب رئيسی هيئت جانبازان و معلولين
ناصری افزود:در يک دوره از زندگی ام نايب رئيس هيئت معلولين و جانبازان بودم وظيفه شناسايی معلولين را برای ورود به ورزش داشتم زمانی که به خانواده ها مراجعه می کردم بسيارنا اميد و گوشه گير بودند و هيچ گونه اعتماد به نفسی به فرزندشان که معلوليت داشت ،نمی دادند و حتی عنوان می کردند اين معلول است و نمی تواند کاری کند و اين بار منفی در روحيه فرزندانشان نيز تاثير گذاشته بود خدا را شکر کردم که در چنين خانواده ای رشد کردم که بسيارمرا تشويق به فعاليت می کنند و حتی يک بار هم نگفته اند تو نمی توانی…
فرهنگ خوبی که در خانواده ما رسم شد
ناصری گفت: دوم دبيرستان در سن ۱۵ سالگی ازدواج کردم همسرم روحانی است و ازدواج ما نيز مثل خيلی ها شرايط خاص خودش را داشت زمانی که همسرم از معلوليتم با خبر شدند نه تنها ناراحت نشدند بلکه تشويق هم کردند.
وی افزود:برادرم نيز در ۱۸ سالگی ازدواج کرد والان صاحب فرزند است و برخی از اقوام نير در سن پايين و با توقع کم ادواج کردند.
ناصری افزود:ملاکم برای انتخاب همسراخلاق بود و بحث مالی اهميتی نداشت با اينکه خانواده ها با هم تفاوت طبقاتی داشتند اما ملاکهای من فرق می کرد…
جو خانواده های مذهبی چطوری است؟؟
ناصری گفت:جو خانواده روحانی برخلاف نظر برخی ها اصلا خشک و رسمی نيست اتفاقا خيلی صميمی است خانواده های مذهبی شادی و تفريح مثل بقيه خانواده ها دارند البته حرمت بيشتری رعايت می شود بعضی ها که تعبير به خشک بودن می کنند تصور نادرستی دارند.
وی افزود:مادرم تحصيلات روان شناسی و هم تحصيلات حوزوی دارند و مدير حوزه علميه هستند رابطه ام با مادرم بسيار صميمی است اگرکوچکترين اتفاق برايم بيفتدخبردار می شوند خيلی با هم راحت هستيم مادرم به عنوان يک حوزوی اخلاق بسيارخوبی دارند و من نيز به همين دليل شغلشان را انتخاب کردم ،به نظرم کسی که شغل مادرش را ادامه می دهد حتما از آن شغل خيلی خوب جلوه داده اند.
موفقيتم را مديون پدرو مادرم هستم
اين بانوی ورزشکار گفت: عامل موفقيتم را اول خدا و بعد هم پدر و مادرم می دانم بعد از ازدواج نيز همسرم هم خيلی تشويق و کمکم کردندهميشه برای داشتن چنين خانواده ای خدا را شکر می کنم خانواده ای که باعث شدند مستقل و خودکفا بزرگ شوم.
عضو تيم ملی گفت :با اينکه معلوليت داشتم هيچ گاه نه از سمت همسرم و نه خانوادهشان ناراحتی نديدم و خودم هم سعی کردم محدوديتی قائل نشوم ،برخی از معلولين هستند که نمی توانندازدواج کنند و اين هم به خاطر تفکر مردم است اگر مردم توانايی های معلولين را بشناسند هيچ گاه اين طور رفتار نمی کنند.
آينده شغلی
اين بانوی طلبه گفت:رشته بدمينتون را تا هرجايی بتوانم ادامه می دهم هم چنين با توجه به اينکه در حوزه نيز طرح سفيران را انتخاب کردم بعد از اتمام درسم می توانم سخنران دينی شوم.
هرگز برای رفتن به تيم ملی بدمينتون بازی نمی کنم
ناصری افزود:بعد از مسابقات پارآسيايی که اعزام نشدم و واقعا شکست سختی برايم بود هرگز برای رفتن به تيم ملی بدمينتون کار نمی کنم شکست بعدی خوردم مطمئن باشيد اگر برای تيم ملی بود بارها آن را رها کرده بوم فقط و فقط بحث علاقه خودم است و اميدی هم ندارم با اين شرايط به مسابقات ديگری اعزام شوم.
درد و دل و گلايه ها
ناصری گفت: با وجود اينکه عضو تيم ملی هستم ،متاسفانه هيچ گونه حمايتی از طرف مسئولين نمی شوم و نشدم و تمام هزينه های کلاسها را خودم پرداخت می کنم هيچ رشته ای و هيچ جا نيست که کسی عضو تيم ملی باشد اما تمام هزينه را خودش پرداخت کند
وی افزود: ساير رشته های ورزشی برای افراد سالم ،به محض ورود به تيم ملی حقوق و درآمدی برای ورزشکار در نظر می گيرند اما برای معلولين تا زمانی که به مسابقات خارج از کشور اعزام نشوند حقوقی دريافت نمی کنند
وی افزود: هئيت معلولين فعال نيست و فقط زمان مسابقات فراخوانی می کنند،متاسفانه در رشته بدمينتون برای معلولين هيچ گونه مسابقه ای برگزار نمی شود.
منبع: زن امروز ؛ وب سايت شمعداني، ۱۹/۱۱/۱۳۹۲

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *