مازيار کرتولي نژاد

maziarآشنايي با زندگي و روند دستيابي به موفقيت افراد داراي معلوليتي که توانسته اند مشکلات و موانع سر راهشان را کنار زده و همانند ساير افراد وارد جامعه اي شوند که از بسياري جهات هنوز آمادگي لازم جهت پذيرش چنين پتانسيل‌هايي را ندارد مي‌تواند الگوي مناسبي براي ديگر معلولين و ساير افراد باشد از اين رو فرصتي دست داد تا با يکي از معلولين موفق به گفت‌وگو بنشينيم که در ادامه آمده است.
دوست داريد خودتان را چه طور معرفي کنيد؟
مازيار کرتولي نژاد فرديست که با مشکل جسمي خيلي شديد و ضايعه نخاعي اما در عين سادگي، از نظر توانايي روحي فردي با اراده و مصمم است.
چرا به عنوان معلول موفق انتخاب شده‌ايد؟
دلايل انتخاب اينجانب و کسب رتبه دوم در جشنواره حضرت علي‌اکبر در سال ۹۱ موارد زير بوده است:
۱- اشتغال پايدار به مدت ۵ سال در بيمارستان که در طول اين مدت بارها مورد تشويق کتبي قرار گرفته‌ام. دوره‌هاي مختلفي را گذرانيده و مدرک معتبر کاري دريافت کرده‌ام. قابل ذکر است اشتغالم پس از يک امتحان استخدامي بوده که در آن رتبه ۱ کسب نموده‌ام.
۲- ازدواج پايدار به مدت ۳ سال با يک فرد سالم.
۳- داشتن مدرک فني و حرفه اي معتبر در بعضي از نرم افزارهاي کامپيوتر .
۴- عضو هيئت مؤسس و هيئت امناء و هيئت مديره و خزانه دار انجمن ضايعات نخاعي گيلان.
۵- عضو هيئت مديره مؤسسه حمايت از معلولين شرق گيلان و رياست هيئت مديره .
۶- دانشجوي کارشناسي ارشد رشته حسابداري در دانشگاه آزاد بين‌المللي قزوين پس از قبولي در کنکور با رتبه ۱۱۸ در اين دانشگاه .
۷- يک بار به عنوان معلول نمونه استان برگزيده شده ام و از طرف استاندار مورد تشويق قرار گرفته‌ام .
۸- در جشنواره ملي جوان ايراني مقام دوم رشته استقلال فردي کسب کرده‌ام و از طرف معاون رئيس‌جمهور مورد تشويق قرار گرفته‌ام.
۹- عضو تيم بسکتبال با ويلچير استان بوده ام و يکبار مقام قهرمان کشوري تيمي را کسب کرده‌ام.
۱۰- عضو تيم تنيس روي ميز شهرستان لاهيجان هستم و يک بار هم در مسابقات استاني مقام را اول کسب کرده‌ام.

فکر مي‌کنيد مهم ترين کاري که تا به حال انجام داده ايد چه بوده است؟
مهمترين کاري که از نظر خودم انجام داده‌ام پذيرفتن شرايط فعلي جسماني و تطبيق آن با محيط اطراف خود بوده است.
با نگاه به گذشته چه اتفاقي را عامل شروع موفقيت‌هاي خود مي‌دانيد؟
مهمترين عامل شروع موفقيت در زندگي من عامل رقابت با محيط اطرافم بوده که باعث شده درد خود را فراموش کنم و در زندگي پيشرفت کنم.
اين رقابت با محيط از چه طريقي و ابزاري انجام شده است؟
از نظر من ابزار و وسايلي که يک معلول براي رقابت به آن نياز داشته و دارد:
۱- اول يک اراده قوي
۲- توانايي در انجام امور شخصي يا ايجاد آن توانايي از طريق تمرين زياد
۳- براي مثال حتي زماني که کساني در کنارم بودند سعي کردم کار خود را خودم انجام دهم
۴- بدست آوردن و داشتن حداقل يک وسيله نقليه
۵- علاقه داشتن به هدفي که مد نظر است
۶- يک ابزار مهم، ارتقاء اطلاعات شخصي در مورد جامعه و بالا بردن سطح تحصيلات فردي است.
۷- چون در عصر ارتباطات هستيم براي رقابت حتما تسلط کامل به کامپيوتر و اينترنت نياز است.
۸- و تمامي اين امور را با توکل برخدا و تکيه بر اعتقادات فردي مي‌توان بدست آورد.

تعريف شما از استقلال فردي چيست؟
استقلال يعني مستقل بودن در تمام اموري که انجام آن امکان پذير است : مثل زندگي و ابعاد آن.

نگاه شما به ازدواج معلولين چيست؟
از نظر من يک معلول با ازدواج «موفق» خود مي‌تواند با سرعت بيشتري به موفقيت‌هاي مذکور يا موفقيتهاي مد نظر، دست يابد چون هميشه دو تفکر و دو انديشه جداي ازهم بيشتر از يک تفکر مي‌تواند موثر واقع شود.

برخورد خانواده همسر شما با مقوله ازدواجتان چگونه بوده است؟
همسر من يک فرد کامل از نظر اجتماعي و خانوادگي و عاطفي است، او قبل از ازدواج خود، امدادگر امداد و نجات سازمان هلال احمر بوده و هست، و زماني که من از او خواستگاري کردم او خيلي منطقي با اين موضوع برخورد نمود و بيان کرد که از نظر او يک فرد ويلچيري فرقي با يک فرد سالم ندارد و براحتي اين موضوع را پذيرفت اما خانواده او سخت با اين موضوع کنار آمدند و حتي از خواستگاري تا ازدواجمان ۳ سال طول کشيد تا اينکه در ماه مبارک رمضان در سال ۸۷ موافقت کرده و ازدواج کرديم. ولي پس از ازدواج خانواده و پدر و مادر او نهايت رفتار صميمانه را با من داشته‌اند و با من مثل فرزند خود رفتار نمودند و حتي براحتي با مشکلاتي که داشتم کنار آمده و تا به امروز حمايتم کردند.

در حال حاضر کجا زندگي مي‌کنيد و آيا از مسکن مهر استفاده کرده ايد؟
از مسکن مهر استفاده نکرده‌ام ولي از همان ابتداي ازدواج يعني سال ۸۷ تکه زميني از پدر و مادر خود گرفتم و بر روي آن زمين با وام از طرف بنياد مسکن وکمک بهزيستي ساختماني بنا نهاده و هم اکنون در آن زندگي مستقل دارم . لازم به ذکر است در اکثر کارهاي ساخت، خود من هم فعاليت داشتم ،حتي در کندن پي ساختمان و حتي در ديوار چيني آن (با همان ويلچير) و فعاليت‌هاي ديگر، و پدر من در ساخت آن نقش موثر داشت.

مهمترين مشکلي که در تحصيل با آن روبرو بوده ايد چه بوده است؟
هم در دوره ليسانس و هم در دوره فوق ليسانس که هم اکنون در حال گذراندن آن هستم مهمترين مشکلم شهريه تحصيل بوده چون در دانشگاه آزاد در حال تحصيل هستم. که به دليل آن است که به محل سکونتم نزديک بوده و توانايي حضور در آن را داشتم. به عقيده من معلولين بايد نزديک به محل سکونت خود به تحصيل ادامه دهند چون از نظر حل مشکلات مي‌توانند از نزديکان و آشنايان خود کمک بگيرند.

آيا در تعامل با جامعه دچار رنجش خاطر هم مي‌شويد؟
خيلي کم چون هرگز در ذهن خود به معلوليتم فکر نمي‌کنم و مي‌توانم بگويم که يکي از رمزهاي موفقيتم همين بوده است.

در حال حاضر حقوق افراد داراي معلوليت از نظر شما تا چه حد رعايت مي‌شود؟
بعقيده من ۵۰ درصد از حقوق معلولين رعايت مي‌شود و اين درصورتي است که خود معلولين نيز براي گرفتن حق خود کوشا باشند، در تمامي زمينه‌هاي لازم فعاليت داشته و خودرا از جامعه دور نکنند، چون حق گرفتني است و نمي‌توانيم منتظر بمانيم تا حقمان را به ما بدهند.

از نظر شما مهمترين مشکلات معلولين ايران شامل چه چيز‌هايي است؟
از نظر من مهمترين مشکلات معلولين ايران اين است که جامعه و مسئولين کشور هنوز به صورت موثر براي معلولين چاره‌اي نينديشيده‌اند بطور مثال وقتي يک قانوني براي معلولين وضع مي‌شود ديگر از پيگيري براي اجراي آن قانون خبري نيست يا بصورت ريزتر وقتي يک معلول زير يک تابلوي توقف مطلقا ممنوع مي‌ايستد پليس خيلي سريع به او تذکر مي‌دهد ولي وقتي يک فرد سالم در محل پارک معلولين پارک مي‌کند پليس اورا جريمه نمي‌کند يا به او تذکر نمي‌دهد. يا اينکه به طور مثال مي‌گويند تحصيل براي معلولين رايگان است ولي وقتي معلولي با رتبه خوبي در کنکور قبول مي‌شود ديگر او را حمايت نمي‌کنند و پول شهريه خود را خودش بايد تقبل کند يا مثالي ديگر وقتي معلولي يک کار با حقوق داشته باشد ديگر نبايد اسم بهزيستي را بياورد چون او حقوق بگير است و نمي‌پرسند که او چقدر حقوق دريافت مي‌کند آيا کم است يا زياد و آيا قادر است با آن حقوق زندگي کند يا خير؟

سازمان بهزيستي به عنوان نهادي حمايتي در موفقيت‌هاي شما چه نقشي داشته است؟
بهزيستي در خيلي از موارد يکي از مشوق‌هاي مهم من بوده است.حتي براي ادامه تحصيل، از طرف سرکارخانم قادر در بهزيستي لاهيجان حرفهاي محبت‌آميز و اميدوارکننده باعث شده که حرکتي در من ايجاد شود و اين خود يک کار مهم است. براي ساخت مسکن هم حمايت‌هاي مالي نموده، و در تمامي مواردي که نياز بوده، با بهزيستي ارتباط برقرار کردم و در اکثر موارد جواب مثبت از طرف بهزيستي شنيدم. البته سازمان بهزيستي در حيطه وظايف خود نقشهاي بسياري مي‌تواند ايفا کند اما متاسفانه اين نقشها براي عده اي خاص اتفاق مي‌افتد براي مثال اگر همايشي براي معلولين وجود داشته باشد همه معلولين از آن خبردار نمي‌شوند حتي معلولي که به عنوان رئيس هيئت مديره جايي باشد مثل خود من بدليل بعضي مسائل شخصي به او اطلاع نمي‌دهند و بهانه مي‌گيرند که چون ساختمان آنجا پله داشته به شما اطلاع نداديم.
اگر فردي داراي معلوليت و گمنام بوديد باز هم فکر مي‌کنيد اين کمک‌ها را دريافت مي‌کرديد؟ چرا که بسياري از معلولين حمايت چنداني از سوي اين سازمان نمي‌شوند.
در جواب بايد بگويم معلولي که بيشتر با سازمان در ارتباط است صد در صد بيشتر مورد نظر است تا معلولي که هرگز با سازمان ارتباط ندارد. البته اين بدين معنا نيست که کسي که به بهزيستي نمي‌آيد مورد حمايت نيست. من فرد گمنامي بودم اما با سماجت خود و رفت و آمد زياد خودم در بهزيستي، کم کم شناخته شدم و بيشتر مورد حمايت‌هاي بهزيستي قرار گرفتم، نظر من اين است که معلولين بايد بهزيستي را جزئي از خانواده خود بدانند تا بتوانند بيشتر با آنها ارتباط برقرار نموده و موجبات پيشرفت بيشتر خود را فراهم کنند اما در مقابل معلوليني که توانايي زيادي ندارند و در منزل بسر مي‌برد بايد از راهنمايي‌ها و ايده‌هاي بهزيستي و نظرات معلولين ديگر استفاده کرده و چگونگي راههاي پيشرفت خود را بيابد.

سخن پاياني شما خطاب به مسوولين چه خواهد بود؟
معلولين نيز عضوي از اين جامعه هستند آنان نيز بايد از امکانات برابر با ديگر افراد جامعه، برخوردار باشند. خيلي از معلولين کشورمان در بعضي از استان‌ها مورد حمايت بيشتري هم از نظر ورزش و هم از نظر رفاه و کمک‌هاي مادي و معنوي قرار مي‌گيرند ولي متاسفانه در استان گيلان براي ورزش معلولين هيچ اقدامي انجام نشده و مورد حمايت کمتري واقع مي‌شوند و حتي در شهرستانهاي استان گيلان معلولين حتي نمي‌توانند حداقل امکانات و ابزار مورد نياز ورزشي خود را تأمين کنند. از مسئولين عزيز انتظار داريم براي ورزش معلولين اين استان نيزچاره‌اي بينديشند و به يک معلول به چشم يک شهروند همانند ديگر افراد جامعه بنگرند در زمينه‌هايي مثل تفريح، تحصيل، مناسب سازي شهر، اشتغال، و ديگر زمينه‌ها براي معلولين اين استان که چشم اميدشان بعد از خدا شما مسئولين عزيز هستيد اقدام کرده و دستشان را بگيريد تا مايه افتخار مملکت خود باشند.

منبع: سعید ضروری، وبلاگ گوناگون

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *