شعر قمریاى معلول

رزیتا نعمتی

100896141054واسه لحظه پریدن زمینا هوا ندارن
چرا ضامناى آهو نظرى به ما ندارن
آقا گندم نگاتونو بپاشین توى ایوون
آخه خیلى وقته چشما خبر از شما ندارن
اومدیم تو قصه‏هاتون دیگه آسمونى باشیم
دلامون یه حالى داره که فرشته‏ها ندارن
یه نفر نشونى داده تو رو واسه رسیدن
ته خط رسیده‏هامون آقا آشنا ندارن
تو بیا کنار اون‏ها اگه قمریاى معلول
روى صندلى غربت دل و دست و پا ندارن
اینا بخشى از زمینن که شروع آسمونه
نگین انتهاى خطن؛ اینا انتها ندارن
حالا که براى خوندن همه کفترا غریبن
غزلى به غیر هوهوى رضا رضا ندارن
مث واژه رسیدن واسه ماجراى سیبى
نظرى به حال ما کن نرسیده‏ها ندارن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *