فرهنگ ناشنوا

فرهنگ ناشنوا

مقدمه
آنچه با مطالعه و گردآوری، در زیر نقل می‌شود خصوصیات اخلاقی و رفتاری و شیوۀ زندگی و بعضی علائق مشهود در جامعۀ ناشنوای کشور ما است؛ بدون اینکه ادعا شود این خصوصیات همه ناشنواها است و شنواها فاقد این خصوصیات می‌باشند. البته فرهنگ از جمله فرهنگ ناشنوا مفهومی وسیع‎تر از خصوصیات اخلاقی و رفتاری و علائق دارد و افکار و عقاید و نقش ناشنواها در تولید آثار فکری و ادبی و هنری را نیز در برمیگیرد که در این مقاله اثری از آن نیست و بنابر این مورد قبول است که عنوان و محتوای این مقاله تطابق کامل باهم ندارد.
فایده عملی این مطالعه شناخت نقاط ضعف و منفی ناشنواها در حال حاضر با هدف سعی در فرهنگ سازی در جهت حذف نقاط ضعف مذکور است.
تاکید میشود که این نوشته مبتنی بر یک تحقیق آماری نیست و به هیچ وجه نباید تصور کرد که همه یا تقریباً همه ناشنوایان دارای خصوصیات منفی مذکور در این مقاله هستند.

بینایی
ناشنوایان در استفاده از قوۀ بینایی، دقیق‎تر و تیزتر از حد معمول شنوایان هستند و میدان دید وسیع تری هم دارند؛ به عنوان مثال یک ناشنوا در حال نگاه به مخاطب خود نه فقط صورت مخاطب بلکه سراپای مخاطب و پشت سر و دور و برا او را نیز می‌بیند.

وسایل جلب توجه ناشنواها
– استفاده از پا
– پا زدن به پای مخاطب
– پا کوبیدن بر زمین برای ایجاد لرزش و ارتعاش در موارد ممکن
– استفاده از دست
– دست زدن به شانه یا بازو یا پشت یا صورت و یا بینی مخاطب
تکان دادن دست در برابر چشمهای ناشنواها هم از وسایل جلب توجه ناشنوایان می‎باشد ولی این روش جلب توجه که موجب ناراحتی ناشنواها است از نظر ناشنواها مؤدبانه نیست.

شدت و ضعف صدا کردن یکدیگر
صدا کردن ناشنوا به هر یک از وسایل فوق باشد، بنابر اهمیت موضوع با درجات مختلفی از شدت و ضعف مورد استفاده قرار می‌گیرد.

استفاده از چراغ
خاموش و روشن کردن چراغ
روشن و خاموش کردن چراغ در روزها و خاموش کردن چراغ در شب ها ازجمله وسایل جلب توجه است. در سالن اجتماعات هم برای جلب توجه حاضران ناشنوا از خاموش و روشن کردن چراغها استفاده میشود.
روشن شدن چراغ همراه با به صدا درآمدن زنگ در ورودی در خانۀ ناشنواها معمول است.

گفتار و صدا در اشاره
زبان اشارۀ طبیعی بطور کلی بدون گفتار و بی صداست و در موارد استثنائی گفتار بیصدا یا با صدا با اشاره همراه می‎شود. گفتار هم اعم از با صدا یا بیصدا همیشه از نظر شنوایان و بر اساس زبان گفتاری محیط، معنی دار نیست، اما برای ناشنوایان معنی و منظور معینی دارد.

کار با سر و صدا
ناشنواها چون صدا را نمی‎شنوند در انجام کارها در خانه از قبیل آشپزی از برهم زدن ظروف و ایجاد سروصدا اجتناب ندارند و نیز در جابجا کردن اشیائی مثل میز و صندلی آنرا روی زمین می‌کشند و از صدای ناهنجار آن باکی ندارند.

غذا خوردن
ناشنواها در غذا برداشتن از ظرف اصلی و غذا خوردن عجله دارند و از اندازه لازم بیشتر غذا برمی‎دارند. برای آنها غذا خوردن بر صحبت کردن مقدم است: اوّل خوردن، بعد گفتگو. غذا خوردن ناشنواها اغلب صدادار است و صدای برخورد قاشق و چنگال و کارد در موقع غذا خوردن و گاه صدای گلو در موقع بلعیدن غذا بوسیله ناشنواها امری عادی است.
در مراسم و مناسبت هائی که غذا داده می‎شود تعداد زیادی حاضر می‎شوند و شلوغ است ولی برای حضور در مراسم بدون غذا استقبالی نیست.

راه رفتن
راه رفتن ناشنواها اغلب صدادار است، زیرا پای خود را به زمین می‌کشند شاید علت این باشد که چون صدای محیطی را نمی‎شنوند ناخود آگاه با کشیدن کف پا به روی زمین اتصال خود را با محیط حفظ می‎کنند و از خلاً فرار می‌کنند.

وعده گاه دیدار و گفتگو
وعده گاه ناشنواها غالباً در پارکها و محلهای روشن است عده ای هم برای قلیان کشیدن به قهوه‎خانه ها می‎روند در دیدار ها تا آخر شب حرف می‎زنند. خبرهای یک هفته را که جمع کرده‎اند رد و بدل می‌کنند.
خداحافظی چند بار تکرار می‌شود، زیرا بعد از هر خداحافظی باز گفتگو آغاز می‌شود. تعریف داستانهای گذشته بطور تکراری در دیدارها معمول است.
ناشنواها در گفتگوی باهم خستگی ناپذیرند مثل این است که در دیدارهای باهم ساعات و روزهای طولانی زندگی ساکت در جامعۀ ناشنوا را جبران می‌کنند.
در همایش ها و اردوها ناشنواها اغلب تا صبح بیدارند و باهم گفتگو دارند. همینطور در مسافرت با اتوبوس و قطار و هواپیما ناشنواها در طول سفر بیدار می‎مانند و باهم گفتگو می‎کنند.
سوالهای آزمایشی بین ناشنواها معمول است. مقصود سؤالهائی است که سؤال کننده خود جواب آن را می‎داند و مقصود از طرح سؤال، سنجش آگاهی طرف است و در این مورد وقتی مخاطب جواب سؤال را می‎دهد، سؤال کننده می‌گوید می‌دانستم!

دیدار و گفتگو با شنواها
ناشنواها بیشتر با ناشنواها رفت و آمد دارند و ارتباط ناشنواها با شنواها کم است و مدت آن هم کوتاه است.
صحبت ناشنواها با شنواها با صدای بلند است زیرا به علت ناشنوایی نمی‌توانند صدای خود را کنترل کنند.

ساخت علائم اشاره به جای اسم برای اشخاص
تعیین علامت اشاره برای مشخص کردن اشخاص بین ناشنواها معمول است این علائم از روی مشخصات سر و صورت و بدن و یا اشتغال اشخاص تعیین می‎شود. مثلاً شخصی که خالی بر گونه دارد با نشان دادن خال روی صورت با اشاره مشخص می‎شود.

ساخت علائم اشاره برای محل‎ها
ساخت علائم اشاره برای مشخص کردن خیابان ها و محل ها و شهرها و کشورها نیز معمول است. گاهی اسم رایج آن محل را با لب‎ها و بدون صدا ادا می‏کنند و همزمان اشارۀ آن محل را اجرا می‏کنند.

کف زدن
ناشنواها که صدای کف زدن را نمی‎شنوند، به جای کف زدن دستهای خود را بالا برده در هوا تکان می‎دهند. مخصوصاً در موارد خوشحالی و تحسین این دست تکان دادن در هوا هیجان انگیز است.

سوء تفاهم
سوءتفاهم بین ناشنواها باهم و بین ناشنواها و شنواها رویدادی مکرر و قابل توجه است. علت آن هم مسلماً اشکال ارتباطی است.

غیبت، خبرسازی و خبر پراکنی
بدگویی و پشت سر دیگری حرف زدن و نیز خبرسازی و خبرپراکنی در جامعه ناشنوا امری معمول است. خبرپراکنی به طوری است که ظرف دو روز همه ناشنواهای کشور از یک خبر مطلع می شوند خواه آن خبر راست و خواه دروغ باشد.

نفاق
سطح پائین آگاهی، عدم توجه به اولویت منافع جمعی نسبت به منافع فردی و سایر خصائص منفی عامل عمدۀ نفاق مزمن در جامعۀ ناشنوا است.

تبدیل اختلاف نظر به اختلاف شخصی و کینه ورزی
در جامعه ناشنوا تبدیل اختلاف نظر به اختلاف شخصی به آسانی و به وفور روی می دهد و در پی اختلاف شخصی هم کینه ورزی امری عادی است.

دروغ و سوگند
دروغگویی در جامعه ناشنوا عمومی نیست ولی وجود دارد و آنها که دروغ می گویند باکی هم ندارند که برای اثبات راستگوئی خود به سوگند دروغ متوسل شوند.

خوش باوری و ناباوری
هر دو خصوصیت خوش‌باوری ساده لوحی و ناباوری ناشی از بدبینی در جامعۀ ناشنوا مشاهده می‌شود. خوش‌باوری در پذیرش اخبار بد دربارۀ دیگران و ناباوری در پذیرش اخبار خوب است.

خنده روئی
مشکلات و محرومیت‌های ناشنوایی مانع خنده رویی در جامعۀ ناشنوا نیست و خنده یا نمایش دندانها همراه است.

حالت آرامش و تسلیم و حالت خشم و عصیان
حالت آرامش و تسلیم حالت عادی و عمومی ناشنواها در رابطه با دیگران از شنوا و ناشنوا است، امّا هر ناملایمی ممکن است موجب شود که حالت خشم و عصیان مانند طوفانی وجود ناشنوا را در برگیرد. این طوفانها هم بعد از چند دقیقه جای خود را به آرامش می‌دهد.

اولیاء ناشنوا با فرزندان شنوا
اولیاء ناشنواها عموماً از فرزندان شنوای خود کمک می‌گیرند و مهمترین کمک فرزندان ترجمۀ برنامه‎های تلویزیونی مورد علاقۀ اولیاء خود و نیز همراهی با اولیاء در مراجعات پزشکی و اداری مختلف است.
فرزندان ناشنوای اولیای شنوا از مزیت پشتیبانی اولیای شنوای خود بطور عموم بهره مند می‌باشند ولی از تصمیمات و دخالتهای بعضاً نادرست آنان در امور زندگی خود از جمله آموزش ازدواج و زندگی زنانشوئی زیان می‌بینند.
انتخاب مدرسۀ عادی برای ثبت نام اطفال ناشنوا با این دلخوشی که طفل در مدرسه عادی درس می‎خواند و یا در مدرسه عادی گفتار را یاد می‌گیرد تصمیم ناآگاهانه و غلطی است که در سالهای اخیر بوسیله عده ای از اولیای شنوا به ضرر اطفال ناشنوا اتخاذ و اجرا شده است.

روحیه استرحام
زمانی دیدگاه حاکم در جامعه این بود که ناشنواها اشخاص معلول و قابل ترحمی می‌باشند و خود ناشنواها هم تحت تاثیر این دیدگاه از دیگران استرحاماً توقع مراعات و کمک و تخفیف و هدیه داشتند.
حال که ناشنوائی یک تنوع انسانی شناخته شده، ناشنواها نه موجوداتی قابل ترحم بلکه انسانهائی صاحب حق شناخته شده اند ولی هنوز این طرز فکر قدیمی که ناشنوا معلولی قابل ترحم است در جامعه و از جمله نزد بعضی اولیاء و فرزندان ناشنوای آنها وجود دارد و رفتارهایی برهمین مبنا مشاهده می‌شود.

روی آوری به آموزش عالی
تصویب قانون جامع حمایت از معلولان و کمک مالی دولت(سازمان بهزیستی) به دانشجویان معلول با پرداخت شهریۀ آموزش عالی آنان موجب تشویق و روی آوری جوانان ناشنوا به موسسات آموزش عالی شد و تعداد زیادی از جوانان ناشنوا توانستند مدارک فارغ التحصیل آموزش عالی را در دوره ها و رشته های مختلف و مناسب بدست آوردند.
متاسفانه اخیراً از این کمک مالی کاسته شده و تعداد دانشجویان ناشنوا هم کاهش یافته است.

اشتغال
بی‌رغبتی یا کم رغبتی کار فرمایان به استخدام ناشنواها در شرایط بحران بیکاری شانس محدود استخدام و اشتغال ناشنوایان و یا اشتغال آنان را به مشاغل کم‌درآمد کاهش می‎دهد و بیکاری یکی از مشکلات مهم ناشنوایان است. هنوز کانونها برای استفاده درست ناشنواها از اوقات بیکاری خود برنامه قابل توجهی ندارند.

ازدواج
در ازدواج ناشنواها علاوه بر اولیاء بعضی سازمانهای ناشنوایان هم دخالت دارند. تجربۀ ازدواج ناموفق ناشنوا با شنوا موجب شده که دیدگاه اولیاء از مخالفت ازدواج ناشنوا با ناشنوا به ازدواج ناشنوا با نیمه شنوا تغییر و تبدیل یابد.
مسائل و ملاحظات و خواستهای مالی هم مزید بر علت شده به طوری که می‎توان گفت حق انتخاب همسر و ازدواج آگاهانه و آزادانه جوانان ناشنوا وجود ندارد و یا این حق بسیار بسیار محدود و مشروط است.

طلاق
موارد طلاق ناشنواها به علت دخالت اولیاء قابل توجه است و از جمله پی آمدهای طلاق بدگوئی طرف ناراضی از طلاق از طرف مقابل است. حفظ احترام یگدیگر بعد از طلاق معمول نیست.

نوشته های با غلط
نوشته های ناشنواها یا عموماً به علت روش و کیفیت نامناسب آموزش دارای اغلاط دستوری است و البته آنچه از نظر دستور زبان فارسی جاری غلط است اغلب با دستور زبان اشاره طبیعی انطباق دارد. به نظر می‌رسد چون زبان فارسی نوشتاری به عنوان زبان دوّم به خوبی به ناشنواها آموزش داده نمی‌شود، نوشته های ناشنواها غالباً تحت تاثیر دستور زبان اشاره طبیعی است.

سطح آگاهی و استفاده از تکنولوژی پیشرفته
اشکال ارتباطی و بیسوادی و کم سوادی و غیرقابل فهم بودن برنامه‌های تلویزیونی مانع دستیابی ناشنوایان به اطلاعات است و این عدم دسترسی موجب پائین بودن سطح آگاهی عمومی ناشنواها می‌باشد، با اینحال ناشنواهائی که از تکنولوژی پیشرفته موبایل و کامپیوتر و اینترنت استفاده می‎کنند با علاقه از این امکان برای افزایش سطح آگاهی خود بهره می‎گیرند و تعداد این قبیل ناشنواها اندک نیست. گرچه از اینترنت همیشه ممکن است سوءاستفاده‎هایی رخ بدهد، ولی در مجموع اینرتنت وسیلۀ بسیار مناسبی برای ایجاد ارتباط و کسب آگاهی برای ناشنوایان است.

تصمیم گیریهای کلی
در حالی که با توجه به کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت تصمیم گیریهای کلی قانونی یا اداری از هر قبیل درباره اشخاص معلول از جمله ناشنواها باید با دخالت و نظرخواهی از نمایندگان آنها باشد، در تصمیم گیریهای کلی راجع به ناشنوایان در سازمان بهزیستی کشور و سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور ناشنوایان دخالت داده نمی‌شوند و بی اطلاعی عمومی جامعه ناشنوا از این حق خود موجب عدم مطالبه آن از سازمانهای مسئول است.

فرهنگ سازی سازمانهای غیر دولتی ناشنوایان
باوجود اینکه پیشرفت فرهنگی جامعۀ ناشنوا از لوازم اتحاد و دوستی ناشنواها و تبدیل آنها به یک نیروی اجتماعی لازم برای تامین بهروزی و بهزیستی ناشنواهاست و با وجود اینکه سازمانهای غیر دولتی ناشنواها مناسب ترین سازمان برای آموزش و فرهنگ سازی ناشنوایان است امّا آموزش و فرهنگ سازی در این سازمانها هنوز به قدر کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد.
در محل بعضی سازمانهای غیر دولتی ناشنوایان هئیت‌های مذهبی ناشنوایان مراسم مذهبی برگزار می‌کنند. در بعضی از این سازمانها برنامۀ همسریابی با دخالت مشاور ازدواج انجام می‌شود و رجوع ناشنواها به این سازمانها در موارد نیاز به پشتیبانی هم معمول است. علاوه بر اینها محل این سازمانها محل دیدار و گفتگو و سرگرمی و وقت گذرانی ناشنواهاست. در این دیدارها و گفتگوها گاه اختلافاتی هم مطرح می‌شود که در موارد استثنائی ممکن است کار را به زد و خورد بکشاند.

منبع: اردوان گیتی، سایت جوانان ناشنوای پیشتاز ایران، ۱۶ تیر ۱۳۹۲

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *