امیر سلامی

امیر سلامی، سردبیر ماه‌نامه علم و فرهنگ ویژه نابینایان
امیر سلامی

یکی از مشکلات افراد نابینا و کم‌بینا، شغل آن‌هاست. نابینایان استعدادهای فراوانی دارند که اغلب نادیده گرفته می‌شود. بیشتر دوستان من در تلفن‌خانه‌ها به عنوان تلفن‌چی کار می‌کنند، جایی که انسان به مرور فسیل می‌شود. با توجه به علاقه‌ای که به کارهای هنری دارم، چند بار درخواست همکاری در یکی از مراکز فراگیر کانون را کرده‌ام، ولی متأسفانه هر بار با پاسخی نه چندان قابل قبول مواجه شدم. خیلی از دوستان کم بینا و نابینای ما توانایی‌های زیادی در زمینه‌های مختلف مانند نرم‌افزارهای کامپیوتری، موسیقی و … را دارند. اگر به حساب تعریف از خود نگذارید من یعنی امیر سلامی نویسنده برنامه‌های رادیویی بوده‌ام، چند ترم زبان انگلیسی را در کانون زبان ایران گذرانده‌ام و هم‌اکنون نیز سردبیر ماه‌نامه علم و فرهنگ ویژه نابینایان هستم. من معتقدم باید نظر مردم به ویژه مسوولان در مورد ما نابینایان و کم‌بینایان تغییر کند. باید توانایی‌های ما را هم باور کنند!
این چند جمله از امیر سلامی است. شما بیشتر صدای او را می‌شناسید. هر بار که با مرکز آفرینش‌های کانون در خیابان حجاب تماس می‌گیرید، دو نفر پاسخگو هستند. یکی از این دو، امیر سلامی است. گفت‌وگوی کوتاهی با او کرده‌ایم که پیش روی شماست.

گفت و گو از: خدیجه اسمعیلی
کارشناس روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

•فکر تأسیس نشریه علم و فرهنگ کجا و چطور شکل گرفت؟
در کشور ما طبق آمار حدود ۵۰۰هزار نابینا داریم که درصد قابل ملاحظه‌ای یعنی حدود ۳۰۰هزار نفر از آنان با سواد هستند. برای این جماعت تنها یک روزنامه “ایران سپید” به خط بریل و با صفحات محدود برای نابینایان منتشر می‌شد. این نشریه که از سوی بهزیستی حمایت می‌شد، پاسخگوی نیاز مخاطبان خود نبود.
سال ۱۳۸۴ برای نشریه علم و فرهنگ از ارشاد درخواست مجوز کردیم، دو سال طول کشید تا مجوز گرفتیم. مهر سال ۱۳۸۷ روز عصای سپید اولین شماره نشریه علم و فرهنگ منتشر شد. ما سعی کردیم با یک نگاه نو و مطالب تازه که در نشریات قبلی تا آن زمان چاپ نشده بود، نشریه را اداره کنیم.
• چند شماره از نشریه تا حالا منتشر شده است؟
۳۲ شماره نشریه تا به حال منتشر شده و تا اواخر خرداد، سی و سومین شماره آن منتشر خواهد شد.
• چند نفر این نشریه را می‌چرخانند؟
۵ نفر به طور ثابت با نشریه همکاری می‌کنند. مدیرمسوول(مریم بهرامی)، سردبیر(امیر سلامی)، مسوول روابط عمومی(مصطفی فروزنده)، مسوول کارهای فنی و مسوول چاپ (مسعود فروزنده) و طراح جلد (نسرین حسینی) که به جز خانم حسینی بقیه نابینا هستند و افراد دیگری هم به شکل مقطعی برای نشریه مطلب می‌فرستند.
•مخاطب خود را چگونه پیدا می‌کنید؟
در ابتدای کار یک پیش شماره منتشر کردیم و ۱۰۰۰ نسخه آن را از طریق کتابخانه‌ها، مراکز بهزیستی و انجمنهای نابینایان پخش کردیم. از این طریق تعداد محدودی اشتراک گرفتیم. برخی از دوستان محبت کردند و نشریه ما را در مکان‌های مختلف معرفی کردند. آگهی در نشریه ایران سپید دادیم، مصاحبه‌های رادیویی و مطبوعاتی انجام دادیم که در مجموع این کارها باعث شد مخاطب جذب کنیم. در جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها و مراسم مختلف، بااهدای جایزه توانستیم مخاطب خوبی جذب کنیم. اما عامل موفقیت‌ترین جذب مخاطب، مطالب نشریه است.
من به عنوان سردبیر، همیشه سعی کرده‌ام از دید مخاطب به مطالب آن نگاه کنم. آیا این مطلب به درد مخاطب می‌خورد یا خیر. نمودارها، جداول و تصویر در نشریه ما جایی ندارد. تصاویر را باید به گونه‌ای برای مخاطب خود توضیح دهیم که قابل فهم شود. جداول و نمودارها را باید به شکلی جدید مناسب‌سازی کنیم. مطالب آموزشی مناسب افراد نابینا طراحی کنیم. برای مثال، آموزش کامپیوتر به افراد نابینا متفاوت است، ما به طور کامل متکی به صفحه کلید رایانه هستیم. با استفاده از صفحه کلید مطالب را ملموس و قابل فهم می‌کنیم.
• مخاطبان شما بیشتر در چه گروه سنی هستند؟
مخاطبان ما بیشتر بزرگسالان هستند ولی برنامه داریم که بخش کودک و نوجوان را هم در نشریه بگنجانیم و طیف مخاطبانمان را گسترده‌تر کنیم. مطالب ماه‌نامه برای همه اقشار قابل فهم است و چندان پیچیده نیست. ارزشمندترین مخاطبان ما کسانی بودند که صرفاً به خواندن پیششماره مجله، به ما اعتماد کردند.
• چه کسانی بیشتر با شما همکاری می‌کنند؟
استادان دانشگاه، پژوهش‌گران و کارشناسان ورزشی با ما همکاری خوبی دارند. دکتر پروین ناظمی مطالب روان‌شناسی می‌نویسد. آقایان امیرحسین بابازاده و بهرام سلطان‌پور مطالب ورزشی ارسال می‌کنند.
• هزینه نشریه را چگونه تأمین می‌کنید؟
یکی از ویژگی‌های نشریه علم و فرهنگ این است که خصوصی اداره می‌شود و وابسته به هیچ سازمان دولتی نیست. هزینه اولیه مانند خرید دستگاه چاپ، کاغذ و … را خودمان متقبل شدیم. ولی به طور معمول از طریق حق اشتراک و یارانه‌ای که وزارت ارشاد به کل مطبوعات می‌دهد، هزینه نشریه را تأمین می‌کنیم. شمارگان نشریه به اندازه تعداد مشتری‌های آن است.
•همکاران کانونی چگونه با نشریه همکاری می‌کنند؟
در شروع کار طرح‌ها و ایده‌های خوبی داشتیم اما تجربه اجرایی کافی نداشتیم. من قبلاً برای برنامه‌های رادیویی نویسندگی کرده بودم. دو نفر از همکاران کانون یعنی آقایان محمدحسین دیزجی و کیان جوادی در تهیه مطلب کمک می‌کنند، راهنمایی و نقد می‌کنند و بعضی از دوستان دیگر کانونی، زحمت خواندن مطالب را برای ما می‌کشند.
• مجله را از چه طرقی معرفی می‌کنید؟
اخبار هر شماره از مجله که درمیآید را به نشریه ایران سپید و سایت اخبار ویژه معلولین آگهی می‌دهیم. تیتر و گزارش مختصری از مطالب مهم هر شماره نشریه علم و فرهنگ در این سایت قرار می‌گیرد.
•مطالب نشریه در خصوص چه موضوعاتی است؟
نشریه ما در تقسیم بندی وزارت ارشاد، فرهنگی اجتماعی است ولی به طور کلی، مطالب اخلاقی و آموزشی داریم. این مطالب شامل داستان‌های پندآموز است که نکات اخلاقی را آموزش می‌دهد. روان‌شناسی، ورزشی، موسیقی، پیشرفت‌های دنیای پزشکی (به خصوص در زمینه چشم‌ پزشکی)، مطالب ادبی، طنز، به فراخور مناسبت‌ها، مطالب مذهبی هم داریم. یک بخش نیز مربوط به مشاهیر است که هر شماره آن به شرح زندگی یکی از مشاهیر ایران و جهان می‌پردازد. مسابقه نیز داریم. بیشتر مطالب ادبی را خود نابینایان می‌نویسند. اگر نابینایان کتابی منتشر کردند، معرفی می‌کنیم.
• شنیده‌ایم در یکی از نمایشگاه‌ها با استاندار خراسان رضوی آشنا شده‌اید و این ارتباط به نفع نشریه تمام شده است. از این ماجرا برایمان بگویید.
در نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات در مصلی تهران، غرفه روزنامه علم و ادب خراسان رضوی کنار غرفه ما بود. استاندار آمد و از غرفه روزنامه علم و ادب بازدید کرد. بر حسب تصادف توجه ‌ایشان به غرفه ما جلب شد و از امکانات نابینایان برای خواندن و نوشتن خط بریل بازدید کرد. همانجا ۱۰ اشتراک یک ساله به نابینایان خراسان رضوی اهدا کرد و به ما گفت شما این پول را بگیرید و خودتان نابینایان خراسان را پیدا کنید و نشریه را برایشان ارسال کنید. ما هم دو نسخه آن را به مدارس نابینایان آن استان فرستادیم و با بقیه اشتراک‌ها، بچه‌های علاقه‌مند را مشترک کردیم.
• چه تجربیاتی با حضورتان در نمایشگاه مطبوعات کسب کردید؟
حضور در نمایشگاه برای ما بار مالی نداشت، بیشتر هدفمان فرهنگی و معنوی بود. در نمایشگاه حداکثر ۱۰ نفر مشترک می‌شدند ولی چند صد نفر غرفه را می‌دیدند و با شرایط افراد نابینا آشنا می‌شدند. همان‌طور که ما مشغول کار بودیم خیلی‌ها از دور می‌ایستادند و ما را نگاه می‌کردند. در غرفه بدون اینکه به میز و صندلی برخورد کنیم، کار می کردیم و از کامپیوترهایمان استفاده می‌کردیم.
در سه سال اخیر خیلی به معلومات ما اضافه شد. بروشور و برگ‌های تراکتی که علایم خط بریل را نشان می‌داد، تهیه و توزیع کردیم. با نوشت‌افزارهایی که مخصوص خط بریل بود، تمرین نوشتن و خواندن انجام می‌دادیم.
•نشریات نابینایان هم برای خودش مسایل و مشکلاتی دارد. از این مسایل برایمان بیشتر بگویید.
مجله ما شخصی اداره می‌شود. بخشی از کار را در منزل و بخشی را در محل کارمان انجام می‌دهیم. دستگاه چاپ نشریه ما، در منزل یکی از دوستانم است و به علت مشکلات مالی، موفق به تهیه مکان مناسبی برای دفتر کار نشدیم. با نامه‌نگاری به مسوولان کانون درخواست کردیم تا یکی از غرفه‌های بازارچه کودک را در اختیار ما قرار دهند، پاسخ دادند یکی از مهم‌ترین موارد اساس‌نامه بازارچه کانون این است که غرفه‌های بازارچه باید به جایی اختصاص داده شود که کودک تردد می‌کند.
بزرگ‌ترین مشکل ما این است که نشریات نابینایان خیلی کم است. ما الان فقط دو یا سه نشریه داریم که محدود است. امکان تبلیغات به ویژه در صدا و سیما را نداریم. فرصتی نداریم که نشریه را معرفی کنیم. امکان جذب تبلیغات در نشریه را نداریم. برای شرکت‌ها و صاحبان خدمات کالا هنوز جا نیفتاده است که نشریه بریل هم می‌تواند بازتاب مالی داشته باشد. فرصت معرفی نشریه فقط به روز عصای سفید و در جشنواره مطبوعات که خبرنگاران حضور دارند محدود شده است. مجله ما الان در کتابخانه‌ها، مراکز بهزیستی و دانشگاه‌ها بالای ۳۰۰۰ نفر خواننده دارد.
• با کتاب‌های بریل کانون آشنایی دارید؟ تا حالا این کتاب‌ها را معرفی کرده‌اید یا خیر؟
طیف مخاطبان ما کودک و نوجوان نیست. حدود ۲۴ عنوان از کتاب‌های بریل کانون را در کنار مجله‌ی، خودمان منتشر کردیم.
من به مدیریت محترم عامل و مدیر محترم کانون استان تهران پیشنهاد ایجاد واحد چاپ بریل زیر نظر انتشارات کانون را دادم که می‌توانست درآمدزایی داشته باشد. این واحد می‌تواند سفارش قبول کند و اشتغال‌زایی داشته باشد. کانون این امکان را دارد که چنین بخشی را راه‌اندازی کند و کتاب‌های گویا را برای نابینایان ضبط کند و CD آنها را بفروشد.
• سردبیری نشریه نابینایان بدون خاطره‌ نیست. از خاطرات نشریه برایمان بگویید.
اولین نشریه علم و فرهنگ مهر ۸۷ منتشر شد. اواخر آبان ۸۷ نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات برگزار شد. در آن زمان ما فقط با یک شماره نشریه در نمایشگاه شرکت کردیم و دومین شماره آن در همان نمایشگاه چاپ، صحافی، بسته‌بندی و توزیع شد. فرصت مغتنمی بود، چون بدین‌وسیله ارتباط خوبی گرفتیم و تجربه خوبی هم کسب کردیم.
آن زمان در نمایشگاه مطبوعات، آقای میان‌سالی مدت‌ها ایستاده بود و با کنجکاوی به غرفه ما نگاه می‌کرد. بعد راه افتاد رفت و دوباره برگشت و گفت: شما چطوری وقتی نمی‌بینید، راحت و چابک در این غرفه راه می‌روید؟ من بعد از اینکه از شما دور شدم چشمانم را بستم و راه رفتم؛ به چند نفر و چند نقطه خوردم. من در پاسخ به او گفتم، ما یک عمر است که نابینا و یا کم‌بینا هستیم نه یک یا دو دقیقه. ما اگر محیط را نمی‌بینیم شنوایی خود را تقویت کردیم و اگر از عصا استفاده می‌کنیم برای همین منظور است.
•نشریه شما عکس ندارد. نشریه بدون عکس چگونه است؟
به طور معمول نشریات بریل عکس ندارد ولی ما از آبان سال ۸۹ (از شماره ۲۵) هر ماه یک تصویر روی جلد نشریه کار کردیم. نسبت به اتفاقات روز، تصویری گذاشتیم که وقتی مجله در کتابخانه‌ها ها و مکانهای دیگر جا به جا می‌شود، جذابیت دیداری داشته باشد. تصاویر را به شکلی انتخاب می‌کنیم که بار معنایی داشته باشد. اولین تصویر مربوط به خانم معلم نابینایی بود که در مترو تهران فوت شد.
ولی برخی از نشریات به صورت مقطعی، چاپ دوگانه داشتند، یعنی هم افراد بینا و هم نابینایان آن را می‌خواندند. سطر به سطر تطبیق می‌دهند و می‌خوانند که از این طریق می‌توان خط بریل را هم یاد گرفت ولی این نشریات هزینه‌بر است و ما به خاطر کمبود بودجه نتوانستیم چاپ دوگانه داشته باشیم.
نکته دیگر اینکه، بعضی از دوستان می‌گویند خانواده‌های ما می‌خواهند که از مطالب نشریه استفاده کنند و من در پاسخ گفتم، یک عمر خانواده‌ها برای ما کتاب، روزنامه و مجله خواندند، حالا ما برای آنها نشریات بریل را بخوانیم. من مجله ویژه نوروز را وقتی همه دور هم جمع می‌شدیم برای اقوام می‌‌خواندم و گاهی اوقات اجرا می‌کردم و برای همه جذابیت داشت.
نابینایان به دلیل اینکه بیشتر ارتباطشان کلامی و شنیداری است و با رادیو سر و کار دارند قدرت اجرایی (متن) بالایی دارند.
• مخاطبان شما بیشتر از چه قشر و گروهی هستند؟
بیشتر آنان تلفن‌چی هستند. بعضی هم معلم بچه‌های نابینا یا استاد دانشگاه و عده‌ای هم بیکار هستند.
•اگر پیشنهادی در این زمینه دارید، بفرمایید.
یکی از فعالیت‌هایی که در کانون انجام می‌شود، کتابخانه فراگیر است. متأسفانه استقبال از این کتابخانه‌ها زیاد نیست. یکی از دلایش این است که خیلی کم تبلیغ شده است. یکی از مواردی که می‌تواند رغبت بیشتری ایجاد کند این است که یکی از خود آنها در این کتابخانه‌ها فعالیت داشته باشد. در کتابخانه‌ها باید شرایطی وجود داشته باشد که کودکان و نوجوانان نابینا بتوانند مشکلاتشان را با آن مربیان به راحتی در میان بگذارند. من شخصاً یکی دو بار اقدام کردم که در یکی از مراکز فراگیر کانون مشغول کار شوم. با توجه به علاقه‌ای که به فعالیت‌های هنری دارم، دوست داشتم که خدمت کنم. کار در جایی مثل تلفن‌خانه هیچ پیشرفتی ندارد. خیلی از همکاران نابینا و کم‌بینای من در تلفن‌خانه فسیل می‌شوند. همکاران، ما را در اداره به عنوان تلفن‌چی می‌شناسند. خیلی از دوستان ما توانایی‌‌های زیادی دارند ولی توانایی آنها دیده نمی‌شود. از صبح تا شب در یک اتاق محبوس هستند. برای مثال همکار خود من آقای سرلکی در زمینه نرم‌افزار و کامپیوتر توانایی زیادی دارد او همچنین در حوزه موسیقی هم تواناست ولی کسی این موضوع را نمی‌داند.
• نشریه خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نشریه در مرحله تولید خیلی خسته کننده است ولی وقتی بسته‌بندی می‌شود، خستگی ما از تنمان در می‌رود. یکی دو شماره از نشریه خیلی به دلم نشسته است. برای مثال شماره ۳۰ خیلی زیبا بود و مطالب سرگرمی زیاد داشت و مطالب علمی آن در حد قابل قبول بود. یکی دو شماره هم به دلم ننشست.
• به عنوان آخرین سوال، به عنوان سردبیر به نشریه خودتان چه نمره‌ای می‌دهید؟
با تمام توصیفی که از نشریه داشتم من به آن نمره بین ۱۵ تا ۱۷ می‌دهم.
• از شما به خاطر این گفت‌وگو سپاسگزارم.
من هم از نشریه الکترونیکی پلاک ۴۴ ممنون هستم.

منبع: خدیجه اسمعیلی، وب سایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۲۳ خرداد ۱۳۹۰

ايبنا نوجوان: «مريم بهرامي»، مديرمسوول ماهنامه‌ي «علم و فرهنگ» در گفت‌وگو با خبرنگار ايبنا نوجوان درباره‌ي اين ماهنامه گفت: «اين ماهنامه يك مجله‌ي عمومي و خانوادگي است كه به خط بريل براي نوجوانان و والدين‌شان تهيه مي‌شود. نابينايان و كم بينايان در كنار افراد بينا در تهيه‌ي اين ماهنامه همكاري دارند. مطالب مجله نيز شامل داستان‌هاي كوتاه يا دنباله‌دار، شعر و گزارش و مصاحبه‌هاي خواندني است.»
«امیر سلامی»، سردبیر «علم و فرهنگ» ‌نيز با اشاره به انتشار بيست و پنجمين شماره‌ي اين ماهنامه‌ي گفت: «اين ماهنامه، نشریه‌ای فرهنگی و اجتماعی است که به طور کاملا خصوصی منتشر می‌شود. ما علاقه‌مند به فعاليت در زمينه‌ي توليد كتاب براي نابينايان نيز هستيم اما به دليل عدم وجود سرمايه‌گذار در اين حوزه تا به حال موفق به اين كار نشده‌ايم و از علاقه‌مندان به مشاركت مادي يا اجرايي در تهيه اين ماهنامه دعوت مي‌كنم با ما همكاري كنند.»
در غرفه‌ي این ماهنامه، امکاناتی براي آموزش خط بريل به افراد عادی در نظر گرفته شده است.
ماهنامه‌ي «علم و فرهنگ»، فروش گيشه‌اي ندارد و در مراکز عمومی همچون کتاب‌خانه‌ها و بهزیستی توزیع می‌شود. علاوه بر آن علاقه‌مندان مي‌توانند از طريق مكاتبه با آدرس اين ماهنامه و يا مراجعه‌ي حضوري به غرفه‌ي اين مجله در هفدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها و پرداخت حق اشتراک، در سراسر کشور مشترك دريافت اين ماهنامه شوند.

www.elmofarhangbraille.com

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *