فاطمه صالحی

گفتگو با فاطمه صالحی نوازنده سنتور و دانشجوی رشته موسیقی

فاطمه-صالحی

۲۳ سال قبل در غروب یکی از روزهای زمستانی دختری به دنیا آمد که دو دست و یک پا نداشت. دختری که اگر آن روزها می دیدیش می گفتی پاهای رنجورش پر پیچ و خم ترین روزهای حادثه ای را چگونه تاب خواهند آورد! و دستهایش که در جست و جوی پناهگاهی امن، هر لحظه نبودن خویش را به گریه های کودکانه می سپردند، سکان زندگی را چگونه در خود خواهند فشرد!

سالها از آن می گذرد و امروز همان پاهای رنجور و دستهای نداشته، سخت ترین روزهای حادثه را آنچنان ایستادند و سکان زندگی را چنان در خود فشردند که اکنون پس از ۲۳ سال اگر به آنها بخواهی بگویی معلول، از دستها و پاهای خودت شرمگین می شوی!
اینها را فاطمه صالحی نوازنده سنتور و دانشجوی رشته موسیقی، دختری که از ناحیه ۲ دست و یک پا معلول است می گوید و ادامه می دهد پاهای رنجور من، مرا به دانشگاه می برند، با من ورزش می کنند و تمام روزهای زندگی را با من راه می آیند و دستهایم، تواناتر از هر دست توانایی برایم سنتور می زنند و با من زندگی می کنند. می گوید خانواده ام ارزشمندترین چیزی است که دارم و تمام تلاشم را برای خوشحال کردن آنها می کنم.

پای گفتگوی او با خبرنگار توانا می نشینیم:

– خودتان را معرفی کنید؟
فاطمه صالحی هستم و در رشتۀ موسیقی، در دانشگاه هنر تحصیل می کنم.

– با توجه به اینکه از ناحیه دو دست معلولیت جسمی دارید چطور شد که سراغ موسیقی رفتید و چطور شد که بین آلات مختلف موسیقی سنتور را انتخاب کردید؟
همیشه به موسیقی و یادگیری آن علاقمند بودم، وقتی که درسم تمام شد فکر کردم دیگر وقت آن است که به دنبال موسیقی بروم. خودم شخصاً پیانو را دوست داشتم و همواره دلم می خواست پیانو بزنم، اما سنتور را انتخاب کردم چون با توجه به شرایط جسمی ام کار کردن با آن در مقایسه با پیانو و سایر آلات موسیقی برایم راحت تر بود.

– اولین بار اجرای خود را کی و کجا تجربه کردید؟
حدود ۴ یا ۵ سال پیش بود که در فرهنگسرای بهمن آهنگ الهه ناز را برای اولین بار اجرا کردم.

– هنگام اجرا چه احساسی داشتید؟
به فکر خوشحال کردن پدر و مادرم بودم.

– از تاثیرات موسیقی در زندگی تان بگویید؟
موسیقی به زندگی من جهت داده و نوعی نشاط در زندگیم ایجاد کرده. موسیقی بزرگترین لذت زندگی من است و از این راه درست گوش کردن و تمرکز کردن را آموخته ام.

– از نظر شما معلولیت یعنی چه؟
با توجه به آنچه خانواده ام راجع به معنای معلولیت در وجودم نهاده اند، نه ناتوانی و نه محدود بودن. شاید کمی سختی کشیدن، سختی که وقتی به طعم شیرین بعدش فکر می کنی می بینی که ارزش کشیدن را دارد.

– توصیه ای برای افرادی که به علت معلولیت، از پرداختن به کارهای مورد علاقه شان خودداری می کنند دارید؟
معلولان نباید فکر کنند که چون معلول هستند، نمی توانند یا نمی شود. خود من را ببینید چند سال است که بدون دست سنتور می زنم و از زندگیم بسیار راضیم. گاهی اذیت می شوم اما آن رضایتی که هر انسانی از زندگی خودش دارد را دارم.

-از چه چیزهایی اذیت می شوید؟
از چیزهایی که می گویند برای معلولان هست اما در واقع نیست!
مثل یک استخر مناسب سازی شده، مثل یک خیابان بدون پله، مثل دسترسی آسان یک نابینا به کتاب های بریل و …
به نظر من حقوقی که به معلولان اختصاص داده اند برای زندگی آنها کافی نیست. مثلاً همین مستمری بهزیستی، حتی به اندازه کرایه ماشین دو سه هفته هم نمی شود و اسم تمام اینها را گذاشته اند امکانات دادن به معلولان!

– اگر معلول نبودید فکر می کنید باز هم سراغ موسیقی می رفتید؟
معلوم نیست. اگر معلول نبودم شاید اصلاً به موسیقی فکر هم نمی کردم. فکر می کنم اگر تندرست بودم فرد بی هدفی می شدم و زندگی برایم بیهوده بود، چون درد نداشتم و نمی توانستم جای نداشته هایم را با چیزی پر کنم! گاهی اوقات که بیشتر به این موضوع فکر می کنم می بینم، اگر معلول نبودم تنها کار مفیدی که می توانستم انجام بدهم پیاده روی بود.

– ورزش هم می کنید؟
بله. من به ورزش شنا بسیار علاقه مندم و تا چند وقت پیش هم به آن می پرداختم اما به تازگی این استخر که اتفاقاً در مقایسه با سایر استخرها از نظر مناسب سازی وضعیت بهتری داشت و من در آن کمتر اذیت می شدم را خراب کرده اند و قرار است به جای آن چیز دیگری بسازند. به همین علت من مدتی است که نمی توانم به ورزش مورد علاقه ام بپردازم.

– زندگی یعنی چه؟
زندگی تنها فرصتی است که در آن می توانیم بودن را تجربه کنیم. پس باید تلاش کنیم برای بودن، برای بی نظیر بودن برای ناب بودن، چون زندگی صحنۀ یکتای هنرمندی ماست.

– موسیقی را تا کجا و تا کی ادامه خواهید داد؟
تا آنجایی که یک آهنگساز واقعی بشوم.

– زیباترین خاطرۀ زندگیتان چیست؟
روزی که دیدم می توانم سنتور بزنم زیباترین روز زندگیم بود.

– چیزی هست که دلتان بخواهد راجع به آن صحبت کنید؟
بله. راجع به اینکه چرا معلولان نمی توانند وارد سینما و تلویزیون بشوند؟!
و یک خواهش ازکارگردانها و فیلمسازان در این رابطه که به جای اینکه به افراد معلولی که علاقمند به بازیگری هستند بگویند برای تو باید فیلمنامه ای خاص بنویسیم و در آن قسمتی را باز کنیم تا تو بتوانی در آن بازی کنی، بستری را فراهم کنند تا این قشر از جامعه نیز راهی برای بروز استعدادهایشان داشته باشند. مطمئناً بین افراد معلول هم کسانی پیدا می شوند که استعداد بازیگری داشته باشند. این جواب را یکی از کارگردانها وقتی به یکی از مراکز مربوطه مراجعه کرده بودم به خودم داد. اما من ناامید نشدم و الان هم از طریق مراکز آزاد دنبال راهی هستم که به این هدفم برسم.

– فاطمه صالحی را چگونه تعریف می کنید؟
دوستش دارم، مقاوم است و همیشه امیدوارانه به زندگی نگاه می کند. پشتکار خوبی دارد .

– حرف آخر:
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی.

منبع: خبرگزاری خبرآنلاین؛ وب سایت کانون معلولین توانا

فاطمه صالحی2

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *