صبر ایوب: ایوب نبی، اسوه معلولین

print

صبر ایوب
ایوب نبی، اسوه معلولین

پیشگفتار
گاهی از طرف بعضی مطرح شده که دین و مشخصاً اسلام از حقوق معلولین دفاع نکرده و حقوق آنان را به رسمیت نشناخته است. جهت اثبات سخن خود به قسمت‏هایی از کتاب عهدین استناد می‏نمایند. حتی جودوئیکا (دائرة‌المعارف ویژه یهود) در مقاله ناشنوایی از نگاه یهود صریحاً نوشته حِرِش در زبان عبری به معنای کر و لال و افراد فرودست و کودن است.
نیز می‏گویند در فقه اسلامی، برای همه اقشار جامعه، احکام و باید و نبایدهایی هست؛ نیز در کتب حسبه وظایف عاملان جامعه مثل نانوایان،چشم پزشکان، پرستاران، شهرداران مشخص شده است. ابن اخوه (648ـ 729ق) در کتاب معالم القربه همه گروه‏ها از کسبه و مشاغل مختلف را نام برده و برای هر کدام تکالیفی بیان کرده است. اما از معلولین یا مشاغل مرتبط با معلولین مانند پزشکان، پرستاران، سازندگان وسایل کمک حرکتی مثل عصا یا کمک بینایی مثل عینک یاد نشده است.
البته استدلال اینان صحیح و کامل نیست و در پاسخ آنان می‏توان گفت منابع اصیل اسلامی به معلولان، ناشنوایان و نابینایان احترام خاصی قائل است. در مصادر اولیه مثل قرآن و روایات اسلامی، در دفاع از معلولین نکات و رهیافت‏های فراوان یافت می‏شود. سوره «عبس و تولی» اساساً برای دفاع از یک نابینا نازل شد و با شدت خاص از این نابینا دفاع کرده است. آیات فراوانی درباره اعمی، اعرج، اصّم و غیره در قرآن یافت می‏شود. اما مهم‏تر و جالب‏تر اینکه خداوند از پیامبرانی نام می‏برد که آسیب‎های جسمی مثل نابینایی یا فقدان حرکت داشته‎اند. حضرت ایوب بر اساس آیات قرآن مبتلا به ضُرّ و نُصب بوده است. بر اساس آیات قرآن حضرت ایوب ضُرّ و نُصب داشته و مفسرین این واژگان را به فلج، سوء حال، جسم‏پریشی، معلولیت و امراض خاص تفسیر کرده‏اند. خلاصه اینکه ایوب با اینکه از انبیاء عظیم القدر بوده و خداوند از او با احترام فراوان یاد کرده ولی در عین حال معلولیت هم داشته است. به عبارت دیگر معلولیت مانع از پیامبری نیست؛ معلولیت متضاد با عبودیت و شکر خداوند نیست؛ بلکه معلولیت یک ویژگی جسمی مثل رنگ پوست یا شکل و قیافه آدمی است. معلولیت نوعی بیماری مثل دیگر بیماری‏ها چون سرماخوردگی است. قرآن سرگذشت ایوب را نقل کرده، تا عبرت و پند برای مردم و به ویژه معلولین باشد؛ زیرا پس از بیان سرگذشت حضرت در سوره ص می‏فرماید: ذکری لاولی الالباب یعنی این گزارش تاریخی تذکری برای خردمندان است تا پند و عبرت گیرند. (سوره ص، آیه 43).
از این‌رو سرگذشت حضرت ایوب بر اساس آیات و روایات و نیز تفاسیر، در این نوشتار بازخوانی شده است؛ به این امید که سرمشق و عبرتی برای معلولین باشد. مؤلف محترم خانم صفی‏زاده در ایام کودکی در یکی از روستاهای کرمانشاه روی مین رفته و یک پای خود را از دست داده است. ولی به دلیل اراده قوی و پشتکار و خلاقیت توانست موفقیت‏هایی به دست آورد و هم‏اکنون مراحل آخر تحصیل رشته پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می‏گذراند. و ان‏شاء‏اللّه جزء پزشکان حاذق و دلسوز این مرز و بوم خواهد شد.
این کتاب شامل دو بخش است. بخش نخست به قلم خانم صفی‏زاده گزارش تحلیلی از زندگانی و ابتلای ایوب است؛ بخش دوم شامل مجموعه‏ای از اسناد و متون است که با هدف آسان نمودن پژوهش درباره حضرت ایوب تهیه شده است. خانم صفی‏زاده توسط حجةالاسلام دکتر محمد نصر، به ما معرفی شد تا پایان‏نامه تحقیقاتی‏اش درباره حضرت ایوب را منتشر کنیم.اما این پایان‏نامه به دلیل حساسیت موضوعش چند بار بررسی شد و نهایتاً توسط قرآن پژوه به نام حجة الاسلام و المسلمین محمدعلی کوشا بررسی و نظارت گردید. بالاخره سرانجام به شکل کنونی منتشر گردید.
نیز پرونده علمی و کتابشناسی پایانی توسط پژوهشگر ارجمند جناب آقای اباذر نصراصفهانی آماده شده است.
ضمن تشکر از مؤلف محترم، خانم خدیجه صفی‏زاده، برای ایشان آرزوی سلامتی و پیشرفت می‏نماییم. همچنین از دیگر کسانی که در این اثر دفتر فرهنگ معلولین را یاری رساندند، کمال تشکر را داریم. در پایان از همۀ کسانی که کتاب، مقاله و پژوهش درباره معلولین و موضوعات معلولیتی دارند، این دفتر از آثارشان استقبال می‏نماید و به چاپ و انتشار آنها مبادرت می‏ورزد.
(محمد نوری)

مقدمه
حقیقت این است که قشری از جامعه را در سراسر دنیا معلولین تشکیل می دهند و متأسفانه بعضی از معلولین به دلیل عدم سازگاری با حقایق و وقایع و فقدان روحیه مناسب برای حلّ مشکلات ناشی از معلولیت به انواع بیماری‌های روحی و روانی دچار شده و حتی عده ای اقدام به خودکشی می نمایند. به نظر می‎رسد این معضل محصول کم کاری جامعه و حتی خود افراد معلول است. این روزها در کتابخانه ها، خیابان‏ها، فروشگاه‏ها، شرکت‏ها، بیمارستان‏ها، ستادهای راهنمایی و رانندگی و تقریباً در همه مکان‏های عمومی، خدمات به معلولین و اهتمام به امور آنها کاملاً مشهود است؛ برای عبور و مرور این افراد مناسب‌سازی شده است. اما این تأسیسات مربوط به زندگی مادی و رفاه و آسایش جسمی آنهاست. در حالی که بر هیچ شخصی مستور نیست که روح و ذهن آدمی، مخصوصاً معلولین، نسبت به جسم آنها، بسیار مهم‏تر، پیچیده ‏تر و حساس‏تر است و باید بیش از اینکه به فکر آرامش جسمی معلولین باشند، به فکر آرامش روانی ـ فکری آنها باشند. البته این بدان معنا نیست که بعد جسمانی مهم نبوده و کارهای تأسیساتی انجام شده لازم نیستند؛ بلکه منظور این است که در کنار رفاه جسمی معلول، آرامش روح و شکوفایی استعدادهای آنها نیز اهمیت دارد. لازم است مسئولین جامعه، حداقل افراد الگوی این قشر، شیوه زندگی آنها و نحوه کنار آمدنشان با معلولیت را به جامعه بشناسانند. که هم درسی باشد برای معلولین و هم برای سایر اقشار که دچار افسردگی، خودباختگی و دل مردگی نشوند و جوانه امید در دلهایشان بروید. شاید از این طریق یا طرق دیگر به معلولین کمک شود تا بتوانند از سلامت و صلابت روحی برخوردار شوند. چه بسا بسیاری از این افراد هستند که به رغم کمبودها، اما با تلاش و درایت خودشان، نمونۀ ایمان، اخلاق، عقیده و روحیه شده‏اند و راه خود را به سمت کمال یافته¬اند.
متأسفانه فرهنگ‌سازی برای معلولین جدی گرفته نمی‏شود؛ البته همه از اهمیت فرهنگ‌سازی و ضرورت آن می‏گویند ولی مدیران ارشد در سازمان مختلف اقدام عملی به کار نگرفته‌اند. یک بخش مهم فرهنگ‌سازی، الگو پردازی است. اگر الگو برای آحاد جامعه یک ضرورت است، برای معلولان، ضرورت مضاعف است.
از آنجا که من خود معلول هستم، علاقه‌مندم که معلولین اسوه و نگاه آنها به دنیا را بشناسم، و چه الگویی بهتر و کامل‌تر از پیامبر خدا! از این‎رو بر آن شدم که سبک زندگی حضرت ایوب را در دوره بیماری‌اش بشناسم و با اطمینان از اینکه ایوب نبی(ع) راه صحیح را طی کرده ¬است، این شناخت را پله ای برای صعود به سمت کمال قرار دهم.
داستان حضرت ایوب در کتاب‌هایی چون قصص‌الانبیاء، تاریخ انبیاء و تفاسیر قرآن کریم و منابع مختلف دیگر آمده -است. اما تلاش کرده¬ام بر بعد معنوی زندگی ایشان در دوران بیماری و گرفتاری‌ آن حضرت تمرکز کنم.
طبق آنچه در روایات آمده است، ایوب از نوادگان حضرت اسحاق و نوه ابراهیم بود. مادرش دختر حضرت لوط بود و همسرش رحیمه دختر افرایم فرزند یوسف فرزند یعقوب بود.
حضرت ایوب مردی خوش سیما، خوشخو، پرهیزگار، نیکوکار، مهربان و بخشنده بود. خداوند او را به پیامبری برگزید و به وی دارایی و فرزندان بسیار عطا کرد. او مردم را به سوی خداوند فرا خواند ولی تنها چند نفر به او ایمان آوردند. در تورات هم این توصیفات برای حضرت ذکر شده است اما از حضرت به عنوان پیامبر یاد نکرده است.
اما قرآن کریم از ایوب با عنوان نبی نام برده و چهار بار در سوره ‏های نساء، انعام، انبیاء و ص از او یاد شده است. خلاصه این آیات چنین است:
ایوب از نسل ابراهیم بود (سوره انعام/ آیه84). او از انبیاء بود و بر او وحی نازل می‎شد (سوره نساء/ آیه 163). از او با اوصافی چون هدایت یافته الهی، برتری یافته بر جهانیان، نیکوکار و شایسته (انعام/ 84-87)، صبور، بنده‌ای نیک و اهل بازگشت به خدا، یاد شده است (سورۀ ص/آیه 44). ایوب از کسانی بود که خداوند به آنها کتاب، داوری و نبوّت داده است و به پیامبر اسلام می‌فرماید: از هدایت آنها پیروی کن (سوره انعام/ آیات89-90). ایوب دچار نوعی گرفتاری شد. آنگاه دعا کرد که پروردگارا، به من گرفتاری رسیده و تو مهربان‏ترین مهربانانی (سوره انبیاء/ آیه 83). شیطان مرا به رنج و عذاب مبتلا کرده است (سوره ص/ آیه41). پروردگار دعای او را اجابت کرد (سوره انبیاء آیه 84) و به او گفت: پای خود را بر زمین بکوب. شستنگاهی سرد و نوشین پدیدار گشت (سوره ص/ آیه42). خداوند او را شفا بخشید و از روی رحمت خویش و پند آموختن به عبادت کنندگان و خردمندان، خانواده و کسانِ او را با مثلِ آنان، به او باز گردانید (سورۀ انبیاء/ آیه84، سوره ص/ آیه43). (ایوب سوگندی یاد کرده بود)، خداوند به او فرمود: دسته‎ای گیاه بردار و او (همسرت) را، تنبیه کن و سوگند خود را نشکن (سوره ص/ آیه44).
در تفسیر آیه ‏های 41 سوره ص و 83 سوره انبیاء، بیماری حضرت به تفصیل شرح داده شده است. من نکات مربوطه را از این تفاسیر استخراج کرده و پاسخ پرسش‌های زیر را بیان کرده‏ ام:
1. آسیب‎ها و مشکلات جسمی حضرت ایوب(ع) چه بودند؟
2. شیطان در گرفتاری‏های حضرت ایوب(ع) چه نقشی داشت؟
3. واکنش حضرت ایوب(ع) در برابر بیماری‌اش چه بود؟
4. حضرت ایوب چگونه به اجابت و شفا رسید؟
5. چاره گزینی حضرت ایوب در رابطه با عهدی که در مورد همسر خود بسته بودند چه بود؟
6ـ بالاخره از سرگذشت حضرت ایوب چه درس‏ها و عبرت‏ها می‏توان گرفت؟
با تشکر از دفتر فرهنگ معلولین که در آماده‌سازی، ویرایش و انتشار این پژوهش یاری کردند. و در واقع مطالعات مرا در اختیار عموم قرار دادند تا همگان از این طریق بتوانند از سرنوشت حضرت ایوب پند و عبرت بگیرند.
(خدیجه صفی زاده)
—» دانلود متن کامل کتاب(pdf)  ؛  html

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *