سمیه و زینب راجی

print

سمیه-زینب-راجی

سمیه و زینب، دو خواهر معلولی که در یکی از روستاهای ابرکوه زندگی می کنند، با وجود معلولیت شدید به گونه‌ای هنرمندانه به خلق آثار هنری پرداخته‌اند که باور معلولیت با مشاهده آثار آنها دشوار است.
بسیاری از ما وقتی با افرادی که با وجود محدودیت های فراوان در اوج امید زندگی می کنند و اطرافیان را نیز به سمت امیدواری سوق می دهند، روبرو می شویم از خودم خجالت می کشیم که با وجود سلامت کامل، از همه توان خود برای رسیدن به قله های موفقیت استفاده نمی کنیم و ناشکری لق لقه زبانمان شده است.
معلولیت، قصه پر غصه ای است که تنها کسانی با آن آشنایی دارند که خود یا عضوی از خانواده آنها معلول باشد. در این میان جمعی از معلولان با این مشکلات کنار آمده اند و افرادی درس آموز برای دیگران شده اند. تعداد این عده که توانمندی را به معلولیت گره زده اند در جامعه کم نیست و بسیاری از آنها قادرند با اندک یاری از سوی کسانی که باید یاری رسان آنها باشند و حداقل با اجرای قانون جامع معلولین، زندگی خود را اداره کنند و حتی دیگران را از کار خود منتفع کنند.  متأسفانه ندیدن این افراد در جامعه و تأمین حداقل نیازهای آنها دیگر معلولین را به سمت و سوی کار آفرینی سوق نمی دهد و تلاش های مسئولان محلی نیز که سوژه های این گزارش ما قدردانی خود را از آنان اعلام می کنند نیز نمی تواند حلال بسیاری از این مشکلات هر چند ناچیز باشند. نمونه این مشکلات در اختیار نداشتن یک ویلچر برقی برای معلولی هنرمند است که قادر نیست تا درب خانه هم تردد کند. داشتن عینکی که یاریگر او در ادامه کار مورد علاقه اش باشد و قیمت چندانی نیز ندارد ولی خانواده نمی توانند به واسطه مشکلات مالی به تهیه آن اقدام کنند نیز برخی از این مشکلات است.

خواهرانی که معلولیت را به حاشیه رانده اند
خانواده راجی، خانواده ای است که دو دختر معلول اما هنرمند دارند اما با هنر و همت خود، معلولیت را ندیده گرفته اند و در بین خانواده، اقوام و آشنایان محبوب شده اند و همه منتظرند که فعالیت های هنری آنها را هر چند با قیمت هایی و در وسع خود، خریداری کنند.
آنان نیز دلخوش به این هستند که می توانند با وجه فروش کار خود که اغلب اوقات تنها وجه مواد اولیه آن اثر است، برای خلق اثری دیگر به خریداری وسایل مورد نیاز بپردازند.
سمیه راجی که 24 سال دارد و از ناحیه دو دست و دو پا و همچنین چشم دچار معلولیت است در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: از بچگی استعداد نقاشی داشتم و بدون هیچ کلاسی شروع به نقاشی کردم. حدود هشت سال است که بر روی بوم نقاشی رنگ و روغن کار می کنم و در اکثر خانه های آشنایان می توانید آثار مرا ببینید.

نگاه به معلولان تغییر پیدا کند
وی می گوید: بسیار علاقمند تحصیل بودم ولی به دلیل آنکه نمی توانستم برای ادامه تحصیل به مرکز دهستان بروم، بعد از اخذ پایان دوره راهنمایی، تحصیل را رها کردم.

از آثار نقاشی سمیه راجی
سمیه بزرگترین مشکل معلولان را نوع نگاه مردم به معلولان می داند البته این را هم ذکر می کند که وقتی سال پیش در جشنواره روستایی آثار خود و خواهرش ارائه شده و مورد تشویق قرار گرفته است، نگاه مردم به آنها بسیار عوض شده و به همین دلیل بسیار مشتاق حضور در نمایشگاه ها هستند اما با توجه به اینکه خانواده توان تأمین ابزار کار را برای آنها ندارند، نمی توانند به تولید انبوه کار بپردازند و ناگزیر از فروش تابلوهای خود برای خرید لوازم هستیم.
سمیه با پدر و مادر و مادربزرگ خود زندگی می کند و پنج خواهر دارد و خانواده نیز برای او و دیگر خواهرش که با وجود معلولیت به کار در خانه روی آورده اند، احترام بسیاری قائل هستند. سمیه به درخواست ما به بیان برخی از مشکلات خود نیز پرداخت.
وی اظهار داشت: چشمانم دچار انحراف است و قرنیه چشمم در حال خشک شدن است و به توصیه پزشکان دیگر نباید به نقاشی بپردازم و تنها راه حل این مشکل، خرید عینکی خاص است که با وجودی که فقط چند میلیون هزینه دارد، خانواده در خرید آن به واسطه مشکلات مالی ناتوان هستند ضمن اینکه هر ماه باید باید هزینه های خرید داروهای چشم پزشکی را نیز بپردازیم.
سمیه اضافه می کند: مفاصل زانوهایم به صورت مادرزادی خشک شده است و خم نمی شود و دستهایم نیز محدودیت حرکت دارند و نمی توانم انگشتان دست خود را نیز صاف کنم به همین دلیل قادر به انجام کارهای روزمره بدون کمک خانواده نیستم.
او می گوید: اگر زیاده خواهی نباشد نیاز به ویلچری برقی دارم که بتوانم حداقل تا درب خانه حرکت کنم و با دوستانم ارتباط برقرار کنم زیرا مادرم نیز که مرا یاری می دهد خود دچار دیسک کمر است و نمی توانم همیشه از او توقع کمک داشته باشم.

بزرگترین آرزویم ظهور امام زمان است
سمیه اظهار می کند: بزرگترین آرزویم ظهور امام زمان(عج) است و با امید به این واقعه بزرگ می خواهم به معلولیت فکر نکنم. او با خوشحالی بیان می کند: تابلویی را به موزه امام رضا(ع) هدیه کرده ام و دو تابلو هم برای خیریه و همچنین حسینیه محله نقاشی کرده ام. سمیه آرزوهای دیگری هم دارد که برآورده کردن آنها چندان مشکل نیست: دوست دارم نقاشی چهره کار کنم ولی استادی که بتواند در روستا یاری رسان من باشد، وجود ندارد و قادر نیستم برای آموزش به مرکز شهرستان ابرکوه سفر کنم. او سه بار به همراه خانواده به مشهد مقدس سفر کرده است و حالا آرزوی رفتن به جمکران دارد.
خواهر سمیه، زینب 22 ساله است که مانند او از ناحیه دست و پا مشکل دارد ولی به سختی راه می رود. هر دو خواهر با همدیگر اخت هستند و به همدیگر کمک می کنند.

به معلولان روستایی توجه ویژه شود
زینب با دستانی که به سختی قادر به نگهداری ابزار است و بدون دیدن هر آموزشی، معرق کار می کند و تابلوهای او در کنار نقاشی های خواهرش، خودنمایی می کند. وی همچنین شاعر است و بزرگترین آرزوی او هم چاپ کتاب شعر است. او علاقمند موسیقی و خطاطی نیز هست ولی به دلیل اینکه استادی در روستا ندارد از این علاقه ها جا مانده است و برای رفتن به انجمن شعر ابرکوه نیز به واسطه معلولیت دچار مشکل است. می گوید: از مسئولان می خواهم به معلولانی که در روستاها زندگی می کنند بیشتر رسیدگی کنند زیرا در این جا معلولی مانند من حتی برای خرید کفشی که خاص پایم باشد، با مشکل روبرو است. مادر خواهران راجی نیز به خبرنگار مهر گفت: اوایل از اینکه دارای فرزندانی معلول هستم، ناراحت بودم ولی از وقتی به برخی آسایشگاه ها سر زده ام و معلولیت بیشتری را در افراد دیده ام، کمتر به مشکلات خودم فکر می کنم و هنرمندی فرزندانم نیز که آنها را در بین اقوام زبانزد کرده، مرا بیشتر شکرگزار کرده است.  خانم رستمی البته این مطلب را هم اضافه می کند: تنها ناراحتی خانواده این است که نمی توانند تمام خواسته های آنان را که بیشتر درمانی است اجابت کنند.
بدرقه ما از خانواده این دو خواهر هنرمند، دعای فرجی از زبان زینب راجی است.

“شب و روز گل نرگس را صدا کن
بخوان امن یجیب او را دعا کن
فرج خوان و دعای ندبه و عهد
ظهورش را تمنا از خدا کن
بخوان از حاجت قلب های عاشق
که یارب حاجت عالم روا کن
بخوان از انتظار چشم گریان
زتعجیل در فرج هردم دعا کن
بخوان از درد بی درمان هر دل
خدایا درد بی درمان دوا کن”
یاری گر روزهای سخت یکدیگر باشیم

گزارش و عکس: رحیم میرعظیم –  منبع: خبرگزاری مهر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *