رويكرد اسلام به ناتواني به عنوان مبناي ارائه خدمات به افراد ناتوان

مصطفي علامي (كارشناس توانبخشي iranassistive@gmail.com)؛
مريم بهاري (كارشناس ارشد عرفان اسلامي)
ارائه شده در همايش ملي مناسب سازي محيط شهري (تهران، پژوهشكده مهندسي و علوم پزشكي جانبازان، ۱۳۸۵)

چکیده:
بنابر تعاريف مرسوم، ناتواني به وجود محدوديت يا فقدان در انجام يك فعاليت به روش يا در دامنه اي كه براي انسان هنجار تلقي مي شود، اطلاق مي گردد. ناتواني مفهومي نسبي است و نتيجه رابطه پيچيده بين شرايط سلامت فرد و عوامل زمينه اي مي باشد. نظام هاي اجتماعي و فرهنگي هر جامعه از جمله تعيين كننده ترين عوامل زمينه اي است كه فرد ناتوان در آن زندگي مي كند. با توجه به اينكه دين مبين اسلام در جوامع اسلامي، مهمترين نقش را در شكل گيري نظامهاي اجتماعي و فرهنگي آن جوامع ايفا مي نمايد، آگاهي نسبت به رويكرد اسلام به پديده ناتواني مي تواند ضمن زدودن برخي تصورات نادرست، تأثير به سزايي در بهبود نگرش افراد ناتوان نسبت به خود و جامعه نسبت به آنها داشته باشد و به عنوان يك مبنا در تقاضا و عرضه خدمات ويژه چون مناسب سازي محيط، به آنان قرار گيرد.
در اين مقاله جهت شفاف شدن ديدگاه اسلام نسبت به ناتواني، ابعاد ذيل مبتني بر منابع اسلامي – قرآن و احاديث – مورد بررسي قرار مي گيرد.
– مفهوم ناتواني در قرآن
– مسئوليت امت و حكومت اسلامي در قبال افراد ناتوان

كليد واژگان: اسلام، ناتواني، خدمات به افراد ناتوان

مقدمه:
مفهوم ناتوانی و تاثیر مذهب در آن
ناتوانی به وجود محدودیت یا فقدان در انجام یک فعالیت به روش یا در دامنه ای که برای انسان هنجار تلقی می شود، اطلاق می گردد. ناتوانی نتیجه و پیامد نقص ( هرگونه فقدان یا ناهنجاری در زمینه جسمانی- روانی- عملکردی یا آناتومی انسان). در فرد است و یک مفهوم نسبی تلقی می شود زیرا در پاره ای موارد، علیرغم نقص نسبتا شدید، ممکن است ناتوانی به صورت خفیف خودنمایی کند. گاهی تفکر و نگرش در مورد نقص، بیش از خود نقص می تواند فعالیتهای طبیعی را محدود کند. میزان نگرانی، ترس و سایر عکس العملهای روحی و روانی نیز می تواند در افرادی که نقص مشابه دارند، سطوح مختلفی از ناتوانی ایجاد کند. پیامد نقص و ناتوانی، معلولیت است که عبارت از محرومیت و وضعیت نامناسب یک فرد است و مانع از انجام نقشی می شود که برای فرد، با توجه به شرایط سنی، جنسی، اجتماعی و فرهنگی، هنجار تلقی می گردد. در تعاریف جدید جهت پرهیز از بار منفی موجود در کلمات ناتوانی و معلولیت به ترتیب از واژه های “محدودیت های فعالیت” و “محدودیت های مشارکت” استفاده می شود. محدودیت مشارکت، دارای بار ارزشی است که با هنجارهای فرهنگی ارتباط پیدا می کند. به این معنی که ممکن است فردی در یک منطقه یا کشور محروم تلقی شود و در شرایط یا منطقه دیگر، چنین نگرشی وجود نداشته باشد. در واقع، مشارکت معیاری است برای مقایسه بین فرد معلول و افراد عادی از جهت میزان شرکت در فعالیتهای اجتماعی.
معلولیت ناشی از یک رابطه متقابل بین وضعیت جسمانی فرد و شرایط زمینه ساز (محیطی و فردی) است. بین این عوامل تعاملی و پویا وجود دارد و مداخله در یک زمینه می تواند در سایر عوامل مربوطه اثر بگذارد.

عوامل زمینه ای، عواملی می باشند که در ترکیب با یکدیگر متن کامل زندگی فرد را تشکیل می دهد و بر دو دسته اند: محیطی و فردی. عوامل محیطی، شامل تمام جنبه های دنیای بیرونی یا خارجی که متن زندگی فرد را شکل می دهند، می باشند و شامل فضای فیزیکی و ویژگی های آن، دنیای فیزیکی ساخت بشر، سایر افراد با روابط، نقش ها و ارزشها، ساختارها و خدمات اجتماعی، راهکارها، قوانین و حقوق مختلف می باشند. عوامل فردی، عوامل زمینه ای چون سن، جنسیت، پایگاه اجتماعی، تجربه های زندگی می باشند که مرتبط با فرد می باشند.
در طبقه بندی بین المللی عملکرد، ناتوانی و سلامت (ICF) در بخش “فعالیت ها و مشارکت” فصل “زندگی در جامعه، زندگی اجتماعی و مدنی” مذهب و روحانیت مورد توجه قرار گرفته است که شامل حضور در فعالیت های مذهبی یا روحانی،سازمان ها واقدامات برای تکامل فردی، یافتن معنویت، ارزش مذهبی یا روحانی و برقراری ارتباط با نیروهای معنوی، نظیر حضور در کلیسا، معبد، مسجود و کنیسه، انجام نمایش یا سرود خوانی با اهداف مذهبی و تفکر روحانی می باشد. همچنین در بخش “عوامل محیطی” مذهب تحت عناوین “محصولات و فناوری برای اعمال مذهبی و روانی” شامل محصولات و فناوری عمومی و کمکی برای اعمال مذهبی یا روحانی و در فصل نگرشها به مفهوم یکی از عوامل شکل گیری آنها، اشاره شده است. با توجه به پیچیدگی عوامل فردی، در این طبقه بندی به آن پرداخته نشده است.
دیوید ماکارو، وابستگی های مذهبی را یکی از انگیزه های مهم در تداوم و پیدایش رفاه اجتماعی دانسته است. وی می گوید: “یکی از محرکهای اولیه رفاه اجتماعی، توصیه های مذاهب در رابطه با نیکوکاری و انسان دوستی است. تقریبا تمام مذاهب، پیروان خود را به اقدامات خیرخواهانه، تشویق می کنند.”
بطور خلاصه می توان گفت مذهب به عنوان یک عامل محیطی موثر در تعیین نگرش جامعه انسانی پیرامون فرد ناتوان و از سویی دیگر به عنوان یک عامل فردی در تعریف نگرش فرد، تاثیر مستقیمی در تجربه فرد از ناتوانی خویش دارد. این عامل به ویژه در جوامع مذهبی که دین بر نظامهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز تاثیر مستقیم دارد بازتابی چند برابر خواهد داشت.

روش کار:
این مطالعه، از نوع مطالعه نظری است که در آن ابتدا با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی، کارهای مشابه انجام شده مورد بررسی قرار گرفت. سپس مشابه با متدلوژی Maysaa S. Bazna,& Tarek A. Hatab.، مرتبط ترین کلمات قرآن کریم با مفهوم ” ناتوانی” گزینش شدند. با استفاده از کتاب المعجم المفهرس، کلیه آیات قرآن کریم را که کلمات مذکور یا مشتقات آنها به کار رفته بودند، معین گردیدند. معنای این کلمات با استفاده از تفاسیر و ترجمه قرآن مورد بررسی قرار گرفتند و یافته های حاصله پس از طبقه بندی تجزیه و تحلیل شدند.
در جستجوی منابع به زبان فارسی، پژوهشی یافت نگردید ولی مقالات متعددی که تاثیر مذهب بر ناتوانی را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داده بودند، به زبا ن انگلیسی یافت شد که غالبا دین مسیحیت را به عنوان مذهب مورد بررسی قرار داده بودند.

یافته ها:
جهان اسلام و ناتوانی
جهان اسلام با جمعیتی بالغ بر ۳/۱ بیلیون نفر، حدود ۲۰ درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهد. ۱/۶۹ درصد از مسلمانان در آسیا، ۴/۲۷ درصد در آفریقا، ۸/۲ درصد در اروپا ۵/۰ درصد در آمریکاری شمالی و ۱/۰ درصد در آمریکای لاتین زندگی می کنند. کشورهای اندونزی، پاکستان، بنگلادش، هندوستان، ترکیه، ایران، مصر و نیجریه بیشترین جمعیت مسلمانان را دارند و فقط ۱۸ درصد از مسلمانان در کشورهای عرب زندگی می کنند.(شكل ۲و۳)
جهان اسلام شامل ۵۶ کشور است که دو سوم یا سه چهارم منابع معدنی و نفتی جهان را در اختیار دارند ولی با این وجود تولید ناخالص داخلی کل جهان اسلام ۰۵/۱ تریلیون دلار است که این کمیت در آمریکا ۱۴ تریلیون دلار، در فرانسه ۵/۱ تریلیون دلار و در آلمان ۲ تریلیون دلار است. درآمد سرانه در پنجاه کشور از ۵۶ کشور اسلامی کمتر از ۵۰۰۰ دلار و در ۴۵ درصد آنها کمتر از ۱۰۰۰ دلار است. بیش از ۸۰۰ میلیون نفر از ۳/۱ بیلیون نفر مسلمان، بی سواد هستند. تعداد کل دانشگاه های جهان اسلام، حدود ۶۰۰ دانشگاه است در حالیکه فقط در کشور ژاپن ۱۰۰۰ دانشگاه، در آمریکا ۵۷۵۸ دانشگاع و در کشور هند در همسایگی جهان اسلام، ۸۴۰۷ دانشگاه وجود دارد. در کل جهان اسلام، بیش از ۳۰۰۰۰۰ دانشمند وجود ندارد و در حالیکه در کشور آمریکا ۱/۱ میلیون نفر و در ژاپن ۷۰۰۰۰۰ نفر دانشمند وجود دارد.

ارتباط بین شرایط اقتصادی اجتماعی و ناتوانی می تواند از دو دیدگاه متفاوت مورد بحث قرار گیرد:
نخست از دیدگاه اندازه گیری میزان تاثیر شرایط اقتصادی اجتماعی برروی احتمال ناتوانی. در اینگونه تجزیه وتحلیل، تاکید بر این است که، شرایط اقتصادی اجتماعی چگونه در ناتوان شدن یک شخص تاثیر دارند، و یا حتی می توانند علت آن باشند. دوم، اندازه گیری احتمال بروز محرومیت اقتصادی و اجتماعی برای افراد ناتوان، به دلیل ناتوانیشان، بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی اجتماعی که این افراد قبل از ناتوان شدن داشته اند.
به طور خلاصه با توجه به ارتباط مستقیم و متقابل ناتوانی با وضعیت اقتصادی و اجتماعی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی ضعیف جهان اسلام می توان نتیجه گرفت جمعیت افراد ناتوان در کشورهای اسلامی رو به افزایش است و مسلمانان ناتوان، محرومیت بیشتری را نسبت به ناتوانان کشورهای توسعه یافته تحمل می کنند.

رویکرد اسلام به ناتوانی
نگاه اسلام به ناتوانی متاثر از مفهوم تکامل از منظر اسلام است. انسان با توجه به عوامل محدود کننده بیولوژیک، نمی تواند به کمال مطلق برسد و کمال مطلق صرفا از ذات باریتعالی است. کمال برای انسان در جایی است که یک فرد بعد از آنکه تمام هست، می تواند درجه بالاتری هم داشته باشد و از آن درجه ی بالاتر، درجه بالاتری هم می تواند داشته باشد. به عبارت دیگر کمال را در جهت عمودی بیان می کنند و مفهومی نسبی است به این معنی است به این معنی که وقتی می گویند: “علم کسی کامل شده است” یعنی قبلا هم علم داشت و از آن استفاده می کرد ولی اکنون علمش یک درجه کمالی را پیموده است. برخی از انسانها از نظر جسمی سالم و برخی مبتلا به نقض و ناتوانی چون نابینایی، ناشنوایی و یا فلجی می باشند. این نقصها و ناتوانیها به شخص انسان ارتباط دارند و تاثیر در فضیلت و شخصیت و انسانیت فرد ندارند. به عبارتی دیگر انسان “شخصی” دارد و ” شخصیتی”. در اسلام ذات اصلی همه انسانها خوب است و جمله انسانها پاک آفریده می شوند. در قرآن آمده است: “هر آینه ما انسان را در”مقام ” احسن تقویم “نیکوترین مراتب صورت وجود آفریدیم ” (۹۵:۴۰) و در ادامه می گوید: “سپس ” به کیفر کفر و گناهش” به اسفل سافلین “جهنم و پست ترین رتبه امکان” برگردانیدیم مگر آنانکه به خدا ایمان آورده نیکوکار شدند.” (۵-۶: ۹۵).
بنابراین آیات شر و بدی در اسلام ذاتی نیست و هر انسانی می تواند در جهت مثبت تکامل یابد. نگرش اسلام در خصوص همه انسانها از این آیه فهمیده می شود:”ای مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرقه های مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید و ” بدانید که اصل و نسب مایه افتخار نیست، بلکه” بزرگوارترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند و خدا ” بر نیک و بد مردم” کاملا آگاه است” (۴۹:۱۳).
تعلق همه به یک خانواده و یک پدر و مادر به این معنا دلالت دارد که این برابری در ریشه بیولوژیک، دلیل بر برابری مقام انسانی در همه می باشد. بر طبق این آیه، شریفترین انسانها در منظر خداوند، پرهیزکارترین انهاست و خدانود ارزش یک انسان را نه به اتکائ ویژگی های فیزیکی یا موفقیت های مادی بلکه براساس کمال معنوی و تعالی اخلاقی می سنجد. واقعه زیر در صدر اسلام گویای این حقیقت می باشد.
سران قريش، حرفهاي پيشين خود را تکرار کردند و از پيامبر می خواستند از دعوتش دست بردارد و به دو دستگي ميان مردم مکه پايان دهد. پيامبر نيز از فرصت پيش آمده استفاده می کرد و به بيان ديدگاههاي خود پرداخت و آنان را به توحيد و ترک بت پرستي دعوت می کرد. پيامبر گرم صحبت کردن بود که فردي نابينا و ظاهراً فقير که بعدها معلوم شد «عبدالله بن ام مکتوم» است. عصا زنان با گامهاي کوتاه و لرزان ، هر لحظه به پيامبر نزديک مي شد. او بي توجه به سخنان پيامبر و مخاطبان او، وارد مجلس شد و بي درنگ از پيامبر خواست آيه هايي از قرآن را براي او بخواند و به او بياموزد. او آرام نمي گرفت و پيوسته به سخن خود ادامه مي داد، خواسته اش را تکرار و مرتب کلام پيامبر را قطع مي کرد. حضرت نيز سخنان خود را خطاب به کافران ادامه مي داد. پيامبر مي دانست که هدايت سران کفر از هر چيز ديگر مهمتر است ؛ زيرا اگر آنان ايمان بياورند و اسلام را بپذيرند، موانع از ميان مي رود و گروههاي ديگر نيز به اسلام رو مي آورند و چنين پيشرفتي به سود اسلام خواهد بود. پس توجهي به ابن ام مکتوم نکرد؛ چون روزهاي بعد نيز مي توانست او را به ملاقات بپذيرد. ولي ابن مکتوم دست بردار نبود و حضرت را رها نمي کرد. پيامبر از اين همه پافشاري ناراحت شد و آثار ناخشنودي در چهره مبارکش نمايان گشت و در دل گفت: سران عرب که اين جا نشسته اند، حتماً پيش خود مي گويند، پيروان محمد هم نابينا و بردگانند و به سخن با آن گروه ادامه داد. در اين هنگام ، آيه هاي زير نازل شد و پيامبر را نسبت به برخي مسايل آگاه کرد. ترجمه آيه هاي ۱ تا ۱۱ سوره عبس، پيامبر را در برخورد با مرد نابينا مورد خطاب قرار مي دهد: چهره درهم کشيد و روي گردانيد که ﴿۱﴾ آن مرد نابينا پيش او آمد ﴿۲﴾ و توچه داني، شايد او به پاکي گرايد ﴿۳ ﴾ يا پند پذيرد و اندرز سودش دهد ﴿۴﴾ ولي آن کس که خود را بي نياز مي پندارد ﴿۵﴾ تو بدو مي پردازي ﴿۶ ﴾با آنکه اگر پاک نگردد بر تو [مسئوليتي] نيست﴿۷﴾ ولي آن کس که شتابان پيش تو آمد﴿۸﴾ در حالي که [از خدا] مي ترسيد﴿۹﴾ تو از او به ديگران مي پردازي. ﴿۱۰﴾ زنهار [چنين مکن] اين [آيه ها] پندي است. ﴿۱۱﴾.
این آیات بر این معنا دلالت دارند که با افراد ناتوان می باید مانند افراد سالم، با احترام کامل رفتار شود. با دقت در زمان وقوع این اتفاق در یکی از اولین مراحل دعوت و ماموریت پیامبر و اشتیاق پیامبر برای به دست آوردن پیروان سالم و قوی از جامعه در می یابیم که ارزش یک جوینده حق با اخلاص حتی اگر ضعیف یا ناتوان باشد بیشتر از فرد غافل از حق، هرچند سالم و قوی است. بعبارتی دیگر شایستگی واقعی افراد متکی به درجه ای است که انها دنبال حقیقت می باشند. در ادامه به کاربرد کلمات مرتبط با مفهوم ناتوانی در قرآن کریم پرداخته می شود.
در قرآن کریم واژه اعمی (نابینا) و سایر مشتقات آن، ۳۲ بار تکرار شده است. عربها فعل عمی را به ندیدن یا توانایی نداشتن در دیدن معنی می کنند. فعل مجهول عمی، حداقل در ۹ آیه به معنی عدم توانایی در دیدن راهنمایی معنوی استفاده شده است. فقط ۳ بار کلمه اعمی در قرآن به معنی فردی که بینایی خود را از دست داده است استفاده شده است ( ۸۰:۲، ۴۸:۱۷، ۲۴:۶۱). قرآن کلمه ضریر را برای این افراد به کار نمی برد. در زبان عرب اعمی استفاده های گوناگون دارد که یکی از آنها به معنی کسی است که ار نظر فیزیولوژیک نابینا می باشد ولی کلمه ضریر کاربردهای محدودتری دارد و در معنی اصلی به فرد نابینای فیزیولوژیک باز می گردد. ۲۰ آیه باقی مانده مشتقات عمی، به فقدان بینایی معنوی باز می گردد. قرآن به صراحت بیان می کند: “آیا این کافران در روی زمین به سر نمی برند؟ تا دلهاشان بینش و هوش یابد و گوششان به حقیقت شنوا گردد؟ که این کافران را چشم سر گرچه کور نیست لیکن چشم باطن و دیده دلها کور است.” (۲۲:۴۶)
آیه ذیل در ارتباط با جنگ به دستور خدا به عنوان یک وظیفه برای همه مسلمانان است: برای شخص نابینا و مریض و لنگ در تخلف از جنگ حرج و گناهی نیست و هرکه خدا و رسول او را فرمان برد او را به باغهای بهشتی وارد کند که زیر درختانش نهرها جاری است و هرکه مخالفت کند به عذابی دردناک معذب شود. (۴۸:۱۷).
این آیه به افراد با شرایط فیزیکی خاص اجازه جنگ نکردن را می دهد. هرچند بهتر است در حد توانشان مشارکت نمایند همانطور که در قرآن کریم آمده است: ” برناتوانان و بیماران و فقیران که خرج سفر و نفقه عیال خود را ندارند تکلیف جهاد نیست، هرگاه آنها هم به راه رضای خدا و رسول، خلق را نصیحت و هدایت کنند که بر نیکوکاران از هیچ راه حرج و زحمتی نیست و خدا بر آنان آمرزنده و مهربان است.” (۹:۹۱)
حدیث متواتر زیر در خصوص درک مفهوم مشارکت در حد توان مفید می باشد.
فردی نابینا نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا من کسی را ندارم که مرا به مسجد راهنمایی کند و از پیامبر خواست اجازه دهد که در خانه اش نماز بخواند. پیامبر به او اجازه داد. سپس هنگامی که آن مرد برمی گشت پیامبر او را صدا کرد و پرسید: آیا او صدای اذان را می شنود؟ او گفت: بلی. پیامبر گفت: به آن عمل کن. (مسلم ۳۱۰). معنا و مفهوم ضمنی این دستور پیامبر آن است که با توجه به این که او می تواند صدای اذان را بشنود، باید به اندازه کافی به مسجد نزدیک باشد و در چنین حالتی اجازه نماز خواندن در خانه را ندارد. همه افراد باید تلاش نمایند تا کارها را با نهایت تواناییشان انجام دهند و افراد ناتوان از این قانون مستثنی نیستند.
عبدالله ابن مکتوم از یاران پیامبر و نابینا بود. پیامبر بارها او را به هنگام خروج از مدینه جانشین خود قرار داد با وجود معافیت عبدالله از جنگ او از ماندن در خانه راضی نبود و توانست با اصرار خود در جنگهای متعدد شرکت نماید و در نهایت به شهادت برسد.
کلمه “ابکم” در قرآن ۶ بار تکرار شده است و در زبان عرب به فردی اطلاق می شود که می تواند صحبت کند ولی نمی تواند خوب صحبت کند. به هنگام نزول قرآن به فرد لال مادرزاد اخرس گفته می شد که در قرآن ذکر نشده است. در همه ۶ آیه کلمه ابکم در مورد افرادی که از راه خدا گمراه شده اند به کار رفته است.
واژه صم در زبان عرب معانی متفاوتی دارد که تنها یکی از این معانی به فرد ناشنوا باز می گردد هرچند در زمان نزول قرآن، عرب از واژه اطرش برای فرد ناشنوای فیزیولوژیک استفاده می کرده است که در قرآن وجود ندارد. در مجموع ۱۴ آیه شامل واژه صم و یا مشتقات آن می باشد که با بررسی به عمل آمده مشخص گردید که در هیچ یک از موارد به معنای ناشنوای فیزیولوژیک نمی باشد. “برخی از این منکران چون قرائت قرآن کنی به ظاهر گوش کنند ولی به معنی نمی شنوند آیا تو کران که عقل و ادراکی ندارند چیزی از سخن خدا توانی شنوائید؟”
در دو آیه از قرآن کریم واژه ” اعرج” بکار رفته است. قرآن کریم می فرماید:” بر نابینایان و افراد فلج و بیماران باکی نیست که به جهاد نروند یا تن درستان با آنها معاشر و همسفر شوند. و نیز باکی بر شما نیست که از خانه های خود و پدران خود و مادران خود و برادران و خواهران و عمو و عمه و خالو و خاله خویش غذا تناول کنید. یا آنکه از هر خانه که کلید آن به دست شماست و یا خانه رفیق خود باکی نیست که از مجموع یا هر یک از این خانه ها طعامی خورید و با وجود این دستور باز هرگاه بخواهید به خانه ای از اینها داخل شوید نخست بر خویش سلام کنید که این تحیت و سلام و برکتی نیکو از جانب خداست چنین خدا آیات خود را برای شما روشن می کند باشد که در آنها تعقل کنید.”
در این آیه به فرد فلج در کنار افراد نابینا و بیمار اشاره می کند و هرگونه تصور خرافه ای را که غالبا موجب انزوای آنها از جامعه می شود را می زداید و برخلاف بسیاری از باورهای سنتی امروزه بر مشارکت آنان در جامعه تاکید می کند.
واژه ضعیف در زبان عرب در مقابل قوی بکار می رود و در مورد صفات فیزیکی، ذهنی، معنوی و اخلاقی بکار می رود. در قرآن ۲۲ بار این واژه و مشتقات آن بکار رفته است.
در آیه های ۴:۲۸ و ۸:۶۶ به نظر می رسد نظر را درباره انسانها جهت شفاف کردن مسئولیت آنها در خصوص موضوعات دنیوی و اخروی به صورت کلی بیان می کند.
قرآن می گوید:” خدا آن کسی است که در اول از جسم ضعیف بیافرید آنگاه پس از ضعف و ناتوانی توانا کرد باز از توانایی به ضعف و سستی و پیری برگردانید که او هرچه بخواهد خلق می کند زیرا که خدا به همه امور عالم دانا و به هرچه بخواهد تواناست.”(۳۰:۵۴)
از این آیه می توان نتیجه گرفت که کودکان و سالخوردگان دو گروه از افراد ضعیف می باشند که قرآن به آنها اشاره کرده است. معنی دیگر ضعیف در داستان شعیب آمده است. حضرت شعیب با عدم پذیرش پیامش به صورت متکبرانه و قوی از طرف مردمش مواجه شد. آنها به او گفتند که او را در میان خود ضعیف می بینند. از این داستان می توان نتیجه گرفت که جایگاه اجتماعی پایین به عنوان منبع ضعف در قرآن مورد توجه قرار گرفته است.
مستضعفون افرادی هستند که ضعیف پنداشته می شوند و به همین دلیل مورد ظلم و استثمار قرار می گیرند. قرآن بین ضعفا که ضعیف هستند و مستضعفون که ضعیف پنداشته می شوند تفاوت قائل می شود. در قرآن به کمک و رعایت حقوق این گروه بسیار تاکید شده است و می گوید:”آنان که هنگام مرگ قبض روح ظالم و ستگر بودند فرشتگان از آنها باز پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن سفر کنید؟ ماوای ایشان جهنم است و بازگشت آنها به جایگاه بسیار بدی است. مگر آن گروه از مردان و زنان که به راستی ناتوان بودند که گریز و چاره ای بر آنها نبود و راهی به نجات خود نمی یافتند.”(۹۷-۹۸ :۴)
این آیات دلالت براین معنا دارد که کسی که امکان رهایی از شرایط ظلم را دارد، مستضعف نیست و مستضعف کسی است که چاره ای و راهی برای خلاصی از این شرایط ندارد.
قرآن از تشویق به حفظ حقوق و مقام افراد ضعیف جامعه پر است و در این رابطه می فرماید:” و چرا در راه خدا جهاد نمی کنید؟ در صورتی که جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک شما در مکه اسیر ظلم کفارند؟! آنها دائم می گویند:” بار خدایا مارا از این شهری که مردمش ستمکارند بیرون آور و از جانب خود برای ما بیچارگان نگهدار و یاوری فرست.””
بحث:
با توجه به وضعیت ضعیف اقتصادی و اجتماعی جهان اسلام در حال حاضر تغییرات قابل توجه در شرایط افراد مسلمان مبتلا به ناتوانی، صرفا در صورتی امکان پذیر است که کشورهای اسلامی با اتحاد و اخذ سیاست های درست بتوانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی خویش را بهبود بخشند. چون توزیع ثروت در بین کشورهای اسلامی نیز برابر نمی باشد، عمل به توصیه های قرآن کریم در کمک به مسلمانان کشورهای فقیرتر توسط کشورهای غنی اسلامی ضروری و لازم است.
با توجه به رویکرد اسلام به مفهوم تکامل و رویکرد قرآن به ناتوانی می توان گفت که محدودیتهای افراد ناتوان، ارتباطی با کیفر الهی ندارد و هر کس تا زمانی که در جهت تعالی ذات و صفات، در حد توان خویش تلاش می نماید به صورت بالقوه کامل است به نظر می رسد که قرآن این شرایط، تفاوتها یا محدودیت ها را به عنوان “خنثی اخلاقی” (Morally Neutral) نگریسته است.
یافته های ما نشان می دهد در قرآن، شرایط فیزیکی به عنوان یک بلا یا یک موهبت نگریسته نمی شود و صرفا بخش ساده ای از زندگی فرد می باشد. قرآن هرگونه داغ عجز یا مانعی را از مقابل مشارکت کامل افراد با محدودیت فیزیکی بر می دارد و بنابر این اصل قرآنی که “خداوند کسی را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او” (۲:۲۸۶)، آنان را از انجام دستوراتی که در حد توان آنها نمی باشد رهایی می دهد ولی با این وجود امید برای رسیدن به بالاترین سطح توانایی، هم در بعد معنوی و هم در مادی، را برای همه افراد یکسان می داند.
قرآن بر مفهوم محرومیتی که توسط جامعه بر افرادی که ویژگی های اجتماعی، اقتصادی یا فیزیکی هنجار جامعه را ندارند، تحمیل می شود اشاره می کند و مسئولیت اصلاح و جبران این نابرابری را بر دوش جامعه می گذارد و مسلمانان را به شناخت وضعیت نامناسب محرومین و تلاش در راستای بهبود شرایط و وضعیت آنها تشویق می کند. همچنین اسلام از افراد محروم انتظار دارد تا در جهت ایفای مسئولیت و بهبود وضعیت خویش تلاش نمایند و به صورت آشکار، افراد محروم جامعه را جهت مشارکت کامل در جامعه ذی حق می داند.

نتیجه گیری:
ما دریافتیم که مفهوم ناتوانی به معنی مرسوم آن، در قرآن یافت نمی شود و محدودیت های فعالیت افراد ناتوان تاثیری در تکامل انسانی آنها ندارد. جامعه اسلامی موظف است تا در جهت رفع موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقابل افراد ناتوان بکوشد.
پیشنهاد می شود با توجه به اینکه حتی در کشورهای توسعه یافته مباحث مربوط به ناتوانی و توانبخشی افراد ناتوان جدید است، مراکز تحقیقات اسلامی کشور به تعمق و بررسی هر چه بیشتر مفهوم ناتوانی از دیدگاه اسلام و رویکرد اسلام به افراد ضعیف جامعه بپردازد.

منابع:
۱- قرآن كريم، مترجم: الهي قمشه اي، مهدي. انتشارات سبحان، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۳.
۲- طباطبايي،‌ محمد حسين. تفسيرالميزان.
۳- طبقه بندی بین المللی عملکرد ناتوانی و سلامت ICF، سازمان بهداشت جهانی، مرکز آمار ایران، دفتر انتشارات و اطلاع رسانی، ۱۳۸۴.
۴- مارکارو، دیوید. ترجمه: جغتایی محمدتقی، همتی فریده. رفاه اجتماعی ساختار و عملکرد، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران-ایران. ۱۳۷۸.
۵- ناتوانی: وضعیت، استراتژی های تدابیر، گروه بین الملل امور اقتصادی و اجتماعی، مترجم: صالحی جواد. اتنشارات سازمان بهزیستی کشور، پاییز ۱۳۷۲.
۶- مطهری، مرتضی. انسان و سرنوشت: مقدمه: عظمت و انحطاط مسلمین. انتشارات صدرا، چاپ دهم، پاییز ۱۳۷۰.
۷- مطهری، مرتضی. انسان کامل. انتشارات صدرا، چاپ هفتم، زمستان ۱۳۷۱.
۸- میرخانی، سید مجید. مبانی توانبخشی (۱)، ویراستار: همتی، فریده. انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. چاپ اول، ۱۳۷۸.
۹- عبدالباقي، الشيخ محمد فؤاد. المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم. موقع عالم القرآن الكريم. ۲۰۰۵

۱۰- Legander-Mourcy, B. (2003). How inclusive of the disabled is the Muslim community Retrieved. January 6, 2004, from http://www.nod.org/content.cfm?id=1462.
۱۱- Miles, M. (1995). Disability in an eastern religious context: Historical perspectives. Disability & Society, 10(1), 49-69.
۱۲- Morad, M., Nasri, Y., & Merrick, J. (2001). Islam and the person with intellectual disability. In W.C. Gaventa, & D.L. Coulter (Eds.), Spirituality and intellectual disability. (pp. 65-72). New York: The Haworth Pastoral Press.
۱۳- Musse, I.A. (2002). Disability: An Islamic insight. Retrieved January 6, 2004, from http://www.icv.org.au/ps20011018.shtml
۱۴-Turmusani, M. (2001). Disabled women in Islam: Middle Eastern perspective. In W.C. Gaventa, & D.L. Coulter (Eds.), Spirituality and intellectual disability. (pp. 73-86). New York: The Haworth Pastoral Press.
۱۵- Maysaa S. Bazna, Ed.D., & Tarek A. Hatab, P.E. DISABILITY IN THE QUR’AN: THE ISLAMIC ALTERNATIVE TO DEFINING, VIEWING, AND RELATING TO DISABILITY Disability in the Qur’an pg. 1 of 30.
۱۶- Maysaa Bazna on Islam and Disabilityhttp://www.rollingrains.com/archives/000155.html
۱۷- What does Islam say about disability? http://muslimyouth.net/index.php
۱۸- Disability and Handicapped in Islam. http://www.ukim.org/imam.asp?CatID=17.\
۱۹- Disability, Religion and Health: a literature review in search of the spiritual dimensions of disability. DEBORAH SELWAY ADRIAN F. ASHMAN. Disability & Society, Volume 13, Number 3 / June 1, 429 – ۴۳۹. ۱۹۹۸
۲۰- Mary Ann McColl, Jerome Bickenbach, Jane Johnston, Sharon Nishihama, Millard Schumaker, Karen Smith, Marsha Smith, Brian Yealland. Spiritual issues associated with traumatic-onset disability. Disability & Rehabilitation. Volume 22, Number 12 / August 15, 555 – ۵۶۴. ۲۰۰۰.
۲۱- Introduction to Islam. http://usinfo.state.gov/products/pubs/muslimlife/musmap.htm

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *