انور شیرازی

انور شیرازی
شاهزاده نابینا شده

مقدمه
منازعات بین حکمرانان و پادشاهان و سلسله‌های حکومت‌گزار، بخش مهمی از حوادث تاریخی است.
حکمران جدید با قساوت تمام، مدیران و رهبران پیشین را از دم تیغ آخته می‌گذراند. البته حاکمانی بوده‌اند که به جای انتقام و خون‌ریزی از تجربه رهبران پیشین برای سازندگی کشور استفاده می‌کردند ولی این¬گونه افراد اندک بوده‌اند. رسول اکرم(ص) از جمله رهبرانی است که پس از فتح مکه به جای انتقام‌گیری و کشتن افرادی مثل ابوسفیان، نه تنها آنها را نکشت بلکه اعلام کرد، مردم مکه می‌توانند به خانه بزرگان و سران قریش پناه برده و از هرگونه تعرضی در امان باشند. اما متأسفانه در تاریخ چند سده‌ی ایران، با آمدن زندیه افشاریه قلع و قمع شدند، با آمدن قاجاریه، زندیه را با تیغ برهنه بدون هیچ محاکمه و رسیدگی، خشک و تر را با هم از بین بردند، وقتی پهلوی آمد، قجرها را از میان برداشت، عده‌ای در زندان، عده‌ای در تبعید و دیگران هم کشته شدند. در همه‌ این مقاطع، انتقام‌گیری با توجیه اینکه اینان به مردم ظلم کرده‌اند و اموال مردم را بی‌جهت ربوده و به یغما برده‌اند، توجیه می‌شد. گاه بدون تعویض سلسله، به دلیل رقابت‌ها و منازعات داخلی، انتقام¬گیری می‌شد.
یکی از روش‌های قلع و قمع رهبران گذشته، کورکردن به روش میل کشیدن بر چشم یا تخلیه چشم یا تیر زدن بر چشم بوده است. برای اینکه اینان بمانند و با دیدن چهره‌ آنان، دیگران عبرت بگیرند، با قساوت تمام، میل فلزی را در آتش سرخ کرده و بر چشم آنان می‌کشیدند.
ابراهیم خان مشهور به انور شیرازی از جمله بازماندگان از سلسله زندیه بود که به دلیل مزبور نابینا شد. ولی با تلاش و همّت شخصی، و پناه‌آوردن به فعالیت‌های فرهنگی و ادبی، مشهور گردید. این دفتر گویای تجربه‌ای از روشندلی دیگر اما با سرنوشت متفاوت است. امید است از نقد و راهنمایی فرهیختگان بهره‌مند شویم.

—» دانلود متن کامل کتاب(pdf)  ؛  html

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *