انجمن کوهنوردی افق مشهد (ويژه معلولان)

سرپرست گروه كوهنوردي افق هدف از تشكيل اين گروه را كمك به ارتقاي توان روحي و رواني معلولان در كنار تقويت قواي جسماني آنها عنوان كرد و افزود: اين گروه، شش سال پيش، ابتدا كارش را با بردن معلولان علاقه مند به طبيعت به اردوهاي بيرون شهر شروع كرد كه با توجه به علاقه مندي كه در بين اعضا به وجود آمد كم كم به سمت و سوي كوهنوردي كشيده شدند كه ابتدا با برنامه هاي كوهنوردي در كوههاي اطراف مشهد از جمله كوههاي آب و برق شروع كرديم و در ادامه با نگاه حرفه اي تر تاكنون توانسته ايم با تلاش همين بچه هاي معلول بسياري از كوههاي مرتفع و معروف كشور از جمله سبلان با ۴۸۱۱ متر، تفتان با ۴۰۵۰ متر، بينالود با ۳۲۱۱ متر و شيركوه با ۴۰۵۰ متر ارتفاع را صعود كنيم كه البته با صعود به بام ايران يعني دماوند، آلبوم افتخارات اين گروه كوهنوردي در فتح قلل مرتفع كشور كامل شد.

ofogh_nf@yahoo.com

اسامي تيم افق عبارتند از:
تيم آقايان: هادي انصاري، محسن عليپور، جواد دوزنده، داود شفاعتي، حسين معين، مرتضي عبدي، روح ا… شريعتي، محمدرضا ميري، عليرضا ميري
تيم بانوان: طاهره صباغ، زهرا غلامي، بهجت السادات سجادي، فاطمه ثابتي
سرپرست: علي اصغر ميري- فاطمه ثابتي

* گزارش صعود به دماوند در چهارشنبه ۲۳ مرداد ۸۷، از زبان انجمن افق:
حوالي ۹ شب بود كه به اولين قرارگاه هيأت كوهنوردي، از جبهه جنوب، در پاي كوه دماوند رسيديم، در شهر رينه اتراق كرديم و صبح پنج شنبه به راه افتاديم (پس از انجام هماهنگيهاي معمول و ضروري)، در قرارگاه دوم كه موسوم به گوسفندسراست بارها را تحويل باربران نموده و صعودمان را ادامه داديم، صعود به دور دست ترين قله هاي ذهن، صعود به باورهايمان، صعود به دماوند. خوشبختانه به دليل اعياد شعبانيه و چند روز تعطيلي، كوهنوردان زيادي از سراسر ايران ميهمان دماوند بودند با روحيات و فرهنگهاي متفاوت كه نشاطي بي نظير را به كوه هديه نمودند و همچنين به گروه كوهنوردي افق.
پس از ۱۰ ساعت حركت رسيديم به بارگاه سوم حوالي ساعت ۱۰ شب در ارتفاع ۴۱۵۰ متري و استراحت نموديم. روز جمعه طبق برنامه هيچ برنامه اي براي بالا رفتن نداشتيم فقط اقدام به هم هوايي نموديم.
ساعت ۲ بامداد شنبه مسير قله را از كمپ آغاز نموديم. طولاني بودن مسير و حركت كند بچه ها بدون شك مي توانست گروه را خسته و فرسوده كند اما گروههاي مختلف كوهنوردي كه تحت تأثير بچه ها هر كدام به گونه اي سعي در بيان احساساتشان داشتند و گاه با ريزش اشك و گاه با فريادهاي بلند و گاه با سردادن آوازهاي محلي اقدام به تشويق گروهمان مي كردند، موجب شدند از هجوم خستگي چيزي نفهميم.
آبشار يخي در ارتفاع ۴۸۰۰ متري كه گيسوانش را با تكه بلورهايي شفاف و براق آراسته بود حوالي ساعت ۳ بعد از ظهر انتظارمان را مي كشيد! آبشاري كه در تمام فصول سال يخ اندود است! در حضور اين زيباترين آبشار لازم بود كه دور هم و با هم تصميم منطقي و به دور از احساسات گرفته شود زيرا به دليل وجود عصا و بريس و دستها به جاي پاهايي براي رفتن و رسيدن، قطعاً به سياهي شب مي خورديم و اگر چه ماه و مهتاب در انتظارمان بودند اما چيزي جز خطرهايي به كمين نشسته، عايدمان نمي شد. ما براي فتح آمده بوديم نه براي تسليم، پس به صحبت نشستيم و تصميم گرفتيم آقاي عليپور- معلول قطع عضو- به نمايندگي از معلولين جسمي، حركتي به علاوه ۲ نفر ناشنوا و ۲ نفر كمكي و تيم تصويربرداري به نمايندگي از گروه افق به سوي قله به راه بيفتند و ما ناچار بوديم با وجود ناراحتي عميق بچه ها و در ميان اشكهايشان از همديگر جدا شويم.
البته اگر مي توانستيم جهت همراهي بچه ها گروهي باربر و قاطر و تجهيزاتي چون بي سيم و GPS و حداقل ۷ نفر كمكي كه نقش مهمي در برنامه هاي صعود بويژه براي معلولين ايفا مي كنند، داشته باشيم كه تمام اينها به ما اجازه مي دادند نه با شرايط حاكم و اجبار كه با شرايط بچه هاي معلول به جاي ۳/۵ روز پنج روزه به فتح دست يابيم قطعاً نيازي به اين جدايي نبود اما همه مي دانستيم كه لااقل ۱/۵ ميليون تومان براي تهيه چنين امكاناتي بر هزينه هايمان افزوده مي شد و اين براي ما مقدور نبود!
پس حركت كرديم. ساعت ۳ رسيديم به پاي مسير گوگردي حوالي ساعت ۵/۵ عصر كه تا قله يك ساعتي فاصله داشت، فضايي پوشيده از غبار گوگرد به دليل وجود دهانه هاي فراوان و كوچك گوگردي، نفس كشيدنمان به مراتب سخت تر نموده بود و با درد فراوان و تحمل ۲۴ ساعت گرسنگي سرانجام به قله رسيديم.
زمان برگشت به مشهد براي دوستانمان در مركز معلولين فياض بخش، گفتيم آنچه بر ما گذشته بود و گفتيم آدمهايي كه اگر ما را در پايين كوه مي ديدند شايد خدا را آهسته شكر مي كردند كه چنين ناتوان نيستند، زماني كه بچه ها را در ارتفاع دماوند ديدند- در اوج قدرت يك انسان- و نيز كساني كه نااميد از صعود در مسير برگشت بودند و با ديدنمان با خجالت دوباره راه صعود را پيش گرفتند، همگي با قدرتهاي نهفته خويش معترف شدند!
گفتيم كه توانايي و ناتواني در انديشه هاست و همين كه انديشه اي به توانايي هاي خويش ايمان آورد، جسم محلي از اعراب براي نتوانستنها ندارد !ما از اولين روزها به دنبال همين انديشه سازي بوديم كه ناتواني اگر هست در نگاه است و بس و اگر نگاهمان را عوض كنيم دماوندها، تپه هاي كوچكي مي شوند در راه عبورمان، در هدايتمان به مقصد و مقصود!

* اراده و پشتكار رمز صعود
سرپرست گروه كوهنوردي افق هدف از تشكيل اين گروه را كمك به ارتقاي توان روحي و رواني معلولان در كنار تقويت قواي جسماني آنها عنوان كرد و افزود: اين گروه، شش سال پيش، ابتدا كارش را با بردن معلولان علاقه مند به طبيعت به اردوهاي بيرون شهر شروع كرد كه با توجه به علاقه مندي كه در بين اعضا به وجود آمد كم كم به سمت و سوي كوهنوردي كشيده شدند كه ابتدا با برنامه هاي كوهنوردي در كوههاي اطراف مشهد از جمله كوههاي آب و برق شروع كرديم و در ادامه با نگاه حرفه اي تر تاكنون توانسته ايم با تلاش همين بچه هاي معلول بسياري از كوههاي مرتفع و معروف كشور از جمله سبلان با ۴۸۱۱ متر، تفتان با ۴۰۵۰ متر، بينالود با ۳۲۱۱ متر و شيركوه با ۴۰۵۰ متر ارتفاع را صعود كنيم كه البته با صعود به بام ايران يعني دماوند، آلبوم افتخارات اين گروه كوهنوردي در فتح قلل مرتفع كشور كامل شد.
سرپرست گروه كوهنوردي افق در تشريح مشكلات اين گروه براي صعود به دماوند اظهار داشت: چون از ابتدا مي دانستيم براي صعود به دماوند بايد با برنامه ريزي درست و اصولي حركت كنيم به همين دليل در حدود ده ماه و با برگزاري اردوهاي مختلف اعضاي تيم به آمادگي لازم براي صعود به دماوند آماده شدند اما با اين وجود آنچه كه گروه را بيش از پيش آزار داد مشكلات مالي بود كه اگر نبود حمايتهاي خوب فرش مشهد شايد با همه تلاشي كه بچه ها كرده بودند نمي توانستيم به اين مهم دست يابيم.
وي ضمن اشاره به لزوم حمايت بيشتر مسؤولان از ورزش معلولان گفت: در صورت حمايت و پشتيباني از معلولان آنها توانايي هاي زيادي براي انجام كارهاي بزرگ دارند و اين قول را مي دهم چنانچه شرايط مهيا باشد برنامه بعدي فتح قلل مرتفع ساير كشورهاست.

* به عشق غار حرا
مرتضي عبدي، يكي از اعضاي گروه كوهنوردي افق نيز در خصوص اين صعود گفت: چون هنوز بيش از يك سال و نيم از شروع فعاليتم در اين گروه بيشتر نمي گذشت فكر نمي كردم بتوانم دماوند را فتح كنم اما با تشويق دوستان و برنامه ريزي خوبي كه صورت گرفت توانستم به آنچه كه روزي فكرش را هم نمي كردم دست يابم. اين در حالي بود كه همپاي ما در اين صعود ۲۰۰۰ نفر از كوهنوردان سالم حضور داشتند كه با ديدن ما هم ما را به لحاظ روحي و رواني تقويت مي كردند و هم اينكه در اواسط راه برخي از آنها كه از صعود منصرف شده بودند با ديدن ما انرژي مي گرفتند و برمي گشتند تا به راه ادامه دهند.
وي در تشريح چگونگي روي آوردنش به ورزش كوهنوردي اظهار داشت: همه چيز اتفاقي روي داد. زماني كه در يك مراسم قرعه كشي اسمم به عنوان زائر خانه خدا درآمد و خيلي دوست داشتم وقتي به آنجا رفتم غار حرا را از نزديك ببينم به همين دليل عزمم را جزم كردم تا به عضويت گروه كوهنوردي افق درآيم كه با شركت در برنامه هاي اين گروه كم كم به اين رشته علاقه مند شدم و با ادامه فعاليتم در كوهنوردي توانستم بلندترين قله كشورم را با كمترين امكانات و بدون حتي اكسيژن فتح كنم كه فكر مي كنم براي يك معلول افتخاري بزرگ به شمار آيد.

* عظمت دماوند
محسن عليپور، يكي ديگر از اعضاي گروه كوهنوردي افق كه توانسته به قله دماوند صعود كند گفت: حدود ۶ سال است كه در برنامه هاي اين گروه شركت مي كنم و تاكنون به قلل مختلف در كشور صعود كردم كه اولين آن بر مي گردد به قله تفتان كه خود انگيزه اي شد براي ادامه راهم در آينده.
وي در ادامه گفت: قبل از اينكه صعود را شروع كنيم عظمت دماوند را حس نكرده بودم اما وقتي دو تا سه ساعت گذشت كاملاً جو روي من تأثير گذاشت و آنجا بود كه فهميدم دماوند چه عظمتي دارد ولي در مجموع اگر چند سال پيش از من مي پرسيدند مي تواني به دماوند صعود كني اصلاً فكرش را هم نمي كردم چه رسد به اينكه خودم برفراز اين قله بايستم!
(مأخذ: tavana85.blogfa.com)

ofogh_nf@yahoo.com

1 پاسخ
  1. رامین
    رامین says:

    با سلام به همه دوستان وهم میهنان عزیز در گروه کوهنوردی افق … برنامه صعود به دماند رو در نیمه شب اربعین دیدمک.
    بسیار جذاب بود….نه جذاب نبود… بیشتر از جذابیت چیزی داشت که من و شایدخیلی ها رو مجبور کرد تا انتهای تیتراژ رو ببینیم. و غبطه بخوریم به حال فرشتگانی که دست و پا ندارند و بال دارند . من به ظاهر ورزشکارم و ۴ با به دماوند رفتم از این ۴بار فقط یک بار …اونم یکبار قله رو صعود کردمو پدیگر ابرها از پناهگاه برگشتم….ولی این دوستان رواگر در جایی غیر از دماوند..اون هم با سند فیلم ..میدیدم باورم نمی شد که حتی تا…. بتونند بروند و اونجا باشن…. عزیزانی کمه برای نتونستنشون گریه می کرددند …ولی من وامثال من ناتوانیمون رو توجیه میکنیم وشکست رو قبول میکنیم… به راحتی آب خهوردئن…کاش کمی از اراده و غیزت شما رومن …داشتم ….ما به ظاره سالم و توانا هستیم… شما عزیزان اگر جسم سالم داشتید چه کارها که میکردیدکه امثال من حتی فکر و جرات انجام دادنشو ندارن…واقعا عجب اراده ای …. من هنوز در عجبم از اراده و پشتکار شما عزیزان … مرحبا و خدا قوت …شما با نرفتن به قله دماوند که ظاهرا بلند هست ….در باطنٍ واقعیت ، قله پشتکار ، اراده و غیرت رو فتح کردید به بلندی اورست و حتی بشتر …
    خدا قوت عزیزان جان

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *